<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>:: گُلّجه :: نوشته‌هاي علي شكوري‌راد :: www.gollejeh.com ::</title>
      <link>http://gollejeh.ir/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Mon, 08 Mar 2010 17:14:48 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات</title>
         <description><![CDATA[
<strong>شکوری‌راد:تنها در یک مورد ما هفت دستگاه شنود از دفتر مشارکت کشف کردیم/ خواسته اولیه جنبش سبز اجرای قانون است</strong>
<em>پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، امید ایران‌مهر، مهراوه خوارزمی: تحزب ایرانی در سال جاری وضعیتی فراموش نشدنی را تجربه کرد. از انتخاباتی که پشت سر هیچ یک از کاندیداهایش یک حزب واحد و مشخص نایستاده بود تا پلمپ دفتر دو حزب و اعلام کیفرخواستی که در آن مشخصآ چند حزب اتهاماتی را متحمل شدند. اما این اتفاقات فارغ از درستی یا نادرستی‌شان می‌توانست این سوال را به ذهن بیاورد که اگر چنین مسائلی پیش نمی‌آمد و احزاب می‌توانستد با تمام موانع پیش‌رویشان همان کارکرد حداقلی را به جامعه ارائه دهند آنها چه تاثیری بر تنش‌ها و اعتراضات پس از انتخابات می‌گذاشتند و تا چه حد می‌توانستند نقش کاهنده یا حتی فزاینده داشته باشند. هر چند این روزها که اعضاء کادری حزب مشارکت در تکاپوی آن هستند که بتوانند کنگره سالانه این حزب را به رسم هر سال و پیش از پایان یافتن زمستان برگزار کنند و علی‌رغم در بند بودن دبیر کل حزب و تنی چند از دیگر اعضاء آن به عهد موعود عمل نمایند اما برای یافتن پاسخ پرسشهایمان گوشه دنجی با علی شکوری‌راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی یافتیم و به بررسی وضعیت احزاب اصلاح‌طلب و حزب مشارکت در سالی که گذشت و اما و اگرهای مشکلات بوجود آمده در فعالیت حزب متبوع او پرداختیم. بحث درباره اتفاقات پس از انتخابات ناخودآگاه ما را به مسیری کشاند که چشم‌آنداز جنبش مردمی پس از انتخابات را به میانه سخن کشید. علی شکوری‌راد که جنبش سبز را عصاره و حاصل تمامی تجربیات دوران اصلاحات می‌داند، معتقد است که اولین و مهمترین دستاورد جنبش سبز که همین حالا هم گوشه‌هایی از آن نمایان است، شکل‌گیری یک جامعه مدنی واقعی خواهد بود.</em>

شما عضو شورای مرکزی مشارکت بودید و بعد از وقایع انتخابات با دستگیری همفکرانتان و پلمپ دفتر حزب مواجه شدید؛ اگر این اتفاقات نمی‌افتاد و مشارکت می‌توانست همچنان به عنوان یک حزب سیاسی به کارکردهای معمول خودش بپردازد، فکر می‌کنید حزب شما در زمینه کنترل فضا و کمک به مطرح شدن اعتراضات در چاچوبی متفاوت چه کارکردی می توانست داشته باشد.

 انتخابات دهم ریاست جمهوری ویژگی‌های خاص خودش را داشت از جمله آن ویژگی‌ها این بود که کاندیدایی که به نوعی مورد اجماع  جبهه اصلاحات قرار گرفت (حالا غیر از آقای کروبی که هواداران خاص خودش را داشت) کاندیدایی نبود که احزاب به دنبالش رفته و او را به عنوان کاندیدای خود معرفی کرده  باشند. بلکه کسی بود که بخاطر سابقه و وزن شخصی خودش به میدان آمد و چون پتانسیل‌های خوبی داشت احزاب به این صرافت افتادند  که از او حمایت کنند. بنابر این انتخابات ریاست جمهوری از این نظر یک رقابت حزبی نبود. در طرف های دیگر هم همینطور بود؛ آقای احمدی‌نژاد یک حزب شناسنامه دار ندارد، آقای رضایی هم حزب نداشت. اگر آقای کروبی هم حزبی داشت در محدوده مشخصی بود و حزبی فراگیر به حساب نمی آمد. بنابراین انتخابات این دوره ریاست‌جمهوری بر خلاف دوره قبل که نقش احزاب در آن پررنگ‌تر بود انتخاباتی غیر حزبی به شمار می آمد. جبهه مشارکت هم که از آقای مهندس موسوی حمایت کرد ستاد مستقلی تشکیل نداد و درحقیقت نیروها رفتند و در داخل ستادهای آقای موسوی و یا ستادهای مردمی و یا ستادهایی که با عنوان ستاد اصلاح طلبان تشکیل شده بود فعال شدند. بنابراین ما می‌توانیم بگوییم که در این انتخابات جبهه مشارکت با صبغه حزبی خودش وارد میدان نشد.
 اگرچه حمایت کرد و اگرچه در مراحل مختلف همراه بود اما بیشتر ترجیح داد در ستادهای آقای موسوی ادغام شود تا اینکه بخواهد بطور مستقل فعالیت کند. بنابر این نیروهایی که در این ستادها فعال شده بودند به این طریق قبل و بعد انتخابات به فعالیتشان ادامه دادند و به نظر من بستن جبهه مشارکت ناشی‌گری بود، در حقیقت کار بیهوده و لغوی انجام شد توسط کسانی که نه اطلاعات کافی دارند و نه شناخت کافی دارند و نه تحلیل درستی نسبت به مسائل دارند. من فکر می‌کنم بسته شدن در حزب هیچ مشکل خاصی برای ما ایجاد نکرد جز آنکه مجبور شدیم جلساتمان را در جای دیگری برگزار کنیم و الا آن دسته از نیروهای مشارکت که فعال بودند در همان پیوندهایی که قرار داشتند به فعالیتشان ادامه دادند. کما اینکه ساختمان سازمان مجاهدین انقلاب را پلمپ نکردند ولی شما مقایسه کنید ببینید میان جبهه مشارکت که دفترش پلمپ شده بود و مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب که دفترشان بسته نشده بود تفاوت چندانی دیده نمی‌شود یعنی این موضوع تآثیری در فعالیت حزب نداشت.

