<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed xmlns="http://www.w3.org/2005/Atom">
   <title>:: گُلّجه :: نوشته‌هاي علي شكوري‌راد :: www.gollejeh.com ::</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/" />
   <link rel="self" type="application/atom+xml" href="http://gollejeh.ir/atom.xml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1</id>
   <updated>2010-07-29T11:44:47Z</updated>
   
   <generator uri="http://www.sixapart.com/movabletype/">Movable Type 3.34</generator>

<entry>
   <title>اتهامات تازه جنتی علیه مخالفان دولت</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/07/post_181.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.213</id>
   
   <published>2010-07-29T11:41:56Z</published>
   <updated>2010-07-29T11:44:47Z</updated>
   
   <summary>(مصاحبه با تلویزیون فارسی بی بی سی) احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، امام جمعه موقت تهران و از حامیان محمود احمدی نژاد است احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان قانون اساسی ایران در یک سخنرانی اتهام های تازه ای را علیه...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="interview" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      (مصاحبه با تلویزیون فارسی بی بی سی)

احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، امام جمعه موقت تهران و از حامیان محمود احمدی نژاد است
احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان قانون اساسی ایران در یک سخنرانی اتهام های تازه ای را علیه سران مخالفان دولت این کشور که از آنها به عنوان سران فتنه نام برده، مطرح کرده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا آقای جنتی طی سخنرانی در مسجد جمکران در روز سه شنبه ۵ مرداد (۲۷ ژوئیه) گفت که سندی را به دست آورده مبنی بر اینکه ایالات متحده آمریکا از طریق عربستان سعودی یک میلیارد دلار به &quot;سران فتنه&quot; داده است.

او که به تازگی از سوی رهبر ایران در سمت دبیر شورای نگهبان ابقا شده بود، گفت: &quot; همین سعودی ها که به نمایندگی از طرف آمریکا صحبت می کردند، (به سران فتنه) گفتند که اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد.&quot;

آقای جنتی توضیح بیشتری درمورد سند مورد اشاره اش نداد.

علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در این مورد به بی بی سی فارسی گفت که حرف های آقای جنتی &quot;بی پایه است&quot; و نباید آنها را خیلی جدی گرفت.

او با ابراز تاسف از اینکه فردی با موقعیت و سمت آقای جنتی چنین حرف هایی می زند گفت: &quot;فکر می کنم آنقدر این ادعا باورنکردنی و غیر واقعی است که نیازی نیست حتی در رد آن هم صحبتی بشود.&quot;


      آقای شکوری راد گفت: &quot;آقای جنتی یا نمی داند که یک میلیارد یا ۵۰ میلیارد دلار چقدر است یا اینکه چیز های دیگری را نمی داند.&quot;

آقای شکوری راد تاکید کرد که اگر واقعا سند یا مدرکی وجود داشت، دستگاه قضایی آن را پیگیری می کرد.

او احتمال داد که آقای جنتی این مطلب را در یک بولتن خصوصی که به دستش رسیده خوانده است و در سخنرانی در مسجد جمکران &quot;در جمع خودی ها جو گیر شده است&quot; و این حرف ها را مطرح کرده است.

&apos;رهبری منصوب خداوند است&apos;

آقای جنتی در بخش دیگری از سخنان خود، به واقعه انفجار بمب در مسجد ابوذر تهران در سال ۱۳۶۰ که به مجروح شدن آیت الله علی خامنه ای، رهبر کنونی ایران منجر شده بود اشاره کرد و گفت که در حالیکه همه دکتر ها از آقای خامنه ای قطع امید کرده بودند، خدا او را &quot;ذخیره ای برای روز مبادا قرار داد.&quot;

او درباره انتخاب آقای خامنه ای به عنوان رهبر ایران پس از درگذشت آیت الله خمینی گفت: &quot; خداوند متعال، سمت رهبری انقلاب را بر مقام معظم رهبری محول کرد و ایشان از طرف خدا مامور شد که این انقلاب و این نظام را حفظ کند و ادامه دهد.&quot;

او گفت که از آغاز ۲۱ سال رهبری آقای خامنه ای &quot;فتنه های داخلی و خارجی&quot; بسیاری شروع شد که &quot;رذیلانه ترین و خبیثانه ترین آن فتنه سال ۸۸&quot;، یعنی اعتراضات انتخاباتی یک سال پیش بوده است.

مقامات دولت ایران اعتراضات به نتیجه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در این کشور در سال ۱۳۸۸ خورشیدی را &quot;فتنه&quot; و رهبران مخالفان را &quot;سران فتنه&quot; نامیده اند.

پیش از این آقای جنتی، در خطبه های نماز جمعه تهران از اعدام دو نفر از متهمانی که در دادگاه های بعد از انتخابات محاکمه شده بودند، دفاع کرده بود و خواهان ادامه برخورد قاطعانه قوه قضائیه با معترضان شده بود.

آقای جنتی گفته بود: &quot;هر جا سستی و ضعف داشته ایم، ضربه خورده ایم، مثل ۱۸ تیر که ضعف نشان دادیم. باید پرسید دستگاه قضایی چند نفر را اعدام کرد که عاشورا به وجود آمد؟ می گویم اگر ضعف نشان دهید، آینده بدتری در انتظار شماست.&quot;

احمد جنتی یکی از اعضای شورای نگهبان است که پیش از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری خرداد ماه گذشته، از آقای احمدی نژاد حمایت کرده بود.


   </content>
</entry>
<entry>
   <title>پاس بي بي سي و آبشار صدا و سيما</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/07/post_180.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.212</id>
   
   <published>2010-07-24T06:40:13Z</published>
   <updated>2010-07-24T06:59:15Z</updated>
   
   <summary> برخي دوستان دلسوز پس از بیانیه جبهه مشارکت و مصاحبه من با بی بی سی در بارة عمليات تروريستي اخير در زاهدان و پخش گزينشي آن در اغلب بخش هاي خبري شنبه گذشته تلویزیون فارسی بي بي سي و...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="note" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      
برخي دوستان دلسوز پس از بیانیه جبهه مشارکت و مصاحبه من با بی بی سی در بارة عمليات تروريستي اخير در زاهدان و پخش گزينشي آن در اغلب بخش هاي خبري شنبه گذشته تلویزیون فارسی بي بي سي و جوسازي صدا و سيما در مورد آنها در برنامه بیست و سی روز بعد و هم سو خواندن آن موضعگیری ها با ماجرای ترور، به من انتقاد كردند كه نمي بايست آن مصاحبه را انجام می دادم. آنها البته نمي گويند آن حرف يا نظر نادرست بوده است بلكه مي گويند منظور انتقادی شما در چنین مورد حساسی درست فهميده نمي شود و يا هوچي گرانی مثل كيهان، صدا و سيما و برخي سايت هاي حامي دولت از آن آتوی تبلیغاتی می گیرند و با اضافه کردن دروغ و دغل به تخريب شما و يا اصلاح طلبان می پردازند، کما اینکه پرداختند و شما هم رسانه اي كه بتواند تبليغات آنها را خنثي كند، نداريد بنابراين بهتر است از اول وارد مباحثی که استعداد حاشیه سازی در مورد آنها وجود دارد نشوید. انتقاد و توصیه آنها پذیرفتنی ست با این حال از فرصت استفاده می کنم تا نکاتی را بازگو کنم.

در شرایط امنیتی که دستگاههای حاکمیتی در کشور ایجاد کرده اند و در حالی که بهانه جویی ها و بگیر و ببندها همچنان در جریان است نفس مصاحبه با رسانه های خارجی ریسک بالایی پیدا کرده است.با این حال عملکرد انحصاری صدا و سیما و فقدان یک رسانه فراگیر که بتواند صدای اصلاح طلبان و یا جنبش سبز را به مردم برساند موجب شده است که بعضا فرصت مصاحبه و گفتگو با رسانه پر بیننده ای مانند بی بی سی از دست داده نشود. فرق این رسانه با سایر رسانه های صوتی و تصویری فارسی زبان غیر دولتی یا وابسته به دولتهای خارجی در عملکرد کاملاً حرفه ای آن است. به این معنی که این رسانه اگر چه فاقد موضع سیاسی نیست اما خود کمتر به موضعگیری می پردازد و تلاش می کند نظرات مختلف را انعکاس داده و از خلال انعکاس نظرات آنها اهداف خود را تامین نماید.همچنین تلاش می کند استقلال خبر را از تحلیل آن رعایت کند که همین امر موجب ایجاد اعتماد در مخاطب می شود. علاوه بر اینها، پس زمینه ذهنی موجود در مورد نقش و رفتار رادیوی فارسی بی بی سی در دوره انقلاب، که موجب  ایجاد فرصت اطلاع رسانی در مورد حوادث انقلاب شده  و مورد استفاده وسیع مردم قرار گرفته بود نیز وجه دیگری از تمایز این رسانه با دیگر رسانه هاست. گویندگان و خبرنگاران تلویزیون بی بی سی اغلب در دوران اصلاحات در داخل کشور فعالیت روزنامه نگاری داشته اند و نوعا پس از بسته شدن فضای روزنامه نگاری و مضایقی که در داخل کشور برای آنها پیش آمد ناگزیر جلای وطن کرده و جذب رسانه بی بی سی شده اند. آشنایی های سابق آنها با نیروهای سیاسی داخل کشور نیز بی تأثیر در اعتماد سازی های این رسانه نبوده است. 

 
      دفتر سیاسی جبهه مشارکت که از ابتدا به دلایلی اعضاء خود را از مصاحبه با رسانه های فارسی زبان بیگانه منع کرده بود با توجه به محدودیت شدید رسانه ای برای اصلاح طلبان، از باب اضطرار، مصاحبه با تلویزیون بی بی سی را استثنا کرد و به همین دلیل اعضاء جبهه مشارکت بعضاً با این رسانه مصاحبه هایی داشته و یا در میز گردهای مجازی آن شرکت کرده اند.

پس از صدور بیانیه جبهه مشارکت در مورد عملیات انتحاری تروریستی اخير در زاهدان که منجر به شهادت 27 نفر از هموطنان بی گناه و جراحت عده بسیاری از آنان شد تلویزیون بی بی سی خواستار مصاحبه با من برای تبیین آن بیانیه شد. بنده نیز متناسب با مفاد بیانیه پس از محکوم کردن جنایت تروریستها از سیاسیتهای دولت که ناکارآمد در تامین امنیت منطقه بوده و با ایجاد احساس تبعیض در میان شهروندان آن خطه، بستر لازم را برای خودنمایی و این گونه جنایتهای تروریستها فراهم می آورد انتقاد کردم و اضافه کردم که سردار شوشتری قصد اعتماد سازی با سران طوائف و مردم منطقه را داشت که توسط تروریستها به شهادت رسید و این امر موجب واکنش از جانب حاکمیت گردیده و عملا روند اعتماد سازی مختل شد. تلویزیون بی بی سی پس از پخش مستقیم مصاحبه، یک بار دیگر متن کامل آن را پخش کرد ولی در بخش های بعدی خبر بطور مکرر خلاصه ای از آن را پخش کرد که عمدتاً بخش انتقاد از رفتار حاکمیت را در بر می گرفت. صدا و سیما و بخصوص برنامه تخریبی بیست و سی آن که مترصد بهانه هستند بر روی پاس بی بی سی آبشار کوبیده و با ادعای محکومیت دولت بجای تروریستها در اظهارات من، اتهاماتی را که خود بیش از همه شایسته آن هستند نصیب من کردند. البته مشی همیشگی آنها دروغ گویی، اتهام زنی و تخریب مخالفان و منتقدان سیاستهای حاكم است اما در این مورد از پاس از روی غفلت بی بی سی استفاده کرده اند. البته آبشار آنها به ثمر ننشسته و امتیازی را نصیب آنها نکرده است چرا که ادعای مبتنی بر دروغ آنها برای مردم قابل باور نیست. اما به هر حال آنها به همین طریق پرونده سازي كرده ونيز هواداران خود را تغذیه می کنند و تحریکشان می کنند که  به این و آن حمله کنند.

آقای احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی گفته است ما پس از اعدام ریگی منتظر عملیات تروریست ها بودیم. معنای این حرف وجود پیش آگاهی از کشته شدن عده ای از هموطنان بی گناه در صورت اعدام عبدالمالک ریگی است. در این حالت آیا بهتر نبود همانطور که از تعویق اعدام عبدالحمید ريگي برای دستگیری عبدالمالک بهره برده شد از تعویق اعدام عبدالمالک برای جلوگیری از کشته شدن هموطنان بی گناه بهره گیری می شد. آیا طرح این سوال به معنای هم سویی با تروریستهاست. آقایان گرفتار گروههای فشاری هستند که خود رشدشان داده اند والا عقل سلیم بر اعمال تدبیر حکم می کند نه واکنش احساسی، آنهم در جایی که جان هموطنان بی گناه در خطر است.

   </content>
</entry>
<entry>
   <title>جلوی سردار رادان را بگیرید</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/07/post_179.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.211</id>
   
   <published>2010-07-17T14:57:28Z</published>
   <updated>2010-07-17T15:08:15Z</updated>
   
   <summary>نمی دانم چرا در بین فرماندهان نیروی انتظامی فقط سردار رادان است که این همه مصاحبه می کند و همیشه هم برای این و آن خط و نشان می کشد. او هنوز پاسخ قانع کننده ای بابت مسئولیتش در فاجعه...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="lecture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      نمی دانم چرا در بین فرماندهان نیروی انتظامی فقط سردار رادان است که این همه مصاحبه می کند و همیشه هم برای این و آن خط و نشان می کشد. او هنوز پاسخ قانع کننده ای بابت مسئولیتش در فاجعه کهریزک و کوی دانشگاه به ملت نداده است. مصاحبه  او پس از عملیات تروریستی اخیر در زاهدان همان چیزی است که از او بر می آید. تهدید و خط و نشان کشیدن، آن هم نه فقط برای تروریست های جنایتکار بلکه برای همسایه شرقی. مسائل سیاست خارجی و اظهار نظر در مورد آن و نیز سرنوشت روابط دیرینه و استراتژیک ما با پاکستان  حساس تر از آن است که به یک نیروی نظامی در سطح رادان سپرده شود. قبلاً بارها  در مورد رادان و صلاحیت های وی هشدار داده شده است ولی کسی توجه نکرده است. تو را به خدا این بار جلوی او را قبل از آنکه کاری بکند که پشیمانی به بار بیاورد بگیرید.
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>نامه به دکتر محسن کدیور</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/07/post_178.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.210</id>
   
   <published>2010-07-03T11:53:35Z</published>
   <updated>2010-07-03T11:57:12Z</updated>
   
   <summary>بنام خدا دوست گرامی و دانشمند فرهیخته جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر کدیور با سلام وتحیت یادداشت &quot;تکثر مطالبات جنبش سبز در ارتباط با خاورمیانه&quot; شما را در سایت تاثیر گذار جرس خواندم و علاوه بر استفاده از متن که...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="note" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      بنام خدا

دوست گرامی و دانشمند فرهیخته

جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر کدیور

با سلام وتحیت


یادداشت &quot;تکثر مطالبات جنبش سبز در ارتباط با خاورمیانه&quot; شما را در سایت تاثیر گذار جرس خواندم و علاوه بر استفاده از متن که بنظرم توضیح غیر ضرور برای گفته ای بود که حکمت آمیز بودن آن را براحتی می توان در گرماگرم جنبش سبز در داخل کشور دریافت و تحسین کرد، پی به رنجی بردم که در لابلای خطوط آن نوشته موج می زد. ظاهرا فشار غیر مسئولانه کسانی که از پیچیدگی و ظرافت شرایط کنونی جنبش در داخل مطلع نیستند و سیاست را نه از باب دستاورد آن برای کشور و ملت ،بلکه برای ارضای نفس و یا کسب وجهه وموقعیت، دنبال می کنند شما را وادار به دفاع از خود کرده است. شما به چنین دفاعی نیاز ندارید. عقلانیت و ادب شما و بخصوص احساس مسئولیت عمیقتان به سرنوشت جنبش سبز و نقشی که در این راستا اکنون برعهده گرفته اید ستودنیست. 


در دوران وانفسایی که عملکرد بسیار غلط برخی متولیان امور دینی، عرصه را بر مدافعان راستین اندیشه دینی سخت کرده است نقش شما در موقعیتی که دارید، به عنوان یک روحانی آزاد اندیش، بی بدیل است. این موقعیت شما از نظر ها دور نیست و بدون تردید شما در آینده حملات سخت تری را از ناحیه کسانی که نتوانسته اند ملت ایران و تعلقات دینی آنها را بدرستی بشناسند و می خواهند یافته های ذهنی خود را بر آنها تحمیل کنند تجربه خواهید کرد. حرف شما و ما این است که اگر کسی به گمان خود نسخه شفابخشی برای دردهای ملت دارد، ایرادی ندارد، آن را در اولین فرصتی که فراهم شود به رأی مردم می گذاریم. اگر مردم پذیرفتند همه از رأی مردم تبعیت خواهند کرد ولی تا آن زمان کسی نمی تواند خواسته و نظر خود را خواسته و نظر مردم بنامد. فعلاً آنچه به عنوان میثاق ملی در دست ماست همین قانون اساسی است که اگر بدون تنازل اجرا شود بخش مهمی از خواسته های ملت محقق خواهد شد. پس از آن، و در شرایط استقرار آزادی بیان تضمین شده در قانون اساسی، تفکرات مختلف فرصت خواهند داشت خود را عرضه کرده و با مراجعه به رأی مردم هر اصلاحی، در هر جایی، لازم باشد صورت بگیرد. بنابراین دعوای زودرس بر سر موضوعاتی که بدون مراجعه به آرای عمومی فیصله نمی یابد بی حاصل و فرصت سوز است.


در مورد امام خمینی و اندیشه و راه او نیز چه جای بحث و مناقشه است. امام خمینی در تمام طول زمامداری اش مستظهر به حمایت قاطبه ملت بود و تشییع جنازه با شکوهش سند متقنی بر حمایت مردم از او در هنگام مرگش بود. موضوع و حوزه بحث های سیاسی، حق و باطل بودن اندیشه ها نیست، عملکردهاست. عملکردها نیز نهایتا با داوری مردم ارزشگذاری می شود. امام از دنیا رفته است و نام او در تاریخ این ملت به بزرگی ثبت شده است. نام، اندیشه و شخصیت او سرمایه ای ملی است و وزن او در موازنه جناح های سیاسی در هر سو قرار بگیرد تعیین کننده است. حقیر نمی فهمم و نمی توانم ضرورت ورود به این بحث ها را در شرایطی که جنبش سبز سیر امیدوار کننده ای دارد و اختلافات حقیقی در طرف مقابل و وضعیت شکننده ای که دولت به علت عملکرد غلط خود با آن مواجه شده، افق پیروزی را در برابر جنبش قرار داده است، درک کنم. جنبش سبز از این بحث ها حتی اگر با ادعای آگاهی بخشی انجام بشود رنج می برد. نگاهی به سایت جرس بیاندازید. برخی مقالات اخیر آن چه چیزی به هواداران جنبش سبز داده است. مشغول شدن به خود و نقادی در موضوعاتی که محل اختلاف است حاصلی جز فارغ گذاشتن کسانی که در برابر مردم قرار گرفته اند، نخواهد داشت. 
 

استراتژی جنبش سبز شمول حداکثری ملت است و در این راستا ظرف ماههای اخیر توفیقات شگرفی بخصوص در بین اقشار متدین جامعه از جمله روحانیت و حوزه ها داشته است. رفع دغدغه های این بخش مهم از جامعه و مردم وظیفه ای مبرم است و نباید نسبت به آن کوتاهی صورت بگیرد. خوب است علاوه بر شما همه کسانی که حقیقتا خواستار فراگیری جنبش سبز، که لازمه پیروزی آن است، هستند به این مهم توجه داشته باشند. البته رشد آگاهی ها و استفاده از تجربیات گذشته رمز رسیدن تا به اینجا بوده است و همه بخوبی می دانند که اگر اختلاف نظرها را به رسمیت نشناسند و همدیگر را تحمل نکنند و در دام نفی یکدیگر بیافتند بهترین هدیه را به طرف مقابل داده اند.

امیدوارم جسارت وتصدیع مرا ببخشید.

در این سال &quot;صبر و استقامت&quot; ، شما را به صبر و استقامت در برابر نا ملایمات دعوت می کنم.

پیروز و سربلند باشید.
علی شکوری راد
89/4/11

      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>زنده باد مادر سهراب</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/06/post_177.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.209</id>
   
   <published>2010-06-15T16:01:52Z</published>
   <updated>2010-06-15T16:03:22Z</updated>
   
   <summary> یک سال پیش وقتی خون سهراب 19 ساله اش را بخاطر آن که پرسیده بود &quot; رأی من کو؟ &quot; بر زمین ریختند و جنازه اش را به یغما بردند او به گمان اینکه فرزندش زنده است روزهای طولانی...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="note" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      
یک سال پیش وقتی خون سهراب 19 ساله اش را بخاطر آن که پرسیده بود &quot; رأی من کو؟ &quot;  بر زمین  ریختند و جنازه اش را به یغما بردند او به گمان اینکه فرزندش زنده است روزهای طولانی سرگردان و حیران در شهری که مقام ها فقط در آن حکومت می کردند و کسی مسئول و پاسخ گو نبود، فرزندش را جستجو کرد تا آنکه پیکر پاک او را یافت و در شرایطی که جنازه تحویل کسی نمی دادند، آن را ستاند و در آن وانفسای رعب و وحشتی که برای خانواده های عزادار درست کرده بودند با شهامت و افتخار به خاک سپرد و صدای مظلومیت فرزندش را به گوشها رساند. از آن پس او شد &quot;مادر سهراب&quot; و برای سهرابهای سرزمینش که بی گناه کشته شده بودند مادری کرد. به خانواده های آنان روحیه داد تا اجازه ندهند خون جوانانشان با سکوت آنان به فراموشی سپرده شود. خانه مادر سهراب شد خانه امید خانواده های دردمند و عزادار و او که خود عزادار جوان رعنایش بود تسلی بخش مادرانی شد که با تکیه بر او کمر راست می کردند و فریادگر پیام خون شهدایشان می شدند.
پس از ندا که فیلم و تصویر لحظه شهادتش پیام جنبش سبز را جهانی کرد. نام سهراب و آن تصویر اسطوره ای اش، با شال و سر بند سبز، الهام بخش ادامه راه برای کسانی شد که پای در مسیر آزادی و اعتلای کشور نهاده و با جنبش سبز همراه شده بودند. در آن تصویر این خانم فهیمی است که فرزندش را در کنار دارد. وقتی سهراب شهید شد از آن پس خانم فهیمی شد مادر سهراب. اگر او نبود و چنان که کرد، نمی کرد و آنچه گفت، نمی گفت وسر در لاک خود فرو می برد، سهراب مرده بود. اما اکنون مردم  او را نماد شهدای جنبش سبز دانسته و در شعارهایشان فریاد می زنند: سهراب ما نمرده، این دولته که مرده.
سهراب شهید شد. شهدا زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. نام سهراب الهام بخش حرکت جوانان این مرزو بوم و جاودانه شده است. او رفته است اما مادرش، سر شار از آگاهی و پر از انگیزه آگاهی بخشی، همچون زینب پیام رسان اوست. پس زنده باد مادر سهراب
او و سایر مادران عزادار در سالگرد شهادت فرزندشان به عزا می نشینند. آنها در این عزاداری تنها نخواهند بود. به یقین جنبش سبز با آنها همراه است. 

      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>دوباره، آن 9 روز</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/06/_9.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.208</id>
   
   <published>2010-06-11T18:05:52Z</published>
   <updated>2010-06-11T18:07:57Z</updated>
   
   <summary> جنبش سبز که اینک یک ساله و ستبرشده است در آن نه روز، از 22 تا 30 خرداد سال 88، پدیدار و سپس ماندگار شد. در جمعه 22خرداد با رأی هایی که به صندوق ریخته شد پیوندها برقرار شد....</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="note" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      
جنبش سبز که اینک یک ساله و ستبرشده است در آن نه روز، از 22 تا 30 خرداد سال 88، پدیدار و سپس ماندگار شد. 
در جمعه 22خرداد با رأی هایی که به صندوق ریخته شد پیوندها برقرار شد.
 در شنبه 23 خرداد با شنیدن نتیجه غیر واقعی برای انتخابات در حیرت فرورفت و اعتراض در او جوانه زد.
 در یک شنبه 24خرداد با شنیدن سخنان آنکه مردم به او رأی نداده بودند ولی اکنون خود را پیروز انتخابات می نامید و آنان را تحقیر می کرد و خس و خاشاک نامیدشان بپا خاست.
 هنگامی که در 25 خرداد مردم به خیابان آمدند و به راه افتادند، جنبش سبز نام خود را یافت. مردم در آن روز همچون خون تازه در رگهای شهر حیرت زده جاری شدند و حیاتی نو به آن بخشیدند. آنان اگرچه بر اساس طبیعت اجتماعات می بایست می خروشیدند اما سکوت کردند تا ثابت کنند که این حرکت از شعوری بسیار فراتر از یک واکنش برخوردار است. دوشنبه 25 خرداد نمایه شعور ملت ایران در مسیر آزادی شد. این روز از یک سو در نزد آزادیخواهان احترام برانگیخت و در سوی دیگر خشم مخالفان آزادی را برانگیخت و همان بود که موجب شد در پایان آن روز نمایش بزرگی و شعور ملت با خون آنان امضا و جاودانه شود. انبوه جمعیت خودجوش مردم در 25 خرداد برای کسانی که ایمان به امداد الهی دارند، جز چنین مفهومی نداشت و کسی نبود که از آن انبوهی و شعور خود انگیخته به حیرت در نیامده باشد. گمان برآن است، بزرگترین آن نه روز که جنبش در آن زاده شد همین 25 ام است که شباهت عجیبی به 15 خرداد دارد و از همین رو می توان از آن انتظار فرج کشید. 

      سه شنبه 26 خرداد روز نمایش هیچ بودن مخالفان جنبش بود. خواستند خودی نشان بدهند ولی نشان دادند رائی که برای خود خوانده اند جمعیتی ندارد که بتوانند گرد آورند و نمایشی بدهند. پر امکانات و پر سرو صدا آمدند و نمایش لاف و گزاف دادند. آنکه برایشان سخن گفت هیچ اندرهیچ بود و بی مایگی سیاسی او آشکار. در آن روز جمعیتشان میدان کوچک ولی عصر را حتی به اندازه ای که سبز ها  میدان بزرگ آزادی را انباشته بودند پر نکرد و جز رسوایی برایشان حاصلی نداشت. مکروا و مکرالله ولله خیرالماکرین.
 چهارشنبه 27 خرداد بی هیچ برنامه ای میدان بزرگ هفت تیر میعادگاه سبزها شد چرا که جنبش سر ایستادن نداشت.
 پنجشنه 28 خرداد با فراخوان مهندس موسوی مردم به یاد شهدای 25 خرداد در میدان امام خمینی گردآمدند. شهر اشتیاق داشت هر روز در میدان جدیدی با جمعیتش ملاقات کند. در آن روز هیبت جمعیت بار دیگر غوغا کرد. لذا آنان که نظاره گر این نمایش های مردمی بودند، اندیشیدند اگر جلوی این جمعیت گرفته نشود بطلان انتخابات عینی خواهد شد. 
جمعه 29 خرداد می توانست روز خوبی باشد. می توانست نشان بدهد که ظرفیت رهبری نظام آن قدر هست که فیصله بخش دو قطبی بزرگی باشد که بر سر انتخابات شکل گرفت. اما چنین نبود. مردمی که گوش به سخنان رهبر در نماز جمعه سپرده بودند تا از آن راهی برای بازیابی رأی های به یغما رفته شان بیابند او را در کنار خود و ملجاء و پناه نیافتند، سر خورده شدند و باورهایشان فروریخت. پس از سخنانی که روز یک شنبه شنیده بودند و آنها را برانگیخته بود این سخنان قلب آنها را فشرد و امیدشان را ناامید کرد.
 و چه باید گفت از شنبه سی ام خرداد، آن روز خونین. در برابر مردمی که از ابتدا مسالمت را در همه حال پیشه کرده بودند خشونت قرار داده شد آن هم چه خشونتی که هرگز گمان نمی رفت در جمهوری اسلامی امکان و پتانسیل آن وجود داشته باشد. چنین خواسته شده بود که درسی خرداد جنبش نو پای سبز درهم پیچیده شود و نقطه پایان بر آن گذاشته شود. اما چنین نشد. چرا که نخواستند بدانند با چه پدیده ای مواجه هستند و خود را با چه مردمی طرف کرده اند. در شامگاه روز سی ام خرداد زمانی که فریاد الله اکبر مردم آسمان شهر را فرا گرفت و معلوم شد جنبش در هماورد سنگین آن روز نهراسیده، از پا نیافتاده و پا برجا و مصمم است، نقطه عطفی شد برای بقا و تداوم آن. بقای جنبش در پایان آن شب &quot; پیروزی&quot; بود. معلوم بود که دیگر کسی را یارای براندازی جنبش نخواهد بود و این جنبش تا حصول خواسته، که بتدریج و با دور شدن از زمان انتخابات از پرسش &quot;رأی من کو&quot; فراتر رفته و اکنون &quot; اجرای بدون تنازل قانون اساسی و برگزاری انتخابات آزاد و سالم&quot; را وجهه همت خود کرده است، از پای نخواهد نشست. 
ملت شهدای بسیاری را تقدیم آرمان جنبش مسالمت آمیز سبز نموده است و خون این شهدا ضامن ادامه راه آنهاست. مردان و زنان بسیاری گمنام وناشناس سلامتی خود را در این راه ازدست داده اند و خانواده های بسیاری گرفتار درد و درمان آنها هستند. بسیاری تمام یا قسمتی از سال گذشته را در زندانها گذرانده و دوران های سختی را سپری کرده اند. خانواده های آنان همچنان نگران و گرفتار سرنوشت آنها هستند. افرادی نیز از بیم بگیر و ببندها راهی دیار غربت شده اند. مردم از پا ننشسته اند و نخواهند گذاشت این دردها و رنج ها بی حاصل بماند. سرکوبگران تلاش نموده اند با ایجاد جو رعب و وحشت، مردم را از اظهار آرمان سبز خود پرهیز دهند و بین آنها فاصله بیاندازند. آرمان جنبش سبز غیر قانونی نیست که کسی از ابراز آن بهراسد. آرمان جنبش سبز دعوت به قانون است. همان قانون اساسی که میثاق ملی ست. پرهیز از دروغگویی و فساد است. دعوت به عدالت و خدمت به مردم است. جنبش سبز می خواهد دولت مردان و حاکمان شایستگی حکمرانی بر ملت بزرگ ایران را داشته باشند و آنان را در انظار جهانیان و تاریخ سربلند سازند. اگر شما نیز چنین خواسته هایی دارید شما نیز در زمره این جنبش هستید. پس برای پیروزی آن بکوشید.