.]]></description>
         <link>http://gollejeh.ir/2010/03/post_166.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2010/03/post_166.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">interview</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 08 Mar 2010 17:14:48 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات</title>
         <description><![CDATA[<strong>شکوری‌راد:تنها در یک مورد ما هفت دستگاه شنود از دفتر مشارکت کشف کردیم/ خواسته اولیه جنبش سبز اجرای قانون است</strong>
<em>پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، امید ایران‌مهر، مهراوه خوارزمی: تحزب ایرانی در سال جاری وضعیتی فراموش نشدنی را تجربه کرد. از انتخاباتی که پشت سر هیچ یک از کاندیداهایش یک حزب واحد و مشخص نایستاده بود تا پلمپ دفتر دو حزب و اعلام کیفرخواستی که در آن مشخصآ چند حزب اتهاماتی را متحمل شدند. اما این اتفاقات فارغ از درستی یا نادرستی‌شان می‌توانست این سوال را به ذهن بیاورد که اگر چنین مسائلی پیش نمی‌آمد و احزاب می‌توانستد با تمام موانع پیش‌رویشان همان کارکرد حداقلی را به جامعه ارائه دهند آنها چه تاثیری بر تنش‌ها و اعتراضات پس از انتخابات می‌گذاشتند و تا چه حد می‌توانستند نقش کاهنده یا حتی فزاینده داشته باشند. هر چند این روزها که اعضاء کادری حزب مشارکت در تکاپوی آن هستند که بتوانند کنگره سالانه این حزب را به رسم هر سال و پیش از پایان یافتن زمستان برگزار کنند و علی‌رغم در بند بودن دبیر کل حزب و تنی چند از دیگر اعضاء آن به عهد موعود عمل نمایند اما برای یافتن پاسخ پرسشهایمان گوشه دنجی با علی شکوری‌راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی یافتیم و به بررسی وضعیت احزاب اصلاح‌طلب و حزب مشارکت در سالی که گذشت و اما و اگرهای مشکلات بوجود آمده در فعالیت حزب متبوع او پرداختیم. بحث درباره اتفاقات پس از انتخابات ناخودآگاه ما را به مسیری کشاند که چشم‌آنداز جنبش مردمی پس از انتخابات را به میانه سخن کشید. علی شکوری‌راد که جنبش سبز را عصاره و حاصل تمامی تجربیات دوران اصلاحات می‌داند، معتقد است که اولین و مهمترین دستاورد جنبش سبز که همین حالا هم گوشه‌هایی از آن نمایان است، شکل‌گیری یک جامعه مدنی واقعی خواهد بود.</em>

<strong>شما عضو شورای مرکزی مشارکت بودید و بعد از وقایع انتخابات با دستگیری همفکرانتان و پلمپ دفتر حزب مواجه شدید؛ اگر این اتفاقات نمی‌افتاد و مشارکت می‌توانست همچنان به عنوان یک حزب سیاسی به کارکردهای معمول خودش بپردازد، فکر می‌کنید حزب شما در زمینه کنترل فضا و کمک به مطرح شدن اعتراضات در چاچوبی متفاوت چه کارکردی می توانست داشته باشد.</strong> انتخابات دهم ریاست جمهوری ویژگی‌های خاص خودش را داشت از جمله آن ویژگی‌ها این بود که کاندیدایی که به نوعی مورد اجماع  جبهه اصلاحات قرار گرفت (حالا غیر از آقای کروبی که هواداران خاص خودش را داشت) کاندیدایی نبود که احزاب به دنبالش رفته و او را به عنوان کاندیدای خود معرفی کرده  باشند. بلکه کسی بود که بخاطر سابقه و وزن شخصی خودش به میدان آمد و چون پتانسیل‌های خوبی داشت احزاب به این صرافت افتادند  که از او حمایت کنند. بنابر این انتخابات ریاست جمهوری از این نظر یک رقابت حزبی نبود. در طرف های دیگر هم همینطور بود؛ آقای احمدی‌نژاد یک حزب شناسنامه دار ندارد، آقای رضایی هم حزب نداشت. اگر آقای کروبی هم حزبی داشت در محدوده مشخصی بود و حزبی فراگیر به حساب نمی آمد. بنابراین انتخابات این دوره ریاست‌جمهوری بر خلاف دوره قبل که نقش احزاب در آن پررنگ‌تر بود انتخاباتی غیر حزبی به شمار می آمد. جبهه مشارکت هم که از آقای مهندس موسوی حمایت کرد ستاد مستقلی تشکیل نداد و درحقیقت نیروها رفتند و در داخل ستادهای آقای موسوی و یا ستادهای مردمی و یا ستادهایی که با عنوان ستاد اصلاح طلبان تشکیل شده بود فعال شدند. بنابراین ما می‌توانیم بگوییم که در این انتخابات جبهه مشارکت با صبغه حزبی خودش وارد میدان نشد.
 اگرچه حمایت کرد و اگرچه در مراحل مختلف همراه بود اما بیشتر ترجیح داد در ستادهای آقای موسوی ادغام شود تا اینکه بخواهد بطور مستقل فعالیت کند. بنابر این نیروهایی که در این ستادها فعال شده بودند به این طریق قبل و بعد انتخابات به فعالیتشان ادامه دادند و به نظر من بستن جبهه مشارکت ناشی‌گری بود، در حقیقت کار بیهوده و لغوی انجام شد توسط کسانی که نه اطلاعات کافی دارند و نه شناخت کافی دارند و نه تحلیل درستی نسبت به مسائل دارند. من فکر می‌کنم بسته شدن در حزب هیچ مشکل خاصی برای ما ایجاد نکرد جز آنکه مجبور شدیم جلساتمان را در جای دیگری برگزار کنیم و الا آن دسته از نیروهای مشارکت که فعال بودند در همان پیوندهایی که قرار داشتند به فعالیتشان ادامه دادند. کما اینکه ساختمان سازمان مجاهدین انقلاب را پلمپ نکردند ولی شما مقایسه کنید ببینید میان جبهه مشارکت که دفترش پلمپ شده بود و مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب که دفترشان بسته نشده بود تفاوت چندانی دیده نمی‌شود یعنی این موضوع تآثیری در فعالیت حزب نداشت.

.]]></description>
         <link>http://gollejeh.ir/2010/03/post_167.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2010/03/post_167.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">interview</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 08 Mar 2010 17:14:48 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شكوري‌راد در مناظره با کوچک زاده: وقتی اعتراضات انقلاب مخملی نامیده شد نخستین اشتباه رخ داد </title>
         <description>مناظره علی شکوری‌راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و مهدی کوچک‌زاده نماینده مجلس شورای اسلامی با موضوع ”بررسی خط و اندیشه امام(ره)“ در نشست سراسری سالانه دفتر تحکیم وحدت(طیف شیراز) برگزار شد.