   </content>
</entry>
<entry>
   <title>سید حسن، خمینی یا نصرالله</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/06/post_174.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.205</id>
   
   <published>2010-06-08T15:02:27Z</published>
   <updated>2010-06-08T04:27:32Z</updated>
   
   <summary>این یادداشت برای روزنامه شرق ارسال شده بود که با مختصر تغییراتی که بتواند امنیت روزنامه را تامین کند در روز سه شنبه 18/3/89 به چاپ رسیده است سایت های طرفدار دولت از چند روز قبل ازمراسم 14 خرداد به...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="note" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      <![CDATA[<em>این یادداشت برای روزنامه شرق ارسال شده بود که با مختصر تغییراتی که بتواند امنیت روزنامه را تامین کند در روز سه شنبه 18/3/89 به چاپ رسیده است</em>
سایت های طرفدار دولت از چند روز قبل ازمراسم 14 خرداد به هواداران خود خط داده بودند که از شعار " نواده روح الله، سید حسن نصرالله" استفاده و به این ترتیب سید حسن خمینی را نفی کنند. البته آنان که این شعار را در آن روز سردادند، هیچ یک، این دو بزرگوار را بدرستی نمی شناسند اما آنها که می شناسند، بخوبی می دانند که اگر سید حسن خمینی  و سید حسن نصرالله  هر كدام به جای  آن  ديگري قرار بگيرد بمانند او سخن گفته و يا عمل خواهد كرد.
سید حسن نصرالله را بار اول در زمستان سال 79 در بیروت ملاقات کردم. آن زمان نماینده مجلس بودم و برای ماموریتی به لبنان اعزام شده بودم. فارغ از آن مأموریت، اظهار تمایل کردم به عنوان یک عضو جبهه مشارکت دیداری با سید حسن نصرالله داشته باشم. حزب الله در آن سال موفق شده بود اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون براند و محبوبیت زیادی در لبنان و نیز کشورهای اسلامی بدست آورده بود. این محبوبیت زمانی اوج گرفت که حزب الله بجای آنکه نام خود را به عنوان پیروز میدان مطرح کند، آن پیروزی را حاصل " مقاومت لبنان" مطرح کرد و افتخارش را متعلق به کل جامعه لبنان دانست. پیروزی اخلاقی حزب الله  در آن زمان کمتر از پیروزی نظامی بدست آمده نبود.
گفته شد آقای نصرالله دچار کمردرد است و به توصیه پزشکان در استراحت مطلق، اما وقتی درخواست مرا  مشخصا به عنوان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت  به وی اطلاع داده بودند بلادرنگ پذیرفته بود و فردای آنروز در ضاحیه موفق به دیدارش شدم. هنوز هرگاه آن دیدار را به یاد می آورم حلاوت آن در جانم زنده می شود. فارسی را خوب بلد بود و ما ساعتی به راحتی با هم گفتگو کردیم. او می خواست از ما، به عنوان حزبی نوپا که توانسته بود اکثریت نسبی پارلمان را در ایران بدست بیاورد، بیشتر بداند و من هم جویای چگونگی توفیقات و محبوبیت شعف آور حزب الله در میان مردم متکثر لبنان بودم. در کلام او عقلانیت و تواضع موج می زد و از عمق جان من این ندا مرتب بر می آمد که او یک "خاتمی دیگر" است. در جامعه 72 ملتی لبنان او برای شیعیان و حزب الله احترام برانگیخته بود. احترامی که زائیده ترس و یا چشم داشتی نبود. حزب الله در کارهای خدمات شهری و رسیدگی به مشکلات مردم چنان کارآمد و بدون تبعیض عمل کرده بود که مردم از هر دین و آئینی به آن اعتماد کرده بودند. حزب الله بجای نفی دیگران خود را اثبات کرده بود و آن همه، حاصل رهبری سید حسن بود. حاضر بودم بر دستانش هزار بار بوسه بزنم که  چهره اسلام و تشیع علوی را آنچنان زیبا ترسیم کرده بود که نه تنها شیعیان و مسلمانان به آن افتخار می کردند بلکه در بین سایر ادیان، از صمیم قلب، محترم داشته می شد.
]]>
      سال بعد در ایران، هنگامی که اجلاس حمایت از فلسطین از سوی مجلس برگزار گردیده بود به ایران آمد و دوستان ما در جبهه مشارکت بر اساس تعاریف من اشتیاق پیدا کردند با او دیداری داشته باشند. دکتر محمد رضا خاتمی و دکتر میردامادی  و من در آن ملاقات حاضر بودیم. تجربه شخصی من از دیدار بیروت برای دوستان ما تکرار شد و سید حسن نیز به دوستان علاقمند شد. وی پس از بازگشت به لبنان  دعوتنامه ای برای حزب مشارکت ارسال کرد که موجب شد سال بعد دکتر محمدرضا خاتمی، دبیر کل وقت به اتفاق هیاتی که بنده نیز در زمره آنان بودم چند روزی را در لبنان، میهمان حزب الله و سید حسن نصرالله باشیم.  در این دیدار چند روزه علاوه بر آشنایی نزدیک با فعالیتهای حزب الله در بیروت و جنوب لبنان، فرصت بحث و گفتگوی بیشتر با سایر اعضاء کادر رهبری و شخص آقای نصرالله فراهم و صمیمیت بیشتری حاصل شد.
یادم هست وقتی به اتفاق دوستان حزب الله به دیدار امیل لحود رئیس جمهور وقت لبنان رفتیم، خانمی با لباس نسبتا برهنه به استقبال ما آمد. همراه حزب الله ما او را معرفی کرد و گفت وی رئیس دفتر رئیس جمهور و شیعه است. آن زمان در ذهن من آمد که چگونه است که این همراه حزب الله ما، از این سر و وضع آن خانم اکراهی نشان نمی دهد. آن خانم چنان شعفی نسبت به حضور یک هیات ایرانی از خود نشان می داد ونسبت به  حزب الله ادای احترام می کرد که ذهنیت آن روز مرا در هم ریخت. پیوند وثیق و علاقمندی بین حزب الله و یک رئیس جمهور مسیحی، رئیس دفتر شیعه برای رئیس جمهور مسیحی و آن خانم شیعه با آن سر و وضع و آن مقدار احترام متقابل بین او و حزب الله!
 آنها ابتدا به چشم انسان و هم وطن به یکدیگر نگاه می کردند و همین باعث می شد روابط  دیگرشان بر این مبنا تنظیم و محترمانه باشد. 
من هنوز از آن دیدارها سرشارم و به همین دلیل در طول جنگ 33 روزه لبنان و پس از آن در کودتای یک روزه حزب الله در برابر توطئه گران و بازسپاری دوباره کنترل کشور به ارتش، ایمانم را به درستی عمل و رفتار حزب الله از دست ندادم و اکثر دوستان ما در جبهه مشارکت نیز چنین بوده اند.
حزب الله در لبنان در اقلیت بوده است و برای ارتقاء وضعیت خود خواسته یا ناخواسته مجبور بوده است از قواعد دموکراتیک بهره بگیرد. در جامعه ای که در آن رسانه های مستقل و برخوردار از آزادی بیان فراوان است و آنها بی هیچ واهمه، هر گفتار یا رفتاری را به نقد می کشند، رقابت انتخاباتی جدی ست و کسی پیش از مراجعه به آراء مردم از صحنه رقابت حذف نمی شود،  حزب الله و رهبر آن سید حسن نصرالله، با رفتار عاقلانه و متواضعانه، برای خود اعتبار و محبوبیت فراهم کرده اند. به گمان من اگر در ایران، ما نیز مثل حزب الله رفتار کرده بودیم دولت و حاکمیت ما نیز همان مقدار محبوبیت می داشتند و همۀ مردم  از آنها راضی و خشنود می بودند.
سید حسن نصرالله به عنوان یک لبنانی و یک شیعه در قبال ایران نیز بسیار داهیانه و درست عمل کرده است. تردید ندارم اگر سید حسن خمینی بجای او بود، همان گونه عمل می کرد.
اما در اين سو، سید حسن خمینی، نوۀ امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی است که در سیرت و صورت اشبه نوادگان امام به اوست. با این سید حسن نیز چند باری فرصت مجالست بوده است اما نیازی به نقل من نیست که مردم خود با امام و خاندان او آشنایند.
او نیز همچون پدر بزرگوارش خود را وقف پاسداری از میراث معنوی جدش، امام خمینی، کرده است. با این حال او فارغ از مشاغل حکومتی در حوزۀ علمیه قم سالها درس خوانده و اکنون نیز سالهاست که درس می دهد. به اذعان صاحبان فن، او اکنون مجتهدی مبرز و عالمی تواناست. ژرف اندیشی او در مسائل سیاسی و خویشتن داری او در هیجانات و رقابت های سیاسی موقعیتی را برای او در جامعه رقم زده است که جز برای هتاکان سفله، که هیچ حریمی نمی شناسند، محل احترام است. او بحق نگران بد معرفی شدن چهرۀ اسلام، امام و جمهوری اسلامی به عنوان میراث آن امام است. او هرگاه انحرافی در مسیر نظام دیده است بی تفاوت نبوده و از گنجینۀ معارف امام برای آن چاره ای جسته است. اگر در تند باد حوادث امروز، او را در کنار مردم می بینیم بخاطر تبعیت از سیرۀ جدش است که مردم را ولی نعمت خویش می دانست و رأی آنها را میزان.
 او می بیند یاران نزدیک امام به حاشیه رانده شده اند و نامحرمان بر سر روی اسلام و ایران و نظام برخواسته از مردمی ترین انقلابات، چنگ می اندازند و زخم می زنند. جای خروش اوست اما او خون دل خورده  و بر اساس توصیه پدر وبصیرت به ارث برده از جد بزرگوارش، سکوت کرده است با اینحال مسببین این حال و روز اسف بار کشور از او انتظار دارند سکوتش را بشکند و آنان را تأیید کند. او در یک سال گذشته به آسیب دیدگان و جفا کشیدگان تسلی داده و با مهربانی بر زخمهایشان مرهم گذاشته است. او ناسزاها را به جان خریده اما جانب مردم را ترک نکرده است.
تردید ندارم اگر سید حسن نصرالله جای او می بود همان می گفت که او می گوید و همان می کرد که او می کند. سید حسن نصرالله به یقین افتخار می کند نواده امام نامیده شود اما دلش خون می شود وقتی برادرمعنوي اش و نوادۀ واقعی امام را با نام او هتک می کنند. به گمان من او بری ست از آنچه هتاکان با نام او می کنند. آنها با این کار حیثیت ارزشمند خود او را نیز لگد مال رذالت خویش می کنند. این دو سید حسن امید های تشيع و مورد توجه نسلهای امروز و فرداهستند چرا كه چهرۀ زیبایی که آنان از اسلام ترسیم می کنند موجب احیای جایگاه والای دین خدا و گرایش جوانان به آن است. دشمنان اسلام قصد کرده اند با این روش هر دوی آنان را از صحنه بدر کنند.

   </content>
</entry>
<entry>
   <title>هتك حرمت بيت امام (ره) محكوم است</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/06/post_175.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.206</id>
   
   <published>2010-06-04T15:04:05Z</published>
   <updated>2010-06-07T15:05:43Z</updated>
   
   <summary> در هنگام سخنراني پیش از خطبه های آيت الله سيد حسن خميني در مرقد امام و در سالروز رحلت آن امام بزرگوار، عده اي كه بطور سازمان يافته در مقابل تريبون جاي داده شده بودند با شعارهاي پي در...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="tradition" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      
در هنگام سخنراني پیش از خطبه های آيت الله سيد حسن خميني در مرقد امام و در سالروز رحلت آن امام بزرگوار، عده اي كه بطور سازمان يافته در مقابل تريبون جاي داده شده بودند با شعارهاي پي در پي  مانع ادامه سخنراني وي شدند و بدين وسيله به حريم  بيت امام تعرض كرده و در حالي كه هنوز بيست و یک سال از رحلت جانسوز آن امام بزرگوار كه با قيام خويش انقلاب اسلامي را پايه گذاري كرد نگذشته است با نواده او رفتاري كردند كه در صدر اسلام پنجاه سال طول كشيد تا چنان كنند.
 سيد حسن خميني امروز تاوان همراهي با مردم، در درد و رنج يك سال گذشته آنان، را مي پردازد. هزينه عدم همراهي با آنان  را كه مي خواستند او را همراه خود داشته باشند تا با مردم گستاخانه تر برخورد كنند. او هزينه و تاوان دلجويي ازآسيب ديدگان حوادث پس از انتخابات و هزينه ديدار با فرزند شهيد بهشتي پس از آزادي از زندان را مي پردازد، هزينه تنها نگذاشتن ياران امام را كه در يك سال گذشته آماج همه گونه تهمت و افتراي ناجوانمردانه ای بوده اند تا حدي كه رهبري نيز در سخنان خود هواداران  را از بي تقوايي  و زياده روي بيش از حد در اين وادي بر حذر داشتند.
بدون ترديد روح امام امت امروز از رفتاري كه در جوار مرقد شريفش با نوادة فاضل و پرهيزگارش، كه از هر لحاظ به خود او شبيه است، شد  آزرده است و از ناسپاسي آنانی كه با قصد وغرض ناپاك در آنجا گرد آورده شده بودند و چنين رفتاري را از خود نشان دادند در رنج است.
پيروان راستين امام ساكت نخواهند نشست تا نام و راه امام توسط كساني مصادره شود كه در زمان حيات امام راهي به سوي او نمي جستند و امام نيز هرگز آنان را محرم خود نمي دانست.
سزاوار است پيروان راستين امام در روزي  كه مي تواند جمعه آينده باشد، با حضور در حرم امام  از نوه گرامي او كه توليت حرم را بر عهده دارد و در خانه خويش مورد هتك حرمت ناسپاسان قرار گرفته است دلجويي و از اينكه در پاسداري از راه و روش امام همچون خود او ثابت قدم و استوار است تجليل و قدر شناسي نمايند

      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>ريزش و رويش، حدیث استواری سبزها</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/05/post_172.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.203</id>
   
   <published>2010-05-28T17:57:47Z</published>
   <updated>2010-05-29T07:53:51Z</updated>
   
   <summary>خانم سرمدي، همسر مقاوم برادر عزيزم حسين نوراني ن‍‍ژاد تلفن زده بود تا بعد از ملاقات اخيرشان سلام حسين را به من برساند. خيلي خوشحال شدم. حسين از جوانان نازنين و اصيلي ست كه از عمق جان، مسئولانه و از...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="daily" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      خانم سرمدي، همسر مقاوم برادر عزيزم حسين نوراني ن‍‍ژاد تلفن زده بود تا بعد از ملاقات اخيرشان سلام حسين را به من برساند. خيلي خوشحال شدم. حسين از جوانان نازنين و اصيلي ست كه از عمق جان، مسئولانه و از روي اعتقاد خالصانه سياست ورزي مي كند و به همين دليل، خيلي زياد، در هر كاري قابل اعتماد است. او در عين حالي كه امروزي است به ارزشهاي پيشينيان پشت نكرده است و بين اصالت ها و ارزشهای دوران هاي انقلاب، جنگ ، اصلاحات و اكنون جنبش سبز پل زده است. خيلي مودب است و حرمت ها را پاس مي دارد. به لحاظ فكري نيز مولف است و به همين دليل كاريزماي خاص خود را در بين هم نسلانش دارد. از زمان انتخابات مجلس هفتم كه  وي و دوستانش را براي همكاري در ستاد انتخابات جبهه مشاركت دعوت كردم و ابتدا مسأله داشتند و انتخابات را بي حاصل مي دانستند تا بعد كه متقاعد شدند و بسيار فعال، و تا بعد كه به علت رد صلاحيت گسترده نامزدهايمان از شركت در انتخابات بازمانديم و پس از آن تا امروز كه مدت نه ماه است در زندان است و همديگر را نديده ايم رابطه وثيقي بين ما برقرار بوده است تا جائي كه با همه محدوديت هاي زندان دوبار از آنجا با من تلفني صحبت كرده است. نظراتش هميشه برايم معيار درك واقعيت هاي جامعه بوده و از آنها تأثير گرفته ام. همو بود كه دو سال و نيم پيش مرا تشويق كرد تا وبلاگ داشته باشم و پس از آن به من در مورد مطالب آن بازخورد مي داد و خيلي وقتها هم من مطالبم را قبل از انتشار براي او مي فرستادم تا اگر لازم باشد در آنها اصلاحاتي انجام دهم. بيشتر اوقات مجري و پاي كار برگزاري مراسم مناسبت هاي مذهبي جبهه مشاركت بود و شور و شوق خستگي ناپذيري از خود نشان مي داد و همه را به همراهي وا مي داشت. پس از انتخابات كه شرايط بسيار امنيتي شده بود او پيش قدم شد تا مراسم دعاي كميل دارالزهرا ي آقاي محتشمي پور رونق بيشتري يافته و رنگ سبز بگيرد و عاقبت هم به همين دليل او و مهدي اقبال كه به دعوت او قاري دعاي كميل هاي پر شور آن ايام بود را بازداشت و به زندان محكوم كردند. حسين در مرحله تجديد نظر به يك سال حبس قطعي محكوم شده است. از خانم سرمدي پرسيدم حسين كه الآن شرايط استفاده از آزادي مشروط را دارد. گفت آري نه ماه از يك سال خود را گذرانده است ولي به او اجازه استفاده از اين حق را نمي دهند ، تازه اسمش جزء كساني بود كه قرار است هفته آينده به مرخصي بيايند ولي حذفش كرده اند. از او خواسته اند عليه موسوي موضع بگيرد و بگويد موسوي اشتباه كرده است ولي او نپذيرفته است و از موسوي حمايت كرده است. بخاطر همين نه تنها با آزادي مشروطش مخالفت كرده اند بلكه از مرخصي هم محرومش كرده اند. من چه بايد به خانم سرمدي مي گفتم. گفتم من به حسين و به شما تبريك مي گويم. ديانت، سياست و استقامت حسين را مي ستايم و برايش آزادي هر چه سريعتر آرزو مي كنم. با خانم سرمدي هم بابت شرايط سختي كه مي گذراند اظهار همدلي كردم. او گفت: ما كه سختي نمي كشيم. كساني هستند گمنام، و به ده، پانزده سال زندان محكوم شده اند و ايستاده اند. تلفن خانم سرمدي كه تمام شد موضوعی كه چند روزي بود مرا به نوشتن فرا مي خواند دوباره به سراغم آمد. ريزش و رويش نيروها. 

      آنها يك سال است كه شرايط را امنيتي كرده اند و بر معترضين به نتايج انتخابات سخت گرفته اند. علاوه بر برخوردهاي خشن خياباني، نيروهاي رده بالا  و پائين جنبش سبز را به تعداد زياد گرفته و در شرايط سخت در زندان نگاه داشته اند، بازجوئي هاي طاقت فرسا كرده اند و در دادگاههاي نمايشي و بعد غير علني محاكمه كرده و به زندانهاي طويل المدت و محروميت هاي سياسي و اجتماعي محكوم كرده اند اما هيچ موردي از بريدن و اظهار ندامت كه قابل ملاحظه باشد حاصل نكرده اند. اظهارات حجاريان، عطريان، ابطحي، شريعتي ودو سه نفر ديگر كه پس از يك دوره شكنجه سپيد در دادگاه رسواي فله اي از تلويزيون پخش شد جز چند روز خوراك تبليغاتي براي آنها حاصلي نداشت و اگر موجي هم ايجاد كرده بود اكنون برگشته است، جنبش سبز ريزش نداشته است و هنوز هم افراد زيادي در زندان هستند كه اگر كلمه اي عليه باور سبز خود بگويند و يا حاضر بشوند از موسوي و خاتم و كروبي اعلام برائت كنند به سرعت آزادي خود را بدست مي آورند و به آغوش خانواده باز مي گردند ولي آنها سر افرازانه امتناع مي كنند و رنج زندان را به جان مي خرند. از دكتربهزاديان نژاد، دكترعرب مازار و بهشتي شيرازي كه از نزديكان موسوي هستند و تحت فشار هستند که كلمه اي عليه او بگويند تا دكتر سليماني، نوراني نژاد، محموديان و اقبال و نيز زيدآبادي، باقي، سحرخیز و مومني و تا زنهاي زنداني نستوه خانمها مفيدي و شهيدي و .... تا دانشجويان و معلمان و روزنامه نگاران و كارگران و.....كه شناخته شده هستند تا جوانان گمنامي كه در خيابانها دستگير شده و هيچ پيوندي با محافل و مراكز و تشكل هاي اصلاح طلب و جنبش سبز نداشته و يك بار هم موسوي و كروبي و خاتمي را از نزديك نديده اند همه بر خواسته بحق خود ايستاده اند و حاضر نيستند از جرگه سيل خروشان و مردمي جنبش سبز خارج بشوند. در عوض در طرف مقابل ديده مي شود كه نه تنها جوانانشان در برابر پدراني كه دستي در جريان حاكم دارند ايستاده و هويت سبز را برگزيده اند بلكه سران و سردارانشان نيز اتهام بي بصيرتي را به جان مي خرند و سكوتشان را نمي شكنند و اگر وادار شدند به شكستن، وادار كنندگان را پشيمان مي كنند. جالب آنكه حتي آناني كه در ظاهر هياهو مي كنند و تيغ زبان و درفش قلم را عليه به زعم خود سران فتنه بكار مي اندازند و در محفل خودي ها و ميدان تبليغات در اين وادي کف بر دهان می آورند و عنان از كف مي دهند، به خلوت كه مي روند به زمين و زمان فحش مي دهند كه گرفتار چه وضعيت و موقعيت اسف باري هستند و مجبورند از چه كسي دفاع كنند که قبولش ندارند و يا عليه چه كساني صحبت بکنند كه در دل محترم مي دانندشان. يكي از آنها گفته بود در بین نیروهای ما زلزله است. چند روز پيش در دانشگاه علم و صنعت عده اي به سمت من هجوم آوردند و عليه من شعار دادند اما روز گذشته كه به ميان جمعي از همان صنف در جشنواره تشكل هاي دانشجويي در محل نماز جمعه دانشگاه تهران رفته بودم جز تكريم و احترام نديدم. بي ترديد آنها خبر علم و صنعت را شنيده بودند و مواضع من را مي دانستند ولي حس درونيشان با آنچه دوستانشان در دانشگاه علم و صنعت بروز داده بودند متفاوت بود. همچنان كه مطمئن هستم اگر با آن عزيزان نيز در خلوت بنشينيم و حرف بزنيم با هم شاید مخالف اما دوست خواهيم بود.
بزرگي نقل مي كرد كه به فاصله يك روز در دو مجلس عروسي از دو جناح شركت كرده بوده است. اصلاح طلب ها همه شاد و شنگول بوده اند و با هم حرف مي زده اند و بگو بخند مي كرده اند و در آن طرف در مجلس به اصطلاح اصولگراها همه ساكت و مغموم، وكسي رغبت صحبت با ديگري را نداشته است. آنها احساس مي كنند همه چيز را دارند از دست مي دهند ومغموم هستند و سبزها اميدوارند توفيق هايي بدست بياورند و حقوقشان را استيفا كنند و به همين دليل شاداب و اميدوارند.
داستان آقاي نوري زاد و زلزله اي كه به تنهايي در جناح مقابل ايجاد كرد كم چيزي نبوده و نيست. او از استوانه هاي اصولگرايي بود و هنوز هم شايد باشد چرا كه او باورهاي خود را كنار نگذاشته است بلكه در مورد مصاديق اصولگرايي راه خطاي دوستانش را نپيموده و بجاي جناح گرايي حق را برگزيده است. او اكنون با همان ايماني كه داشت تلاش كرده و مي كند دوستانش را و کسانی را که به آنها ارادت قلبی دارد از مسير خطا بازگرداند.
آقاي شمخاني در برنامه &quot;ديروز، امروز، فردا&quot; نمونه اي بود از كساني كه تا كنون سكوت كرده اند. مجري &quot;خود زرنگ پندار&quot; برنامه كه مي خواست شمخاني را وادار به سخناني كه خود مي خواست بكند نه تنها پاسخ درخور نگرفت بلكه هر چه كوفت به سر خودش خورد. بعد رفت در سايت رجانيوز دادسخن داد كه ديديد چگونه ماهيت بي بصيرت، اصلاح طلب و سبز شمخاني را از زير جلد اصولگرائيش بيرون كشيدم و رسوايش ساختم. بيچاره يادش رفته است كه چه مي خواست و چه شد.
آخرين ماجرا از اين دست، انتخابات هيأت رئيسه اخير مجلس است. در مجلسي كه حداكثر 55 نماينده اصلاح طلب در آن بوده است، نامزد آنها براي نايب رئيسي مجلس 115 راي آورده است. اين در حاليست که اخيرا تلاشهاي گسترده اي براي مرزبندي سفت و سخت با اصلاح طلبان صورت گرفته كه نمونه آن نامه منتسب به 175 نماينده خطاب به رئيس قوه قضائيه در مورد درخواست محاكمه سران جنبش سبز بوده است. باهنر و 60 نماينده مجلس ريزش كرده اند. آنها به دليل عدم حمايت از احمدي نژاد متهم به فقدان بصيرت هستند. اگرنه همه، حتما رويش دوباره برخي از آنها در اين سو خواهد بود. اين در حاليست كه طرفداران دولت گمان كرده اند صدر حامي احمدي نژاد است و باهنر مخالف او و تلاش كرده اند كه آنها را جابجا كنند. چه زود خواهد بود كه ببينند چنين نبوده و ديگر كسي براي آنها تخم دو زرده نخواهد كرد.
دفاع از احمدي نژاد و در زمره اصولگراياني بودن كه ناگزير شده اند از او حمايت كنند، بسيار سخت شده است. هر روز عده اي به اين نتيجه مي رسند كه براي كه و براي چه بايد اين مقدار هزينه پرداخت و اين مقدار بار بدنامي را بر دوش كشيد. آغوش جنبش سبز بر روي اين دسته از عزيزان باز است. به گمان من گذشته آنان هر گاه به این سو بيايند، بخشوده خواهد شد اما اگر دير بجنبند ممكن است فراموش نشود. 

   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مناظرۀ شکوری راد و وحید جلیلی در دانشگاه علم و صنعت</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/05/post_171.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.202</id>
   
   <published>2010-05-27T06:12:30Z</published>
   <updated>2010-05-27T06:38:32Z</updated>
   
   <summary>به دعوت مجمع حزب الله دانشگاه علم و صنعت مناظره ای بین بنده و آقای وحید جلیلی در دوم خرداد سال 60 برگزار شد که بازتاب نسبتاً گسترده ای در خبرگزاریها و رسانه های مجازی داشت.البته بنده انعکاسی در روزنامه...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="lecture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      <![CDATA[به دعوت مجمع حزب الله دانشگاه علم و صنعت مناظره ای بین بنده و آقای وحید جلیلی در دوم خرداد سال 60 برگزار شد که بازتاب نسبتاً گسترده ای در خبرگزاریها و رسانه های مجازی داشت.البته بنده انعکاسی در روزنامه ها ندیدم که علت آن ترس روزنامه های اصلاح طلب از تیغ هیات نظارت بر مطبوعات بود و روزنامه های جناح راست نیز لابد موضوع را به نفع خود ندیدند.
در زیر خبر خبرگزاریهای ایلنا، ایسنا، فارس و برنا که مکمل هم هستند به ترتیب آمده است. خبر سایت جرس نیز که با میان تیترهای متعدد خبر ایلنا را باز تنظیم کرده است در ادامه امده است. خبری نیز از حاشیه مراسم در سایت ها آمده بود که برای نکته ای از آن توضیحی داده ام که در ابتدا قرار داده ام.

 سردبیر محترم سایت نوروز
سلام
در خبر حاشیه های مناظره در دانشگاه علم و صنعت ذکر شده که گویا من در مقابل تقاضای کسی برای امضای اعتقاد به ولایت فقیه گفته باشم "نه امضا نمی کنم". اصلا چنین دیالوگی وجود نداشته است. البته در آن ازدحام که کسانی با هتاکی و بعضا فحاشی به سوی من هجوم می آوردند به یکی از مهاجمین که خیلی به من نزدیک شده بود صورتم را نشان دادم و گفتم بزن که او نیز امتناع کرد. بنظر می رسد آنها نظر من را در مورد ولایت فقیه می دانستند و می خواستند مرا وادار کنند که مطابق سلیقۀ آنها سخن بگویم که من نخو.استم چنین بکنم و این موضوع آنها را عصبانی کرده بود.
خواهشمندم این توضیح را به نحو مقتضی در سایت نوروز بگذارید.
شکوری راد

<strong>حاشیه های مناظره علی شکوری راد با وحید جلیلی</strong> 
مناظره ی روز یکشنبه دوم خرداد 89 در دانشگاه علم و صنعت بین دکتر شکوری راد و وحید جلیلی، در حالی با سخنرانی شجاعانه و بی سابقه ی دکتر شکوری راد و حضور گسترده ی دانشجویان سبز همراه شد که در انتهای مراسم و در حالی که دکتر شکوری راد قصد ترک دانشگاه را داشتند، اوباش بسیجی که در ضرب و شتم دانشجویان سبز علم و صنعت در 8 دی و نیز سرکوب های خیابانی مردم سابقه دارند و از سخنان ایشان به شدّت برآشفته بودند با همکاری حراست دانشگاه به وی حمله ور شده و به هتّاکی و فحّاشی به وی پرداختند.
مسئولان دانشگاه علم و صنعت روز شنبه 31 اردیبهشت پوسترهایی در سطح گسترده در دانشگاه با مضمون برگزاری مناظره بین دکتر علی شکوری راد نماینده ی مجلس ششم و عضو شورای مرکزی جبهه ی مشارکت و وحید جلیلی مدیر دفتر مطالعات جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی در روز دوم خرداد 1389 پخش نمودند. به دنبال اعلام این خبر و دعوت از علی شکوری راد دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت به صورت خودجوش روز یکشنبه در سالن آمفی تئاتر شهید بهرامی حضوری گسترده به هم رسانیدند به طوری که در سالن 600 نفری شهید بهرامی دانشگاه، نهایتاً 100 نفر از دانشجویان بسیجی حضور داشته و مابقی را دانشجویان سبز تشکیل می دادند.

متن سخنرانی طرفین در خبرگزاری های مختلف مانند فارس و برنا و ایلنا و غیره موجود می باشد امّا در ذیل به مطالبی و نکاتی از این مناظره که در خبرگزاری ها ذکر نشده است می پردازیم]]>
      <![CDATA[:
مراسم که قرار بود ساعت 13:45 امروز شروع شود با حدود نیم ساعت تأخیر در حالی شروع شد که دکتر شکوری راد در بدو ورود به سالن به سمت دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت "وی" نشان داده و هنگام رفتن بر روی سن نیز این عمل را تکرار نمود که با استقبال گرم دانشجویان سبز و تشویق های مکرّر آنان همراه شد و دانشجویان نیز متقابلاً به ایشان علامت پیروزی نشان دادند.
دز طول مراسم چند نفر از بسیجی ها با دوربین های حرفه ای فیلم برداری و عکس برداری به صورت مداوم از چهره ی دانشجویان سبز تصویر ضبط می کردند و به محض ایراد هرگونه اعتراضی از سوی سبزها بلافاصله از نزدیک از ایشان فیلم و عکس تهیّه می شد.
در قسمت پرسش پاسخ برنامه مجری برنامه از اعضای مجمع دانشجویان حرب الله دانشگاه علم و صنعت بود سؤالاتی کاملاً مغرضانه از دکتر شکوری راد مطرح می کیرد که با اعتاض ایشان و دانشجویان سبز همراه شد. در بخشیی از این مراسم وقتی مجری برنامه خواستار موضع گیری صریح شکوری راد در قبال ولایت فقیه شد، ایشان در اظهار نظاهایی بی سابقه و شجاعانه بیان داشتند:
اوّلاً اینجا مناظره است نه تفتیش عقاید؟! هر کسی تا می خواهد حرف بزند ازش می پرسید که ولایت فقیه را قبول دارید یا ندارید! من قانون را قبول دارم! قانون اساسی را قبول دارم! و دعوت می کنم همه را به قانون اساسی. مردم ادّعا دارند و مطالبه شان این است که بگویند 1 با 1 مساوی است. آیا اصل حقوق ملّت با اصل ولایت فقیه در قانون اساسی مساوی هست یا نیست؟
این نماینده ی مجلس ششم ادامه داد: تمام حرف آقای مهندس موسوی اجرای بدون تنازل قانون اساسیه. می گه اصول قانون اساسی رو هم طراز هم تفسیر بکنید. نه یک رأی رو، یک اصل رو یه جوری تفسیر بکنید، بقیه ی اصل ها رو یه جور دیگه تفسیر بکنید! آیا یه دونه آقای جنّتی بیشتره یا 70 میلیون جمعیّت ایران؟
عضو شورای مرکزی جبهه ی مشارکت بیان داشت: اگر بحث مساوات است، مساوات در همه ی مسائل باید باشه. اتّفاقاً اونی که ما باید بشناسیم این است که مردم با همدیگر برابرند. وقتی ما شعار "ایران برای همه ی ایرانیان" رو دادیم، به ما انتقاد کردن که شما چرا این شعار رو دادین؟ ایران برای همه ی ایرانیان نیست، ایران برای برخی از ایرانیان است!
اين فعال سياسي اصلاح‌طلب در ادامه گفت: شما میزان انتقادهایی که از جبهه ی مشارکت برای طرح همین شعار شده رو ببینید! بعد هم این شعار است که شما می گویید 1 با 1 مساوی است یعنی که مردم از حقوق یکسان برخوردار باشند. من برای شما اگر بنا بشه - شما که اقتصاد خوندید - ثابت بکنم که چه کسانی از رانت های حکومتی برخوردار هستند! همین الانشم! الان شده رابطه های اقتصادی دولت همه در اختیار سپاهه! (در این لحظه شاهد اعتراض و بی احترامی چند بسیجی به دکتر علی شکوری راد بودیم)
شکوری ادامه داد: شما خطبه های نماز جمعه ی آقای جنّتی رو نشنیدید همین پریروز که می گفت باید دوباره برای دانشگاه ها گزینش بگذاریم! این گزینش مساواته؟ این یعنی یک دانشگاه دولتی نماینده ی کلّ ملّت ایران است
دکتر شکوری راد در پاسخ به اظهارنظهای وحید جلیلی در مورد بیانات پدر شهید محسن روح الامینی که اطاعت از ولایت فقیه را توصیه کرده بودند گفت: آقای روح الامینی رو من از سال 58 ایشونو می شناسم، تو دانشگاه علوم پزشکی تهران با همدیگه بودیم. من می شناسم ایشون رو. ایشون فرزندش رو، رو سر دست برده بود تدفین کرده، نه اینکه بگه چون سبز بودی به درک واصل شدی! می گه قاتل فرزند من باید قصاص بشه! اگر حیثیّت خودش رو می ذاره، تو روز عاشورا تو تلویزیون میاد، جلوی رهبری اون حرفا رو می زنه، این کارا رو می کنه، همه برای اینه که قاتل فرزندش رو قصاص بکنه! حیثیّت خودش رو می ذاره برای اینکه قاتل فرزندش قصاص بشه. همون بود که همین اخیراً مصاحبه کرد گفت: من سرم رو به کدوم دیوار بکوبم که کسانی که متّهمان اصلی قتل فرزند من هستن، یکیشون از دولت منصب گرفته، شده رئیس شورای مبارزه با قاچاق. یکی هم دوباره از شهرداری منصب گرفته!
همچنینی بعد از آن مجری نظر ایشان در مورد مهندس موسوی را خواستار شد که دکتر شکوری راد گفت: مهندس میرحسین موسوی روی تخم چشمان من جا دارد و من کاملاً با مواضع ایشون موافقم!
پس از این اظهارات و نیز حمایت قاطع از جنبش سبز و از همه مهم تر "درود فرستادن بر روح پاک شهدای جنبش" در قسمت های پایانی مناظره، همچنین اظهار نظر در مورد فساد اقتصادی سپاه و سردارهای آن مانند فیروزآبادی و غیره... در هنگامی که شکوری راد قصد ترک دانشگاه را داشت، اوباش بسیجی به ایشان حمله ور شده و در حمایت کامل نیروهای حراست به هتّاکی به وی پرداختند.
این عدّۀ بسیجی که سابقه ی ضرب و شتم دانشجویان سبز علم و صنعت در 8 دی با باتوم و چماق و قمه را نیز داشتند، به سمت ایشان حمله ور شده و با شعارهای "مرگ بر منافق" و "مرگ بر ضدّ ولایت فقیه" و فحش های رکیک نسبت به موضع گیری ایشان درباره ی اصل ولایت فقیه واکنش نشان دادند. آن ها با سد کردن راه دکتر شکوری راد در حالی که الفاظ بسیار زشت و زننده ای به کار می بردند که از ذکر آن ها معذوریم بیان داشتند: "بی غیرت عوضی! باید قبول داشته باشی ولایت فقیه رو! چرا نگفتی قبول دارم؟ (ولایت فقیه رو) باید امضاء کنی (که ولایت فقیه رو قبول دارم)، اگر امضاء کردی (در این بین گویا شکوری راد می گوید امضاء نمی کنم) قبول نداری؟! عیناً منافقی! مرگ بر منافق" و سپس بسیجیان همگی دسته جمعی شعار "مرگ بر منافق سر می دهند" و دانشجویان سبز نیز در جوای آن ها شعار "مرگ بر دیکتاتور" و "یاحسین میرحسین" سر دادند.
نکته ی جالب در اینجا حمایت کامل نیروهای حراست دانشگاه از بسیجی ها و نشان ندادن هیچ گونه عکس العملی به برخوردهای زشت و زننده ی آن ها بود به طوری که فقط آن ها را همراهی می کردند و چند دانشجوی پسر و دختر ایشان را که بدون محافظ و حتّی وسیله ی نقلیّه به دانشگاه آمده بودند را همراهی کرده و مانع از ضرب و شتم بیشتر ایشان به دست اوباش بسیج شدند!

<strong>شکوری‎راد: در 25 خرداد مردم خود معیار قانون بودند
شكوري‌راد:دولت بعد از اصلاحات سعي كرد دستاوردهاي دوم خرداد را از بين ببرد
كسي كه بمب مي‌گذارد و اسلحه بر مي‌دارد مورد تاييد اصلاح‌طلبان نيست/رفتار سياست خارجي دولت اصلاحات به گونه‌اي بود كه احترام جهانيان را بر مي‌انگيخت/بايد ابوذر بود تا در برابر مفسدان اقتصادي ايستاد.

ايلنا:يك نماينده مجلس ششم معتقد است كه دولت بعد از اصلاحات دولت رجعت‌گرا بود و سعي كرد دستاوردهاي دوم خرداد را از بين ببرد.</strong>به گزارش خبرنگار ايلنا، علي شكوري‌راد در مناظره عصر امروز با وحيد جليلي كه در دانشگاه علم صنعت برگزار شد با بيان اينكه خرداد شهرالله است گفت: اتفاقات مهمي در اين ماه افتاده است كه دست خدا را در آن مي‌بينيم از 15 خرداد 42 با حضور حماسی مردم در صحنه، نقطه اغازي شد تا 15 سال بعد انقلاب به منصه ظهور برسد. 29 خرداد 56 كه سالروز شهادت معلم انقلاب دكتر شريعتي است كه با ارائه گفتماني از اسلام در برابر انديشه ماركسيستي و كمونيستي آن زمان قرار گرفت و از سوي ديگر در خردادماه شاهد بركناري بني صدر هستيم كه پس از اتحاد با منافقین، باراي نمايندگان مجلس عدم كفايت مي‌گيرد.
وي با اشاره به شهادت دكتر چمران در خردادماه گفت: بعد از آن حادثه 14 خرداد سال 68 را داريم كه همزمان با سالگرد فوت امام راحل است و از اين نظر اهميت دارد كه تشييع جنازه با شكوهي از سوي مردم براي آن بزرگوار برگزار شد و به اعتقاد من اين مساله به نوع نگاه امام به جایگاه مردم و حق تعيين سرنوشت آنها باز مي‌گردد امام مي‌گفت: ميزان راي ملت است و آنها ولي نعمتان ما هستند و همين امر باعث گرايش گسترده مردم به ايشان شده بود.
اين نماينده سابق مجلس به سالروز سوم خرداد سال 61 و آزادسازي خرمشهر اشاره كرد و گفت: اين روز متعلق به ملت است و نگراني من اين است كه وقتي صداوسيما آنقدر این روز را تبليغ می كند ولی حماسه دوم خرداد را با سكوت می گذراند. نسل جوان احساسي كه بايد نسبت به سوم خرداد داشته باشد پیدا نکند.
شكوري‌راد با تاكيد براينكه سوم خرداد از آن همان مردمي است در 25 خرداد 88 در صحنه حاضر بودند گفت: حماسه سوم خرداد به وسيله جوانان رشيدي خلق شد كه با دشمن سرپا مسلح و با كمترين امكانات و بيشترين ايمان ايستادند و سرزمين خود را آزاد كردند و بعد از آن در دوم خرداد 76 با حضور حماسي خود در پاي صندوق‌هاي راي برگ جديدي را بر تاريخ ملت ما رقم زدند.
اين فعال سياسي اصلاح‌طلب با بيان اينكه گفتمان خاتمي دو وجه عمده داشت: يكي رعايت قانون در همه حال و دوم حفظ كرامت انسان‌ها. وی معتقد بود كه اگر اين دو مساله پاس داشته شود جامعه ما به سعادت مي‌رسد.
شكوري‌راد با بيان اين اعتقاد كه امروز عده‌اي اصرار دارند كه خود را انقلابي بدانند ولي انقلابي بودن در زمان انقلاب فضيلت بود ادامه داد: در زماني كه قانون حاكم است ديگر انقلابي بودن فضيلت نيست و عمل به قانون فضيلت است.
وي با اشاره به انتخابات 22 خرداد 88 گفت: اين روز در تاريخ ملت ما ماندگار شده است چرا كه مردم در این روز نشان دادند با روش مسالمت‌آميز راي دادن خواستار اصلاح جامعه هستند و 25 خرداد از اين جهت ارزشمند است كه مردم با حضور حماسی اتحادخود را در پاسداری از رایشان نشان دادند و البته هر گاه مردم همدل بشوند آن روز در تاريخ ثبت مي‌شود.
شكوري‌راد با اشاره به راهپيمايي مردم در 25 خرداد 88 گفت: مي‌گويند اين راهپيمايي قانوني نبود كه بايد به آنها پاسخ داد مگر قانون را راي مردم مشخص نمي‌كند مردمي كه در خيابان بودند خود معیار قانون بودند.
وي با تاكيد بر اينكه موفقيت مهم دولت اصلاحات ارتقاء آگاهي‌هاي عمومي و تبديل قانون‌گرايي و حفظ كرامت انسانها به فرهنگ بود گفت: امروز مي‌بينيم كه مردم حقوق خود را مطالبه مي‌كنند و آن به خاطر آگاهي‌هاي دوران اصلاحات است. البته امروز در دوره محدوديت به سر مي‌بريم چرا كه دولت بعد از اصلاحات دولت رجعت‌گرا بود و سعي كرد دستاوردهاي دوم خرداد را از بين ببرد.
وي با بيا ن اينكه كه هيچ دولتي در ایران به اندازه دولت اصلاحات به كشور خدمت نكرد گفت: اگر دولتي هر چقدر كه صالح هم باشد ولي اگر نظارتي روي آن نباشد اين دولت به فساد كشيده مي‌شود .در زمان اصلاحات 16 نهاد وظيفه نظارت موثر را بر دولت برعهده داشتند ولي امروز متاسفانه حتي يك نهاد ناظر موثر هم وجود ندارد.
وي در بيان دلايل اين سخن خود ادامه داد: امروز گزارش سازمان بازرسي در مورد دولت سانسور مي‌شود و يا حتي دستگاه قضايي كه مي‌خواهد به دنبال اين مساله برود كه فلان مقام عالي كشور دچار فساد است جلوي آن را مي‌گيرند ولي در زمان اصلاحات نظارت بسيار قوي بود. وی ادامه داد در دوران اصلاحات زير ساخت‌هاي اقتصادي آنقدر محكم بود كه توانستند براساس آن چشم انداز 20 ساله نظام را با پیش بینی رشد 8 درصدي بنويسند ولي امروز براساس آمار بانك مركزي نرخ رشد ما زير نيم درصد است. وی ادعا کرد تفاوت‌هاي بين دوره اصلاحات و دوره كنوني به حدي است كه حتي بچه دبستاني هم مي‌تواند آنها را ازهم تشخيص دهد.
شكوري‌راد در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به انتخابات سال 84 و پيروزي محمود احمدي‌نژاد در اين انتخابات و با طرح اين پرسش كه چطور شد كه احمدي‌نژاد توانست راي اول را بياورد گفت: او برخلاف آنچه كه بود به ‌عنوان اپوزیسيون شناخته شد و هاشمي مظهر نظام . احمدي‌نژاد كسي شناخته شد كه در مقابل نظام است.
مردم بياد داشتند كه در دوم خرداد 76 وقتي كه مقام معظم رهبري براي انداختن راي خود به پاي صندوق رفته بودند گفتند هيچ كس براي من هاشمي نمي‌شود.
شكوري‌راد با بيان اين انتقاد كه شعارهاي احمدي‌نژاد براساس جهت گيري‌ دفاع از كل نظام نبود گفت: ايشان دولت‌هاي قبل خود را فاسد خواند و تلاش کرد اذهان مردم را در داوري‌ها مشوش كند. وی اين سياست را هم درسال 84 و هم درسال 88 در پيش گرفت يعني به عبارتي خود را در تضاد با ديگران معرفي کرد.
شكوري‌راد در مورد بخشي از سخنان جليلي كه مدعي شده بود طرح اصلاحات براساس يك حركت پوپوليستي شكل گرفت گفت: حركت آقاي احمدي‌نژاد مصداق بارز يك حركت پوپوليستي است. وی شعارهايي را مطرح كرد كه اصل شعارها درست بود اما نیت نادرست داشت. در مقابل حركت پوپوليستي، يك جامعه نظام مند و قانونمند وجود دارد كه حركت آن بر مبنای تحزب است وببينيد كه آيا از زمان روي كار آمدن احمدي‌نژاد جلوي این كار گرفته شده يا خير و امروز معلوم نيست در ارزيابي عملكرد پنجساله گذشته دولت بايد يقه چه كسي را بگيريم.
اين فعال سياسي اصلاح‌طلب در بيان منظور خود با اشاره به عزل بني صدر در سال 60 گفت: بني صدر در اواخر مسووليت خود با منافقين كه ديكتاتورمابانه‌ترين تشكل در تاريخ كشور ما هستند هم پيمان مي‌شود و در 30 خرداد 60 كه منافقين در حمايت از بني صدر به خيابان مي‌روند اين مردم هستند كه آنها را از صحنه به در مي‌كنند.
وي ادامه داد: امروز صداوسيما رهبران جنبش سبز را با منافقين مقايسه مي‌كند ببينيد تفاوت از كجا تا كجاست.
شكوري راد ادامه داد: در زمان بني‌صدر منافقين آنقدر كارنامه سياهي داشتند كه حتي برخي پدرو مادرها فرزندان منافق خود را معرفي مي‌كردند ولي امروز در خانه‌هاي سران اصولگرا فرزندانشان نوار سبز به دست می بندند.
شكوري‌راد در پاسخ به اين سوال كه آيا رهبري و ولايت فقيه را قبول داريد گفت: اين جا مناظره است نه تفتيش عقايد. ما با اين نگاه مخالفيم كه تا هر كسي حرفي مي‌زند از او مي‌پرسیم كه ولايت فقيه را قبول داريد يا نه. بنده قانون ا ساسي را قبول دارم و همه را به آن دعوت مي‌كنم.
وي با اشاره به سوال جلیلی که پرسید آیا یک با یک مساوی نیست متقابلا اين پرسش را مطرح کرد كه آيا اصل حقوق مردم با اصل ولايت فقيه در قانون اساسي مساوي است يا خير گفت: تمام حرف‌ آقاي موسوي اجراي بدون تنازل قانون اساسي و برابر بودن اصول قانون اساسی با یکدیگر است.
وی اضافه کرد چطور نظر يك شخصي مانند آقاي جنتي بيشتر از 70 ميليون جمعيت شده است.
وي با شاهد مثال آوردن شعار ايران براي همه ايرانيان گفت: به ما انتقاد مي‌كردند كه چرا اين شعار را مطرح مي‌كنيد. چرا که آنها معتقدند ایرانی ها با هم برابر نیستند و ايران براي برخي ايرانيان است.
شكوري‌راد با بيان اين انتقاد كه امروز پروژه‌هاي اقتصادي دولت در اختياربرخي نهادهاي نظامي است گفت: شما که خواهان مساوات و عدالت هستید چرا وقتي كه آقاي جنتي خواهان گزینش در دانشگاه‌ها مي‌شود اعتراض نمي‌كنید.
اين نماينده سابق مجلس در پاسخ به اين سوال كه خاتمي در سال 76 به پتانسيل عظيم مردمي و شعار درود بر (سه سيد فاطمي – خميني و خامنه‌اي و خاتمي) خيانت كرده است و اينكه شما 25 خرداد را ديديد و 9 دي و 22 بهمن را نديدگفت: 25 خرداد مردم بدون امكانات اطلاع رساني و بدون اينكه حتی يك اتوبوس آنها در خدمت آنها باشد در خيابان‌ها حاضر شدند.
وي ادامه داد: من پيشنهاد مي‌كنم در خرداد ماه امسال دو راهپيمايي اعلام كنند وامنيت هردو را نيز تامين كنند يكي براي طرفداران موسوي و يكي براي طرفداران آقاي احمدي‌نژاد آن موقع مشخص خواهد شد چقدر جمعيت مي‌آيد.
شكوري‌راد با بيان اينكه موسوي روي تخم چشم من جاي دارد گفت: ايشان را فردي صالح، شايسته و دلسوز براي نجات كشور از بحران مي‌دانم. ايشان از تروريست‌هاي اعدامي حمايت نكرده است به بی قانونی در رفتار با آنها اعتراض کرده است. ببينيد شما چكار كرده ايد كه مردم با آنها که شما تروريست‌ اعلام می کنید اظهار همدلي مي‌كنند. البته كسي كه بمب بگذارد و اسلحه بر ‌دارد مورد تاييد اصلاح‌طلبان نيست.
اين فعال سياسي اصلاح‌طلب در پاسخ به اين سوال كه عملكرد دولت خاتمي در مورد قتل‌هاي زنجيره‌اي چيست گفت: آقاي خاتمي تاوان پيگيري قتل‌هاي زنجيره‌اي را داد و مساله كوي دانشگاه اين تاوان بود.
شكوري‌راد در مورد كنفرانس برلين نيز گفت: نمایش اين كنفرانس در تلویزیون ایران شوي تبليغاتی صدا و سیما عليه اصلاح‌طلبان بود.
وی در پاسخ به سوالی، رفتار سياست خارجي دولت اصلاحات به گونه‌اي بود كه احترام جهانيان را بر مي‌انگيخت.
وي ادامه داد:رئيس‌جمهور آمريكا در اجلاس سازمان ملل در دوره اصلاحات چند سخنراني را گوش داد تا نوبت به سخنراني آقاي خاتمي برسد ولي متاسفانه امروز آقای احمدی نژاد ده‌ها نامه مي‌نويسد و كسي جواب نمي‌دهد.
شكوري‌راد در مورد ادعاي جاسوس بودن حلقه كيان نيز گفت: اگر اين افراد جاسوس بودند چرا دستگير نشدند. چند نفر را هم که به اسم جاسوس دستگير كردند بعد آزاد كردند. متاسفانه در كشورما هركس كه حرف مي‌زند اگرخلاف ميل آقايان باشد اسمش را جاسوس مي‌گذارند. اگرجاسوس را درست تعريف كنيد و براساس آن برخورد كنيد ما هم حمايت مي‌كنيم.
شكوري‌راد در پاسخ به سوالي در خصوص فساد اقتصادي گفت: اگر اين مملكت غارتگر بيت المال دارد این در اختیار قوه قضاييه است که برخورد کند. قوه قضائیه زیر نظر رهبریست. اگر نکرده اند شما مي‌توانيد از آنها بپرسید كه چرا تا کنون با مفسدان اقتصادي برخورد نکرده اند. چرا فقط شعار می دهید.
وي افزود: براي مبارزه با مفاسد اقتصادي اقدامی نمی کنند اما آقاي تاج‌زاده را به دلیل سیاسی مي‌گيرند كه يك خانه هم ندارد. یا داود سليماني را که ببینید زندگیش چگونه است. يا بهزاد نبوي را كه عليرغم داشتن پست‌هاي مختلف دولتي، برويد بررسي كنيد كه چه چيزي دارد.
شكوري‌راد تصريح كرد: برخی فرماندهان سپاه كه زماني که از جنگ برگشته بودند چيزي نداشتند امروز ببينيد كه چه‌ها دارند. آقاي بهزاديان‌نژاد دوست و هم تراز آقاي فيروزآبادي بوده است و امروز در زندان است. ببينيد او از مال دنيا چه چيزي دارد و این چه دارد. شعار دادن آسان است ولي بايد ابوذر بود تا در برابر مفسدان اقتصادي ايستاد.
جليلي:دولت احمدي‌نژاد ادامه دوم خرداد است
در دوم خردادماه از بچه‌هاي سوسول شهرك غرب تا زنان عشاير به خاتمي راي دادند/بسياري از قاطبه مردم به خاتمي راي دادند/در حال حاضر يك جنبش ضد اعتراضي شكل گرفته است/بايد حق تجمع و اعتراض در مجموع نظام محترم شمرده شود.
ايلنا:مدير دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي معتقد است دولت احمدي‌نژاد ادامه دوم خرداد است.
به گزارش خبرنگار ايلنا، وحيد جليلي در مناظره‌اي با شكوري‌راد با عنوان جريان‌هاي سياسي، شعارها، گفتمان و عملكرد كه از سوي مجمع حزب‌الله دانشگاه علم و صنعت برگزار مي‌شد، توجه به عقبه تاريخي ملت و حفظ حافظه تاريخي مردم را يكي از ضرورت‌هاي فهم و درك مسائل امروز دانست و گفت: اگر رخدادهايي كه از 15 خردادماه سال 42 به اين سو به خوبي فهم و به نسل‌هاي بعد منتقل شود ملت ايران مي‌تواند با اتكا به اندوخته‌هاي تاريخي خود با سرعت بسيار و انحراف كمتر رو به افق‌ها حركت كند.
مدير دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي اظهار داشت: واقعيت اين است كه در مورد بسياري از اندوخته‌هاي تاريخي ظلم شده و برخي بايكوت شده است به طور مثال به گونه‌اي به سوم خرداد پرداخته مي‌شود كه به نوعي تحريف و ترويج نگاه نوستالژيك به جنگ بود.
وي ادامه داد: خرداد ماه سال 60 كه تجربه بسيار گرانبهايي براي ملت است به درستي تبيين نشده است و به اين خاطر است كه برخي از اختلافات داخلي آنچنان تصوير ناشفافي به دست مي‌دهد كه كساني كه با تيغ موكت‌بري در ان زمان به جان مردم افتاده بودند تلاش مي‌كنند كه خود را همراه مردم معرفي كند.
اين فعال رسانه‌اي اصولگرا با بيان اينكه در روز مبارك دوم خرداد ظرفيت‌هاي جمهوريت نظام به بهترين شكل آشكار شد گفت: در آن زمان نظام جمهوري اسلامي نشان داد كه چگونه به راي ملت وفادار بوده و مردم مي‌توانند در يك انتخابات آزاد فردي را كه نقطه اميد و روشني براي ادامه انقلاب مي‌دانند انتخاب كنند.
جليلي ادامه داد: هر چند در دوم خرداد به كانديدايي پيروز راي ندادم اما اين پيروزي نظام براي ما هم شيرين بود و همچنان به‌عنوان يك نقطه قوت عطفي براي جمهوري اسلامي به شمار مي‌آيد و اميدوارم ملتي كه به اين ميزان تجربيات داشته در ادامه مسير با اتكا به همين تجربيات روز به روز مسير پيشرفت را به خوبي طي كند.
جليلي به مصاحبه‌اي اشاره كرد كه در آن گفته شده بود «بزرگ‌ترين دستاورد دوم خرداد دولت احمدي‌نژاد است» و گفت: احمدي نژاد در سال 84 در انتخاباتي پيروز شد كه برگزار‌كننده آن دولت خاتمي بود. انتخابات كاملاً عقلاني بود و برخلاف جريان مقابل كه پوپوليست بوده و متكي به بازيگران بود ملت در مرحله اول به احمدي‌نژاد راي ندادند و به انتخابات مانند برخي گروه‌ها و جريانات سياسي نگاه نمي‌كردند در آن زمان مردم تحت فضاي تبليغاتي و بمباران رسانه‌اي قرار گرفته و براساس موازين عقلي به احمدي‌نژاد راي دادند.
وي خاطرنشان كرد: اگر دولت خاتمي دولت مطلقي بود چرا مردم به فردي راي دادند كه دولت خاتمي به آن تمايلي نداشت.
مدير دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي به دوران پيش از دوم خرداد اشاره كرد وگفت: قبل از آنكه نام خاتمي مطرح شود عده‌اي مانند مهاجراني و عبدالله نوري به دنبال اين بود كه رياست‌جمهوري هاشمي رفسنجاني را تمديد كنند و تلاش كردند رهبري با تغيير قانون اساسي موافقت كرده تا هاشمي مجددا رئيس‌جمهور شود اما رهبري در سفري كه به اروميه داشتند آب پاكي را روي دست آنها ريخته و اعلام كردند كه بايد به قانون اساسي عمل شود.
اين فعال رسانه‌اي اصولگرا ادامه داد: در دوم خردادماه از بچه‌هاي سوسول شهرك غرب تا زنان عشاير برقه پوش به خاتمي راي دادند و خاتمي تنها متعلق به شمال تهران و گروه خاصي نبود اما يك اقليت خاص به خاتمي راي داده بودند كل جبهه و جريان را مصادره و مطالبات خود را به جاي مطالبات كل ملت مطرح كردند.
وي ادامه داد: در آن زمان روزنامه‌هاي متعددي منتشر مي‌شد اما يك بخش از مطالبات آرايي كه به خاتمي راي دادند را منعكس مي‌كردند و فضاي رسانه‌اي به سمتي رفت كه حتي آنها ادعاي خود را باور كردند.
جليلي با بيان اينكه عملكرد آنها در سوم تيرماه به خاك سياه نشست ادامه داد: اگر آنها دقت و آسيب شناسي كرده و علت شكست خود را در سال 84 بررسي مي‌كردند مي‌توانستند راهبرد‌هاي بهتري براي ادامه كار به دست بياورند.
مدير دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي با بيان اينكه با وجود انتقاد به دولت حاضر اما آن را ادامه دوم خرداد مي‌دانم گفت: خاتمي نيز در ابتدا با اتوبوس به سفر استاني رفته و چفيه بر گردن مي‌انداخت واين گونه با خانواده شهدا ديدار مي‌كرد.
وي تاكيد كرد: بسياري از قاطبه مردم به خاتمي راي دادند اما در تفريق راي مردم ظلمي رخ داد.
جليلي به اظهارات شكوري راد مبني بر اينكه رهبر انقلاب در هنگام انداختن راي اعلام كرده بود هيچ كس براي من هاشمي نمي‌شود اضافه کرد که رهبری جمله ای هم اضافه کرده بودند که اما اميدوارم براي مردم رئيس‌جمهور بهتري از هاشمي شود كه در واكنش به اين اظهار شكوری اعلام كرد كه من چنین جمله ای را بخاطر نمی آورم.
وي با طرح اين پرسش كه احمدي‌نژاد پوزسيون يا اپوزسيون اظهار داشت: مشكل حال حاضر اين است كه صورت بندي‌هاي موجود ديگر جواب نمي‌دهد و بايد مشخص شود افرادي چون موسوي و هاشمي پوزسيون نظام هستند يا اپوزسيون؟ كليد واژۀ مناظره احمدي‌نژاد استفاده از كلمه اشرافيت بود اشرافيت يعني عده‌اي به صورت بندي سياسي رسيده و بخواهند آن را ادامه دهند.
جليلي خاطرنشان كرد: زماني كه احمدي‌نژاد گفتمان خود را مطرح كرد عده‌اي ديدند كه گفتمان آن در صورت بندي هايشان نمي‌گنجد به همين دليل به وي گفتند كه آیا پوزسيون نظام محسوب مي‌شويد يا اپوزسيون و او در پاسخ اعلام كرد: كه به اين صورت بندي‌ها هيچ وابستگي ندارم.
مدير دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي با بيان اينكه عدم توجه به صورت بندي‌هاي سياسي قطعا چالش ايجاد مي‌كند ادامه داد: برخي افراد كه ده‌ها سال در حاكميت نقش داشته‌اند نمي‌توانند شكستن اين الگو را تحمل كنند به همين دليل مقابل هر جرياني كه بخواهد صورت بندي سياسي ايجاد كند مي‌ايستند.
جليلي به اظهارات رهنورد و دلايل مطرح شده از سوي وي براي تقلب در انتخابات اشاره كرد و گفت: ايشان در استدلالي اعلام كرده زماني كه طرفداران دو جريان در تهران يا شهرستان‌ها جمع مي‌شدند طرفداران احمدي‌نژاد در حدود يك درصد طرفداران موسوي بودند.
وي ادامه داد: روشنفكر‌ترين زن ايراني همچنين ادعا مي‌كند كه آذربايجان و ترك زبانان هيچگاه فرزند خود را فراموش نمي‌كنند از سوي ديگر نيز مردم لرستان هيچ داماد خود را كنار نگذاشته و به شخص ديگر راي نمي‌دهند جرياني كه ادعا مي‌كند من آمده‌ام خرد ورزي كرده و عقلانيت را رايج دهم من چگونه به اين شاخص استناد مي‌كند آيا لرستان نبايد به فرزند خود كه كروبي راي بدهد.
اين فعال رسانه‌اي اصولگرا به اظهارات شكوري‌راد مبني بر اينكه در دهه 60 خانواده‌ها فرزندان منافق خود را به حاكميت معرفي مي‌كردند گفت: زماني محسن روح الااميني به خاطر حضور در راهپيمايي‌ها به آن صورت مرحوم شد پدر وي در 22بهمن و 9 دي در راهپيمايي مردم حضور يافته و زماني كه پاي نظام را در ميان ديد آمد و صحبت كرد.
وي با بيان اينكه مشكل احمدي‌نژاد اين بود كه منتقد نداشت اما معاند داشت اظهار داشت: مشكل ديگر ما اين است كه مردم را شهروندي درجه يك و درجه 2 كرديم شما مي‌توانيد با احمدي‌نژاد مخالف باشيد اما نمي‌توانيد سر خودتان كلاه بگذاريد اينكه ادعا كنيم همه مردم بدبخت شده‌اند پوپوليسم نيست.
به گزارش خبرنگار ايلنا در ادامه اين مناظره در پاسخ به اين پرسش كه آيا سكوت حاكم بر جامعه دستاورد اصلاحات است گفت: من سكوتي را مشاهده نمي‌كنم اما در ميان ملت فرياد عظيم خيزش كه آنان را براي تمناي عدالت مشاهده مي‌كنم اما مشكل اين است كه رسانه‌ها از آن دريغ كردند.
وي افزود: چطور زماني كه ده‌ها ايراني فاقد امكانات بودند كسي اين سكوت را نمي‌شنيد اما در حال حاضر كسي كه مي‌خواهد حرف بزند مي‌گويند خفه شو.
جليلي با بيان اينكه در حال حاضر يك جنبش ضد اعتراضي شكل گرفته است ادامه داد: خيزش گسترده عمومي عليرغم فضا‌سازي‌هاي جامعه كه به اصطلاح نخبگان راي خود را به صندوق انداخته و فردي را كه مي‌خواست انتخاب كرد و بايد صداي مردم كه اسلاميت نظام استفاده كرده و مي‌گويند يك برابر با يك را تحمل كرد اينكه همه خفقان بگيرند تا عده‌اي صحبت كنند مورد قبول نيست. من هياهويي مي‌بينم براي خاموش كردن اكثريتي كه حاضر نيست براين فضاسازي‌ها بماند.
جليلي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه چرا هيچگاه به طور جانشين از طرف حاكميت توجه نمي‌كند گفت: اين مانند همان است كه مي‌گوييم كسانيكه به احمدي‌نژاد راي دادند به خاطره سيب زميني بوده است آيا اين توهين به شعور مردم نيست. روح الااميني كه سعه صدر و منش و شخصيت خود را در برابر مرحوم شدن فر زندن نشان ميدهد آمده و فحاشي مي‌كنيم و مي‌گوييم به دليل اينكه از مواضع ما حمايت نكرده بي‌حیثیت است. آيا شما با هركسي كه با شما همراه نباشد را بي‌حيثيت دانسته و به او توهين مي‌كنيد.
وي از عملكرد صداوسيما در حوادث پس از انتخابات انتقاد كرد و گفت: به حد خود سعي كردم آن 14 ميليوني كه به كانديداي پيروز راي نداده احترام بگذارم چرا كه فكر مي‌كنم آن ميزان تمام افراد شعار مرگ بر اصل ولايت فقيه را سرندادند و قصه ما اين است كه آن ميزان راي در صداوسيما مصادره شده است.
جليلي خاطرنشان كرد: برخي در بعد از حوادث انتخابات اين سوال را مطرح مي‌كنند كه بايد موضع خود نسبت به رهبري را مشخص كنيم اما من معتقدم كه بايد موضع خود نسبت به جمهوريت نظام را مشخص كرد اين همه فشار در حوادث بعد از انتخابات بر رهبري اين بود كه ايشان راي مردم را وتو نكرده است.
مدير دفتر مطالعات جبهه فرهنگي انقلاب اسلامي در پاسخ به اين پرسش كه چرا برخي از اعضاي شوراي نگهبان از يك كانديداي خاص در انتخابات حمايت كردند گفت: آنها كار اشتباهي انجام دادند.
وي در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اينكه آيا نبايد به مخالفان دولت اجازه تجمع داده شود اظهار داشت: بايد حق تجمع و اعتراض در مجموع نظام محترم شمرده شود اما نمي‌توان از جمهوريت نظام انتظاراتي داشت اما به تكليف‌هاي خود عمل نكرد اگر در انتخابات پرشور و آزادي كه برگزار شد ما به خود اجازه دهيم انتخابات را زير سوال برده و هيچ نهادي را قانوني ندانيم وبراي برهم زدن قاعده بازي تجمع به راه بياندازيم خلاف جمهوريت است.
وي ادامه داد: نبايد بر حفظ اصول جمهوريت نظام اجازه داد كه برخي با پمپاژ دروغ و ادعاي تقلب در انتخابات حاكميت را تحت فشار بگذارند و نمي‌شود از سويي رفتارهاي هنجارشكنانه انجام داده و مسووليت نظام را زير سوال برد و بعد از همان نظام درخواست تجمع كنيم.
اين فعال رسانه اي اصولگرا به برخي اعتراضات صورت گرفته در شهرهاي سبزوار، ايزه ، فيروزاباد در دوره اصلاحات اشاره كرد وگفت: در آن اعتراضات خون افرادي ريخته شد اما بررسي صورت نگرفت.