به گزارش ایلنا، در ابتدای این مناظره شکوری‌راد با بیان اینکه به نظر من دفتر تحکیم وحدت خاتمه یافته است و هیچ‌کدام از دو تشکل باقی مانده به این نام نمی‌توانند پیشینه آن را نمایندگی کنند، خاطر نشان کرد: نام مسلمانان پیرو خط امام اولین بار به دانشجویان تسخیر‌کننده سفارت آمریکا اطلاق شد و از جمله آنها محسن میردامادی بود که هم‌اکنون در زندان به سر می‌برد.

وی افزود: در اوایل انقلاب هر کس به استنباط خود از خط امام عمل می‌کرد و برای جریانی که به خط امام مشهور بود، کسی چارچوب ننوشت و تا زمانی که امام در قید حیات بود بر اساس رفتار امام عمل می‌شد که آخرین مورد آن در هنگام انتخابات مجلس سوم بود که دفتر تحکیم وحدت در پی این سخن امام که دانشجویان جوان مانند مجتهدین اجازه دخالت در سرنوشت خود را دارند، وارد انتخابات شد، زیرا تا آن هنگام فقط حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز لیست‌هایی را در انتخابات معرفی می‌کردند اما امام خواستار آن بود که رقابت در انتخابات جدی شود و لذا وقتی شورای نگهبان قصد ایجاد مانع در برابر این مسئله را کرد، ایشان نماینده‌ای را تعیین نموده و شورای حکمیت تشکیل شد تا اجازه زیاده‌خواهی به شورای نگهبان داده نشود.

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان اینکه ما به این خط امام که به دانشجو اجازه فعالیت می‌دهد افتخار می‌کنیم، تصریح کرد: بعد از رحلت امام کسانی که پایگاهی در میان دانشجویان نداشتند، می‌خواستند دفتر تحکیم وحدت را مخالف رهبری جلوه دهند و برای تعیین نام نشریه آنها با عنوان ”پیرو خط امام“ مانع ایجاد کردند در حالی که نمی‌دانستند ایجاد این تقابل بدین معنا است که رهبری مخالف امام است.

شکوری‌راد با تاکید بر اینکه به برخی رفتارهای پس از سال ۷۶ دفتر تحکیم وحدت انتقادات مفصلی دارم،‌گفت: چاره‌ این مملکت و خروج از وضع فعلی بازگشت به راه و اندیشه امام است که در قانون اساسی بیان شده است و لذا اجرای بدون تنازل قانون اساسی به معنای خط امام است.

</description>
         <link>http://gollejeh.ir/2010/03/post_165.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2010/03/post_165.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">interview</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">lecture</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 06 Mar 2010 16:11:06 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>از &quot;قولوا لااله الاالله تفلحوا&quot; تا حکم اعدام محمدامین</title>
         <description><![CDATA[ سالروز ولادت <strong>محمد امین</strong>، پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) است و من به خبر صدور حکم اعدام <strong>محمدامین</strong> ولیان، فعال دانشجویی دامغان و از بازداشت شدگان روز عاشواری خونین تهران بر روی سایت های خبری خیره مانده ام.
شعار دعوت محمد(ص) در ابتدای رسالتش در کوچه های مکه و در کنار خانۀ خدا که آن زمان بتکده بود این جملۀ کوتاه بود که بگوئید خدا یکی ست تا رستگار شوید. مشرکانی که این دعوت را پذیرفتند و "لا اله الا الله" گفتند رستگار شدند و آنها که بر شرک باقی ماندند رستگار نشدند.