مناظره‌اي با عنوان جريان‌هاي سياسي، شعارها، گفتمان، عملكرد با حضور وحيد جليلي و علي شكوري‌راد در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد. 
<strong>به گزارش خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)</strong> علي شكوري‌راد در ابتداي اين مناظره ماه خرداد را " شهرالله " ناميد و با اشاره به وقايع رخ داده در اين ماه طي سال‌هاي گذشته خاطرنشان كرد: دراين ماه حوادث بسيار مهمي رخ داد كه ما دست خدا را بر آن مي‌بينيم و معتقديم هر جا كه بر‌آن حضور مردم وجود دارد، خدا هم آن‌جاست. در ماه خرداد مردم حضور خود را در برهه‌هاي مختلف آشكار كرده‌اند. 
اين نماينده سابق مجلس يادآور شد: از 15 خرداد سال 42 كه با حضور حماسي مردم در صحنه و هشدار آنان به درست رژيم ديكتاتور شاه رخ داد، اين امر نقطه آغازي بود كه 15 سال بعد انقلاب شكوهمندمان به منصه ظهور رسيد و اگر با چنين لحظات تاريخ پييش برويم و اگر روزهاي مهم اين ماه را برشماريم به 29خرداد سال 56، سالروز شهادت معلم انقلاب دكتر شريعتي مي‌رسيم كه گفتمان جديدي را ارائه كرد و در برابر انديشه ماركسيستي و كمونيسيتي آن زمان ـ كه گفتمان قالب در جهان بود ـ ايستاد و گفتماني را از اسلام ارائه كرد كه مورد توجه قرار گرفته و هنوز هم مورد اهميت است. در 29 خرداد 56 با شهادت اين معلم، انقلابي كه مردم آغاز كرده بودند فروزان‌تر شد. 
وي گفت:‌ اگر همچنان پيش بياييم در خرداد 60 بركناري ابوالحسن بني‌صدر مي‌رسيم كه در مقابل حركت و رهبر مردم ايستاد و در نهايت با راي نمايندگان مجلس ـ كه نمايندگان واقعي ملت بودند ـ راي عدم كفايت گرفت و بركنار شد. 
وي همچنين با اشاره به سالگرد شهادت شهيد چمران در خرداد ماه گفت:‌او نيز به سهم خود اثري ماندگار در تاريخ ملت به جاي گذاشت. 
شكوري‌راد هم‌چنين با اشاره به ارتحال حضرت امام در 14 خرداد 1368 اشاره كرد و گفت:‌ شايد اين سوال مطرح شود كه درگذشت رهبر انقلاب چگونه مي‌تواند روزي گرامي براي ما باشد و من مي‌گويم كه سالروز درگذشت حضرت امام از اين نظر اهميت دارد كه آن تشييع جنازه باشكوه از طرف مردم برگزار شد و‌آن جمعيت عظيم را در آن روز مشاهده كرديم. اين‌كه چگونه مردم در فراق امام خودشان اشك ماتم ريختند را بايد از نوع نگاه امام به حق مردم و جايگاه آنان در تعيين سرنوشت خودشان يافت و دانست كه امام به مردم عزت داد و آن‌ها را تكريم كرد و مي گفت ميزان راي ملت است و اين حرف‌ها باعث شد تا مردم آن روز حماسه‌اي را پديد بياورند و به نظر من 14 خرداد از اين منظر نقطه ماندگاري است كه بايد گرامي داشته شود. 
شكوري‌راد همچنين با اشاره به سالروز فتح خرمشهر در سوم خرداد سال 61 گفت:‌ من نگران اين هستم كه چرا درباره اين روز آن‌قدر در صدا وسيما تبليغ صورت مي‌گيرد اما ياد دوم خرداد گرامي داشته نمي‌شود. سوم خرداد به همان مردمي مي‌بالد كه دوم خرداد را آفريدند. اين‌ها همان مردمي بودند كه در 25 خرداد نيز در صحنه حاضر شدند. دوم خرداد سال 76 با حضور حماسي مردم در پاي صندوق‌هاي راي و اعمال راي مردم در واقع برگ جديدي در تاريخ ملت ايران رقم خورد. 
وي يادآور شد: شعارهاي خاتمي كه گفتمان او بود يكي رعايت قانون در همه حال و ديگري حفظ كرامت انسان‌ها بود و اگر كرامت انسان‌ها پاس داشته شود و قانون ملاك و معيار قرار بگيرد جامعه به سعادت خواهد رسيد. 
وي گفت: ‌عده‌اي اصرار دارند كه خود را انقلابي بنامند ولي بايد دانست كه انقلابي بودن در زمان اجراي قانون فضيليت نيست در زمان اجراي قانون عمل به قانون ارزش و معيار است، اما كسي نمي‌تواند با عنوان و عناوين ارزشي ديگر مهمترين ارزش را به چالش بكشاند. 
وي همچنين با اشاره به 22 خرداد سال 88 و روزهاي پس از آن با بيان اين‌كه " اين روزها در تاريخ ملت ما ماندگار شده‌اند" گفت: ‌مردم در 22 خرداد نشان دادند كه حاضرند با مسالمت‌آميزترين روش يعني انداختن راي به صندوق‌ها در جهت اصلاح جامعه خويش قدم بردارند. 
اين استاد دانشگاه افزود: هرگاه ملت همزبان و همدل باشند آن روز جاودان خواهد شد؛ اگرچه در تقويم ملي رسمي ثبت نشود. 
وي با قانوني خواندن حضور معترضان در روزهاي پس از انتخابات در خيابان‌ها ابراز عقيده كرد: مردمي كه در خيابان‌ها بودند خود قانون بودند. 
به گزارش ايسنا، وحيد جليلي نيز گفت: توجه به عقبه تاريخي يك ملت از ضرورت‌هاي فهم مسائل امروز آن‌هاست و مناسبت‌هايي كه ايشان فرمودند اگر به درستي به نسل‌هاي بعد انتقال يابد ملت ما با توجه به آن‌ها مي‌تواند در جهت افق مطلوبي حركت كند. 
وي افزود: همان‌طور كه آقاي شكوري‌راد گفتند به بسياري از مناسبت‌ها به درستي پرداخته نمي‌شود و اي كاش به سوم خرداد نيز اين‌گونه كه مي‌پردازند، نپردازند، زيرا برخي از اين پرداخت‌ها به دفاع مقدس و تفكرات و چالش‌هاي شهداي ما توجهي نمي‌كنند و بسياري از آنان به صورتي تحريف شده ارائه مي‌گردند. 
وي گفت: برخي تلاش مي‌كنند همانند تصويري كه انجمن حجتيه از عاشورا ارائه مي‌دهد، از جنگ تصويري به نمايش بگذارند. بايد دانست كه چنين تصويري به گونه‌اي است كه براي ما هيچ مسووليت‌آور نيست. 
سردبير مجله راه اظهار كرد: مقطع مهم خرداد 60 كه مقطع مهمي براي ماست به درستي براي ما تصوير نشده است و تنها تصويري غيرشفاف از آن در سطح جامعه ارائه گشته است و به همين دليل كساني كه با تيغ موكت‌بري آن روزها به جان مردم افتاده بودند خود را همسوي با حركت مردم، مظلوم، صاحب حق و نماينده واقعي مردم معرفي مي‌كنند. 
وي ادامه داد: دوم خرداد روزي است كه ظرفيت نظام جمهوري اسلامي ايران به صحيح‌ترين شكل به نمايش گذاشته شد و نشان داد كه مردم در انتخابي آزاد كسي را كه اميد و نقطه روشني براي حيات جمهوري اسلامي ايران مي‌دانستند، انتخاب كردند. اين پيروزي براي نظام ما پيروزي شيريني بود چون نقطه عطفي براي آن بود و اميدوار هستم ملتي كه چنين تجربه‌هاي موفقي را داشته است در ادامه نيز تجربه‌هاي مناسبي را براي خود رقم بزند. 
به گزارش ايسنا شكوري‌راد نيز با اشاره به اين‌كه " در رابطه با دوم خرداد دو شعار اصلي وجود دارد كه يكي از آنان قانون‌گرايي است" ابراز عقيده كرد: اين شعار زماني از سوي ما داده شد كه در آن زمان فهم گردن نهادن به قانون سخت بود و فضا به گونه‌اي بود كه دم زدن از قانون مثل مخالفت با همه چيز بود. همچنان نيز خواسته ما اجراي بدون تنازل قانون است. ديگر شعار ما حفظ كرامت انسان‌ها بود كه در اين مورد آقاي خاتمي در زمان خود توضيحاتي را مطرح فرمودند. 
وي ادامه داد: توفيقات دولت آقاي خاتمي تنها در تبديل كردن به فرهنگ اين نكاتي كه گفته شد نبود، بلكه در تبديل آن‌ها به آگاهي عمومي بود و اگر امروز مي‌بينيم كه مردم به دنبال حق خود هستند به دليل آگاهي يافتن مردم است. 
وي با بيان اين‌كه " ما هم‌اكنون دوره محدوديت را مي‌گذرانيم" نسبت به تاثير دولت‌ نهم و دهم بر دست‌آوردهاي دولت هشتم انتقاد كرد و افزود: بزرگترين دستاورد دولت آقاي خاتمي با همه اين موارد، دستاوردهاي دولت ايشان در اقتصاد بود كه البته زياد هم براي آن شعاري داده نشد و بايد دانست كه از زمان شكل‌گيري دولت‌هاي مدرن در كشورمان هيچ دولتي چون دولت اصلاحات به اقتصاد اين كشور خدمت نكرد. 
اين نماينده سابق مجلس با بيان اين‌كه " دولت اصلاحات نظارت بر دولت را در دوره خود تعميم داد" اظهار كرد: در زمان آقاي خاتمي نهادهاي ناظر چه در دولت و چه در خارج از آن همه تقويت شدند. در آن زمان ما شانزده نهاد دولتي داشتيم كه نظارتي موثر داشتند در حالي كه امروز اين‌گونه نيست. 
وي با انتقاد از چگونگي گزارش سازمان بازرسي در مورد دولت، استقلال دستگاه قضايي در برابر دولت را نيز قابل بحث دانست. 
وي با بيان اين‌كه " در زمان دولت اصلاحات رشد هشت درصدي اقتصاد پيگيري مي‌شد" به گزارش بانك مركزي درباره رشد اقتصادي در دولت احمدي‌نژاد نيز اشاره كرد. 
شكوري‌راد گفت: تفاوت ميان دولت اصلاحات و دولت پس از آن به گونه‌اي است كه حتي يك بچه دبستاني نيز مي‌تواند آن را تشخيص دهد. 
به گزارش ايسنا جليلي نيز گفت: ظاهرا سوال اين است كه دستاوردهاي دولت دوم خرداد چيست من از ديدگاه خودم راجع به دولت دوم خرداد ارزيابي دارم ولي يك نكته را بگويم؛ چند سال پيش از يكي از دوستان پرسيدند؛ بزرگترين دستاورد دولت خرداد چه بوده است؟ او گفته بود؛ بزرگترين دستاورد دولت دوم خرداد انتخاب احمدي‌نژاد بوده است. 
وي افزود:‌ آقاي احمدي‌نژاد در سال 84 در انتخاباتي پيروز شد كه برگزاركننده آن انتخابات آقاي خاتمي بود. حال آقاي خاتمي هم مي‌خواهد ادعا كند در آن انتخابات تقلب شده بود؟ 
وي خاطرنشان كرد: طبق آگاهي‌هاي مردم از دوم خرداد كه ساري و جاري است انتخابات كاملا عقلاني بود و برعكس جريان مقابل ـ كه متكي به هنرپيشه‌ها و چهره‌هاي مشهور بود و با بادبادك‌ هوا كردن در خيابان‌ها مي‌خواست راي بياورد، ولي در نهايت شكست خورد ـ انتخابي كاملا عقلاني انجام شد. 
اين مدرس دانشگاه يادآور شد: ‌قبل از اين‌كه نام آقاي خاتمي مطرح شود عده‌اي به دنبال اين بودند كه رياست‌جمهوري آقاي هاشمي را تمديد كنند و تلاش كردند كه رهبري با تغيير قانون اساسي موافقت كند اما رهبري گفتند بايد طبق قانون اساسي عمل شود. 
وي ادامه داد:‌ يادمان باشد كه آقاي خاتمي در سال 76، 20 ميليون راي آورد و از بچه سوسول‌هاي شهرك غرب و زنان برقه پوش و مستضعفين به آقاي خاتمي راي دادند. ولي اتفاقي كه بعد افتاد اين بود؛ جبهه اشغال شده دوم خرداد كه در آن اقليت خاصي قرار داشتند، كل اين جبهه را مصادره كردند و مطالبات خود را به عنوان كل مطالبات ملت جا زدند، چنانچه مي‌بينيم در آن زمان روزنامه‌هاي متعددي منتشر مي‌شد ولي همه يك محتوا داشتند. همچنين فضاي رسانه‌اي به سمتي رفت كه سخناني و ادعاهاي غيرواقعي خودشان هم باور نمي‌كردند. در واقع بين واقعيت مجازي و واقعيت حقيقي فاصله افتاد و اين فاصله آن‌ها را در سه تير به خاك سياه نشاند. در حالي كه اگر خودشان آسيب شناسي مي‌كردند مي‌توانستند راهبردهاي بهتري انتخاب كنند. 
وي هم‌چنين گفت: امروز هم اگرچه به دولت فعلي انتقاداتي وارد است و هيچ‌وقت او را مطلق نمي‌دانيم، ولي اين دولت را در ادامه دوم خرداد مي‌بينم. به هر ترتيب آقاي خاتمي هم با اتوبوس سفرهاي استاني‌اش را آغاز كرد، چفيه به گردنش انداخت و به ديدار خانواده‌هاي شهدا رفت. بسيار كساني كه به آقاي خاتمي راي دادند از قاطبه اصلي مردم بودند، ولي بايد گفت در تفسير راي مردم ظلمي اتفاق افتاد. 
شكوري‌راد نيز با اشاره به اين‌كه "‌جمعيتي كه به اين‌جا آمده است، دنبال اين بحث‌هاي تاريخي نيستند ولي برخي مطالبي كه آقاي جليلي گفتند نياز به پاسخ دارد " اظهار كرد :آقاي احمدي‌نژاد در سال 84 در مرحله دوم راي آورد و من به اين‌كه چقدر از راي‌اش درست و چقدر غلط بود كاري ندارم. 
وي در عين حال نسبت به نتايج انتخابات سال 84 نيز انتقاد كرد. 
وي در بخشي از پاسخ خود ديدگاه مقام معظم رهبري نسبت به هاشمي رفسنجاني هنگام انداختن راي از سوي ايشان به صندوق در سال 76 را مبني بر اين‌كه "هيچ كس براي من هاشمي نمي‌شود" را نيز يادآور شد. 
اين مدرس دانشگاه در بخش ديگري از سخنانش با بيان اين‌كه " شعارهايي با جهت‌گيري‌هاي عدالت‌خواه، در دفاع از كليت نظام نبود" نسبت به اين امر كه در مقاطعي " تمام دولت‌ها بعد ازانقلاب دزد و فاسد قلمداد شدند" انتقاد كرد. 
وي همچنين به مناظره موسوي و احمدي‌نژاد اشاره كرد و با بيان اين‌كه " آقاي احمدي‌نژاد در اين مناظره هاشمي، موسوي و خاتمي را يك كاسه كرد" ابراز عقيده كرد كه "اين امر در مشوش شدن داوري مردم تاثيرگذار بود." 
به گزارش ايسنا جليلي در پاسخ به بخشي از صحبت‌هاي شكوري‌راد خاطرنشان كرد: جمله « هيچ‌كس براي من هاشمي نمي‌شود» رهبري، جمله بعدي هم داشت. بايد دانست در آن سال‌ها تلاش مي‌شد رياست‌جمهوري هاشمي تمديد شود، با اين حال مقام معظم رهبري گفتند بايد طبق قانون اساسي رفتار شود. درباره آقاي هاشمي ابراز اميدواري شد كه كانديداهاي رياست‌جمهوري براي مردم رييس‌جمهوري بهتر از هاشمي بشود. 
شكوري‌راد گفت: به ياد ندارم چنين حرفي زده شده باشد. 
جليلي هم گفت: اين فراموشي‌هاست كه كار دست جريان‌هاي سياسي مي‌دهد. 
وي در ادامه سخنانش نيز اظهار كرد: در مورد اين‌كه آقاي احمدي‌نژاد پوزوسيون يا اپوزوسيون است، بايد گفت اين مساله به دليل اين است كه صورت‌بندي‌هاي سياسي موجود ديگر جواب نمي‌دهد. كلمه كليدي كه احمدي‌نژاد در مناظره‌اش با موسوي مطرح كرد «اشرافيت» بود كه به معناي اين است كه عده‌اي به يك صورت‌بندي سياسي مي‌رسند و همچنان مي‌خواهند آن را ادامه دهند. آن‌ها وقتي احمدي‌نژاد گفتمان خود را مطرح كرد ديدند اين گفتمان به هيچ كدام از دو قطب مطرح در آن زمان نمي‌خورد. 
وي با بيان اين‌كه " به نظر برخي «طرفدار نظام بودن» يعني طرفدار آن دو جناح مطرح" اظهار كرد: ملت خواست اين صورت‌بندي شكسته شود تا به صورت‌بندي جديدي برسد و در اين صورت است كه چالش به وجود خواهد آمد و برخي نيز اين قضيه را نمي‌توانند تحمل كنند؛ زيرا جايگزين مناسبي براي آن دو قطب ندارند و حتي در اين زمينه حاضرند در مقابل راي ملت بايستند تا جامعه را به وضعيت زرگري گذشته برگردانند. 
به گزارش ايسنا، شكوري‌راد نيز ابراز عقيده كرد: اگر بخواهيم با نگاهي بي‌طرف قضاوت كنيم بايد بگوييم حادترين رفتار پوپوليستي در زمان اين دولت رخ داد و با سردادن يكسري شعار كه البته در ميان جامعه جايگاه خود را دارد، سعي در انجام چنين رفتارهايي شد. 
وي اظهار كرد: نقطه مقابل پوپوليسم، تحزب است. بايد ديد در پنج سال گذشته چند حزب در كشورمان شكل گرفته و تا چه ميزان تحزب‌گرايي در سطح جامعه گسترش يافته است. 
وي با اشاره به تغييرات متعدد وزرا در دولت فعلي نيز ابراز عقيده كرد: به شما قول مي‌دهم احمدي‌نژاد پس از پايان دوران خود از همه بيشتر مدعي خواهد بود و مي‌گويد نگذاشتند كار كنم. البته من پيش‌بيني نمي‌كنم ايشان چطور در مقابل همه خواهند ايستاد. 
اين مدرس دانشگاه در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به كساني كه در روند انتخابات سال گذشته و حوادث پس از آن از نماد سبز استفاده مي‌كردند، برخي از فرزندان سران اصولگرا را جزو اين افراد دانست. 
به گزارش ايسنا جليلي پرسيد: اين سران اصولگرا چه كساني هستند؟ 
شكوري راد گفت:‌اسم ببرم؟ 
جليلي گفت: بفرماييد. ما هنوز داريم در فضاي دو قطبي قبلي فكر مي‌كنيم. 
شكوري راد در واكنش به اين سخنان گفت: من اصلاح‌طلبان را اصولگراتر از مدعيان اصولگرايي مي‌دانم. 
جليلي گفت: پوپولوليسم كه مي‌گويم نمونه‌اش همين است. 
وي با اشاره به سخناني در زمان انتخابات مبني بر اين‌كه " آذربايجاني‌ها و ترك‌زبانان به فرزندان خود اجازه نمي‌دهند به كس ديگري راي بدهند، همچنين در لرستان به آقاي موسوي راي داده مي‌شود" گفت: اين استدلال جرياني است كه مي‌خواهد خودش را نماينده عقلانيت، خردورزي و روشنفكرترين روشنفكران معرفي كند. جرياني كه ادعا مي‌كند آمده است تا خردورزي و عقلانيت را به كشور بازگرداند. حال سوال اينجاست كه اين جريان به شاخص خود هم وفادار نمي‌ماند؛ در آذربايجان بايد به فرزند خودشان راي دهند، اما در لرستان به فرزند خود، آقاي كروبي راي نمي‌دهند، بلكه به داماد خود راي مي‌دهند! 
وي همچنين به اتفاق رخ داده براي محسن روح‌الاميني اشاره و اظهار كرد:‌ شما اسم محسن روح‌الاميني را شنيده‌ايد؟ 
برخي دانشجويان گفتند: شهيد محسن روح الاميني. 
جليلي ادامه داد:‌ محسن روح الاميني مسوول دفتر خود من بود. آن روز يكي از تلخ‌ترين روزهاي زندگي من بود. سر قبر او پدرش چفيه به گردن داشت و مي‌گفت؛ جان ما فداي مردم، نظام و رهبري است. 
وي گفت: سر خودتان كلاه نگذاريد، چطور است كه برخي بحث سيب‌زميني را مطرح مي‌كنند، اما در اين سمت بحث يك رنگ مهم نبود؟! 
وي با بيان اين‌كه " مشكل احمدي‌نژاد اين بود كه اگر چه معاند داشت ولي منتقد نداشت" به مباحثي كه در مورد توزيع چك‌پول در روستاها در زمان انتخابات مطرح مي‌شد و شكوري‌راد نيز در اين مناظره به آن اشاره داشت، پرداخت و گفت: بايد بگويم با آقاي كاظم جلالي صحبت كردم، مي‌دانيد! ايشان احمدي‌نژادي نيست. در بحث سفرهاي استاني او گفت من راجع به اين سفرها اظهارنظري نكردم، همچنين در مورد برگزاري جلسات متعدد نيز ايشان خودشان گفتند از ماه‌ها قبل كار كارشناسي در اين راستا صورت مي‌گيرد. 
وي سپس به فيلم‌هايش؛ ايران سبز، دختر لر اشاره و اظهار كرد: چرا مي‌گوييد فقط ما آدم هستيم؟ 
دانشجويي پرسيد: آيا سكوت حاكم در جامعه دستاورد دولت اصلاحات است؟! 
جليلي پاسخ داد: من سكوتي نمي‌بينم، بلكه من در جامعه ايراني خيزش بزرگ ملت در تمناي عدالت را مشاهده مي‌كنم. چطور آن موقع كه ده‌ها ميليون ايراني از امكانات اوليه زندگي محروم بودند، كسي اين سكوت را نمي‌شنيد. 
وي ادامه داد: آن‌چه امروز نامش جنبش سبز است در واقع جنش ضد اعتراض است. جنبش اعتراضي اصلي خيزش گسترده عمومي است كه علي‌رغم فضاسازي جريان‌هاي به اصطلاح نخبگي راي خود را به صندوق مي‌اندازد و به كسي كه مي‌خواهد راي مي‌دهد. 
وي گفت: يك مقدار تحمل داشته باشيد و صداي مردم را بشنويد اين‌كه بگوييم همه خفقان بگيرند، چون اقليتي مي‌خواهند حرف بزنند، درست نيست. 
برخي از دانشجويان گفتند: الان صدا و سيما در دست چه كسي است و مگر شما جزو مردم نيستيد؟ 
جليلي پاسخ داد: شما حتما جزو مردم هستيد. در مورد صدا و سيما برويد نقدهاي من را نسبت به آن بخوانيد. 
دانشجويي به صورت كتبي از شكوري‌راد سوال پرسيد: آيا شما ولايت فقيه را قبول داريد يا نه؟ 
شكوري‌راد پاسخ داد: در وهله اول بايد بگويم كه اين‌جا مناظره است نه تفتيش عقايد! من قانون اساسي را قبول دارم و همه را به آن دعوت مي‌كنم. تمام حرف مهندس موسوي اجراي تمامي قانون اساسي بدون تنازل برخي از موارد آن است. 
وي خطاب به جليلي و با نام بردن از برخي شخصيت‌ها گفت: من مي‌توانم براي شما اثبات كنم كه چه كساني از رانت‌هاي دولتي برخوردار هستند؟ 
در اين هنگام بين تعدادي از دانشجويان حاضر در محل برگزاري مناظره بحث در گرفت كه گروهي از آن‌ها طرف مقابل خود را شعارگونه با عنوان "وحشي" خطاب كردند. 
شكوري‌راد هم‌چنين پرسيد: آيا شما اين سخن كه گفته شده است بايد دوباره براي دانشگاه‌ها گزينش بگذاريم را شنيده‌ايد؟ آيا اين به معناي مساوات است؟ 
وي با اشاره به سخنان جليلي در مورد محسن روح‌الاميني، برخي انتقادات پدر او را نسبت به از دست دادن فرزندش در جريانات پس از انتخابات يادآور شد. 
دانشجويي پرسيد: نسبت شما با موسوي با توجه به اين‌كه وي از تروريست‌هاي اعدام شده حمايت كرده است، چيست؟ با توجه به نظر خاتمي رييس‌جمهور سابق كشورمان در مورد برخي ديدگاه‌هاي موسوي، شما خاتمي را قبول داريد يا موسوي؟ 
شكوري‌راد در پاسخ ابتدا با اشاره به ميزان جمعيت راهپيمايي‌هاي پس از انتخابات سال گذشته گفت: هم‌اكنون نيز مي‌گويم كه در نقطه‌اي از شهر به ما اجازه برپايي راهپيمايي دهند و در نقطه ديگر نيز به حاميان آقاي احمدي‌نژاد، بعد ببينيد كه از حاميان اين دو گروه چه تعدادي مي‌آيند. 
وي سپس اظهار كرد: در خصوص نسبت من با آقاي موسوي نيز بايد بگويم كه ايشان روي تخم چشم من جاي دارند. آقاي موسوي دلسوز ايران و اسلام. اينكه ايشان از تروريست اعدامي مي‌گوييد حمايت كرده‌اند، بايد بگويم شما چرا كاري كرديد كه با آنان نيز همدلي كنند؟ 
وي گفت: جنبش سبز مخالف هر نوع خشونتي است و اين نوع رفتار مورد تائيد هيچ يك از اصلاح‌طلبان نيست. 
شكوري‌راد هم‌چنين پرسيد: بزرگترين پروژه اقتصادي كه پروژه عسلويه است، امروز در چه وضعيتي قرار دارد؟ 
دانشجويي براي طرح سوال شفاهي خود به روي سن آمد و گفت: شايد با پرسيدن اين سوال‌ها اخراج يا ستاره‌دار شوم، اما بحث خود را مطرح مي‌كنم. ‌چرا عده‌اي به شعور من دانشجو توهين مي‌كنند و مي‌گويند تو تقليدكار غرب و خارج هستي؟ چرا همه را با يك چوب مي‌زنند؟ چرا در كهريزك آن اتفاقات رخ داد؟ 
جليلي در پاسخ با بيان اين‌كه " ديديد كه اتفاقي هم نيافتد! ايشان سوالش را پرسيد. 
برخي از دانشجويان با صداي بلند گفتند: اميدواريم بعدا هم اتفاقي نيافتد. 
جليلي هم گفت:‌ مهم اين است كه ما آدرس غلط ندهيم و جغرافياي ما جغرافيايي درستي باشد. 
همان دانشجو تكرار كرد: چرا به شعور مردم شك مي‌كنيد؟ 
جليلي پرسيد: كدام مردم؟ 
دانشجويي با صداي بلند گفت: شمال تهران. 
جليلي گفت: ‌سيب‌زميني توهين به شعور مردم نيست. 
وي اظهار كرد: اگرچه گفته مي‌شود موضع خود را نسبت به ولايت فقيه مشخص كنيد، سوال بنده اين است كه موضع خود را نسبت به جمهوري اسلامي مشخص كنيد؛ چراكه امروز مساله اصلي ما تثبيت جمهوريت در نظام اسلامي است. 
دانشجوي ديگري پرسيد: خدمات آقاي خاتمي را با جريان‌ قتل‌هاي زنجيره‌اي، ‌كوي دانشگاه و كنفرانس برلين توجيه كنيد؟ 
شكوري‌راد در پاسخ ابتدا گفت: ‌اول من به آقاي جليلي بگويم كه خوشحالم ايشان فيلم ساخته‌اند، اميدوارم اين فرصت را به ما بدهند تا ما از اين فيلم‌ها بسازيم همه امكانات در دستان شماست. 
يكي از دانشجويان نيز گفت: فيس بوك در دست شماست. 
شكوري‌راد هم گفت: ‌دست شما هم هست. 
وي سپس پاسخ داد: ‌آقاي خاتمي خودشان گفتند كه مساله كوي دانشگاه تاوان پيگيري قتل‌هاي زنجيره‌اي بود. كنفرانس برلين نيز شوي تبليغاتي عليه اصلاح‌طلبان بود. رفتار ايران در آن زمان طوري بود كه به ما در مجامع بين‌المللي احترام مي‌گذاشتند. اما در حال حاضر اگر 50 نامه ديگر هم بنويسند، جوابي نمي‌گيرند. من كه خجالت مي‌كشم. 
وي در بخش ديگري از پاسخ خود گفت: ‌هر كسي حرف مي‌زند كه با سليقه آن‌ها جور درنمي‌آيد مي‌گويند جاسوس خارجي‌هاست، جاسوس طبق قانون تعريفي دارد، برويد طبق قانون جاسوس را بگيريد و با او رفتار كنيد. ولي اين‌كه از تريبون‌ها كل ملت را جاسوس بخوانند درست نيست. دستگاه قضايي مي‌گويد ما سياست اعمال مي‌كنيم، در حالي كه اين دستگاه بايد قانون را اجرا كند نه اين‌كه سياست اعمال كند. 
دانشجويي پرسيد: نظر شما در مورد اين‌كه بعضي از اعضاي شوراي نگهبان از كانديداي خاصي حمايت كردند، چيست؟ 
جليلي پاسخ داد: اشتباه كردند. 
دانشجوي ديگري پرسيد: چرا به مخالفان دولت اجازه تجمع داده نمي‌شود؟ 
جليلي نيز پاسخ داد: نمي‌شود كه ما از جمهوريت فقط حقوق‌مان را مطالبه و تكاليف خود را در برابر آن فراموش كنيم. اگر انتخاباتي برگزار مي‌شود و هيچ نهاد قانوني را در آن به رسميت نشناسيم و براي بر هم زدن قاعده بازي بخواهيم تجمع برگزار كنيم، هيچ وقت اين اجازه به شما داده نخواهد شد. اين‌كه چون ما مي‌توانيم با دروغ نظام را تحت فشار قرار دهيم پس بايد به ما اجازه اعتراض بدهد، درست نيست. نظام قطعا چنين اجازه‌اي به شما نخواهد داد و نمي‌شود كه ما ساختارشكنانه‌ترين رفتارها را انجام دهيم و چنين توقعاتي داشته باشيم. 
وي با بيان اين‌كه " قانون همه قانون است" اظهار كرد: نمي‌شود يكسري از ظرفيت‌هاي نظام را بخواهيم فعال كنيم و برخي ديگر را نه. 
سردبير مجله راه درباره عملكرد دولت هشتم در رويارويي با تجمعاتي كه در زمان اين دولت به وقوع پيوست نيز گفت: اتفاقاتي كه پس از انتخابات اخير رياست جمهوري در تهران رخ داد اتفاقي بي‌سابقه نبود و در دوران آقاي خاتمي نيز چندين بار اعتراض مردمي به وجود آمد كه از جمله آن‌ها مي‌توان به اعتراض‌هاي سبزوار، ايذه و سميرم اشاره كرد كه برخي از آن‌ها حتي با كشته‌هايي نيز همراه بوده و در برخي از آن‌ها نيز تيراندازي و پرتاب گاز‌هاي اشك‌آور رخ داد. بايد پرسيد كه چرا دولت و اصلاح‌طلبان آن موارد را پيگيري نمي‌كنند؟ چون خون آنها سبز نيست و ارزش پيگيري ندارد؟! 
شكوري‌راد نيز در پاسخ به دانشجويي كه تجمع كنندگان پس از انتخابات رياست جمهوري را اغتشاشگر و ضد انقلاب ناميد، گفت:‌ بيني و بين‌الله آيا عليه مردم نايستاديد؟ آيا مردم را نزديد؟ 
اين دانشجو پاسخ داد: من لياقت نداشتم مثل 12 دوست شهيدم در مقابل اغتشاشگران بايستم. 
شكوري‌راد با اشاره به صحبت‌هاي جليلي در مورد تجمعات اتفاق افتاده در زمان دولت هشتم گفت: اين مواردي كه شما گفتيد چه ربطي به وقايعي چون اعتراضات صورت گرفته در پس از انتخابات دارد؟ 
وي افزود: در مورد صحبت‌هايي كه گفته شد نيز بايد بگويم كه اگر در اين كشور غارتگر مملكت وجود دارد بايد دانست، در اين كشور 
دستگاه قضايي و سازمان بازرسي وجود دارند و در اين مورد بايد به آن‌ها رجوع كرد. 
شكوري‌راد با اشاره به روند مبارزه با مفاسد اقتصادي، خطاب به حاميان دولت حاضر در اين مراسم و نيز جليلي گفت: شعار دادن آسان است ولي بايد ابوذر بود و در مقابل مفاسد اقتصادي ايستادگي كرد. 
جليلي در پاسخ به صحبت‌هاي شكوري‌راد گفت: دولت اصلاحات نمي‌توانست حتي يك شورش عادي را جمع كند. 
وي افزود: من قبول دارم كه ناكارآمدي وجود داشته و دارد ولي بايد دانست كه يكي از مشكلاتي كه ما داريم نقد درست است و نيز بايد پرسيد كه چه كساني بايد با دشمنان مبارزه با مفاسد اقتصادي مقابله كنند؟ بايد در ارتباط با برخي صحبت‌هاي آقاي شكوري‌راد بگويم كه من قبول دارم كه دين همه دين است و نبايد تنها به موضوع بدحجابي بپردازيم و بسياري از مسائل ديگر را ناديده بگيريم، اولين مقاله‌ام در نشريه نيستان در همين مورد بود. 

<em>مشروح مناظره جليلي و شكوري‌راد در دانشگاه علم و صنعت؛
جليلي: رسانه‌اي به نام صندوق راي در انتخابات گذشته نظر واقعي مردم را نمايان كرد</em>
<strong>خبرگزاري فارس</strong>: سردبير نشريه راه با بيان اينكه در سال‌هاي گذشته ابزار رسانه از اين ملت دريغ شد، گفت: رسانه‌اي به نام صندوق راي در انتخابات گذشته نظر واقعي مردم را نمايان كرد.
 