اکنون محمد امین ولیان که خودش و جد اندر جدش قائل به وحدانیت خدا بوده اند و علاوه بر آن به رسالت پیامبر و قرآن او و امامت امامان دوازده گانه(ع) ایمان داشته اند، خود وخانواده اش عامل به احکام اسلام هستند و در نمازهای روزانه بارها لا اله الا الله می گویند و بر رسالت رسولش نیز گواهی می دهند، نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند و به قانون اساسی وفادارند، دانشجویی بیست ساله وعضو انجمن اسلامی دانشجویان است که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده و به یکی از نامزدهای رسمی انتخابات که مورد تأیید شورای نگهبان نیز قرار گرفته بوده است رأی داده ولی فقط به نتایج اعلام شده اعتراض داشته و اکنون حداکثر خواسته اش اجرای بدون تنازل قانون اساسی ست، به جرم آنکه در تظاهرات روز عاشورای حسینی در اقتداء به او و با قصد اعتراض به آنچه ظلم می دانسته است شرکت کرده و با مانع نیرهای انتظامی مواجه شده است و در جریان برخوردهایی که پیش آمده سنگی پرتاب کرده که معلوم نیست به جایی اصابت کرده و یا موجب خسارتی شده باشد در دادگاه منتسب به رسولی که دعوتش به گفتن لا اله الا الله و وعده اش رستگاری بوده است به محاربۀ با خدا و رسول متهم و حکم اعدام برایش صادر شده است.
]]></description>
         <link>http://gollejeh.ir/2010/03/post_164.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2010/03/post_164.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">note</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 05 Mar 2010 16:02:27 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ارزیابی آنچه در 22 بهمن گذشت</title>
         <description>جنبش سبز در زورآزمایی سیاسی خود با جناح حامی دولت در راهپیمائی 22بهمن موفق به غلبه نشد و سبزها که اعلام کرده بودند با نماد سبز در این راهپیمائی شرکت می کنند علی رغم حضور گسترده نتوانستند بطور عمومی از نماد سبز استفاده کنند و این مسأله موجب شد حامیان دولت جمعیت آنها را به نفع خود مصادره کنند و در تبلیغات رسمی آنها را موافق وضعیت موجود قلمداد کنند. این یک زورآزمائی در شرایط برابر نبود که نتیجۀ آن بتواند ارزیابی واقعیت جامعه را بدست بدهد و آنچه نصیب جناح حامی وضع موجود شده است صرفا یک برد تبلیغاتی است و نه از میدان بدر کردن جنبش سبز.
در حالی که آنها از ابزار و امکانات و امنیت بسیار زیاد برای برنامه ریزی و سازماندهی برخوردار هستند معترضین از هرگونه امکانی محروم شده اند و از هیچ امنیتی حتی برای یک تلفن زدن برخوردار نیستند. با این حال هشت ماه است که جنبش اعتراضی مردم زنده است و علی رغم همۀ فشارها بالیده است و این خود پیروزی کمی نیست. پیروزی واقعی برای آنها خاموش کردن اعتراضات مردمی است و برای جنبش اعتراضی بقا و بالندگی. آنها پیروز نیستند چرا که نتوانسته اند جنبش سبز را خاموش کنند و برای جلوگیری از بالندگی آن در 22 بهمن ناگزیر شده اند همۀ ظرفیت خود را بکار بگیرند و با این حال همچون تلاش ناکامشان برای مصادرۀ 40 میلیون شرکت کنندۀ ادعایی در انتخابات گذشته نمی توانند انبوه شرکت کنندگان در راهپیمائی 22 بهمن را به نام خود ثبت کنند. حضور اعضاء جنبش سبز در راهپیمائی 22بهمن همانند شرکتشان در انتخابات گذشته اشتباه نبوده است و اگر کسانی در این راهپیمائی شرکت نکرده باشند اشتباه کسانی را مرتکب شده اند که در انتخابات گذشته شرکت نکردند ولی پس از آن خود را جزء جنبش سبز نامیدند. همانها که اکنون بیشترین سرخوردگی ها را فریاد می کنند و خواسته یا نا خواسته در جهت تبلیغات رسمی دولت حرکت می کنند.
</description>
         <link>http://gollejeh.ir/2010/02/_22.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2010/02/_22.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">note</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 13 Feb 2010 17:49:50 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اعتراف رسمی به توهم انقلاب مخملی</title>
         <description>گفتگوی ویژۀ خبری شبکۀ دو با دکتر محمد رضا تاجیک اعتراف رسمی به این واقعیت بود که اتهام انقلاب مخملی به  رهبران و هواداران جنبش سبز یک توهم و تحلیل غلط بوده است. تاجیک این تحلیل را در پاسخ به سوال اصراری مجری محترم ارائه داد. معنای اصرار او این است که صدا و سیما و هدایت گران سرکوب اعتراضات پس از انبوه تبلیغات در مورد انقلاب مخملی به این نتیجه رسیده اند که این تحلیل از ابتدا درست نبوده و بیهوده جار و جنجال می کرده اند و حالا از زبان آقای تاجیک به اشتباه خود اعتراف می کنند. بگذریم که با آن توهم چقدر احساسات و هواداران خود را تحریک کردند و آنها را وادار به چه کارها که نکردند.
در همان ابتدا در نیمۀ مرداد یادداشتی در وبلاگم نوشته بودم با عنوان اعترافات در تقدیرکه بد نیست اکنون بازخوانی بشود. در اینجا نمونۀ اول را می آورم و در دنبالۀ این نوشته متن کامل آن یادداشت را نیز می گذارم.
نمونه اول: &quot; من ..... متولد سال 1355 دریکی از محله های شهر ری هستم، پس از چندین ساعت گفتگو که با آقایان نبوی ،تاج زاده، حجاریان وبرادران دیگر، در زندان، داشتم پی بردم که چگونه در یک مسیر غلط افتاده بودم و اگر لطف این برادران نبود اکنون در ورطه سقوط و خیانت به ملت و کشورم بودم. من هیچوقت قصد خیانت نداشتم اما به ما القاء کرده بودند که در ایران یک انقلاب مخملی در حال انجام است و هدف آن سرنگونی نظام است. از ما خواسته بودند که با بازجویی و اعتراف گیری از افرادی که بازداشت شده و در اختیار ما قرار داده شده بودند ثابت کنیم توطئۀ انجام انقلاب مخملی وجود داشته است. ما دقیقا نمی دانستیم منظور از انقلاب مخملی چیست اما آنچه از ما خواسته شده بود این بود که ثابت کنیم افراد بازداشت شده در ارتباط با بیگانگان بوده، از آنها پول گرفته اند یا توسط آنها آموزش دیده اند. ما خیلی زود موفق شدیم ازامیرحسین مهدوی که جوانترین عضوسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود اعتراف بگیریم و او را وادار کنیم مصاحبه کند ولی پس از انتشار مصاحبه معلوم شد در آن مصاحبه چیزی که بتواند انقلاب مخملی را ثابت کند وجود ندارد به همین دلیل خیلی سرزنش شدیم .
من در گفتگو با متهمانی که در زندان در اختیارم بودند کم کم متوجه شدم اگر ما ثابت بکنیم در ایران انقلاب مخملی در حال انجام بوده است باید چیزهای زیادی از جمله فقدان پایگاه مردمی حکومت و وابستگی به روسیه را علیه خودمان پذیرفته باشیم و به همین دلیل فهمیدم راهی که ما می رویم غلط است .در عوض متهمانی که در اختیار من بودند مرا متوجه این موضوع کردند که کاری که من در آن مشارکت دارم کودتایی خشن علیه مردم کشور خودم است و به همین دلیل به خود آمدم و اکنون لازم می دانم این اعترافات را در پیشگاه ملت ایران بکنم تا اگر کسانی هستند که مانند من فریب خورده اند تا دیر نشده است به خود بیایند و به ملت خود خیانت نکنند . من دردرجه اول از خدا که فرصت مهم فهم اشتباه را به من داد و پس از او از کسانی که در جریان بازجویی ها مرا متوجه اشتباهاتم کردند سپاسگزارم .من از ملت شریف ایران بابت حقوقی که از آنها ضایع کرده ام عذر خواهی می کنم و امیدوارم در بقیه عمر بتوانم خدمتگزار آنها باشم .
</description>
         <link>http://gollejeh.ir/2010/02/post_162.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2010/02/post_162.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">note</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 10 Feb 2010 07:58:17 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شکوری راد:«جنبش سبز» ادامه حرکت اصلاح طلبانه ملت ایران است</title>
         <description><![CDATA[<em>این یادداشت شفاهی در روزنامه اعتماد مورخ دوشنبه, ۱۹م بهمن, ۱۳۸۸با عنوان ” جنبشی که باید اصلاح طلب بماند” به چاپ رسیده است و سپس در سایت کلمه با عنوان فوق منتشر شده است.</em>

آیا «اصلاح طلبی» و «جنبش سبز» دو مفهوم متناقض اند یا بالعکس دو مفهوم همپوشان یکدیگرند؟ پاسخ به این سوال نیازمند آن است که در قدم نخست آنچه را از بیان این دو مفهوم مراد می شود، بازشناسی کنیم. اگرچه برخی «جنبش سبز» و «اصلاح طلبی» را دارای چارچوب های کاملاً متفاوت با یکدیگر ارزیابی می کنند اما بسیاری آن دو را مطابق با یکدیگر می دانند و تفاوتی میان این دو مفهوم قائل نیستند. شاید بتوان در این میان برای پاسخ به پرسش نخست راه سومی را برگزید؛ راهی که نه در میان این دو قائل به تمایز کامل است و نه بر انطباق نعل به نعل اصلاح طلبی و جنبش سبز پا می فشارد.