به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، وحيد جليلي سردبير نشريه راه و علي شكوري راد نماينده مجلس ششم بعد از ظهر ديروز يكشنبه در دانشگاه علم و صنعت ايران به بحث و بررسي در خصوص جريان‌هاي سياسي، گفتمان‌ها و عملكرد آنها پرداختند. 
در ابتداي اين مناظره علي شكوري‌راد عضو جبهه مشاركت با اشاره به مناسبت‌هاي مختلف ماه خرداد در تاريخ جمهوري اسلامي ايران اظهار داشت: به نظر بنده بايد خرداد را در بين ماه‌هاي شمسي شهر‌الله ناميد چون مي‌توان دست خدا را در حوادث مختلف و مهمي كه در اين ماه رخ داده مشاهده كرد. 
وي با بيان اينكه هر جا حضور مردم باشد، خدا هم هست،‌ افزود: در اتفاقات مختلف ماه خرداد مردم بارها حضور خود را نشان داده‌اند كه يك نمونه آن 15 خرداد 42 بود. 
نماينده مجلس ششم در ادامه به 29 خرداد 56 و درگذشت شريعتي اشاره كرد و خاطرنشان ساخت: سالروز شهادت دكتر شريعتي كه گفتمان جديدي در برابر انديشه ماركسيستي وكمونيستي حاكم بر آن زمان مطرح كرده بود يك بار ديگر مورد توجه جوانان قرار گرفت و شهادت وي شعله انقلاب مردم را فروزان‌تر كرد. 
شكوري‌راد در ادامه به بركناري بني‌صدر در خرداد سال 60 اشاره كرد و يادآور شد: بني‌صدر كه در مقابل مردم و رهبر مردم ايستاده بود، نهايتا با راي نمايندگان مردم در مجلس اول بركنار شد و در اواخر خرداد 60 نيز سالگرد شهادت اسوه مقاومت يعني شهيد چمران را داريم كه آن هم اثر بزرگي در مسير تاريخ ايران به جاي گذاشت. 
وي با بيان اينكه در 30 خرداد سال 60 منافقين كه در مقابل ملت قرار گرفته بودند از صحنه خارج شدند اضافه كرد: ادامه اين حوادث تاريخي در سال‌هاي بعد از 14 خرداد 68 كه مصادف با رحلت حضرت امام بود شايد اين سؤال پيش آيد، چرا بايد سالروز رحلت رهبر انقلاب را گرامي بداريم. 
عضو جبهه مشاركت در پاسخ به اين سؤال تصريح كرد: به نظر بنده سالروز رحلت امام راحل از آن جهت داراي اهميت است كه در آن روز باشكوه‌ترين تشييع‌جنازه ممكن براي ايشان برگزار شد كه جمعيت مردم حتي از زمان ورود حضرت امام و استقبال ايشان نيز بيشتر بود كه البته اين بدرقه مردمي را بايد حاصل نوع نگاه امام به حق و جايگاه مردم دانست. 
شكوري‌راد با تاكيد بر اينكه امام خميني به مردم عزت داد و آنها را تكريم كرد، گفت: حضرت امام اعلام كردند كه ميزان راي ملت است و همواره خود را خدمت‌گذار مردم مي‌دانستند بنابر اين به نظر بنده بايد 14 خرداد را به دليل اين شكوه مردمي گرامي داشت. 
وي در ادامه سخنان خود با بيان اينكه روز سوم خرداد سال 61 را در ميان اين روزهاي تاريخي فراموش كردم افزود: سوم خرداد سالروز آزادسازي خرمشهر است كه طي آن مردم بخشي از سرزمين خود را از اشغال بيگانگان آزاد كردند اما من در مورد آن صحبت زيادي نمي‌كنم چون صدا و سيما به اندازه كافي به آن مي‌پردازد. 
عضو جبهه مشاركت در همين زمينه اضافه كرد: اكنون نگران آن هستم كه چرا برخي دوم خرداد را فراموش كرده‌اندو مي‌ترسند كه به دليل همين فراموشي نسل جوان امروز نسبت به اتفاقاتي نظير سوم خرداد نيز احساس درستي نداشته باشد. 
شكوري‌راد همچنين خاطرنشان كرد: سوم خرداد متعلق به همان مردمي است كه دوم خرداد و 25 خرداد را شكل دادند و يقين دارم كه دوم خرداد در تارك تاريخ ملت ايران خواهد درخشيد. 
وي در ادامه بررسي تاريخي حوادث ماه خرداد به دوم خرداد 76 اشاره كرد و يادآور شد: در اين روز حضور حماسي مردم در پاي صندوق‌هاي راي برگي جديد را در تاريخ ايران رقم زد كه دو پيام رعايت قانون و حفظ كرامت انساني را صادر كرد. 
عضو جبهه مشاركت با بيان اينكه اگر اين ملاك‌ها در جامعه عملي شود جامعه به سعادت خواهد رسيد،اظهار داشت:امروز عده‌اي اصرار دارند خود را انقلابي بنامند اما بايد يادآوري كنم كه انقلابي بودن در زمان امام فضيلت بود و اكنون زمان اجراي قانون است و بالاترين ارزش و معيار نيز عمل به قانون خواهد بود بنابر اين كسي نمي‌تواند با سوء استفاده از ديگر عناوين ارزشي اين ارزش مهم را به چالش بكشاند. 
شكوري‌راد در ادامه سخنان خود يادآور شد: بعداز تمام اين اتفاقات نيز 22 خرداد، 25 خرداد و 30 خرداد را شاهد بوديم كه همگي آنها در تاريخ ملت ايران ماندگار شد. در 22 خرداد مردم يك بار ديگر نشان دادند كه حاضراند با مسالمت‌آميزترين روش‌ها يعني دادن راي در جهت اصلاح جامعه خود اقدام كنند. 
وي افزود:‌ مردم در اين روز اعتماد خود را نشان دادند و آراي‌خود را به صندوق انداختند و حضور آنها حماسي بود كه احساس مردم را نشان مي‌داد. 
در ادامه اين مناظره جليلي سردبير نشريه راه با اشاره به سخنان شكوري‌راد در خصوص عقبه تاريخ حوادث خرداد ماه اظهار داشت: توجه به عقبه تاريخي ملت وحفظ حافظه تاريخي آنها يكي از ضرورت‌هاي فهم و درك مسائل امروز كشور است و اگر تمام مناسبت‌هاي ذكر شده به درستي فهم شود و بتوانيم پيام آنها را به نسل امروزي منتقل كنيم، ملت ايران مي‌تواند با اتكا به اين اندوخته‌هاي عظيم تاريخي خود با سرعت بيشتر و انحراف كمتر به مسير خود ادامه دهد. 
وي با بيان اينكه به نظرمن به بسياري از اين موارد ظلم شده است، افزود: برخي از اين حوادث تاريخي در سال‌هاي گذشته بايكوت شده و به درستي تبيين نشده‌اند اما در خصوص سخنان آقاي شكوري‌راد به نظر بنده بهتر است كه صدا و سيما با اين نگاه موجود به سوم خرداد هم نپردازد. چون اين نگاه نگاهي نوستالژيك به جنگ و دفاع مقدس بود كه بسياري از عقبه‌هاي اجتماعي آن دوران را ناديده مي‌گيرد. 
سردبير نشريه راه در همين زمينه گفت: متاسفانه برخي تلاش مي‌كنند تصويري از سال‌هاي جنگ تحميلي ارائه دهند كه به مانند تصويري است كه انجمن حجتيه از عاشورا نمايش مي‌دهد و هيچ درس و نكته‌اي براي امروز جامعه ندارد. 
جليلي با تاكيد بر اينكه مقطع مهم خرداد 60 تجربه بسيار گرانبهايي براي ملت ايران بود،‌خاطرنشان كرد: متاسفانه اين تجربه گرانبها به درستي تبيين نشده است و به همين دليل امروزه برخي از اختلافات داخلي اينچنين غيرشفاف مي‌شود و همان افرادي كه در سال 60 با تيغ موكت‌بري به جان مردم افتاده بودند تلاش مي‌كنند خود را همسو با مردم نشان دهند. 
وي با تاكيد بر اينكه اين ميراث عظيم تاريخي بايد حفظ و تبيين شود، تصريح كرد: روز مبارك دوم خرداد نيز كه ظرفيت جمهوريت نظام را به بهترين شكل ممكن آشكار كرد به خوبي نشان داد كه اين كشور چگونه به راي ملت خود وفادار است و ملت ايران نيز در يك انتخابات آزاد فردي را انتخاب كردند كه وي را نقطه اميد و روشني براي ادامه انقلاب و حيات سياسي نظام جمهوري اسلامي مي‌دانستند. 
سردبير نشريه راه با بيان اينكه بنده خودم در آن انتخابات به آقاي خاتمي راي نداده‌ام، اظهار داشت: عليرغم اين نكته، نمايش ظرفيت نظام جمهوري اسلامي براي ما شيرين‌تر از نتيجه انتخابات بود و به همين دليل دوم خرداد را يك نقطه عطف و نقطه قوت براي نظام مي‌دانيم. 
جليلي در پايان اين بخش از سخنان خود تصريح كرد: اميدوارم ملتي كه اين همه تجربه درخشان در تاريخ خود دارد، بعد از اين هم روز به روز مسير پيشرفت و تعالي را بهتر از گذشته براي خود رقم بزند. 
در بخش ديگري از اين مناظره شكوري راد به دو شعار اصلي دوم خرداد از منظر خود يعني قانون‌گرايي و كرامت انساني اشاره كرد و اظهار داشت: هر چند كه امروز صحبت در خصوص قانون‌گرايي آسان به نظر مي‌رسد اما در آن زمان بيان اين موارد مشكلات خاص خود را داشت و فضا براي اين موارد آماده نبود. اما خاتمي با شعار اجراي قانون در انتخابات حاضر شد و اين شعار هنوز هم مهم‌ترين شعار جريان دوم خرداد است كه متاسفانه همچنان محقق نشده است. 
وي با بيان اينكه توفيقات خاتمي تنها به اين عرصه‌ها محدود نمي‌شود افزود: خاتمي موفق شد اين موارد را به يك فرهنگ عمومي تبديل كند و مردم را در اين زمينه آگاه نمايد كه اين چنين امروز شاهديم مردم حق خود را مطالبه مي‌كنند. 
عضو جبهه مشاركت با بيان اينكه دولت بعد از خاتمي دولت رجعت‌گرا بود گفت: اين دولت ميل به بازگشت داشت و تلاش كرد تمام دستاوردهاي دولت اصلاحات را به تباهي بكشاند. 
شكوري راد با بيان اينكه به نظر بنده بزرگترين دستاورد دولت خاتمي در مباحث اقتصادي بود خاطرنشان كرد: خاتمي در اين زمينه شعاري مطرح نكرد اما در تمام سال‌هاي انقلاب و يا حتي بالاتر از آن از دوران مشروطه تا كنون هيچ دولتي به اندازه دولت خاتمي به اقتصاد مملكت خدمت نكرده است. 
وي در همين زمينه اضافه كرد: دولت اصلاحات برخي از مقوله‌هاي فرهنگي اقتصاد در برنامه‌ريزي و اجرا را نهادينه كرد و مهم‌تر از آن تقويت نظارت بر ساختارهاي دولتي بود كه در اين دولت به خوبي انجام شد. 
عضو جبهه مشاركت با بيان اينكه در آن مقطع 16 نهاد مختلف بازرسي موثري بر عملكرد دولت داشتند گفت: اكنون حتي يكي از آن نهادهاي ناظر نيز وجود ندارد و گزارش سازمان بازرسي كشور در مورد عملكرد دولت كنوني نيز سانسور مي‌شود. 
شكوري راد با بيان اينكه دولتي كه نظارت بر آن وجود نداشته باشد، به فساد كشيده خواهد شد، يادآور شد: در دوران خاتمي زيرساخت‌هاي اقتصادي كشور به حدي پيشرفت كرد كه در آن زمان پيش‌بيني شد بعد از گذشت 20 سال مي‌توانيم به كشور شاخص منطقه تبديل شويم اما اكنون رشد اقتصادي بر اساس آمار بانك مركزي نيم درصد است. 
وي در پايان اين بخش از سخنان خود اظهار داشت: تفاوت‌ها در عملكرد دولت كنوني با دولت اصلاحات به حدي زياد است كه حتي بچه دبستاني هم مي‌تواند به راحتي آن را تشخيص دهد. 
بنابر اين گزارش جليلي در ادامه اين مناظره با اشاره به اظهارات شكوري‌راد در خصوص دستاوردهاي دولت اصلاحات اظهار داشت: يك مثل رايج نيز وجود دارد كه از فردي پرسيدند كه بزرگترين دستاورد دوم خرداد چه بوده است، كه وي در پاسخ گفت كه بزرگترين دستاورد دولت خاتمي انتخاب احمدي‌نژاد بود. 
وي افزود: احمدي‌نژاد در سال 84 در انتخاباتي به پيروزي رسيد كه برگزار كننده آن دولت خاتمي بود بنابر اين نمي‌توانند در خصوص اين انتخابات بحث تقلب را مطرح كنند. 
سردبير نشريه راه با تاكيد بر اينكه بنده هم قبول دارم مردم در دوران دولت اصلاحات آگاه شدند يادآور شد: به نظر بنده يكي از نشانه‌هاي آگاهي مردم در جريان دوم خرداد همين انتخاب احمدي‌نژاد بود كه كاري كاملا عقلاني بود در حالي كه اقدامات جريان مخالف كاملا پوپوليستي بود. 
جليلي با بيان اينكه مردم در انتخابات مانند احزاب و جريان‌هاي سياسي نگاه نمي‌كنند،‌خاطرنشان كرد: احمدي‌نژاد در انتخاب 84 در مرحله اول پيروز نشد بلكه در مرحله دوم و با وجود انواع بمباران رسانه‌اي توانست آراء مردم را به خود جلب كند. 
وي در همين زمينه اضافه كرد: در واقع مردم در آن زمان احمدي‌نژاد را ترجيح دادند و از اين طريق اعلام كردند كه احمدي‌نژاد گزينه اول ما نبوده اما او را در رقابت با هاشمي رفسنجاني انتخاب كرده‌ايم كه اين مسئله در هر رقابت ديگري نيز وجود خواهد داشت. 
سردبيرنشريه راه با بيان اينكه ممكن است همان اتفاقي كه در پايان كار دولت خاتمي براي احمدي‌نژاد رخ داد، در انتخابات آينده براي خودش هم تكرار شود تصريح كرد: مردم با هيچ فردي عقد اخوت نبسته‌اند و در هر انتخاباتي هر گزينه‌اي را كه تشخيص بدهند انتخاب خواهند كرد. 
جليلي در ادامه سخنان خود به بحث دستاوردهاي دولت اصلاحات پرداخت و اظهار داشت: خوب است كه تاريخ را كامل مرور كنيم و بدانيم كه پيش از مطرح شدن نام خاتمي برخي افراد مانند عبدالله نوري و عطاءالله مهاجراني مي‌خواستند دوران رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني را تمديد كنند اما مقام معظم رهبري در مقابل اين تلاش غيرقانوني ايستادگي كردند. 
وي با بيان اينكه 20 ميليون راي خاتمي در سال 76 شامل بسياري از مردم شمال شهر تهران تا مناطق محروم بشاگرد مي‌شود، گفت: عليرغم اين نكته اتفاقاتي كه بعد از روي كار آمدن آقاي خاتمي رخ داد چنين بود كه نشان از اشغال اين جبهه توسط افراد خاصي داشت كه تلاش مي‌كردند مطالبات خود را به عنوان مطالبات تمام مردم ايران نمايش دهند. 
سردبير نشريه راه در همين زمينه اضافه كرد: در آن زمان روزنامه‌هاي زيادي منتشر مي شد اما تحريريه بسياري از آنها مشترك بود كه همگي يك مطلب خاص را بازتاب مي‌دادند. 
جليلي با بيان اينكه سوم تير 84 اين جريان را مبهوت كرد،‌گفت:‌ اگر اصلاح‌طلبان بعد از سوم تير 84 عملكرد خود را آسيب‌شناسي مي‌كردند مي‌توانستند راهبردهاي بهتري براي آينده خود تدوين كنند كه اينكار را نكردند. 
سردبير نشريه راه با بيان اينكه خاتمي نيز سفرهاي استاني خود را با اتوبوس آغاز كرد و به ديدار خانواده شهدا رفت، تصريح كرد: بسياري از راي‌دهندگان به خاتمي در سال 76 از قاطبه مردم بوده است كه متاسفانه در سال‌هاي بعد برخي در تفسير راي آنها ظلم كردند. 
شكوري راد در ادام اين مناظره به انتخابات سال 84 و پيروزي احمدي‌نژاد اشاره كرد و گفت: بنده كاري به صحت و سقم آراء احمدي‌نژاد ندارم اما ممكن است در مرحله ريختن آرا در صندوق اتفاقاتي افتاده باشد كه اين موارد تخلف انتخاباتي است اما در آن انتخابات تقلبي رخ نداد چون تقلب به معني ناديده گرفتن قانون در شمارش آرا است. 
وي با بيان اينكه ما هم قبول داريم احمدي‌نژاد عليرغم اين تخلف انتخاباتي در سال 84 راي آورده است، افزود: در كنار تمام اين موارد سؤال ما اين است كه چه كساني به احمدي‌نژاد راي داده‌اند. احمدي‌نژاد برخلاف آن چيزي كه بود خود را در بين مردم به عنوان اپوزيسيون نظام معرفي كرد و توانست در مقابل هاشمي كه به عنوان مظهر نظام معرفي مي‌شد، موفق شود. 
عضو جبهه مشاركت در ادامه گفت: مردم مي‌دانستندكه رهبري در دوم خرداد 76 هنگامي كه مي‌خواست راي خود را به صندوق بيندازد، گفت: هيچ كس براي من هاشمي نمي‌شود و با اين اظهار نظر خود عملا برنده انتخابات را پايين‌تر از هاشمي رفسنجاني قرار داد. 
شكوري راد همچنين يادآور شد:‌ احمدي‌نژاد در آن مقطع شعاري در دفاع از كليت نظام سر نداد هر چند كه برخي از جهت‌گيري‌هاي عدالت‌طلبانه را ورود مي‌داد و در مناظره تلويزيوني هم تمام دولت‌هاي بعد از انقلاب را فاسد و دزد معرفي كرد و با اين كار خود انتخابات را به هم ريخت. 
وي در همين زمينه اضافه كرد: احمدي‌نژاد كه خود در راس حاكميت قرار داشت در اين انتخابات تندتر از ضدانقلاب‌ها موضع‌گيري كرد و تمام نظام جمهوري اسلامي را زير سؤال برد و هاشمي و موسوي و خاتمي را يك كاسه كرد تا خود را منجي كشور جلوه دهد. بنابر اين آراء احمدي‌نژاد در انتخابات اخير راي مردم به مقابله با ساير كانديداها بود. 
جليلي در ادامه اين مناظره با اشاره به صحبت‌هاي شكوري راد مبني بر اينكه مقام معظم رهبري اعلام كرده‌اند كه هيچ كس براي من هاشمي نمي‌شود، اظهار داشت: خوب است كه آقاي شكوري راد به جمله‌هاي بعد از اين جمله نيز اشاره كند كه مقام معظم رهبري با اشاره به رفاقت ديرينه خود با آقاي هاشمي اعلام كردند كه اميدوارم در انتخابات سال 76 براي مردم رئيس‌جمهوري بهتر از هاشمي انتخاب شود. 
بنابر اين گزارش در اين هنگام شكوري راد اعلام كرد كه اين سخن مقام معظم رهبري را نديده‌اند كه جليلي نيز در پاسخ به وي تصريح كرد: اين موارد اخباري هستند كه در آرشيو نيز مي‌توان به آنها دسترسي داشت اما بايد تاكيد كنم كه همين فراموشي‌ها گاهي كار دست جريانات سياسي مي‌دهد. 
سردبير نشريه راه با انتقاد از سخنان شكوري راد كه تلاش مي‌كرد احمدي‌نژاد را اپوزيسيون نظام جلوه دهد، گفت: مهمترين مشكل اين است كه اين صورت‌بندي‌هاي سياسي براي كشور پاسخگو نيست و بايد يادآوري كنم كه كليد واژه احمدي‌نژاد در انتخابات اخير نيز اشرافيت بود كه اتفاقا مورد اقبال عموم مردم قرار گرفت. 
جليلي با بيان اينكه اشرافي‌گري به معناي دنبال كردن هميشگي يك صورت‌بندي سياسي خاص در جامعه است، خاطرنشان كرد: احمدي‌نژاد در انتخابات گذشته گفتمان جديدي را مطرح كرد كه در هيچ كدام از مسيرهاي چپ و راست سياسي موجود در كشور قابل تعريف نبود بنابر اين برخي وي را پوزيسيون و برخي اپوزيسيون ناميدند. 
وي با تاكيد بر اينكه ارتجاع و تحجر به معني باقي‌ماندن در همين صورت‌بندي سياسي خاص است، يادآور شد: اين صورت‌بندي‌هاي سياسي براي مردم قابل قبول نبود بنابر اين گفتمان جديد احمدي‌نژاد چالشي را در ميان جريانات سياسي ايجاد كرد چون برخي عادت كرده‌اند كه همواره در ساختار حكومت نقشي داشته باشند. 
سردبير نشريه راه در همين زمينه اضافه كرد: برخي شكستن دوقطبي سياسي كشور را تحمل نمي‌كنند و الگوي جايگزين براي آن ندارند، اظهار داشت: اين جريانات در مقابل هر فردي كه بخواهد برخلاف آنها حركت كند، مي‌ايستند و مانند انتخابات اخير هزينه‌هاي زيادي را به ملت و كشور وارد مي‌كنند. 
شكوري‌راد در ادامه اين مناظره به انتقاد از سخنان جليلي مبني بر حركت پوپوليستي جريانات مخالف دولت پرداخت و اظهار داشت: احمدي‌نژاد خود مصداق بارز حركات پوپوليستي است كه بدون داشتن شناسنامه و برنامه مشخص و با تكيه بر شعارهاي عوام‌فريبانه به صحنه آمد. 
وي افزود: آيا عدالت به معناي توزيع چك‌پول در جامعه است؟ دولت بايد زيرساخت‌هاي جامعه را اصلاح كند اما در اين چند سال نه تنها عدالت محقق نشده بلكه فلاكت در بين همه مردم توزيع شده است. 
شكوري راد با طرح اين پرسش كه آيا اكنون يك نهاد مدني قدرتمند مانند احزاب در جامعه وجود دارد؟ ‌گفت: سؤال ما اين است كه در 5 سال گذشته چه كمكي به تحزب در كشور شده است جز اينكه در مقابل آن ايستاده‌اند و مي‌خواهند جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين را لغو مجوز كنند. 
وي با انتقاد از جابجايي مكرر وزيران در دولت احمدي‌نژاد خاطرنشان كرد: جالب است كه تمام وزراي بركنار شده مخالف احمدي‌نژاد مي‌شوند و هيچ كس هم پاسخگوي مشكلات موجود نيست و مي‌توان پيش‌بيني كرد كه خود احمدي‌نژاد بعد از پايان كارش مدعي مي‌شود كه به ما اجازه ندادند كارهايمان را انجام دهيم. 
وي با بيان اينكه در مقابل اقدامات پوپوليستي، احزاب و روزنامه‌هاي آزاد و مستقل قرار دارند، اضافه كرد: نمي‌خواهم سرنوشت احمدي‌نژاد را پيش‌بيني كنم اما كاملا مشخص است كه مسير كنوني به قهقرا مي‌رسد. 
نماينده مجلس ششم در ادامه سخنان خود به عزل بني‌صدر در خرداد سال 60 و حمايت منافقين از وي اشاره كرد و گفت: در 30 خرداد سال 60 مردم به خيابان‌ها ريختند و با منافقين كه به حمايت از بني‌صدر برخاسته بودند مقابله كردند.اما امروز صدا و سيما رهبران جنبش سبز را با منافقين مقايسه مي‌كند. 
شكوري‌راد همچنين به حوادث بعد از انتخابات سال گذشته اشاره كرد و يادآور شد: در سال گذشته زماني كه موسوي اعلام كرد كه برنده انتخابات است سه ميليون فرد در حمايت از وي در روز 25 خرداد به خيابان‌ها آمدند و حاميان جنبش سبز در بام‌هاي خود الله‌اكبر گفتند، اين جمعيت اگر قانع نمي‌شدند نوار سبز به دست خود نمي‌بستند ولي چون با آنها برخورد خشن شد، اين روند متوقف شد. 
وي با بيان اينكه در سال 60 بسياري از مردم خويشاوندان خود را كه با منافقين همراهي مي‌كردند به مسئولين معرفي مي‌كردند، اظهار داشت: ‌امروز جنبش سبز به حدي پيش رفته است كه در خانه‌هاي سران اصولگرا نيز برخي افراد به دست خود نوار سبز مي‌بندند. 
در ادامه اين مناظره جليلي با بيان اينكه نمي‌داند آيا منظور شكوري‌راد از سران اصولگر امثال آقاي ناطق نوري است، اظهار داشت: مشكل ما اين است كه آقاي شكوري راد همچنان در همان دو قطبي قديمي به سر مي‌برند و پوپوليستي كه به آن اشاره كردم يك نمونه‌اش همين موضوع است. 
وي در ادامه سخنان خود به مستندات زهرا رهنورد در خصوص دلايل پيروزي موسوي در انتخابات در گفت‌وگو با بي بي‌سي اشاره كرد و افزود: استناد به فرزند آذربايجان و داماد لرستان بودن مهم‌ترين استدلال‌هاي جرياني است كه خود را روشنفكر ترين روشنفكران اين كشور مي‌داند و مدعي است كه براي اجراي خردورزي و عقلانيت به ميدان آمده است. 
سردبير نشريه راه مهمترين نمونه ارتجاع را باقي‌ماندن در همين تعصبات قبيله‌اي دانست و گفت: جالب است كه براساس همين استدلال مردم آذربايجان بايد به فرزند خود راي دهند اما مردم لرستان بايد به جاي فرزند خود كه كروبي است به دامادشان كه موسوي است، راي بدهند. 
جليلي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به اظهارات شكوري‌راد مبني بر اينكه در سال 60 مردم حتي خويشاوندان خود را كه با منافقين همراه بودند به مسئولين معرفي مي‌كردند، خاطرنشان كرد: همگي حاضرين دراين سالن نام محسن روح‌الاميني را شنيده‌اند كه ايشان مسئول دفتر بنده بود و زماني كه در حوادث بعد از انتخابات كشته شد، پدرش با چفيه بالاي قبرش ايستاد و اعلام كرد كه جان ما فداي مردم،‌نظام و رهبري و جالب است بدانيد كه ايشان در روز عاشورا هم پاي نظام ايستاد. 
وي با بيان اينكه شما مي‌توانيد مخالف احمدي‌نژاد باشيد اما نبايد سر خود را كلاه بگذاريد، يادآور شد: بنده هم معتقدم كه بايد يك نظام نظارتي جدي در كشور وجود داشته باشد، اما به نظرم مشكل احمدي‌نژاد اين است كه به جاي منتقد فقط معاند دارد. 
سردبير نشريه راه همچنين به سفرهاي استاني دولت اشاره كرد و گفت: كاظم جلالي كه رئيس ستاد انتخاباتي هاشمي رفسنجاني در سال 84 بود، اعتراف مي‌كند كه در سفرهاي استاني ماه‌ها كار كارشناسي صورت مي‌گيرد و نهايتا در جلسه هيئت دولت مواردي به تصويب مي‌رسد. اما مشكل اين است كه برخي ملت را به شهروندان درجه يك و دو تبديل كرده و فكر مي‌كنند كه فقط خودشان آدم هستند. 
بنابر اين گزارش در ادامه اين جلسه دانشجويان حامي هر دو جريان نيز برخي از سؤالات و دغدغه‌هاي خود را مطرح كردند و سردبير نشريه راه در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان مبني بر اينكه به نظر شما سكوت حاكم بر جامعه نيز دستاورد دولت اصلاحات بوده است، اظهار داشت: ‌بنده كه سكوتي در جامعه نمي‌بينم بلكه فقط فرياد عظيم خيزش ملت ايران براي تمناي عدالت را مشاهده مي‌كنم. 
وي افزود: در سال‌هاي گذشته ابزار رسانه از اين ملت دريغ شد اما رسانه‌اي به نام صندوق راي فرياد آنها را نمايان كرد.سؤال ما اين است كه چه طور در زماني كه 10 ميليون ايراني از امكانات اوليه زندگي محروم بودند كسي فرياد آنها را نشنيد اما اكنون كه مي‌خواهند سخن خود را بيان كنند به آنها اجازه حرف زدن داده نمي‌شود. 
سردبير نشريه راه با تاكيد بر اينكه جنبش سبز جنبش ضد اعتراض است، گفت: جنبش اصلي اعتراض همان خيزش گسترده و عمومي مردم است كه عليرغم فضاسازي‌هاي موجود نظر خود را در صندوق راي اعلام كرد و فرد مورد نظر خود را انتخاب كرد. 
جليلي با بيان اينكه خوب است همه به صداي مردم گوش كنند، خاطرنشان كرد: صداي مردم كه اكنون با استفاده از جمهوريت نظام فرياد زده مي‌شود اعلام مي‌كند كه يك برابر يك است. 
در ادامه اين جلسه شكوري‌راد در پاسخ به اين سؤال يكي از دانشجويان كه خواستار مشخص شدن موضع وي در خصوص ولايت فقيه شده بود، اظهار داشت: اينجا جلسه مناظره است و نه جلسه تفتيش عقايد و بنده مخالفم با اين نكته كه هر فردي كه سخن جديدي بيان كرد، بپرسيم كه آيا شما ولايت فقيه را قبول داريد يا نه، بنده قانون اساسي را قبول دارم و همه را به آن دعوت مي‌كنم. 
وي افزود: آيا اصل حقوق ملت با اصل ولايت فقيه كه در قانون اساسي وجود دارد، برابر است يا خير؟ تمام سخن موسوي در انتخابات اخير همين اجراي قانون بود. 
نماينده مجلس ششم همچنين گفت: بنده در همين جلسه مي‌توانم ثابت كنم كه چه كساني در اين مملكت از رانت اقتصادي برخوردارند و تمام پروژه‌هاي اقتصادي دولت نيز اكنون در اختيار آنها قرار دارد. 
شكوري‌راد در بخش ديگري از سخنان خود به اظهارات جليلي در خصوص محسن روح‌الاميني اشاره كرد و يادآور شد: بنده آقاي روح‌الاميني را مي شناسم و بايد اعلام كنم كه وي فرزند خود را روي دستش نگرفت تا دفن كند و اعلام نكرد كه چون پسرش در جنبش سبز بوده، مردن او اهميتي ندارد بلكه اكنون پاي قصاص فرزند خود ايستاده است. 
وي همچنين اضافه كرد: اگر روح‌الاميني از حيثيت خود مي‌گذرد و در روز عاشورا يا در مقابل رهبري آن سخنان را مطرح مي‌كند براي پيگيري قصاص قاتل فرزندش است. 
نماينده مجلس ششم همچنين يادآور شد:‌ بنده مي‌دانم كه آقاي روح‌الاميني اخيرا گفته كه سرم را بر كدام ديوار بگذارم كه اكنون يكي از قاتلين پسرم در دولت است و يكي ديگر در شهرداري. 
شكوري راد در ادامه اين جلسه در پاسخ به سؤال يكي ديگر از دانشجويان كه خواستار مشخص شدن موضع وي نسبت به عملكرد موسوي شده‌ بود، اظهار داشت: موسوي روي تخم چشم بنده جاي دارد و من ايشان را فردي دلسوز براي انقلاب و اين مملكت مي‌دانم كه مي‌تواند مملكت را از وضعيت كنوني نجات دهد. 
وي در بخش ديگري از سخنان خود در خصوص مقايسه حضور مردمي در 9 دي و 25 خرداد اظهار داشت: در 25 خرداد مردم بدون سانديس و سرويس به خيابان‌ها آمدند در حالي كه پيش از آن تهديد شده بودند اكنون نيز پيشنهاد ما اين است كه مجوز دو راهپيمايي مجزا براي حاميان موسوي و احمدي‌نژاد صادر كنند تا مشخص شود كه حاميان چه كسي بيشتر است. 
اين نماينده مجلس ششم در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان كه از حمايت موسوي از اعدام تروريست‌ها انتقاد مي‌كرد، يادآور شد: موسوي از اين اقدامات حمايت نمي‌كند اما در اين مملكت كاري كرده‌اند كه مردم با اعدام تروريست‌ها نيز مخالفت مي‌كنند كه اين مسئله ميزان خطاي جريان حاكم را نشان مي‌دهد. 
بنابر اين گزارش جليلي در ادامه اين جلسه در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان كه از امكان ستاره‌دار شدن و اخراج خود بعد از بيان نظرات ابراز نگراني مي‌كرد،‌گفت: ‌بنده در يك سال اخير دانشگاه‌هاي مختلف را با اين فضاي آزاد گفت‌وگو مشاهده كردم. اما مدافع اين شرايط نيستم ولي مهم اين است كه ما آدرس اشتباه ندهيم. 
وي همچنين در پاسخ به اين سؤال كه چرا برخي در شعور مردم شك مي‌كنند افزود: سؤال اصلي اين است كه منظور كدام مردم است، اصلا چرا برخي مي‌گويند كه احمدي‌نژاد با سيب‌زميني راي آورد آيا اين توهين به شعور ملت نيست؟ 
سردبير نشريه راه در پاسخ به اين انتقاد يكي از دانشجويان كه مدعي بود در حوادث بعد از انتخابات جريان حاكم همه مردم را با يك چوب زده‌اند تصريح كرد: ما هم اين نقد را مطرح مي‌كنيم و معتقديم كه تمام آراي مخالفان احمدي‌نژاد به آن جرياني كه شعارهاي ساختارشكنانه مطرح مي‌كنند تعلق ندارد. يعني انتقاد ما اين است كه تمام 13 ميليون موسوي اكنون به نفع يك جريان خاص مصادره مي‌شود. 
جليلي همچنين با اشاره به اظهارات شكوري‌راد در خصوص تفتيش عقايد يادآور شد: برخي سؤالات را برعكس مطرح مي‌كنند چون اكنون موضوع اصلي مقابله با جمهوريت نظام است و دليل حمله به رهبري نيز همين اصل است كه وي حاضر به مقابله با آراء مردم نشد. 
وي با تاكيد بر اينكه امروزه بايد جمهوريت نظام را تثبيت كنيم، اظهار داشت: در انتخابات اخير برخي به اين بهانه كه چپ و راست، هاشمي،‌موسوي، كروبي، موساد و غرب همه در يك جريان هستند مي‌خواستند آراء مردم را ناديده بگيرند كه مقام معظم رهبري در مقابل اين جريان ايستادگي كردند. 
بنابر اين گزارش شكوري‌راد در ادامه اين جلسه در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان كه خواستار ارائه توضيحاتي در خصوص كنفرانس برلين،‌ماجراي كوي دانشگاه و قتل‌هاي زنجيره‌اي در دولت خاتمي شده بود،اظهار داشت: در مورد قتل‌هاي زنجيره‌اي خود آقاي خاتمي اعلام كرد كه تاوان پيگيري اين موضوع را داديم كه تاوان آن حوادث كوي دانشگاه بود. 
وي همچنين كنفرانس برلين را شوي تبليغاتي صدا و سيما عليه اصلاحات خواند و افزود: عليرغم تمام اين موارد در زمان اصلاحات در عرصه بين‌المللي ايران جايگاه خاصي داشت و رئيس‌جمهور آمريكا در اجلاس سازمان ملل منتظر مي‌نشست تا نوبت به سخنراني خاتمي برسد اما اكنون اگر احمدي‌نژاد 50 نامه ديگر هم به رئيس‌جمهور آمريكا بفرستد پاسخي دريافت نخواهد كرد. 
نماينده مجلس ششم در پاسخ به سؤال ديگري در خصوص جاسوسان حلقه كيان در دوران اصلاحات نيز گفت: اگر در آن زمان 100 جاسوس در كشور وجود داشت كه واي به حال وزارت اطلاعات و ساير نهادهاي امنيتي كشور هر چند كه در اين سال‌ها هر فردي كه به اتهام جاسوسي دستيگر كردند نهايتا آزاد مي‌شد. 
جليلي سردبير نشريه راه نيز در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان كه چرا برخي اعضاي شوراي نگهبان در انتخابات اخير از يك كانديداي خاص حمايت مي‌كردند اظهار داشت: اين افراد اشتباه كردند. 
وي در پاسخ به سؤال ديگري مبني بر اينكه آيا به نظر شما نبايد به مخالفان دولت اجازه تجمع داد، افزود: نمي‌توان از جمهوريت نظام صرفا حقوق خود را مطالبه كرد و به تكاليفي كه در اين ميان وجود دارد، بي‌توجه بود يعني اگر فردي قانون كشور را به رسميت بشناسد، نمي‌تواند اصل انتخابات آزاد را در آن زير سؤال ببرد.بنابر اين نمي‌توان به فردي كه قصد دارد زمين بازي را به هم بريزد، مجوز تجمع داد. 
سردبير نشريه راه با تاكيد بر اينكه نظام براي حفظ قواعد جمهوريت نبايد به مخالفان دولت اجازه تجمع بدهد، تصريح كرد: در 9 دي ماه ملت براي حفظ قاعده نظام وارد ميدان شدند و در اين تجمع هيچ فردي تصوير احمدي‌نژاد رابه دست نداشت بنابراين قانون براي همه قانون است و نمي‌توان در داخل نظام تنها به برخي از ظرفيت‌ها تكيه كرد. 
جليلي در بخش ديگري از سخنان خود به بررسي عملكرد دولت خاتمي در كنترل برخي اعتراضات مردمي اشاره كرد و گفت:‌ اتفاقات اخير تهران چندان بي‌سابقه نبود و در دوره خاتمي نيز چندين نمونه از اعتراضات مردمي در حوادث سياسي را شاهد بوده‌ايم كه آمار و اطلاعات آن در شهرهاي سبزوار، ايذه، سميرم و فيروز آباد و همچنين آمار كشته‌شدگان اين حوادث به نقل از مسئولان دولت اصلاحات و شخص خاتمي در آرشيو رسانه‌ها موجود است. اما فردي حاضر به پيگيري خون اين مردم نشد. چون رنگ خون آنها سبز نبود. 
بنابراين گزارش در ادامه اين جلسه يكي از دانشجويان با حضور در پشت تريبون مطالبي را خطاب به شكوري‌راد مطرح كرد و برخي از تناقضات گفت‌وگوي وي را يادآور شد كه شكوري‌راد در پاسخ به اعتراضات اين دانشجو خطاب به وي گفت: آيا شما هم در حوادث سال گذشته باتوم به دست گرفتيد و در خيابان دختر مردم را زديد؟ كه دانشجوي منتقد نيز خطاب به وي اعلام كرد بنده افتخار مي‌كنم كه در مقابل اغتشاشگران و براي دفاع از ناموس كشورم در صحنه حاضر مي‌شوم. 
شكوري‌راد در ادامه گفت: بنده نمي‌دانم كه اظهارات آقاي جليلي در خصوص حوادث سميرم و سبز‌وار چه ارتباطي به حضور گسترده مردم در خيابان‌ها دارد. 
وي در ادامه در پاسخ به سؤال يكي از دانشجويان در خصوص مبارزه با مفاسد اقتصادي گفت: اگر در اين مملكت غارتگر بيت‌المال وجود دارد رهبري مي‌تواند با استفاده از قوه قضائيه آنها را دستگير كرده و حتي اعدام كند شما مگر تابع رهبري نيستيد پس به وي بگوييد كه با اين مفاسد مقابله كند. 
شكوري‌راد همچنين به انتقاد از برخورد با برخي اصلاح‌طلبان در حوادث پس از انتخابات پرداخت و يادآور شد: سؤال ما اين است كه عليرغم شعار مبارزه با مفاسد اقتصادي چرا تاج‌زاده با وجود تمام خدماتش به كشور حتي يك خانه هم ندارد، او را به زندان هم انداخته‌ايد. 
اين نماينده مجلس ششم ادامه داد: ‌بايد ابوذر باشيد تا در مقابل مفاسد اقتصادي شعار دهيد نه اينكه خودتان همه چيز داشته باشيد اما شعار مبارزه با مفاسد را همچنان سر بدهيد. 
شكوري‌راد در پايان سخنان خود اظهار داشت: بنده در پايان به تمام شهداي جنبش سبز درود مي‌فرستم و فكر مي‌كنم كه مردم در مقابل بي‌احترامي به قانون مي‌ايستند. 
بنابر اين گزارش در اين هنگام دانشجويان حاضر در سالن به صورت هم صدا شعار مرگ بر دروغگو را سر دادند كه شكوري راد نيز با آنها همراهي كرد. 
جليلي هم در پايان اين نشست با بيان اينكه در زمان خاتمي حتي نمي‌توانستند شورش در يك شهر كوچك را هم كنترل كنند، اظهار داشت: ‌در آن زمان آمار كشته‌شدگان كاملا مشخص است اما نمي‌دانم چرا با اين كشته‌شدگان عملكرد دولت زير سؤال نمي‌رود، به نظر چون آنها طرفدار اصلاحات نبودند كسي از خون آنها دفاع نمي‌كند. 
در پايان اين جلسه در حالي كه جليلي سخنراني مي‌كرد ميكروفن او به دليل اتمام وقت سخنرانان قطع شد و دانشجويان حامي هر دو جريان نيز با سر دادن شعارهايي به حمايت از جريان خود پرداختند. 