چنان که نیک می دانیم «اصلاح طلبی» عنوانی است که تقریباً یک سال و نیم پس از خرداد سال ۷۶ که در آن سیدمحمد خاتمی به سمت ریاست جمهوری برگزیده شد و به دنبال بحث های مطول فکری و رسانه یی زاده شد و بعدها در بازیابی ریشه های آن، کسانی زادروزش را با پا گرفتن جناح چپ و نیز انشعاب مجمع روحانیون مبارز پیوند زدند و دیگرانی در جست وجوی رگه های نخستین اصلاح طلبی به تغییر سیاست های اقتصادی و توسعه یی دوران سازندگی در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی نقب زدند. اما به هر روی آنچه از اصلاح طلبی مستفاد می شد و می شود چیزی نیست جز تغییر و اصلاح روندها و فرآیندها در چارچوب قانون و با استفاده از امکاناتی که خود قانون در اختیار اصلاح گران قرار می دهد.

تا اینجای کار به نظر می رسد نباید تفاوت چشمگیری میان اصلاح طلبی و جنبش سبز وجود داشته باشد زیرا این جنبش نیز در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم در شرایطی زاده شد که اغلب نیروهای سیاسی چه اصلاح طلبان و چه اصولگرایان سابقه دار، چه چپ و چه راست به حاکم شدن روندهای فراقانونی و رخت بربستن تعهد به قانون از قوه یی که باید مجری در قوانین باشد، اعتراض داشتند؛ در موقعیتی که بسیاری اذعان داشتند کشور در بسیاری از وجوه از جمله در وجوه اقتصادی، سیاست خارجی، اجتماعی و… در مسیری بحرانی قرار گرفته است.

بنابراین خواه ناخواه جنبش سبز که خود را با حمایت از میرحسین موسوی و نمادها و نشانه های کمپین انتخاباتی حمایت از او پیوند زده بود، در نخستین گام بر آن بود تا با استفاده از مکانیسم انتخابات و تغییر کارگزاران و به قدرت رساندن دوباره نیروهای اصلاح طلب ذیل پیروزی کاندیدایی که اگرچه خود را اصلاح طلبی اصولگرا می خواند اما قرائت اش از مسائل و آرمان ها، اهداف و برنامه هایش به او سبقه یی اصلاح طلبانه می بخشید، به روند اصلاحات بازگردد و به پیگیری همان اهداف بپردازد. بنابراین اگرچه اعلام نتایج انتخابات و مشخص شدن نتیجه یی برخلاف انتظار رای دهندگان سبب شد جنبش سبز وارد فاز اعتراضی خود شود اما طبیعی بود که حتی این روند اعتراضی نیز در راستای همان اهداف اصلاح طلبانه یی باشد که از نخست با جنبش سبز پیوند خورده بود.

]]></description>
         <link>http://gollejeh.ir/2010/02/post_163.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2010/02/post_163.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">interview</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 09 Feb 2010 19:11:16 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شکوری راد: جنبش سبز،ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو است</title>
         <description><![CDATA[
<em>اعتماد: مهراوه خوارزمی- با دکتر علی شکوری راد نه از جایگاه حزبی یک عضو شورای مرکزی حزب مشارکت بلکه به عنوان یک اصلاح طلب به گفت وگو نشستیم و البته پلمب دفتر حزب، ما را به گفت وگویی در اتاق کار وی در بیمارستان سینا کشاند. با شکوری راد درباره موضع گیری های اخیر مثلث کروبی، خاتمی و موسوی و تاثیرات آن بر فضای سیاسی کشور و نیز طیف بندی های تازه یی که در جناح اصولگرا به وجود آمده است، صحبت کردیم</em>.

-<strong>به اعتقاد بسیاری وضعیت جدید جریان های سیاسی در حال حاضر با سال های قبل تفاوت چشمگیری یافته است چنان که برخی معتقدند اگر در گذشته ما با یک دوگانه اصلاح طلب و اصولگرا مواجه بودیم اما حالا جریان های تازه یی شکل گرفته اند چنان که شاهد عرض اندام اصولگرایان میانه رو هستیم که ظاهراً در بعضی مواضع پشت سر اصلاح طلبان می ایستند یا آن گونه که نشان می دهد میان این دو جریان نزدیکی مواضع وجود دارد و از سوی دیگر یک اصولگرایی رادیکال وجود دارد که منویاتش حتی مورد قبول «راست سنتی» نیز واقع نمی شود و به گونه یی با یکدیگر تقابل دارند. آیا شما به این جریان ها اعتقاد دارید؟ در این صورت عرض اندام اصولگرایان میانه رو را چگونه و از چه منظری تعبیر می کنید؟</strong>خب در پاسخ شما باید اذعان کنم اساساً من اطلاق واژه اصولگرا را برای جناح مقابل اصلاح طلب درست نمی دانم چون اصلاح طلبان اصولگراتر از آنها هستند. اگر اصولگرایی یعنی پایبندی به مبانی، اخلاق، حقوق ملت، قانون اساسی و مبانی نظام جمهوری اسلامی، اصلاح طلب ها به مراتب از اصولگرایان به این مسائل پایبندترند. البته لفظ اصولگرایی چیزی بود که آقای احمدی نژاد به جناح راست هدیه داد. جناح راست که همیشه زیر بار انگ راست بودن و محافظه کاری قرار داشت این عناوین را برای خود نمی پسندید اما اطلاق واژه اصولگرا که با پیدایش احمدی نژاد و طیف او استفاده شد آنها را از زیر بار نامی که همیشه از آن اجتناب می کردند نجات داد. ولی بعدها معلوم شد این عنوان، عنوان صحیحی برای آقای احمدی نژاد نیست اما جناح راست ترجیح می دهد از این نام استفاده کند.

و به این ترتیب بود که این عنوان را به کل جناح راست اطلاق کردند و الان سعی می کنند بگویند احمدی نژاد اساساً اصولگرا نیست . من فکر می کنم بخشی از جناح راست که به هر حال صادقانه به مبانی و افکار حضرت امام(ره) توجه دارد امروز به میانه روی گراییده است زیرا می گویند این امکان ندارد که بگوییم ما امام(ره) را قبول داریم ولی حاضریم کل یاران امام(ره) را کنار بگذاریم. چگونه می شود اینها را از یکدیگر جدا کنیم بعد عده یی تازه به دوران رسیده، سنگ امام را به سینه بزنند و همه یاران اصلی امام را به انحراف و دوری از مشی و مرام متهم کنند. به همین دلیل آنها اساساً این رویکرد را نپذیرفته اند و فکر می کنند باید در کشوری که جمهوری است دست کم دو جناح سیاسی اصلی وجود داشته باشد و به مرور جناح های فرعی نیز پدید بیایند.

]]></description>
         <link>http://gollejeh.ir/2010/01/post_156.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2010/01/post_156.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">interview</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 28 Jan 2010 23:46:05 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اصل ولایت فقیه، جزء اصول دین است</title>
         <description>
مناظره هایی که این شبها با عنوان &quot;رو به فردا&quot; در شبکۀ سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود اگرچه نوشداروی بعد از مرگ سهراب و سهرابهاست اما به هر حال یک قدم رو به جلو حساب می شود. صرافت رئیس و مسئولان صدا و سیما در مورد ضرورت فرصت دادن به صدای معترضان تا از رسانۀ ملی شنیده شود هر چند به دنبال ناتوانی در خاموش کردن صدای آنان پدید آمده است، به هر حال یک اقدام مثبت است. این مناظره ها یک تعامل برد برد است. صدا و سیما از حضور معترضان و اصلاح طلبان در برنامه های خود کسب مشروعیت و اعتبار می کند و مخاطبانی را که از آن رویگردان شده بودند به تماشای خود وا می دارد و معترضان و اصلاح طلبان نیز فرصت می یابند برای مخاطبانی که به اینترنت و ماهواره دسترسی ندارند و تنها کانال اطلاع گیری آنها صدا و سیماست از مظلومیت خود و واقعیت آنچه بر ملت رفته است سخن بگویند و بخصوص تبلیغات یکسویۀ رسانۀ ملی علیه جنبش سبز و رهبران آنها را که طی هفت ماه گذشته یک نفس ادامه داشته است خنثی نمایند. 
 در آخرین برنامه که با حضور دکتر اطاعت نمایندۀ مجلس ششم و دکتر زاکانی نمایندۀ فعلی مجلس برگزار شده بود آقای زاکانی حرفهای آقای اطاعت را تکراری خواند اما توجه نداشت که شنیدن این حرفهای به زعم او تکراری برای بینندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی چقدر تازگی دارد و برای بندۀ نوعی هم که تمام اخبار را دنبال می کرده ام، شنیدن آنها چقدر وجد آور بود. در جلسۀ قبلی مناظره با حضور دکتر کواکبیان، وه که چقدر کیف داشت که یکبار در سیمای جمهوری اسلامی کسی این واقعیت را گفت که جمعیت راهپیمایان 25خرداد از میدان امام حسین بود تا میدان آزادی تا بلکه مخاطب اسیر تبلیغات به این فکر بیافتد که آن جمعیت از جمعیتی که روز نهم دی ماه آمده بودند به مراتب بیشتر بوده است و بفهمد که نسبت دادن آن جمعیت بزرگ به بیگانگان و منافقان امکان ناپذیر است.
</description>
         <link>http://gollejeh.ir/2010/01/post_158.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2010/01/post_158.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">note</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 15 Jan 2010 00:16:15 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود</title>
         <description>روز عاشورا نه فقط یک مصیبت بزرگ برای شیعیان در ایران بلکه یک روز ملی عزا برای همه ایرانیان است. این روز نه فقط پس از انقلاب بلکه از قرنها پیش توسط ملت ایران پاس داشته می شده است و حفظ حرمت آن نه فقط توسط حکومت ها بلکه توسط خود ملت و آن هم نه فقط متدینین بلکه حتی بی ایمانها رعایت می شده است. مردم مراسم جشن و شادی خود را بدون هیچ اجباری از طرف حکومت، نه فقط در این روز بلکه در تمام روزهای محرم و صفر که عمدتا به عزای حسین و یارانش تعلق دارد تعطیل می کرده اند. اتهام بی حرمتی به عاشورا توسط جمعی کثیر آنهم با قصد بی حرمتی اساساً بی مورد است و به هیچ بخشی از ملت نمی چسبد.

</description>
         <link>http://gollejeh.ir/2009/12/post_159.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2009/12/post_159.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">note</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 29 Dec 2009 00:20:07 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آموزه هایی از سنگ نوردی برای عرصۀ سیاست</title>
         <description>
یکی از روزهای آخر هفتۀ اردیبهشت سال 58 برنامۀ کوهنوردی هفتگی دانشجویان مسلمان دانشکده پزشکی به آموزش سنگ نوردی در کوههای شمال تهران، جایی بنام &quot;بند یخچال&quot; اختصاص پیدا کرده بود. من هم که دانشجوی سال یک بودم در آن برنامه ثبت نام و شرکت کرده بودم. سرپرست برنامه برادرمحسن از دانشجویان سال بالا بود که بدلیل حضور در دورۀ بالینی و بیمارستان، بطور معمول در طول هفته او را نمی دیدیم. وی فردی جدی و خشک بود. آشنایی من با او در برنامۀ قبلی کوهنوردی &quot;دشت لار&quot; بود. در آن برنامه، ما زیر باران شدید از ادامۀ راه باز مانده بودیم و شب را در مسجد روستای &quot;برگ جهان&quot; با همان لباسهای خیس خوابیده بودیم. من شب تا صبح نتوانسته بودم بخوابم و دچار کسالت شده بودم. صبح هم چیزی نتوانسته بودم بخورم، در سینۀ کش کوه تقریبا بریده بودم و با خود کلنجار می رفتم که چگونه به محسن که سرپرست برنامه بود بگویم من دیگر نمی توانم راه بروم. عقب دار برنامه هم که پشت سر من می آمد مرتب به من نق می زد که سریعتر حرکت کنم. در این حال، محسن ایستاده بود تا ما به او برسیم و رو به من گفته بود برو کولۀ یکی از خواهران، که بنظر می رسید او هم مثل من بریده بود، را بگیر. جرأت نکرده بودم چیزی بگویم. رفته بودم و کولۀ او را هم گرفته و به هر جان کندنی بود همراه گروه تا بالای گردنۀ برفی کوه رفته بودم. محسن در آنجا استراحت داده بود. علاوه بر بی رمقی به شدت تشنه شده بودم مشتی برف برداشته بودم تا در دهانم بگذارم اما او با تحکم من و بقیه را منع کرده بود و گفته بود هیچ کس حق ندارد برف بخورد.