<em>مناظره شکوری راد و جلیلی در علم و صنعت؛ 2
جلیلی: نظام برای متحجرانی هزینه داد که در چپ و راست گرفتارند

جلیلی در دانشگاه علم و صنعت گفت: تحجر یعنی اینکه در صورت بندی های قدیمی گرفتار شویم چون عده ای عادت کرده اند، چه چپ چه راست در حاکمیت جا داشته باشند و نمی توانند تحمل کنند این دو قطب شکسته شود و حاضرند به این دلیل از نظام هزینه شود.
دوشنبه ۳ خرداد ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۳۶
 </em>ب<strong>ه گزارش خبرنگار سرویس دانشگاه برنا، </strong>مناظره «جریان های سیاسی گفتمان و عملکردها» عصر دیروز با حضور علی شکوری راد نماینده مجلس ششم و وحید جلیلی سردبیر نشریه راه در دانشگاه علم و صنعت برگزار شد. 

شکوری راد گفت: قانونگرایی یکی از برکات دوم خرداد بودکه در آن زمان پذیرش آن چندان ساده هم نبود در دوره پنجم مجلس که می خواستم نامزد شوم در جلسه ای گفتم همه باید ذیل قانون اساسی قرار بگیرند، عده ای گفتند نمی ترسی این حرف را بزنی؟ یعنی فضا طوری بود که گویی دم زدن از قانون مخالفت با نظام است. خواسته خاتمی قانون بود و هنوز هم هست، هر چند عملی نشد. 

وی ادامه داد: حفظ کرامت یکی از اهداف دولت خاتمی بود، که با ارزیابی کارنامه دولت اصلاحات می توان آن را مشاهده کرد. اما این تنها توفیق خاتمی نبود، چون این آگاهی را در جامعه نهادینه کرد که این کار با رسانه های آزاد میسر شد. البته الان چنین امکانی نیست، چون دولت بعد از اصلاحات دولت رجعت گرا بود و سعی کرد دست آوردهای مردم را از بین ببرد. ولی بزرگترین دستاورد خاتمی در بحث اقتصاد بود که حرفی از آن زده نمی شود. 

این نماینده مجلس ششم گفت: از زمان تشکیل دولت مدرن در ایران هیچ دولتی به اندازه دولت اصلاحات به ملت خدمت نکرد. این نهادینه کردن مقوله های اقتصاد در امر برنامه ریزی و اجرا بود. 

وی تصریح کرد: دولت هر قدر صالح باشد ولی قوای ناظر نداشته باشد به فساد کشیده می شود. زمان خاتمی نهادهای ناظر درون و برون دولت همه تقویت شدند.16 نهاد، بازرسی موثر می کردند. امروز از این نهادها یک نهاد هم وجود ندارد. 

شکوری راد گفت: گزارش سازمان بازرسی کل کشور سانسور شده چون جایگاه فساد را در طول این سال ها بیان کرد. البته گاهی از میان آمارهای دولت آمارهای درستی هم دیده می شود یا دستگاه قضایی که علی رغم عدم استقلال، اسناد فساد بعضی از مقام های عالی دولت را افشا می کند که البته چندان هم بررسی نمی شود. 

وی تصریح کرد: در دوره اصلاحات زیرساخت ها به قدری درست بود که به فکر افتادند چشم انداز اقتصادی با نرخ 8 درصد بنویسند، ولی الان رشد اقتصادی ما زیر نیم درصد است. 

وحید جلیلی هم در بخش دیگری از صحبت های خود گفت: چند سال پیش از یکی از دوستان پرسیدند بزرگترین دستاورد دولت دوم خرداد چه بود گفت: بزرگترین دستاورد خرداد انتخاب احمدی نژاد بود. 

وی ادامه داد: احمدی نژاد در سال 84 در انتخاباتی پیروز شد که برگزار کننده اش احمدی نژاد بود. آیا خاتمی هم می خواهد ادعا کند احمدی نژاد غیرقانونی رای را برد. همان آگاهی که خاتمی آن را نهادینه کرد، احمدی نژاد را پیروز کرد. یعنی علی رغم جریان پوپولیستی که از بادکنک و بازیگرها استفاده می کرد، به میدان آمد و پیروز شد. 

سردبیر نشریه راه تصریح کرد: مردم در مرحله اول به احمدی نژاد رای ندادند، ولی بعد از بین چند گزینه بالاخره او را انتخاب کردند. یعنی زیر بمباران های تبلیغاتی ترجیحشان او بود و اتفاقا این انتخاب کاملا عقلانی بود چون احمدی نژاد گزینه اول نبود. ولی بعد از مناظره ها او را انتخاب کردند. 

وی گفت: اگر دولت خاتمی مطلق بود چطور به گزینه ای که کاملا مخالف او بود رای دادند. البته این اتفاق ممکن است در دولت احمدی نژاد هم پیش بیاید چون مردم با کسی عقد اخوت نبستند. 

وی به آخرین ماه های دولت هاشمی اشاره کرد و گفت : قبل از اینکه نام خاتمی مطرح شود عده ای دنبال آن بودند که ریاست جمهوری هاشمی تمدید شود و امثال عبدالله نوری و مهاجرانی تلاش کردند این را در قانون بیاورند. ولی رهبری گفتند که باید طبق نظر قانون عمل کرد. به یادمان نرود که خاتمی بیست میلیون رای آورد و از بچه های شهرک غرب تا مردم بشاگرد به او رای دادند. 

جلیلی ادامه داد: اما جبهه دوم خرداد اشغال شد و عده ای دولت خاتمی را مصادره کردند و مطالبات خود را جای مطالبات کل مردم جا زدند و گفتند که نظر 20 میلیون نفر است و با روزنامه های متعددی که داشتند فقط این بخش از آرای خاتمی را بازتاب دادند و فضای رسانه ای به سمتی رفت که خودشان هم باورشان شد. یعنی بین واقعیت مجازی و واقعیت جامعه فاصله افتاد که 3 تیر 84 به وجود آمد و خودشان هم مبهوت شدند. چون فکر می کردند مطالبات مردم همان چیزی است که می گویند و اینها را به خاک سیاه نشاند. در حالی که اگر دلایل شکست خود را جمع بندی می کردند می توانستند راهبردهای بهتری پیدا کنند. 

وی ضمن انتقاد از برخی از عملکردهای دولت گفت: با تمام این حرف ها، این دولت را در ادامه دوم خرداد می دانم. به یاد بیاورید که خاتمی هم سوار بر اتوبوس تبلیغات خود را شروع کرد و اولین شعاری که رواج داد این بود که سلام بر 3سید فاطمی خمینی و خامنه ای، خاتمی و چفیه انداخت و .......... 

وی تاکید کرد: درست است که بخشی از افراد با نظرات دیگری به او رای دادند ولی قاطبه مردم نگاه دیگری داشتند . 

علی شکوری راد هم گفت : احمدی نژاد در سال 84 در مرحله دوم رای آورد، کاری ندارم که چقدر درست بود از این نظر که نهادهای عمومی نباید اظهارنظر می کردند، تخلف به وجود آمد. ولی به هر حال آنچه در صندوق ریخته شد رای آورد. 

وی گفت: ولی چه کسانی به احمدی نژاد رای دادند احمدی نژاد برخلاف آن چه بود خود را به عنوان اپوزیسیون شناساند و در مقابل هاشمی به عنوان نماینده نظام بود. 

وی به دوم خرداد 76 اشاره کرد و گفت: مردم یادشان هست که وقتی رهبری رای می دادند گفتند کسی برای من هاشمی نمی شود. یعنی با این اظهارنظر برنده انتخابات را در سطحی پایین تر از هاشمی معرفی کرد. احمدی نژاد که به صحنه آمد شعارهایی با جهت گیری کلی نظام نداشت و شعارهای عدالتخواهانه می داد. 

نماینده مجلس ششم تصریح کرد: اگر احمدی نژاد رای آورده، رای او نیست او خود را در تضاد با دیگران معرفی کرد و به عنوان یک اپوزیسیون رای آورد. 

جلیلی با اشاره به صحبت های شکوری راد گفت : البته جمله رهبری ادامه داشت و یادتان باشد که تلاش هایی برای تمدید ریاست جمهوری هاشمی شد ولی رهبری مقاومت کردند لذا ایشان فرمودند: من با هاشمی رفیقم و کسی برای من هاشمی نمی شود اما امیدوارم برای مردم رئیس جمهوری بهتر از هاشمی پیدا شود. 

در این جا شکوری راد گفت : من یادم نمی آید. 

جلیلی هم جواب داد: این بحث نظری نیست و یک بحث نقلی است و مشکل ما با همین فراموشکاری هاست. 

سردبیر نشریه راه با اشاره به شعار مخالف هاشمی مخالف رهبر است، مخالف رهبری دشمن پیغمبر است، گفت: در آن زمان ما در روزنامه ابرار این شعار را نقل کردیم ولی بعد از دفتر آقای هاشمی بیانیه رسمی دادند و ما را محکوم کردند. 

وی با اشاره به صحبت های شکوری راد درباره اپوزیسیون بودن احمدی نژاد هم گفت: بله در این کشور این دو بسیار خلط می شوند. مشکل این است که صورت بندی های رایج دیگر جواب نمی دهد. 

وی ادامه داد: کلمه کلیدی که احمدی نژاد مطرح کرد کلمه اشرافیت بود که مورد اقبال قرار گرفت. آقای شکوری راد می فرمایند: خاتمی حرف های درگوشی را گفت و مردم استقبال کردند، خب احمدی نژاد هم همین کار را کرد. وقتی احمدی نژاد گفتمان خود را مطرح کرد عده ای دیدند که نه در اپوزیسیون و نه در پوزیسیون نمی گنجد، یعنی نه چپ است نه راست! پس گیج شدند چون مردم راه سومی میان این جنگ ظاهری پیدا کردند. 

سردبیر نشریه راه گفت: تحجر یعنی اینکه در صورت بندی های قدیمی گرفتار می شویم پس حتما چالش ایجاد می شود چون عده ای عادت کرده اند چه چپ چه راست در حاکمیت جا داشته باشند و نمی توانند تحمل کنند این دو قطب شکسته شود و الگوی جایگزین پیدا کند پس مقابل آن می ایستند و حاضرند به این دلیل از نظام هزینه شود. 

در این جا شکوری راد از جلیلی پرسید: به نظر شما پوپولیست بودن بد است؟ 

جلیلی گفت: فارغ از اینکه خوب باشد یا بد بهره گیری نادرست از افکار مردم است. 

شکوری راد گفت: بزرگترین پوپولیست احمدی نژاد است که بدون داشتن شناسنامه و برنامه مشخص، با دادن شعارهای عوام گرایانه مردم را به خود می خواند این که کسی حرف از عدالت بزند و بعد پول توزیع کند بدترین نوع است. آن چه که توزیع شده فقر و فلاکت بین همه مردم است. 

وی تصریح کرد: اگر بخواهیم مقابل پوپولیسم بایستیم بهترین راه آن تحزب است در این 5 سال چه اقدامی در این زمینه انجام شد؟ الان احمدی نژاد در هر وزارتخانه چندین تغییر انجام داده و هیچکس هم مسوولیت را قبول نمی کند جامعه ای که پوپولیسم در آن حاکم نباشد جامعه ای است که روزنامه های مستقل در آن وجود دارد الان چند روزنامه مستقل داریم ؟ 

شکوری راد به ماجرای عزل بنی صدر اشاره کرد و گفت: تنها حامی او منافقان بودند. آنها هم دیکتاتور مآب ترین تشکل تاریخ ما هستند و نمی شود گفت که حرف حقی دارند حتی ضدانقلاب هم از آنها تبری می کند این گروه زمانی که پشت بنی صدر ایستاد مقابل مردم قرار گرفت و به همین دلیل مردم را هم ترور کرد. 

این نماینده مجلس ششم ادامه داد: امروز صدا و سیما رهبران جنبش سبز را با منافقان مقایسه می کند. سال گذشته وقتی که موسوی اعلام کرد پیروز انتخابات شده سه میلیون نفر در تهران به خیابان آمدند ولی زمانی که منافقان وارد میدان شدند مردم به خانه های خود فرار می کردند اگر اجازه می دادند جنبش سبز بروز پیدا کند الان همه مردم نوار سبز بسته بودند. امروز می بینید که در خانه های سران اصولگرا فرزاندانشان نوار سبز بسته اند. 

جلیلی از شکوری راد پرسید : این سران اصولگرا که هستند ؟ 

شکوری راد گفت: اسم ببرم؟ 

جلیلی گفت: ببرید شما مشکلاتان این است که هنوز در دوقطبی به سر می برید. 

شکوری راد گفت: البته من آن اصلاح طلبان را بیشتر اصولگرا می دانم. 

جلیلی گفت: این نمونه ای از پوپولیسم است. 

سردبیر نشریه راه به بخش هایی از صحبت های رهنورد اشاره کرد و گفت: روشنفکرترین زن ایران در جایی گفته اند هر وقت طرفداران دو طرف حاضر می شدند طرفداران احمدی نژاد یک درصد بودند این یعنی پوپولیسم. 

وی ادامه داد: همچنین ایشان ملاک تشخیص انتخابات را این می دانند که آذربایجانی ها نمی توانستند به کسی جز به فرزند خود رای بدهند. این استدلال جریانی است که خود را نماینده عقل ورزی می داند. جریانی که می گوید آمده ام خردورزی کنم در مناسبات قبیله ای گیر می کند و می گوید مگر می شود بعد از 30 سال انقلاب به غیر از قبیله خود رای داد و تازه مساله این است که چرا در لرستان باید به داماد خود رای بدهند ولی به کروبی که فرزند ایشان است رای نداد. 

سردبیر نشریه راه گفت: پوپولیسم یعنی ادعا کنیم همه مردم بدبخت شدند. سر خود را کلاه نگذاریم به فرض آنکه مردم انتخاب بدی هم کرده باشند نباید گفت که آنها به خاطر سیب زمینی رای دادند. 
وی تصریح کرد: معتقدم به نظام نظارتی احتیاج داریم و نظام نقد می خواهیم. جمهوریت یعنی همین نه اینکه مردم را انکار کنیم و به اطرفیان خود اشاره کنیم و بگوییم اینها همه مردمند چرا مردم را به شهروند درجه یک و دو تقسیم می کنیم و مردم را انکار می کنید. 

<strong>پیشنهاد شکوری راد: برگزاری دو تظاهرات جداگانه برای حامیان احمدی نژاد و موسوی در خرداد ماه
 
جــرس:</strong> علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت، با بیان اینکه "هر گاه مردم همدل بشوند آن روز در تاریخ ثبت خواهد شد"، ۲۲ خرداد ۸۸ را بدلیل اینکه مردم ایران خواستار تغییر مسالمت آمیز وضع موجود از طریق انتخابات شدند، روزی "ماندگار در تاریخ" خواند و ۲۵ خرداد را نیز، "روز حماسیِ پاسداری مردم ایران از رای های خود" ذکر کرد.   این نماینده مجلس ششم همچنین پیشنهاد کرد که حکومت در خرداد ماه امسال دو راهپیمایی اعلام کند وامنیت هردو را نیز تامین نماید؛ یکی برای طرفداران موسوی و یکی برای طرفداران احمدی‌نژاد؛ آن موقع مشخص خواهد شد چقدر جمعیت خواهد آمد.   


<em>ماه خرداد؛ ماه خداوند</em>
به گزارش ایلنا، علی شکوری‌راد در مناظره ای که بعد از ظهر یکشنبه دوم خرداد ماه ۸۹ با وحید جلیلی، مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در دانشگاه علم صنعت برگزار شد، ضمن بررسی رخدادهای بوقوع پیوسته در خرداد، این ماه را "ماه خدا" نامید و خاطرنشان کرد: اتفاقات مهمی در این ماه افتاده است که دست خدا را در آن می‌بینیم از ۱۵ خرداد ۴۲ با حضور حماسی مردم در صحنه، نقطه اغازی شد تا ۱۵ سال بعد انقلاب به منصه ظهور برسد. ۲۹ خرداد ۵۶ که سالروز شهادت معلم انقلاب دکتر شریعتی است که با ارائه گفتمانی از اسلام در برابر اندیشه مارکسیستی و کمونیستی آن زمان قرار گرفت و از سوی دیگر در خردادماه شاهد برکناری بنی صدر هستیم که پس از اتحاد با منافقین، بارای نمایندگان مجلس عدم کفایت می‌گیرد.
وی با اشاره به شهادت دکتر چمران در خردادماه گفت: بعد از آن حادثه ۱۴ خرداد سال ۶۸ را داریم که همزمان با سالگرد فوت امام راحل است و از این نظر اهمیت دارد که تشییع جنازه با شکوهی از سوی مردم برای آن بزرگوار برگزار شد و به اعتقاد من این مساله به نوع نگاه امام به جایگاه مردم و حق تعیین سرنوشت آنها باز می‌گردد امام می‌گفت: میزان رای ملت است و آنها ولی نعمتان ما هستند و همین امر باعث گرایش گسترده مردم به ایشان شده بود.

<em>بیست و پنجم خردادی از جنس سوم خرداد</em>
این نماینده سابق مجلس، با اشاره به سالروز سوم خرداد سال ۶۱ و آزادسازی خرمشهر، گفت: این روز متعلق به ملت است و نگرانی من این است که وقتی صداوسیما آنقدر این روز را تبلیغ می کند ولی حماسه دوم خرداد را با سکوت می گذراند. نسل جوان احساسی که باید نسبت به سوم خرداد داشته باشد پیدا نکند.
شکوری‌راد با تاکید براینکه سوم خرداد از آن همان مردمی است در ۲۵ خرداد ۸۸ در صحنه حاضر بودند گفت: حماسه سوم خرداد به وسیله جوانان رشیدی خلق شد که با دشمن سرپا مسلح و با کمترین امکانات و بیشترین ایمان ایستادند و سرزمین خود را آزاد کردند و بعد از آن در دوم خرداد ۷۶ با حضور حماسی خود در پای صندوق‌های رای برگ جدیدی را بر تاریخ ملت ما رقم زدند.
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب با بیان اینکه گفتمان خاتمی دو وجه عمده داشت: یکی رعایت قانون در همه حال و دوم حفظ کرامت انسان‌ها. وی معتقد بود که اگر این دو مساله پاس داشته شود جامعه ما به سعادت می‌رسد.

<em>ماندگار در تاریخ</em>
شکوری‌راد با بیان این اعتقاد که امروز عده‌ای اصرار دارند که خود را انقلابی بدانند ولی انقلابی بودن در زمان انقلاب فضیلت بود ادامه داد: در زمانی که قانون حاکم است دیگر انقلابی بودن فضیلت نیست و عمل به قانون فضیلت است.
وی با اشاره به انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ گفت: این روز در تاریخ ملت ما ماندگار شده است چرا که مردم در این روز نشان دادند با روش مسالمت‌آمیز رای دادن خواستار اصلاح جامعه هستند و ۲۵ خرداد از این جهت ارزشمند است که مردم با حضور حماسی اتحادخود را در پاسداری از رایشان نشان دادند و البته هر گاه مردم همدل بشوند آن روز در تاریخ ثبت می‌شود.

<em>مردم خودشان معیار قانون هستند</em>
شکوری‌راد با اشاره به راهپیمایی مردم در ۲۵ خرداد ۸۸ گفت: می‌گویند این راهپیمایی قانونی نبود که باید به آنها پاسخ داد مگر قانون را رای مردم مشخص نمی‌کند مردمی که در خیابان بودند خود معیار قانون بودند.
وی با تاکید بر اینکه موفقیت مهم دولت اصلاحات ارتقاء آگاهی‌های عمومی و تبدیل قانون‌گرایی و حفظ کرامت انسانها به فرهنگ بود گفت: امروز می‌بینیم که مردم حقوق خود را مطالبه می‌کنند و آن به خاطر آگاهی‌های دوران اصلاحات است. البته امروز در دوره محدودیت به سر می‌بریم چرا که دولت بعد از اصلاحات دولت رجعت‌گرا بود و سعی کرد دستاوردهای دوم خرداد را از بین ببرد.
وی با بیان اینکه که هیچ دولتی در ایران به اندازه دولت اصلاحات به کشور خدمت نکرد گفت: اگر دولتی هر چقدر که صالح هم باشد ولی اگر نظارتی روی آن نباشد این دولت به فساد کشیده می‌شود .در زمان اصلاحات ۱۶ نهاد وظیفه نظارت موثر را بر دولت برعهده داشتند ولی امروز متاسفانه حتی یک نهاد ناظر موثر هم وجود ندارد.

<em>گزارش سازمان بازرسی هم سانسور می‌شود</em>
وی در بیان دلایل این سخن خود ادامه داد: امروز گزارش سازمان بازرسی در مورد دولت سانسور می‌شود و یا حتی دستگاه قضایی که می‌خواهد به دنبال این مساله برود که فلان مقام عالی کشور دچار فساد است جلوی آن را می‌گیرند ولی در زمان اصلاحات نظارت بسیار قوی بود. وی ادامه داد در دوران اصلاحات زیر ساخت‌های اقتصادی آنقدر محکم بود که توانستند براساس آن چشم انداز ۲۰ ساله نظام را با پیش بینی رشد ۸ درصدی بنویسند ولی امروز براساس آمار بانک مرکزی نرخ رشد ما زیر نیم درصد است. وی ادعا کرد تفاوت‌های بین دوره اصلاحات و دوره کنونی به حدی است که حتی بچه دبستانی هم می‌تواند آنها را ازهم تشخیص دهد.

ا<em>حمدی نژاد بر خلاف آنچه بود</em>...
شکوری‌راد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به انتخابات سال ۸۴ و پیروزی محمود احمدی‌نژاد در این انتخابات و با طرح این پرسش که چطور شد که احمدی‌نژاد توانست رای اول را بیاورد گفت: او برخلاف آنچه که بود به ‌عنوان اپوزیسیون شناخته شد و هاشمی مظهر نظام . احمدی‌نژاد کسی شناخته شد که در مقابل نظام است.
مردم بیاد داشتند که در دوم خرداد ۷۶ وقتی که مقام معظم رهبری برای انداختن رای خود به پای صندوق رفته بودند گفتند هیچ کس برای من هاشمی نمی‌شود.
شکوری‌راد با بیان این انتقاد که شعارهای احمدی‌نژاد براساس جهت گیری‌ دفاع از کل نظام نبود گفت: ایشان دولت‌های قبل خود را فاسد خواند و تلاش کرد اذهان مردم را در داوری‌ها مشوش کند. وی این سیاست را هم درسال ۸۴ و هم درسال ۸۸ در پیش گرفت یعنی به عبارتی خود را در تضاد با دیگران معرفی کرد.

<em>احمدی‌نژاد مصداق بارز یک حرکت پوپولیستی</em>
شکوری‌راد در مورد بخشی از سخنان جلیلی که مدعی شده بود طرح اصلاحات براساس یک حرکت پوپولیستی شکل گرفت گفت: حرکت احمدی‌نژاد مصداق بارز یک حرکت پوپولیستی است. وی شعارهایی را مطرح کرد که اصل شعارها درست بود اما نیت نادرست داشت. در مقابل حرکت پوپولیستی، یک جامعه نظام مند و قانونمند وجود دارد که حرکت آن بر مبنای تحزب است وببینید که آیا از زمان روی کار آمدن احمدی‌نژاد جلوی این کار گرفته شده یا خیر و امروز معلوم نیست در ارزیابی عملکرد پنجساله گذشته دولت باید یقه چه کسی را بگیریم.
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در بیان منظور خود با اشاره به عزل بنی صدر در سال ۶۰ گفت: بنی صدر در اواخر مسوولیت خود با منافقین که دیکتاتورمابانه‌ترین تشکل در تاریخ کشور ما هستند هم پیمان می‌شود و در ۳۰ خرداد ۶۰ که منافقین در حمایت از بنی صدر به خیابان می‌روند این مردم هستند که آنها را از صحنه به در می‌کنند.
وی ادامه داد: امروز صداوسیما رهبران جنبش سبز را با منافقین مقایسه می‌کند ببینید تفاوت از کجا تا کجاست.

<em>نوارهای سبز در خانه های اصولگرایان</em> 
شکوری راد همچنین ادامه داد: در زمان بنی‌صدر منافقین آنقدر کارنامه سیاهی داشتند که حتی برخی پدرو مادرها فرزندان منافق خود را معرفی می‌کردند ولی امروز در خانه‌های سران اصولگرا فرزندانشان نوار سبز به دست می بندند.
شکوری‌راد در پاسخ به این سوال که آیا رهبری و ولایت فقیه را قبول دارید گفت: این جا مناظره است نه تفتیش عقاید. ما با این نگاه مخالفیم که تا هر کسی حرفی می‌زند از او می‌پرسیم که ولایت فقیه را قبول دارید یا نه. بنده قانون ا ساسی را قبول دارم و همه را به آن دعوت می‌کنم.

<em>برخی معتقدند ایران برای برخی ایرانیان است</em>
شکوری راد با اشاره به سوال وحید جلیلی که پرسیده بود آیا یک با یک مساوی نیست، متقابلا این پرسش را مطرح کرد که آیا اصل حقوق مردم با اصل ولایت فقیه در قانون اساسی مساوی است یا خیر و گفت: تمام حرف‌ موسوی اجرای بدون تنازل قانون اساسی و برابر بودن اصول قانون اساسی با یکدیگر است.
وی اضافه کرد چطور نظر یک شخصی مانند آقای جنتی بیشتر از ۷۰ میلیون جمعیت شده است.
وی با شاهد مثال آوردن شعار ایران برای همه ایرانیان گفت: به ما انتقاد می‌کردند که چرا این شعار را مطرح می‌کنید. چرا که آنها معتقدند ایرانی ها با هم برابر نیستند و ایران برای برخی ایرانیان است.
شکوری‌راد با بیان این انتقاد که امروز پروژه‌های اقتصادی دولت در اختیاربرخی نهادهای نظامی است گفت: شما که خواهان مساوات و عدالت هستید چرا وقتی که آقای جنتی خواهان گزینش در دانشگاه‌ها می‌شود اعتراض نمی‌کنید.
این نماینده سابق مجلس در پاسخ به این سوال که خاتمی در سال ۷۶ به پتانسیل عظیم مردمی و شعار درود بر (سه سید فاطمی - خمینی و خامنه‌ای و خاتمی) خیانت کرده است و اینکه شما ۲۵ خرداد را دیدید و ۹ دی و ۲۲ بهمن را ندیدگفت: ۲۵ خرداد مردم بدون امکانات اطلاع رسانی و بدون اینکه حتی یک اتوبوس آنها در خدمت آنها باشد در خیابان‌ها حاضر شدند.

<em>دو راهپیمایی برای طرفداران موسوی و احمدی نژاد</em>
عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ادامه داد: من پیشنهاد می‌کنم در خرداد ماه امسال دو راهپیمایی اعلام کنند وامنیت هردو را نیز تامین کنند یکی برای طرفداران موسوی و یکی برای طرفداران آقای احمدی‌نژاد آن موقع مشخص خواهد شد چقدر جمعیت می‌آید.
شکوری‌راد با بیان اینکه موسوی روی تخم چشم من جای دارد گفت: ایشان را فردی صالح، شایسته و دلسوز برای نجات کشور از بحران می‌دانم. ایشان از تروریست‌های اعدامی حمایت نکرده است، به بی قانونی در رفتار با آنها اعتراض کرده است. ببینید شما چکار کرده اید که مردم با آنها که شما تروریست‌ اعلام می کنید اظهار همدلی می‌کنند. البته کسی که بمب بگذارد و اسلحه بر ‌دارد مورد تایید اصلاح‌طلبان نیست.

<em>خاتمی تاوان پیگیری قتل‌های زنجیره‌ای را داد</em>
این فعال سیاسی اصلاح‌طلب در پاسخ به این سوال که عملکرد دولت خاتمی در مورد قتل‌های زنجیره‌ای چیست گفت: آقای خاتمی تاوان پیگیری قتل‌های زنجیره‌ای را داد و مساله کوی دانشگاه این تاوان بود.
شکوری‌راد در مورد کنفرانس برلین نیز گفت: نمایش این کنفرانس در تلویزیون ایران شوی تبلیغاتی صدا و سیما علیه اصلاح‌طلبان بود.
وی در پاسخ به سوالی، رفتار سیاست خارجی دولت اصلاحات به گونه‌ای بود که احترام جهانیان را بر می‌انگیخت.
وی ادامه داد:رئیس‌جمهور آمریکا در اجلاس سازمان ملل در دوره اصلاحات چند سخنرانی را گوش داد تا نوبت به سخنرانی آقای خاتمی برسد ولی متاسفانه امروز آقای احمدی نژاد ده‌ها نامه می‌نویسد و کسی جواب نمی‌دهد.

<em>هر کس در مخالفت صحبت کند، اسمش را جاسوس می گذارند</em>
شکوری‌راد در مورد ادعای جاسوس بودن حلقه کیان نیز گفت: اگر این افراد جاسوس بودند چرا دستگیر نشدند. چند نفر را هم که به اسم جاسوس دستگیر کردند بعد آزاد کردند. متاسفانه در کشورما هرکس که حرف می‌زند اگرخلاف میل آقایان باشد اسمش را جاسوس می‌گذارند. اگرجاسوس را درست تعریف کنید و براساس آن برخورد کنید ما هم حمایت می‌کنیم.
شکوری‌راد در پاسخ به سوالی در خصوص فساد اقتصادی گفت: اگر این مملکت غارتگر بیت المال دارد این در اختیار قوه قضاییه است که برخورد کند. قوه قضائیه زیر نظر رهبریست. اگر نکرده اند شما می‌توانید از آنها بپرسید که چرا تا کنون با مفسدان اقتصادی برخورد نکرده اند. چرا فقط شعار می دهید.
وی افزود: برای مبارزه با مفاسد اقتصادی اقدامی نمی کنند اما آقای تاج‌زاده را به دلیل سیاسی می‌گیرند که یک خانه هم ندارد. یا داود سلیمانی را که ببینید زندگیش چگونه است. یا بهزاد نبوی را که علیرغم داشتن پست‌های مختلف دولتی، بروید بررسی کنید که چه چیزی دارد.

<em>اقتصاد در دست نظامیان</em>
شکوری‌راد تصریح کرد: برخی فرماندهان سپاه که زمانی که از جنگ برگشته بودند چیزی نداشتند امروز ببینید که چه‌ها دارند. آقای بهزادیان‌نژاد دوست و هم تراز آقای فیروزآبادی بوده است و امروز در زندان است. ببینید او از مال دنیا چه چیزی دارد و این چه دارد. شعار دادن آسان است ولی باید ابوذر بود تا در برابر مفسدان اقتصادی ایستاد.

ج<em>لیلی:دولت احمدی‌نژاد ادامه دوم خرداد است</em>
در این مناظره مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد: دولت احمدی‌نژاد ادامه دوم خرداد است.
به گزارش ایلنا، وحید جلیلی در مناظره‌ای با شکوری‌راد با عنوان جریان‌های سیاسی، شعارها، گفتمان و عملکرد که از سوی مجمع حزب‌الله دانشگاه علم و صنعت برگزار می‌شد، توجه به عقبه تاریخی ملت و حفظ حافظه تاریخی مردم را یکی از ضرورت‌های فهم و درک مسائل امروز دانست و گفت: اگر رخدادهایی که از ۱۵ خردادماه سال ۴۲ به این سو به خوبی فهم و به نسل‌های بعد منتقل شود ملت ایران می‌تواند با اتکا به اندوخته‌های تاریخی خود با سرعت بسیار و انحراف کمتر رو به افق‌ها حرکت کند.
مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی اظهار داشت: واقعیت این است که در مورد بسیاری از اندوخته‌های تاریخی ظلم شده و برخی بایکوت شده است به طور مثال به گونه‌ای به سوم خرداد پرداخته می‌شود که به نوعی تحریف و ترویج نگاه نوستالژیک به جنگ بود.

<em>خرداد شصت تجربه ای گرانبها بود</em>
وی ادامه داد: خرداد ماه سال ۶۰ که تجربه بسیار گرانبهایی برای ملت است به درستی تبیین نشده است و به این خاطر است که برخی از اختلافات داخلی آنچنان تصویر ناشفافی به دست می‌دهد که کسانی که با تیغ موکت‌بری در ان زمان به جان مردم افتاده بودند تلاش می‌کنند که خود را همراه مردم معرفی کند.
این فعال رسانه‌ای اصولگرا با بیان اینکه در روز مبارک دوم خرداد ظرفیت‌های جمهوریت نظام به بهترین شکل آشکار شد گفت: در آن زمان نظام جمهوری اسلامی نشان داد که چگونه به رای ملت وفادار بوده و مردم می‌توانند در یک انتخابات آزاد فردی را که نقطه امید و روشنی برای ادامه انقلاب می‌دانند انتخاب کنند.
جلیلی ادامه داد: هر چند در دوم خرداد به کاندیدایی پیروز رای ندادم اما این پیروزی نظام برای ما هم شیرین بود و همچنان به‌عنوان یک نقطه قوت عطفی برای جمهوری اسلامی به شمار می‌آید و امیدوارم ملتی که به این میزان تجربیات داشته در ادامه مسیر با اتکا به همین تجربیات روز به روز مسیر پیشرفت را به خوبی طی کند.

<em>بزرگ‌ترین دستاورد دوم خرداد دولت احمدی‌نژاد است</em>
جلیلی به مصاحبه‌ای اشاره کرد که در آن گفته شده بود «بزرگ‌ترین دستاورد دوم خرداد دولت احمدی‌نژاد است» و گفت: احمدی نژاد در سال ۸۴ در انتخاباتی پیروز شد که برگزار‌کننده آن دولت خاتمی بود. انتخابات کاملاً عقلانی بود و برخلاف جریان مقابل که پوپولیست بوده و متکی به بازیگران بود ملت در مرحله اول به احمدی‌نژاد رای ندادند و به انتخابات مانند برخی گروه‌ها و جریانات سیاسی نگاه نمی‌کردند در آن زمان مردم تحت فضای تبلیغاتی و بمباران رسانه‌ای قرار گرفته و براساس موازین عقلی به احمدی‌نژاد رای دادند.
وی خاطرنشان کرد: اگر دولت خاتمی دولت مطلقی بود چرا مردم به فردی رای دادند که دولت خاتمی به آن تمایلی نداشت.
مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به دوران پیش از دوم خرداد اشاره کرد وگفت: قبل از آنکه نام خاتمی مطرح شود عده‌ای مانند مهاجرانی و عبدالله نوری به دنبال این بود که ریاست‌جمهوری هاشمی رفسنجانی را تمدید کنند و تلاش کردند رهبری با تغییر قانون اساسی موافقت کرده تا هاشمی مجددا رئیس‌جمهور شود اما رهبری در سفری که به ارومیه داشتند آب پاکی را روی دست آنها ریخته و اعلام کردند که باید به قانون اساسی عمل شود.

<em>در دوم خرداد همه اقشار به خاتمی رای داده بودند</em>
این فعال رسانه‌ای اصولگرا ادامه داد: در دوم خردادماه از بچه‌های سوسول شهرک غرب تا زنان عشایر برقه پوش به خاتمی رای دادند و خاتمی تنها متعلق به شمال تهران و گروه خاصی نبود اما یک اقلیت خاص به خاتمی رای داده بودند کل جبهه و جریان را مصادره و مطالبات خود را به جای مطالبات کل ملت مطرح کردند.
وی ادامه داد: در آن زمان روزنامه‌های متعددی منتشر می‌شد اما یک بخش از مطالبات آرایی که به خاتمی رای دادند را منعکس می‌کردند و فضای رسانه‌ای به سمتی رفت که حتی آنها ادعای خود را باور کردند.
جلیلی با بیان اینکه عملکرد آنها در سوم تیرماه به خاک سیاه نشست ادامه داد: اگر آنها دقت و آسیب شناسی کرده و علت شکست خود را در سال ۸۴ بررسی می‌کردند می‌توانستند راهبرد‌های بهتری برای ادامه کار به دست بیاورند.
مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با بیان اینکه با وجود انتقاد به دولت حاضر اما آن را ادامه دوم خرداد می‌دانم گفت: خاتمی نیز در ابتدا با اتوبوس به سفر استانی رفته و چفیه بر گردن می‌انداخت واین گونه با خانواده شهدا دیدار می‌کرد.
وی تاکید کرد: بسیاری از قاطبه مردم به خاتمی رای دادند اما در تفریق رای مردم ظلمی رخ داد.

<em>احمدی نژاد؛ اپوزیسیون یا پوزیسیون؟</em>
جلیلی به اظهارات شکوری راد مبنی بر اینکه رهبر انقلاب در هنگام انداختن رای اعلام کرده بود هیچ کس برای من هاشمی نمی‌شود اضافه کرد که رهبری جمله ای هم اضافه کرده بودند که اما امیدوارم برای مردم رئیس‌جمهور بهتری از هاشمی شود که در واکنش به این اظهار شکوری اعلام کرد که من چنین جمله ای را بخاطر نمی آورم.
وی با طرح این پرسش که احمدی‌نژاد پوزسیون یا اپوزسیون اظهار داشت: مشکل حال حاضر این است که صورت بندی‌های موجود دیگر جواب نمی‌دهد و باید مشخص شود افرادی چون موسوی و هاشمی پوزسیون نظام هستند یا اپوزسیون؟ کلید واژۀ مناظره احمدی‌نژاد استفاده از کلمه اشرافیت بود اشرافیت یعنی عده‌ای به صورت بندی سیاسی رسیده و بخواهند آن را ادامه دهند.
جلیلی خاطرنشان کرد: زمانی که احمدی‌نژاد گفتمان خود را مطرح کرد عده‌ای دیدند که گفتمان آن در صورت بندی هایشان نمی‌گنجد به همین دلیل به وی گفتند که آیا پوزسیون نظام محسوب می‌شوید یا اپوزسیون و او در پاسخ اعلام کرد: که به این صورت بندی‌ها هیچ وابستگی ندارم.
مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با بیان اینکه عدم توجه به صورت بندی‌های سیاسی قطعا چالش ایجاد می‌کند ادامه داد: برخی افراد که ده‌ها سال در حاکمیت نقش داشته‌اند نمی‌توانند شکستن این الگو را تحمل کنند به همین دلیل مقابل هر جریانی که بخواهد صورت بندی سیاسی ایجاد کند می‌ایستند.
جلیلی به اظهارات رهنورد و دلایل مطرح شده از سوی وی برای تقلب در انتخابات اشاره کرد و گفت: ایشان در استدلالی اعلام کرده زمانی که طرفداران دو جریان در تهران یا شهرستان‌ها جمع می‌شدند طرفداران احمدی‌نژاد در حدود یک درصد طرفداران موسوی بودند.
وی ادامه داد: روشنفکر‌ترین زن ایرانی همچنین ادعا می‌کند که آذربایجان و ترک زبانان هیچگاه فرزند خود را فراموش نمی‌کنند از سوی دیگر نیز مردم لرستان هیچ داماد خود را کنار نگذاشته و به شخص دیگر رای نمی‌دهند جریانی که ادعا می‌کند من آمده‌ام خرد ورزی کرده و عقلانیت را رایج دهم من چگونه به این شاخص استناد می‌کند آیا لرستان نباید به فرزند خود که کروبی رای بدهد.

<em>احمدی‌نژاد منتقد نداشت اما معاند داشت</em>
این فعال رسانه‌ای اصولگرا به اظهارات شکوری‌راد مبنی بر اینکه در دهه ۶۰ خانواده‌ها فرزندان منافق خود را به حاکمیت معرفی می‌کردند گفت: زمانی محسن روح الاامینی به خاطر حضور در راهپیمایی‌ها به آن صورت مرحوم شد پدر وی در ۲۲بهمن و ۹ دی در راهپیمایی مردم حضور یافته و زمانی که پای نظام را در میان دید آمد و صحبت کرد.
وی با بیان اینکه مشکل احمدی‌نژاد این بود که منتقد نداشت اما معاند داشت اظهار داشت: مشکل دیگر ما این است که مردم را شهروندی درجه یک و درجه ۲ کردیم شما می‌توانید با احمدی‌نژاد مخالف باشید اما نمی‌توانید سر خودتان کلاه بگذارید اینکه ادعا کنیم همه مردم بدبخت شده‌اند پوپولیسم نیست.
به گزارش ایلنا در ادامه این مناظره در پاسخ به این پرسش که آیا سکوت حاکم بر جامعه دستاورد اصلاحات است گفت: من سکوتی را مشاهده نمی‌کنم اما در میان ملت فریاد عظیم خیزش که آنان را برای تمنای عدالت مشاهده می‌کنم اما مشکل این است که رسانه‌ها از آن دریغ کردند.
وی افزود: چطور زمانی که ده‌ها ایرانی فاقد امکانات بودند کسی این سکوت را نمی‌شنید اما در حال حاضر کسی که می‌خواهد حرف بزند می‌گویند خفه شو.

<em>در حال حاضر یک جنبش ضد اعتراضی شکل گرفته است</em>
جلیلی با بیان اینکه در حال حاضر یک جنبش ضد اعتراضی شکل گرفته است ادامه داد: خیزش گسترده عمومی علیرغم فضا‌سازی‌های جامعه که به اصطلاح نخبگان رای خود را به صندوق انداخته و فردی را که می‌خواست انتخاب کرد و باید صدای مردم که اسلامیت نظام استفاده کرده و می‌گویند یک برابر با یک را تحمل کرد اینکه همه خفقان بگیرند تا عده‌ای صحبت کنند مورد قبول نیست. من هیاهویی می‌بینم برای خاموش کردن اکثریتی که حاضر نیست براین فضاسازی‌ها بماند.
جلیلی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه چرا هیچگاه به طور جانشین از طرف حاکمیت توجه نمی‌کند گفت: این مانند همان است که می‌گوییم کسانیکه به احمدی‌نژاد رای دادند به خاطره سیب زمینی بوده است آیا این توهین به شعور مردم نیست. روح الاامینی که سعه صدر و منش و شخصیت خود را در برابر مرحوم شدن فر زندن نشان میدهد آمده و فحاشی می‌کنیم و می‌گوییم به دلیل اینکه از مواضع ما حمایت نکرده بی‌حیثیت است. آیا شما با هرکسی که با شما همراه نباشد را بی‌حیثیت دانسته و به او توهین می‌کنید.

<em>صدا و سیما، همان میزان رای را مصادره کرد</em>
وی از عملکرد صداوسیما در حوادث پس از انتخابات انتقاد کرد و گفت: به حد خود سعی کردم آن ۱۴ میلیونی که به کاندیدای پیروز رای نداده احترام بگذارم چرا که فکر می‌کنم آن میزان تمام افراد شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه را سرندادند و قصه ما این است که آن میزان رای در صداوسیما مصادره شده است.
جلیلی خاطرنشان کرد: برخی در بعد از حوادث انتخابات این سوال را مطرح می‌کنند که باید موضع خود نسبت به رهبری را مشخص کنیم اما من معتقدم که باید موضع خود نسبت به جمهوریت نظام را مشخص کرد این همه فشار در حوادث بعد از انتخابات بر رهبری این بود که ایشان رای مردم را وتو نکرده است.
مدیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در پاسخ به این پرسش که چرا برخی از اعضای شورای نگهبان از یک کاندیدای خاص در انتخابات حمایت کردند گفت: آنها کار اشتباهی انجام دادند.

<em>نمی توان هم نظام زیر سوال برد و هم درخواست مجوز کرد</em>
وی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه آیا نباید به مخالفان دولت اجازه تجمع داده شود اظهار داشت: باید حق تجمع و اعتراض در مجموع نظام محترم شمرده شود اما نمی‌توان از جمهوریت نظام انتظاراتی داشت اما به تکلیف‌های خود عمل نکرد اگر در انتخابات پرشور و آزادی که برگزار شد ما به خود اجازه دهیم انتخابات را زیر سوال برده و هیچ نهاد%]]>
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>اسامي 175 نماينده هتاك را منتشر كنيد</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/05/_175.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.201</id>
   
   <published>2010-05-17T05:06:33Z</published>
   <updated>2010-05-18T05:09:10Z</updated>
   
   <summary>نامه منتسب به 175 نفر از نمايندگان مجلس كه در پايان جلسه علني قرائت شده است بيش از هر چيز نشان دهنده آن است كه امضا كنندگان بجاي آنكه وكيل ملت باشند وكيل الدوله هستند. از كساني كه مدعي نمايندگي...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="note" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      نامه منتسب به 175 نفر از نمايندگان مجلس كه در پايان جلسه علني قرائت شده است بيش از هر چيز نشان دهنده آن است كه امضا كنندگان بجاي آنكه وكيل ملت باشند وكيل الدوله هستند. از كساني كه مدعي نمايندگي مردم هستند و بجاي امضاي نامه براي محاكمه فاسدان بزرگ اقتصادي در دولت و اعتراض به قانون شكني هاي مكرر دولت و تحقير مجلس كه گزارش تحقيق و تفحصش در ماجراي كهريزك و كوي دانشگاه عملا به مصرف كاغذ باطله رسيده است و نيز بجاي دفاع از حقوق قانوني ملت كه با حضور ميليوني در خيابانها، فقط پرسيده اند &quot;رأي من كو&quot; و داغ و درفش پاسخ گرفته اند، بجان ملت و رهبران حركت اعتراضي آنان افتاده اند انتظاري نيست چرا كه آنان نماينده واقعي مردم نيستند. با اين حال از كساني كه تخلف و تقلب را در انتخابات سال گذشته انكار مي كنند بعيد نيست كه در احراز هويت يا شمارش تعداد امضاهاي واقعي در پاي نامه مذكور به ستاد انخابات كشور اقتدا كرده باشند. همچنين چه خوب است مردم اين نمايندگان شجاع! را بشناسند. به همين دليل تقاضا اين است كه اسامي اين 175 نماينده و حوزه انتخابيه انها را منتشر كنند تا ملت از آنها قدر شناسي(!) كنند. اگر هيأت رئيسه مجلس به اين درخواست پاسخ نداد جناب آقاي رسائي كه نامه را تحويل هيأت رئيسه داده است خود شجاعانه به اين كار مبادرت كند. 
كاربست عناوين &quot;سران فتنه&quot; و &quot;منافقان جديد&quot; براي رهبراني كه همه چيز خود را وقف دفاع از حقوق مردم كرده اند، مردم آنها را دوست دارند و به آنها اعتماد كرده اند بيش از آنكه از محبوبيت و اعتبار آنان بكاهد افشاگر وكيل الدوله هايي ست كه با استفاده از رانت نظارت استصوابي، غاصبانه بر كرسي نمايندگي ملت تكيه زده اند و نان شبهه دار به خانه برده و پيش زن و فرزند خود مي گذارند. از آنان انتظاري نيست كه رنج هر روزه ملت را ببينند و يا حقوق ملت را استيفا كنند اما اگر قدري دور انديش باشند، بيش از اين خود را در برابر ملت قرار نخواهند داد. چرا كه همواره پيروزي از آن ملت خواهد بود و ملت روزي از آنها حساب پس خواهد كشيد.
  
      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مصاحبۀ مندرج در هفته نامۀ پنجره مغلوط و نادرست است</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/05/post_170.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.200</id>
   
   <published>2010-05-12T08:02:47Z</published>
   <updated>2010-05-12T08:13:21Z</updated>
   
   <summary>جناب آقای نساجی مطلب مندرج در هفته نامۀ پنجره را دیدم و بسیار متأسف شدم. اولا همان طور که تلفنی گفتم قرار ما مصاحبه برای نشریات نیود و صحبت شما با من برای استفاده در کتابی با محتوای تاریخچۀ دفتر...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="lecture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      جناب آقای نساجی
مطلب مندرج در هفته نامۀ پنجره را دیدم و بسیار متأسف شدم. اولا همان طور که تلفنی گفتم قرار ما مصاحبه برای نشریات نیود و صحبت شما با من برای استفاده در کتابی با محتوای تاریخچۀ دفتر تحکیم وحدت بود و لحن صحبتهای من در این چارچوب است و نه یک مصاحبه جهت درج در نشریات. قرار گذاشته بودیم مطلب را پس از تنظیم، ببینم. متأسفانه نه تنها شما مطلب را برای بازبینی در اختیار اینجانب نگذاشتید بلکه بدون اطلاع و اجازۀ من به هفته نامۀ پنجره داده اید.این کار غیر اخلاقی بوده است.
علاوه بر این رعایت امانت را نیز نکرده اید و با بی دقتی مطالبی را بخصوص در مورد برخی اشخاص به من نسبت داده اید که من نگفته ام و یا در ادبیات من نیست.
البته قصد من ارسال تکذیبیه نیست چرا که این کار موجب جلب توجه و اشاعۀ مطالبی می شود که درست نیست.
تقطیع مطالب من چندان غیر حرفه ای انجام شده است که در نیمۀ دوم مطلب تنظیم شده حجم مربوط به سولات شما بیش از پاسخ های من شده است و شما حرف خود را زده اید و برای خودتان از قول من تأیید زده اید.
از این کار شما بشدت ناراحت و گلایه مند هستم.
علی شکوری راد  

      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>مناظره شکوری راد و دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در رادیو گفتگو بر سر لغو پروانه احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/04/_10.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.199</id>
   
   <published>2010-04-26T07:36:59Z</published>
   <updated>2010-04-26T09:36:52Z</updated>
   
   <summary>رادیو گفت و گو: درخواست کمیسون ماده 10 احزاب مبنی بر متوقف کردن فعالیت احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب، موجب شده اظهار نظرهای متفاوتی دراین خصوص بیان شود . دراین باره با آقای محمد عباس زاده مشکینی دبیر ماده...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="interview" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
         <category term="lecture" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      رادیو گفت و گو: درخواست کمیسون ماده 10 احزاب مبنی بر متوقف کردن فعالیت احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب، موجب شده اظهار نظرهای متفاوتی دراین خصوص بیان شود . دراین باره با آقای محمد عباس زاده مشکینی دبیر ماده 10 احزاب و مدیرکل سیاسی وزارت کشور و با آقای شکوری راد عضو شورای مرکزی حزب مشارکت و همچنین حجت الاسلام و المسلمین حمید رسایی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفتگو می‌کنیم.

آقای مشکینی بفرمایید که به چه علت، کمیسیون ماده 10 احزاب،خواهان متوقف ساختن فعالیت احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب شدند؟

      عباس زاده مشکینی: همانطوری که در نامه ای که به دوستانمان در دو حزب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ارسال شده و نامه ای که طبق ماده 22 آئین نامه اجرایی قانون احزاب در روزنامه های کثیرالانتشارآگهی شده است. پرونده این حزب در جلسه هفته گذشته کمیسیون ماده 10 احزاب مطرح شد و همان طور که دوستان می دانند کمیسیون ماده 10 احزاب 5 عضو دارد، دو عضو آن نمایندگان قوه قضائیه،دو عضو این کمیسیون نمایندگان مجلس هستند به انتخاب نمایندگان مجلس و یک عضو نماینده وزارت کشوراست.

پرونده این حزب دراین کمیسیون مطرح بود،که طبق قانون یک بار در 27 مرداد ماه سال گذشته به این حزب اخطارکتبی داده شد.

استحضار دارید طبق ماده 16 قانون احزاب ، گروههای سیاسی یا گروههای مورد موضوع این قانون باید در نشریات و فعالیتهای دیگر خود از ارتکاب اعمالی خودداری کنند.

که از جمله این افعال عبارتند از: الف، ارتکاب افعالی که به نقض استقلال کشور منجر شوند. ب، هر نوع ارتباط، مبادله اطلاعات تبانی و مبادله با سفارتخانه ها، نمایندگی ها،ارگانهای دولتی و احزاب کشورهای خارجی در هر سطح و به هر صورت که به آزادی استقلال،وحدت ملی و مصالح جمهوری اسلامی ایران مضر باشد. بند بعدی، دریافت هرگونه کمک مالی و تدارکاتی از بیگانگان و بالاخره نقض، آزادیهای مشروع دیگران، تهمت، افترا و شایعه پراکنی، نقض وحدت ملی وارتکاب اعمالی چون طرح ریزی برای تضعیف کشور، تلاش درایجاد و تشدید اختلاف میان صفوف ملت و نهایتاً نقض موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی، تبلیغات ضد اسلامی و نهایتاً اختفاء و نگهداری و حمل اسلحه و مهمات غیر مجاز. اینها بندهایی است که طبق تصریح ماده 16 قانون احزاب، گروهها باید از ارتکاب اینها جلوگیری کنند.

از طرف دیگر طبق تصریح بند اصل 26 قانون اساسی می گوید جمعیتها، انجمن های سیاسی و فقهی و انجمنهای اسلامی یا اقلیتهای دینی شناخته شده ،آزادند. در اصل 26 بلافاصله بعد از این عبارات، می گوید مشروط بر اینکه اصول استقلال، آزادی، وحدت ملی،موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی را نقض نکنند. یعنی طبق اصل 26 قانون اساسی بلافاصله بعد از تأکید بر آزادی فعالیتهای احزاب و جمعیتها، این آزادی را مشروط می کند به عدم نقض اصول استقلال،آزادی، وحدت ملی، موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی.یعنی فعالیت احزاب نباید نقض کننده این اصول باشد. این ها شروط و چارچوب مصرح در قانون اساسی است. متأسفانه ما در برخی از رسانه ها به ویژه در رسانه های بیگانه، در بعضی موارد یا غالباً ملاحظه می کنیم که در استناد با اصل 26 به شکل اول آن استناد می کنند،یعنی آزادی احزاب و اصلاً به این شروط دقت نمی کنند. در حالی که همین قانون فعلی احزاب نیز در سال 1360 اول انقلاب تشکیل شده، بیشتر ناظر بر این موضوع بوده. یعنی در جهت تأمین و تضمین این شروط این قانون تصویب شده است.

حزب مشارکت ایران اسلامی و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی اخطار کتبی مورخ 27 مرداد به این حزب داده شد. حتی من در یکی دو مصاحبه به نوعی دوستانه تذکر دادم و اظهار امیدواری کردم که این دوستان مراقب باشند، رفتارشان، فعالیتهایشان، موضع گیریهایشان، تحرکاتشان، از چارچوب قانون عبور نکند.که متأسفانه بعد از این اخطار ،علائم تغییر دیده نشد و کمیسیون مجبور شد مجدداً پرونده این دو حزب را در دستور کار خود قرار دهد، نهایتاً در هفته گذشته، به استناد بندهای الف، یعنی ارتکاب افعالی که به نقض استقلال کشور منجر می شود. بند واو،یعنی ایراد تهمت،افترا و شایعه پراکنی ،نقض وحدت ملی، و بند ح :نقض موازین اسلامی و اساس جمهوری اسلامی، به استناد این 5 بند ماده 16 قانون احزاب، احزاب باید از ارتکاب آن ها خودداری کنند و این تصریح قانون است، به استناد این چند بند ، کمیسیون ماده 10 احزاب، حکم به توقیف پروانه فعالیت این دو حزب، یعنی توقیف فعالیتهای این دو حزب به اتفاق آراء رأی دادند و به استناد بند 4 ماده 17 همین قانون مقرر کردند پرونده این حزب با مستنداتی که در اختیار است و مورد بحث و بررسی قرار گرفته برای انحلال حزب ،طبق قانون به مرجع قضایی ارجاع شود. 


رادیو گفت و گو: آقای شکوری راد، بفرمایید که دیدگاه شما درباره انحلال حزب مشارکت و صحبتهای آقای مشکینی چیست؟

شکوری راد: من فکر می کنم راجع به این نکاتی که آقای عباس زاده مشکینی گفتند باید توضیحاتی را خدمتتان عرض کنم . ابتدا  تحلیل ما این است که این برخوردی که با جبهه مشارکت صورت می گیرد ، یک برخورد سیاسی است،نه یک برخورد حقوقی و قانونی. دلایل آن را من خدمت شما عرض می کنم. به هر حال جبهه مشارکت،یک حزب فراگیر منتقد دولت است و از بعد از انتخابات تا حالا مشکلات زیادی برای این حزب ایجاد شده. دبیرکل و تعدادی از افراد شورای مرکزی بازداشت شدند و به طور غیرقانونی با آنها در زندان برخورد شده، علیه حزب کیفرخواست صادر شد و در دادگاه و در صدا و سیما خوانده شد و می دانید که خود دادستانی هم نهایتاً اعلام کردند که انتشار اخبار دادگاهها و جلسات دادگاهها غیرقانونی بوده وجلوی آن را گرفته اند.
ولی با این وجود جبهه مشارکت خویشتنداری کرد. علی رغم همه این قانون شکنی ها تلاش کرده که در چارچوب قانون عمل کند و از حق خود دفاع کند. به همین دلیل من فکر می کنم که چون اراده ای بوده برای اینکه این حزب را از فعالیت باز دارند و روشهای گذشته مفید فایده واقع نشده بود. اکنون کمیسیون ماده 10 ، بعد ازحدود10 ماه از این وقایع وارد شده است. رفتارهای غیرقانونی گسترده ای با حزب و اعضای جبهه مشارکت صورت گرفته است. از جمله موارد این رفتارهای غیرقانونی که آقای عباس زاده مشکینی مسبب آن بودند، همان اخطار دفعه گذشته ای است که به آن اشاره کردند و در مقدمه این نامه جدیدشان هم به آن استناد شده است .