</description>
         <link>http://gollejeh.ir/2009/12/post_157.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2009/12/post_157.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">note</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 19 Dec 2009 00:08:49 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>چفیه نشان چیست</title>
         <description><![CDATA[<em>متن ناقص و سانسور شدۀ این یادداشت با عنوان "در بارۀ  چفیه" در آخرین شمارۀ روزنامۀ حیات نو ، قبل از توقیف، به چاپ رسیده است</em>

چفیه انداختن من  در هنگام مناظره با آقای ترقی در دانشگاه تهران نوعا بازتاب مثبتی در بین جوانها نداشت. دوستان جوانی که من نظراتشان را دریافت کردم اغلب مناظره را عالی ارزیابی می کردند ولی نسبت به انداختن چفیه، یا سکوت معنا دار داشتند یا صریحاً اظهار تعجب یا نارضایتی می کردند. من این کار را یک بار پیش از این در سال 79 و چهار ماه بعد از شروع به کار مجلس ششم انجام داده بودم که آن زمان با استقبال مواجه شده بود. یعنی بعضی ها خیلی استقبال کرده و بعضی هم سکوت کرده بودند و من با هیچ واکنش منفی مواجه نشده بودم(1). آن موقع بیش از شش ماه بود که مقام معظم رهبری در زیر عبا چفیه می انداختند. تا آنجا که یادم است ایشان پس از انتخابات مجلس ششم مبادرت به انداختن چفیه کرده و تا کنون به این کار ادامه داده اند. تحلیل این بود که ایشان با این کار می خواهند یک عزمی نشان بدهند و یا پیامی برای نیروهایی ارسال کنند که خود را پیرو و فدائی رهبری می دانستند اما با شکست درانتخابات ریاست جمهوری هفتم که ایشان مانع بروز تقلب در آن شده و سپس آن را حماسه نامیدند و انتخابات مجلس ششم که ایشان نقش مهمی در سلامت برگزاری آن داشتند(2)، افشای قتل های زنجیره ای که ایشان آن را محکوم کردند و حوادث بعد از آن و نیز ماجرای حمله به کوی دانشگاه و محکومیت آن توسط رهبری سر خورده شده بودند.  نیروهایی که نوعاً در رفتار های گروهی از چفیه به عنوان نماد و علامت خود استفاده می کردند. مردم به یاد می آوردند گروه فشار که با این نماد و با نام انصار حزب الله در آن زمان بسیار فعال بود چگونه با استفاده از امکانات نهادهای عمومی و بخصوص بسیج تمام همت خویش را بکار بست تا خاتمی در دوم خرداد سال 76 رأی نیاورد و سپس همه کار کرد تا مانعی در برابر دولت و مجلس اصلاحات و حرکت اصلاح طلبانۀ ملت باشد. آنها تلاش می کردند خود را مردم بنامند و بنام مردم گروه فشار راه می انداختند. سازمان هرمی آنها قادر بود عده ای جوان چفیه به گردن و موتور سوار را در کوتاه ترین زمان برای بر هم زدن هر برنامه ای به راه بیاندازد و مطمئن نیز باشد که نیروی انتظامی ملاحظۀ آنها را در هر شرایط خواهد کرد و دستگاه قضایی هم اگر به صحنه بیاید به کمک آنها خواهد آمد نه شاکیان. حمله به سینماها، تجمعات قانونی، که تجمع 11 اسفند سال 76 دفتر تحکیم اولین مورد آن بود، حمله به وزرای کشور و ارشاد دولت اصلاحات در نماز جمعه، حمله به تجمع پارک لالۀ دانشجویان، حمله به میهمانان نشست دفترتحکیم وحدت در خرم آباد( آقایان سروش و کدیور) و حمله به کوی دانشگاه  و نیز تهدید حمله به مجلس پس از مطرح شدن قانون مطبوعات نمونه هایی از کار های این گروههای فشار بود که نوعاً با استفاده از نماد چفیه انجام می گرفت.]]></description>
         <link>http://gollejeh.ir/2009/12/post_155.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2009/12/post_155.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">note</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 08 Dec 2009 13:10:14 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مناظره با آقای ترقی-خبر ایلنا</title>
         <description>شكوري‌راد:اصلاحات بين دو تيغه راديكاليسم و مانع‌تراشي قيچي شد 



ترقي: بلاهايي كه اصلاح طلبان بر سر ملت آوردند قابل توجيه نيست / شكوري‌راد:چپ جديد وقتي عريان ‌شود معلوم مي‌شود كه همان راست سنتي است. 

 
ايلنا:هفتمين جلسه از سلسله نشست‌هاي تبيين جايگاه و مواضع شخصيت‌ها، احزاب و تشكل‌هاي سياسي عصر ديروز با حضور حميدرضا ترقي و علي شكوري‌راد در نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري دانشگاه تهران برگزار شد. 
به گزارش خبرنگار ايلنا، در ابتداي اين مناظره كه با موضوع پيامدهاي انتخابات رياست‌جمهوري دهم برگزار شد حميدرضا ترقي گفت: موضوع بحث مسائل بعد از انتخابات ما را با مرور مسائل گذشته با واقعيت حادثه آشناتر مي‌كند. 
</description>
         <link>http://gollejeh.ir/2009/12/post_154.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2009/12/post_154.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">lecture</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 01 Dec 2009 17:08:36 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>عدالت و آزادی، خواستۀ مشترک چفیه و شال سبز هستند</title>
         <description><![CDATA[<em>روز دوشنبه نهم آذر به دعوت نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاه تهران مناظره ای در موضوع انتخابات، حوادث پس از آن و راه حلها بین من و آقای ترقی مسئول کمیتۀ بین الملل حزب موتلفۀ اسلامی در سالن اجتماعات نهاد برگزار شد. متن زیر خبر خبرگزاری فارس از بخش اول سخنان من در این مناظره است که مختصری ویرایش عمدتاً نگارشی در آن صورت داده ام. </em>
در اين مناظره علي شكوري‌راد گفت: در اين چند روز اخير مناسبت‌هاي زيادي وجود دارد كه بی ارتباط با بحث امروز ما نیستند. اولين مناسبت در 5 آذر است كه دو اتفاق خجسته در اين روز اتفاق افتاده است؛ تاسيس بسيج مستضعفان و تاسيس جبهه مشاركت ايران اسلامي. من به مناسبت اين روز چفيه‌اي را كه افتخار داشتم در مجلس ششم و در نطق پيش از دستوربه گردن بیاویزم بار دیگر به گردن انداخته و افتخار می كنم به اينكه در سلک بسيجياني باشم كه آرمان‌هايشان، آرمان‌هاي اصيل انقلاب اسلامي بوده است. 
وي افزود: من به آرمانهاي بسيجياني مانند همت‌ها، باكري‌ها و باقري‌ها كه چكيده خوبي‌هاي يك ملت را با خود داشتند و خلاصه همه خوبي‌هاي يك ملت بودند، اعلام وفاداري كرده و قلبم را به آرمان‌هاي آن شهيدان عزيز كه در زير لواي اين چفيه براي كشور عزت آفريده و محبت ابدي ملت را براي خود خريدند، مي‌سپرم. 
اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت ادامه داد: روز ديگر دهم آذر و روز مجلس است. اين روز سالروز شهادت مدرسي است كه افتخارش اين بود كه در مقابل زور و استبداد ايستاد و ما امروز به وجود مدرس‌هايي كه در شرايط و تنگناهاي ديكتاتوري از زدن حرف حق باز نايستادند، افتخار مي‌كنيم. 
شكوري‌راد افزود: روز 12 آذر سالروز تصويب قانون اساسي است كه بهتر است بگوئيم قانون اساسي مظلوم. به دليل اينكه تمام آنچه كه ملت مي‌خواهد آن است كه قانون اساسي بدون تنازل اجرا شود چراكه قانون اساسي يعني همه اصول آن. نه اينكه يك اصل آنرا بر اصل‌هاي ديگر چنان تحميل كنيم كه آن اصل‌ها از بين بروند. همچنين برخي از اصل‌هاي قانون اساسي كه حقوق ملت است همانقدر با اهميت است كه ساير اصول آن اهميت دارد. 
وي تصريح كرد: من معتقدم كه درد و رنج ملت ما اين است كه كساني كه با راي مردم حاكم شدند تا بر اساس قانون اساسي بر آنها حكومت كنند به اين قانون وفادار باقي نمانده‌ و اصل‌هايي از آن را به فراموشي سپرده اند و فقط برخي از اصل‌ها  كه مطابق خواست آنها بود را بالا بردند و اصل‌هاي ديگر را پائين کشیدند. 
اين عضو شوراي مركزي حزب مشاركت گفت: 15 آذر سالروز عيد غدير خم است؛ روزي كه ما افتخار مي‌كنيم كه مولاي متقيان علي (ع) معرفي شد تا عدالت واقعي را به منصه ظهور برساند، مدعيان عدالت در جهان بيشمارند اما فقط علي بود كه عدالت واقعي را رقم زد. در زير سايه حكومت او همه امنيت داشتند چراكه او هرگز كسي را به خاطر مخالفت با انديشه‌هاي او به زندان نينداخت پس اگر كسي از عدالت دم مي‌زند، بايد شبيه به علي باشد. 
شكوري‌راد ادامه داد: روز 16 آذر، روز دانشجو است، روز دانشجوياني كه براي آزادي ايستادند و جان خود را فدا كردند و من براي گراميداشت اين روز شال سبز را كه نماد آزادي‌خواهي ملت ايران است به گردن خود مي‌اندازم تا در كنار اين چفيه قرار بگيرد و نشان دهد كه اين چفيه و شال سبز هر دو يك خواسته دارند، خواسته‌اي كه ملت ما در انقلاب اسلامي مطرح کرد و امروز نيز همان را مي‌خواهد، خواسته آزادي، عدالت و اينكه راي مردم بر سرنوشت خودشان حاكم باشد، خواسته ملت مظلومي كه از مشروطه تاكنون بر آنها تاكيد كرده اند و امروز نیز جنبش سبز ملت ايران بر همان خواسته‌ها پافشاري مي‌كند. 
]]></description>
         <link>http://gollejeh.ir/2009/12/post_153.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2009/12/post_153.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">lecture</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 01 Dec 2009 13:08:13 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آهای! آقای صلواتی</title>
         <description>احمدبن محمدبن خالد واو از پدرش و او از ابي عبدالله (ع ) نقل كرده كه قضات چهار دسته اند. سه گروه در آتشند و يك گروه اهل بهشتند.
1ـ مردي كه به ستم و جور حكم مي كند درحالي كه مي داند حكمش جور است ، بديهي است كه او در آتش است ، 
2ـ مردي كه به ستم حكم مي كند اما نمي داند، جايگاه او هم آتش است 
3 ـ مردي كه به حق قضاوت مي كند اما از روي علم نيست ، جايگاه او هم در آتش است 
4ـ مردي كه از روي علم و به حق قضاوت مي كند، كه فقط جايگاه او در بهشت است
آیا چنین می پندارید در زمرۀ گروه چهارم هستید و جایگاهتان بهشت است. چنین گمانی نیست. خدا را شاهد می گیرم که نه تنها مخالفانتان، که بخش اعظم ملت هستند، بلکه قاطبۀ آنها که خود را اصولگرا می نامند و از چنین احکامی که صادر می کنید، خشنود می شوند نیز چنین گمانی در بارۀ شما و احکامتان ندارند. آنان که در صدور این احکام امتثال امرشان را می کنید بهتر از همه می دانند که شما در زمرۀ کدامیک از این گروهها هستید. دور نخواهد بود روزی که در پیشگاه حق حاضر باشید، از شما بابت احکامی که صادر کرداه اید سوال شود و شما جوابی نداشته باشید. در آن روز از دست هیچ یک از آنان که امروز حامی و پشتیبان شما هستند کاری بر نمی آید، هیچ کدام به جای شما پاسخ نخواهند داد و جوابی را برای شما آماده نخواهند کرد. شما هستید و حضرت حق و هیچ عذری پذیرفته  نیست مگر آن که از خود او برای آن حجتی داشته باشید. در آن روز نه می توان حقی را کتمان کرد و نه می توان ادعا و یا دروغی را حجت قرار داد. نمی دانستم، چاره ای نبود، اگر من نمی کردم دیگری را به این کار وامی داشتند و  اختیار را از من سلب کرده بودند هیچ یک پذیرفته نخواهد بود. خودتان باید از تک تک احکامی که صادر کرده اید دفاع کنید و برای آنها اقامۀ دلیل کنید. دلیلی که قابل ارائه به حضرت حق باشد. نه بهانه ای که با تمسک به آن عذر تقصیر بیاورید.
تردید ندارم که در زمرۀ گروه چهارم نیستید. فکر می کنم خودتان هم در این مورد با من هم نظرباشید. بنابراین خود را در زمرۀ کدامیک از گروههای دیگر می دانید. از بین دو گروه اول، یکی را از نظر بگذرانید. آیا بر خود می پسندید؟ همین طور پنج سال و شش سال و هفت سال برای بهترین بندگان خدا و خدوم ترین مردم و وفادارترین آنها به اسلام و آرمان های اصیل جمهوری اسلامی حکم زندان صادر می کنید می فهمید یعنی چه؟ متوجه هستید؟ خدا به شما رحم کند! خود شما که به خودتان رحم نمی کنید. 
آهای! آقای صلواتی. بر کرسی علی (ع) تکیه زده اید. مواظب باشید.

</description>
         <link>http://gollejeh.ir/2009/11/post_152.shtml</link>
         <guid>http://gollejeh.ir/2009/11/post_152.shtml</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">note</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 30 Nov 2009 20:18:40 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