در حالی که شما می دانید اگر مجموعه ای بخواهد به یک کسی اخطار دهد باید آن اخطار مستند باشد. یعنی آنها در آن اخطار باید ذکر می کردند که کدام یک از فعالیتهای جبهه مشارکت مصداق این بندهای ماده 16 قانون احزاب است و ما می توانستیم مراجعه کنیم که آیا واقعاً تخلفی صورت گرفته یا خیر؟

ما از همه مواردی که گفته ایم دفاع می کنیم و فکر می کنیم که اینها هیچ کدام تهمت، افترا و شایعه پراکنی نبوده. ما واقعیتهایی را بیان کردیم و به مقتضای اینکه یک حزب باید موضع سیاسی داشته باشد در قبال تحولات جامعه موضع گیری کردیم. ما هیچکدام از اینها را خلاف نمی دانیم و می گوییم کدام یک از این موارد، مورد نظر کمیسیون ماده 10 بوده؟
علاوه بر آن در این نامه جدید هم باز به بندهایی اشاره کردند که هیچکدام استنادی ندارد. و مشخص نیست که این مستندات 5 گانه و این بندهایی که آقای عباس زاده مشکینی به آن اشاره کرده اند استناد آن به چیست؟ کدام یک از فعالیتهای ما مشمول چنین بندهایی بوده که ما باید از آن احتراز می کردیم. ضمن اینکه اینها عناوین کلی هستند و بدانند اگر سند را نشان ندهند، اگر دلیلی برای آن اقامه نکنند، در حقیقت خود تهمت و افترا زده اند و آقای عباس زاده مشکینی باید پاسخگو باشند و ما از کمیسیون ماده 10 احزاب بابت این رفتاری که با جبهه مشارکت داشته و این سوءاستفاده ای که از قدرت به عمل آورده اند برای مقابله با یک حزب، حتماً شکایت خواهیم کرد.

به نظرم اتفاقاً در قانون مجازات مدنی است که می گوید ، اگر کسی از مسئولین دولتی از قدرت خود سوءاستفاده کند برای محدود کردن آزادیهای مردم،و حقوق مردم را از آنها سلب کند، باید مجازات شود و مجازات برای او در قانون تعریف شده. من فکر می کنم کمیسیون ماده 10 احزاب وزارت کشور، مرتکب تخلف فاحشی شده در رابطه با جبهه مشارکت ،که بنده عضو آن هستم و تا آنجایی که اطلاع دارم در رابطه با سازمان مجاهدین انقلاب هم به همین نحو برخورد شده.

من فکر می کنم که اینها رفتارهای سیاسی است. از جمله موارد سوءاستفاده از قدرت ،همین است که آقای عباس زاده مشکینی در پایان نامه اخیرشان، نوشته اند که بدیهی است که هر گونه فعالیت جبهه مشارکت تا صدور رأی دادگاه محمل قانونی ندارد.

همین الان من از آقای عباس زاده مشکینی سوال می کنم که این محمل قانونی ندارد یعنی چه؟ یعنی غیرقانونی است یا در قانون ذکر نشده. آنچه که در قانون ذکر نشده به این معنا نیست که کسی از حقی محروم شود. و همانطور که قبلاً هم توسط جبهه مشارکت اعلام شده و در قانون اساسی ، صراحتاً درماده 26 ذکر شده ، فعالیت احزاب آزاد است. و آن شرطی هم که ایشان گفتند در مورد داشتن پروانه، هیچ گاه گروهها موظف نشده اند که برای فعالیت خودشان، پروانه اخذ کنند.

این موضوع در زمان وزارت آقای بشارتی در وزارت کشور مورد توجه وی قرار گرفته بود و همان موقع ایشان اعلام کردند که از نظر وزارت کشور لزوم اخذ پروانه برای احزاب احراز نشده و به همین دلیل مانع فعالیت جامعه روحانیت مبارز و همین طور جامعه مدرسین قم نشدند. در انتخابات دوره قبل ریاست جمهوری،حزب آبادگران که طرفدار کاندیدای خود بودند و فردی که الان رئیس جمهور است ،کاندیدای آنها بوده ، بدون اخذ پروانه فعالیت کردند و در انتخابات اخیر هم، رایحه خوش خدمت، فعالیت کرده. هیچ کسی تا حالا هیچ مستند قانونی برای اینکه یک حزب برای فعالیتش نیاز به اخذ پروانه دارد ارائه نکرده. اگر آقای عباس زاده مشکینی در جایی از قانون اساسی و قانون احزاب چنین موردی را سراغ دارند همین الان که اسناد در اختیارشان است بیان کنند که به چه استنادی این موضوع را گفتند، جبهه مشارکت را منع کردند و مانع برگزاری کنگره جبهه مشارکت در اسفندماه گذشته شدند؟ آن موقع که هنوز کمیسیون ماده 10 تشکیل جلسه نداده بود و منعی برای فعالیت جبهه مشارکت نگذاشته بود. به استناد کدام قانون جلوی برگزاری کنگره جبهه مشارکت را گرفتند؟

رفتارهای خلاف قانون کمیسیون ماده 10 احزاب در طی 10 ماه گذشته بسیار زیاد بوده و شما می دانید در عرف بین الملل نمی شود بایک حزب این گونه برخورد کرد. دولتی که با یک حزب رقیب است بیاید این گونه اعضای رقیب خود را محدود کند. و یا پروانه آنها راتوقیف کند یا جلوی فعالیت سیاسی آنها را بگیرد. این با هیچ منطق سیاسی سازگار نیست.

رادیو گفت و گو: قبل از اینکه پاسخ آقای مشکینی را بشنویم،اجازه دهید بخشی از صحبتهای آقای رسایی را هم بشنویم. آقای رسایی شما چه تحلیلی دارید از این روند؟ 

رسایی: واقعیتش من صحبتهای آقای عباس زاده را که شنیدم خیلی مستند ، محکم و منطقی بود و تعجب می کنم از ایشان و دوستانش و آقای سعید حجاریان که به عنوان لیدر و نقطه اوج این حزب به حساب می آمدند، چه در دادگاه و چه بعد از دادگاه که هنوز تا این حد و اندازه مدعی اند.

من سوال می کنم از جناب آقای شکوری راد،ایشان می فرمایند که این حزب یک منتقد دولت بوده و دولت به دلیل این انتقاد برای او مضایقه ایجاد می کند.

فکر می کنم حزب مشارکت سال 77 تأسیس و فعالیت کرده.بعد از انتخابات مجلس هفتم ،مردم از این جریان روی برگرداندند ، به ویژه بعد از روی کار آمدن دولت نهم که هم قوه مجریه و هم قوه مقننه، ترکیبشان از کسانی بوده که حرف این دوستان را قبول نداشتند و اگر دولت می خواست رقیب خود را کنار بزند در طول این شش سال باید این کار را می کرد. چرا این کار در طول این 6 سال اتفاق نیفتاد که این دوستان فعالیت کردند؟ تا مدتی روزنامه و سایت داشتند.ولی هر کجا با این آقایان به صورت قانونی برخورد می شود، ژست حق به جانبی می گیرند.

مردم دارند حقایق را می بینند و امور را رصد می کنند، کاملا در جریان هستند، بنابرهمین هم فعالیت های این آقایان و ادعاهای شان تأثیری در افکار عمومی ندارد،اما اگر کسی که در این کشور نباشد فکر می کند چه اتفاقاتی دارد می افتد.

ایشان می فرمایند دادگاه ، قوه قضائیه ، مجلس ، دولت غیرقانونی است.فقط یک عده از کسانی که دور هم حزب تشکیل دادند، یک دوره 8 ساله قوه مجریه، یک دوره چهار ساله مجلس ششم دستشان بوده، بعد هم انتخابات برقرار کردند، که دراین انتخاباتها هم ،مردم از اینها روی برگرداندند، ولی الان همه را غیرقانونی می دانند.
الان ایشان می فرمایند که اصلاً کمیسیون ماده 10 احزاب حق نداشته ما را منحل کند، رقیب ماست ،چون آقای عباس زاده دارند صحبت می کنند.

آقای شکوری راد، برادر عزیز،در آن کمیسیون از مجلس، از دستگاه قضایی در آن عضوند، از خود احزاب هم در آن نماینده دارند. مگر کمیسیون ماده 10 احزاب فقط دولت است که شما می فرمایید در هیچ کجای دنیا رقیب نمی تواند رقیبش را حذف کند؟ مگر دولت شما را حذف کرده؟ یک کمیسیون است که قانون گذاشته،اگر پایبند به قانون هستید که این احزاب بر اساس این قانون شروع به فعالیت کردند ، اگر این کمیسیون آمد رأی خود را داد و رأی برخلاف نظر شما بود شما باید آنها را متهم کنید؟ کما اینکه در 22 خرداد که مردم رأی دادند بر خلاف نظر شما بود، شما مردم و نظام را متهم کردید و این اتهامات را به خیابانها رساندید، داشتید درگیری داخلی در خیابانها ایجاد می کردید، روزهای اول برخی از کسانی که هنوز از قصه و پشت قضیه اطلاع نداشتند، فکر می کردند شما راست می گویید.که این روز به روز کاهش پیدا کرد. من تعجب می کنم ایشان می فرمایند که الان یک اراده ای بود، برای اینکه جلوی ما را بگیرند .در طول سالهای گذشته نتوانستند،حالا از راه کمیسیون ماده 10 احزاب آمدند ،این کمیسیون بالاخره کمیسیونی است که باید کار خودش را انجام دهد که شما به اخطار ها هم توجه نکردید.

من دوشنبه هم عرض کردم. یک دانش آموزمدرسه را نمی توان به علت اولین تخلف بیرون کنند و باید به او تذکر واخطار دهند و اگر او توجه نکرد به او بگویند از مدرسه برو بیرون. ولی این در چه صورتی است؟ به جرم او هم نگاه می کنند. اگر دانش آموزی در مدرسه بمب گذاشت ، باید مدعی باشد که آقا شما باید قبل از آن به من تذکر می دادید؟ من این تخلف را کردم،باید اول اخطاردهید بعد از آن من را از مدرسه اخراج کنید.

کاری که دوستان شما در طول ایام فتنه بعد از انتخابات کردند و واقعاً یک رأی 40 میلیونی که مایه عزت و افتخار برای این مردم بود و سطح ادبیات ما را در پشت میزهای مذاکره بالا می برد،شما زیر سوال بردید. و البته،7،8،10 ماه طول کشید تا 9 دی تا 22 بهمن سال گذشته که ثابت شد آن ادعایی که این آقایان می کنند با واقعیت تطبیق ندارد و مردم توانستند مجدداً یک مقدار آن آبرویی که پای صندوقها،40 میلیون بدست آورده بودند را برگرداندند و از آن دفاع کردند. من تعجب می کنم ایشان می فرمایند آن چیزهایی که در مورد ما گفتند همه افتراست، یعنی قاضی هم تشخیص نمی دهد؟

من واقعاً خدمت دوستان عرض کردم،گفتم کسانی که پای قضاوت مردم، مدعی دموکراسی و رأی مردم بودند، در آن 8 سالی که امور دست آنها بود، با چماق، آراء مردم، بر سر همه می زدند، خفقان در کشور ایجاد کرده بودند، همان‌ها که رأی مردم را تحمل نکردند،رأی یک قاضی را قطعاً تحمل نمی کنند.

بدیهی است با این نوع ادبیات و صحبتی که ایشان می کنند، خیلی تعجب نمی کنم، چون می بینم اینها رقابت 40 میلیون را که بر اساس قانون اساسی پای صندوق رأی آمدند، این قضاوت 25 میلیون را که رأی اکثریت بود زیر سوال بردند. طبیعی است که الان رأی قاضی را هم زیر سوال می برند. به نظر من اصلاً نباید کسی از این موضوع تعجب کند. من می گویم بیانیه هایی را که صادر کردید مرور کنید. خیلی مستندات پنهانی نمی خواهد، هر چند مستندات پنهان حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب خیلی حقایق را روشن می کند که حتی دستگاههای ذیربط باید آنها را منتشر کنند.نباید این قدر ما مماشات کنیم که این آقایان حق به جانب بیایند و این طور صحبت کنند. همین را هم با همین مستندات آشکار و همین بیانیه هایی که حزب مشارکت در ایام قبل از انتخابات و بعد از انتخابات صادر کرده،واقعاً پایبند به قانون اساسی بوده؟

رادیو گفت و گو: آقای مشکینی ،آقای شکوری راد دو سوال را مطرح کردند در مورد اخطاری که به این حزب داده شده و نامه ای که هفته گذشته داده شده.بفرمایید چه پاسخی برای آقای شکوری دارید؟

عباس زاده مشکینی: البته حضور شما و مهمانان گرامیتان و همچنین شنوندگان عزیز،چند نکته را عرض می کنم. من از برادر عزیزمان آقای شکوری راد انتظار داشتم وقتی که خبر دعوت از ایشان را برای شرکت در همین گفتگو از طریق رسانه ملی دادند حداقل با یک مشاور حقوقی مشورت می کرد و کاری می کرد موضع گیری ها وادعاهای او با بدیهی ترین مواضع حقوقی منافات نداشته باشد.

از طرف دیگر دوست عزیز من آقای شکوری راد عنایت داشته باشید بلند صحبت کردن، تند صحبت کردن، جو سازی، مظلوم نمایی ،شعار دادن جزء منطق نیست، منطق حقوقی قاعده و رسم دارد، اصولاً باید در برخورد با یک حکم حقوقی، حقوقی برخورد کنیم.

اولاً کما آنکه آقای رسایی فرمودند، تصمیم دولت نیست. تصمیم کمیسیون ماده 10 احزاب، یک عضو او نماینده وزارت کشور ، دو عضو او از قضات باتجربه قوه قضائیه، یکی نماینده دادستان کل کشور و یکی نماینده شخص رئیس قوه قضائیه است. دو نفر هم از نمایندگان مجلس اند. یعنی به تعبیری عصاره افکار عمومی است که نماینده دولت آنجا یک نفر است.

توجه شما را جلب کنم به اینکه، همین قانون احزاب و آئین نامه اجرایی قانون احزاب که با امضاء نخست وزیر وقت ، به عنوان قانون به دولت ابلاغ شده. آیا حضرت عالی که متعلق به جریانی هستید که شعار او قانون گرایی بوده. بالاخره اعتقاد به رعایت قانون دارید یا خیر؟ اگر ما حرف از قانونگرایی می زنیم،این قانون کدام قانون است؟ بالاخره یا قانون ما اساسی است، پایین تر از قانون اساسی ،همین قوانین مصوب مجلس است. و هر کسی هر نهادی باید به همین قوانین مصوب مجلس عمل کند.

آقای شکوری راد فرمودند، ما از دست کمیسیون ماده 10 احزاب شکایت می کنیم، این حق شماست شکایت کنید، طبق همین قانون، شما حق دارید از مصوبات کمیسیون ماده 10 احزاب، به دادگستری شکایت کنید.اما به همین استنادی که شما به خودتان حق می دهید از کمیسیون شکایت کنید در بند سوم ماده 17 همین قانون که به شما حق شکایت داده،به کمیسیون حق داده که یک حزبی را توقیف کند، فرمودید به صورت کلی گفته شده، این دو حزب در کمیسیون ماده 10 احزاب بیش از 500صفحه پرونده دارند، اتهامات، گزارشات،مستندات زیادی در مورد این دو حزب مطرح است ،وقتی کمیسیون را توقیف کرد بعد از آن تقاضای انحلال کرده که جایگاه طرح تقاضای انحلال در قوه قضائیه است.

ما، یعنی کمیسیون ماده 10 احزاب، مستندات و اتهاماتی که متوجه این دو حزب است،طبق قانون وظیفه داریم، به قوه قضائیه بفرستیم. اتهامی که هنوز اثبات نشده را که نمی توانیم آگهی کنیم. ما که نمی توانیم در کاغذ ابلاغ ،500صفحه پرونده و مستندات را به شما تقدیم کنیم.

ماده 22 آئین نامه اجرایی قانون احزاب می گوید که تصمیم بر توقیف و انحلال باید به حزب مورد نظر ابلاغ و در روزنامه های کثیرالانتشار آگهی شود. آیا از داخل این قانون این ماده چنین بر می آید که یک هزار صفحه مستندات در مورد یک مجموعه ای در روزنامه آگهی شود.

ما امیدواریم شما بروید در دادگاه خوب دفاع کنید، اتهاماتی که متوجه شما است، اثبات نشود. ما از خدا می خواهیم ، ما که علاقمند مرگ یک حزب نیستیم. به حمدالله ما در کشور 250 حزب داریم که آزادانه فعالیت می کنند. 248 حزب آنها مشکلی نداشتند،یا به تعبیری رفتارهایشان اگر احتمالاً تخلف یا عبور از قانون بوده ولی در شرایطی بوده که کمیسیون ماده 10 می توانست چشم پوشی کند. امیدوارم شما هم بروید از این اتهامات دفاع کنید و در دادگاه این اتهامات اثبات نشود. اتهاماتی که اثبات نشده ما نمی توانیم در روزنامه بنویسیم و درآگهی به اطلاع عموم برسانیم. ما باید قانون را رعایت کنیم.

از طرف دیگر حزبی که توقیف شده، مثل گواهینامه ای است که توقیف شده،آیا کسی که گواهینامه اش توقیف شده حق ادامه فعالیت دارد؟ آیا وقتی با حکم قضایی، یا با حکم هر ناظری، هر دستگاهی مطب دندانپزشکی توقیف شود، مهر و موم شود، طرف حق دارد برود مهر و موم را بردارد و به کار خود ادامه دهد؟ بالاخره توقیف فعالیت در قانون تعریف دارد وحتی الان که رسانه ملی،این سیاست را نشان می دهد با دوستان مصاحبه می کند؛ به نظر من می شود به عنوان یک تصویر گفت ،حزبی که توقیف می شود به نام آن حزب که نمی شود بیانیه داد، جلسه گذاشت، حتی سخنگو نمی تواند به نام آن حزب، به عنوان سخنگوی حزب بیاید در چنین برنامه ای شرکت کند.

فلسفه آگهی کردن توقیف یک حزب در روزنامه این است که دیگر این حزب نمی تواند فعالیت کند، دستگاههای کشور،رسانه های کشور باید در جریان باشند که این حزب حق فعالیت ندارد. به نظر من اشکالی ندارد، از شخص آقای شکروی راد،به عنوان یک فعال سیاسی به عنوان یک کارشناس که من نسبت به ایشان احترام قائلم ،دوستش دارم،به هر صورت من و شما و دیگران باید دست به دست هم دهیم،با اجرای قانون،با حترام به همدیگر این مملکت را به اعتلا،تعالی و پیشرفت برسانیم، همه باید تلاش کنیم. اما ما خدای ناکرده علاقمند تعدیل و مرگ حزب نیستیم. این را دوستان باید دقت کنند. قطعاً رسانه ملی که این سیاست را نشان داده از دوستان دعوت کرده، من فکر می کنم به اعتنای شخصیت حقیقی شما دعوت شدید. وگرنه حزبی که توقیف شده و تقاضای انحلال آن حزب قرار است در قوه قضائیه مطرح شود و طبق آئین دادرسی این پرنده روند قانونی خود را طی کند به نظر من مستنبط از قانون، هم شکل قانون است ،هم فلسفه و روح و منطق قانون. به نام آن حزب نمی شود جلسه تشکیل داد،بیانیه صادر کرد، مگر حزب چه کار می کند؟ جلسه تشکیل میدهد و بیانیه صادر می کند و از این قبیل کارها،یا سخنگوی او حضور می یابد و سخنرانی می کند. به نظر من با عنوان سخنگو دبیرکلی که بیانیه دادند،جلسه تشکیل دادند، این کارها بعد از توقیف خلاف قانون است.دوستان این را دقت کنند. فردا ممکن است از آنها سوال شود. به نظر من به بی احترامی به قانون ادامه ندهند. حزبی که توقیف می شود یعنی فعالیت او توقیف شده است. یعنی ادامه فعالیت ممنوع. توقیف به این معنی است. نه تنها در موردتوقف توقیف احزاب، بلکه پلمپ یک بستنی فروشی هم به تعبیری همین موضوعیت دارد.

انتظار می رفت که دوستان عنایت داشته باشند. یکی از بندهایی که من به آن اشاره کردم،ما علاقمند نیستیم و به نظر من درست هم نیست، قبل از اثبات یک جرمی در دادگاه در این مورد صحبت کنم. حالا آقای شکوری فرد به عنوان یک شخصیت حقیقی برای این برنامه دعوت شدند و آقای رسایی هم نماینده مجلس و یک فعال سیاسی است و دست و بال او برای اظهار نظر باز است. بنده علاقمند نیستیم قبل از اثبات جرم در دادگاه به یک مطلبی اشاره کنم،بالاخره چون جایگاه حقوقی دارم. ولی با اجازه عزیزان به یک نکته اشاره می کنم،. اگر خدای ناکرده یک فردی را به دزدی متهم کنند، طرف می رود به دادگاه تبرئه بگیرد. آیا می تواند برای اعاده حیثیت به دادگاه برود، شکایت کند که حالا که من تبرئه شدم،فلانی به من اتهام دزدی زده، آیا قابل پیگرد است یا خیر؟ قطعاً قابل پیگرد است.

اینها نه تنها به فرد، به انتخاب 40 میلیون نفر ،به یک انتخابات بی نظیر، به یک حماسه ملی که 40 میلیون نفر زحمت کشیدند و مسیر قانونی خودش که تأیید در شورای نگهبان بود،صحت آن تأییدشد، بعد از تأیید صحت انتخابات در مرجع قانونی،این تهمت و افترا را به یک نظام،به یک ملت، به 600هزار نفر برگزار کنندگان انتخابات، به 90 هزار ناظرین انتخابات، که نزدیک 40 هزار نفر این ناظرین همین کاندیدایی بود که ،همین دو حزب به طرفداری از او برخواسته بودند.به اینها به نوعی تهمت و افترا زدند. این قانونی است که به نخست وزیر وقت، آئین نامه اجرایی آن جهت اجرا ابلاغ شده، تهمت و افترا را جزء اهدافی قرار داده که از احزاب باید از ارتکاب آن خودداری کنند که این هم از واقعیتهای موجوداست.

رادیو گفت و گو: اگر اجازه دهید ما صحبتهای دیگر دوستان را بشنویم باز اگر فرصتی باشد خدمت شما خواهیم بود. 

رسایی: بنده عذرخواهی می کنم و از شما و شنوندگان خداحافظی می کنم.

رادیو گفت و گو: اگر نکته پایانی دارید بفرمایید. 

رسایی: من فقط یک نکته می گویم، حزب مشارکت و سازمان مجاهدین امروز کسانی را دارند به قانون شکنی متهم می کنند، در اقشار حزبی و سیاسی که از همان جایگاه مجوز گرفته اند. نمی شود که اگر ما از ماده کمیسیون ماده 10 احزاب مجوز گرفتیم، بگوییم اینها خوب هستند،قانونی عمل می کنند، اگر یک روز آنها رفتار ما را بررسی کردند و بر اساس وظایفشان تذکر دادند، اخطار دادند یا حتی پیشنهاد انحلال دادند و ما خوشمان نیامد بگوییم شما غیرقانونی عمل کردید. این مثل این است که اگر مردم به یک جریان سیاسی رأی دادند آنها را می نشانند جای خدا،می گویند ما حتی حق داریم احکام را هم عوض کنیم و اگر همین مردم به یک جریان سیاسی دیگر،به یک تفکر دیگر رأی دادند بگویند شما به خاطر سیب زمین رأی گرفتید، به مردم سیب زمینی دادید، مردم به قدری فهمشان پایین است که با یک دادن سیب زمینی رأیشان .... این رفتارها متإسفانه رفتارهای درستی نیست. این کمیسیون ها ،هم کمیسیونی که به این آقایان مجوز داده ،همان کمیسیون هم الان دارد بررسی می کند و به این نتیجه رسیده. من عذر خواهی می کنم و دوستان بحث را ادامه می دهند. 

رادیو گفتگو: آقای رسایی خیلی از شما متشکرم. 
آقای شکوری راد خدمت شما هستیم. 

شکوری راد: من ابتدا عرض کنم که اساسا از آقای رسایی برای چه در این گفتگو دعوت شد؟ ایشان در این بحث محلی از اعراب ندارند.

رادیو گفتگو: به عنوان فعال سیاسی ونماینده مردم در مجلس .


شکوری راد: که فقط بحث های سیاسی انجام دهند. در حالی که بحث ما اینجا یک بحث حقوقی است. علاوه بر این آقای عباس زاده گفتند که مشاوره حقوقی. اولاً بنده سالها در وزارت بهداشت و درمان فعالیتی که داشتم جنبه حقوقی داشت. 4 سال عضو کمیسیون اصل 90 بودم،آنجا فعالیت حقوقی داشتیم. ضمناً بنده با وکیل جبهه مشارکت مشورت کرده ام و مطالب را با ایشان مطرح کرده ام و بنده نظراتی که می دهم مبتنی است بر بحث حقوقی. خیلی هم بحث پیچیده ای نیست،برای درک این موضوع نیازی به دانش حقوقی چندانی نیست.

من دو سه سوال از آقای عباس زاده مشکینی کردم؛هیچ کدام را جواب ندادند. سوال اول من این بود، می گویند که ما مستندات را برای انحلال حزب به دادگاه می فرستیم. 7 ماه پیش که به ما اخطار دادند،آن زمان قرار نبود به دادگاه چیزی بفرستند. چرا مستندات اخطارشان را به ما اعلام نکردند؟ باید اعلام می کردند که شما در فلان جمله بیانیه تان در فلان گفته مثلاً سخنگوی حزبتان این تخلف را مرتکب شدید و به شما اخطار می دهیم.آن موقع هم خودمان بررسی می کردیم هم اگر لازم بود توضیحی به کمیسیون می دادیم و آنها را روشن می کردیم که این مسئله ای که گفتند درست است یا خیر. و اگر هم واقعاً تخلفی کرده بودیم متوجه تخلفمان می شدیم واصلاحش می کردیم. در حالی که 8 ماه پیش به ما هیچ چیزی را اعلام نکردند.مااصلاً نمی دانیم آن اخطار یعنی چه؟ آن اخطار ارزش حقوقی نداشته است زیرا در زمینۀ هیچ مستنداتی نبوده. سوال دوم اینکه گفتم یک ماه پیش که هنوز کمیسیون ماده 10 تصمیمی نگرفته بود، شما به استناد چه ماده حقوقی مانع برگزاری کنگره حزب شدید؟

عباس زاده مشکینی: اجازه دهید من پاسخ دهم.

شکوری راد: اجازه دهید صحبت من تمام شود.

رادیو گفتگو: این طوری سوالها بی پاسخ می ماند. 

شکوری راد:  الان،  شما استنادتان برای اینکه می گویید جبهه مشارکت تا زمان برگزاری دادگاه حق فعالیت سیاسی ندارد، طبق کدام ماده قانونی است؟ یک ماده قانونی، چه از قانون احزاب، چه از قانون اساسی بخوانند وبه ما بگویند، نظر آقای مشکینی به چه درد چه کسی می خورد. نظر ایشان به درد کسی نمی خورد. ایشان که مقام قضایی نیستند. در مقام اجرا هر کسی از قانون برداشتی می کند اگر تخلف کرد به دادگاه می رود نظر قاضی دادگاه، از نظر برداشت از قانون، فائق است. یعنی تفسیر قوانین موجود بر عهده خود مجلس و برداشتی است که قضات در دادگاه ها می کنند. وگرنه بنده با آقای عباس زاده مشکینی از نظر برداشت قانون مثل هم هستیم. من به نظر خودم عمل می کنم. ...

رادیو گفت وگو: اجازه دهید پاسخ آقای مشکینی را هم بشنویم.

عباس زاده مشکینی: شما گفتید سه سوال می کنم.سوالتان را پرسیدید دارید تکرار می کنید که وقت را تلف کنید. اجازه دهید من از سوال آخرتان شروع کنم.

اولاً به استناد ماده 17 قانون احزاب،الان من قانون دستم است از روی قانون می خوانم،عیناً و خط به خط . می گوید در صورتی که فعالیت تشکیلاتی یک گروه،منشأ تخلفات مذکور در ماده 16 باشد، یعنی فعالیت یک گروه منشأ تخلف باشد، جرم می تواند به حسب مورد به تفسیر زیر عمل کند. 1. تذکر کتبی2. اخطار3. توقیف پروانه. یعنی در صورتی که فعالیت گروه منشأ تخلف باشد، پروانه فعالیت توقیف می شود. این عین قانون است. تازه این اصل در مورد هر جایی که برای آن توقیف اطلاق شود موضوعیت دارد و تنها در مورد احزاب نیست.

مثال زدم گفتم اگر یک گواهینامه رانندگی هم توقیف شود طرف حق رانندگی ندارد. یک مطبی که پلمپ شود طرف حق ندارد برود آنجا نسخه تجویز کند.

دومین سوال در ارتباط با اخطار است. کجای قانون نوشته شده که در اخطار باید شما به طرف اثبات کنید که شما این تخلف را مرتکب شدید؟ آیا کمیسیون ماده 10 محکمه است؟ کمیسیون ماده 10 قوه قضائیه است، کمیسیون ماده 10 به تعبیری داد گستری است. کمیسیون ماده 10 احزاب شرح خودش را دارد. کمیسیون ماده 10 احزاب وقتی دید فعالیت یک حزبی دارد از مرز قانون عبور می کند آنجا ایست می دهد، تذکر می دهد، اخطار می دهد.
سومین سوال در ارتباط با جلوگیری از برگزاری کنگره بود. طبق حکم مقام قضایی، دفتر حزب مشارکت پلمپ شده. یعنی فعالیت او به دستور قاضی و قوه قضائیه توقیف شده. حتی دفترش پلمپ شده و اعضای حزبی که بنا به دلایلی برخی از آنها دستگیر شدند پرونده آنها در محکمه مطرح است، به چنین حزبی اجازه برگزاری کنگره نمی دهند.این می شود خلاف قانون. من که نمی توانم اجازه دهم پلمپی که قوه قضائیه به دفترتان زده باز کنند.. آیا شما که می فرمایید در کمیسیون قضایی مجلس بودید. در کمیته حقوقی حزب بودید. آیا واقعاً برداشت شما از قانون این است.

اشکالی ندارد شما قضاوتتان را بکنید. حرفهایتان را بزنید ما هم حرف می زنیم،اینجا که افکار عمومی و شنوندگان که عاقل و بالغ وبا شعورند.آنها خودشان می آیند قضاوت می کنند. به نظر من پاسخ هایی که داده شد کاملاً بدیهی است و این سوالات اصلاً اساس حقوقی ندارد. 

رادیو گفت وگو: آقای شکوری صحبتهای اقای مشکینی را شنیدید؟

شکوری راد: بله. ایشان به سوالات من پاسخ ندادند. ایشان می گویند که بر اساس کجای قانون، تذکر، باید مستندات داشته باشد. یک مقدار هم باید عقل را در برداشت از قانون ملاک قرار داد. 


عباس زاده مشکینی: من نگفتم کجای قانوی باید مستندات داشته باشد. 

شکوری راد: پس از کجا بفهمندکه به چه چیزی تذکر دادید؟

عباس زاده مشکینی: من گفتم وقتی اخطار داده می شود به یک حزبی تذکر داده می شود.

شکوری راد: کجای کار اشکال وارد است بتواند برود اصلاح کند. دوم اینکه می گویند دفتر جبهه مشارکت پلمپ شده، خیر دفتر جبهه مشارکت را مشخص نیست چه کسی پلمپ کرده. ما استعلام کردیم جواب ما را ندادند. هیچ نامه ای به ما ابلاغ نکردند. 

عباس زاده مشکینی: وقتی که دفتری پلمپ شده باشد نامه را به کجا بدهند؟از پنجره باید بیندازند داخل.

شکوری راد: ما نرفتیم در دفتر را باز کنیم ولی هنوز هیچ مقام قضایی مسئولیت بستن در جبهه مشارکت را بر عهده نگرفته و از کلانتری محل هم پرسیدیم آنهاهم نمی دانستندچه کسی آمده زنجیر زده به در حزب. در حزب را زنجیر زده اند اما معلوم نیست که چه کسی زده. اینها خود غیرقانونی است.با این حال مااحتیاط کردیم نرفتیم باز کنیم.....
بستن ساختمان که دلیل بر عدم فعالیت یک حزب نمی شود. ضمن اینکه در مورد تهدید کمیسیون ماده 10 احزاب هم که آقای رسایی ،گفتند ایشان هم صحبت کردند.قوه قضائیه یک کیفرخواست غیرقانونی که در یک دادگاه غیرقانونی خوانده شده را ازصدا و سیما منتشر کرده،یعنی هم خود صدور کیفرخواست از دادگاه غیرقانونی بوده،هم انتشار آن از صدا و سیما غیرقانونی بوده که در مورد صداو سیما رئیس قوه قضائیه در روز یکشنبه گفتند متهمی که قبل از اثبات جرم، نامش در رسانه ها اعلام شود می تواند برود شکایت کند . ما حق داریم بخاطر صدور کیفرخواست علیه حزب، هم از دادستان پیشین هم دادستان فعلی که یکی از دادگاهها در زمان ایشان برگزار شده و هم از صدا و سیما شکایت کنیم.علاوه بر اینکه صدور کیفرخواست علیه حزب هم باید ابتدا از مجرای کمیسوین ماده 10 آغاز می شد و دادستان حق نداشته این کار را بکند.

عباس زاده مشکینی: شما دادگاه را قبول نمی کنید، قانون راقبول نمی کنید. 

شکوری راد: به همین دلیل بنده به عنوان یک حزب سیاسی مدعی هستم که دارد برخورد سیاسی می شود. و به نظر من آقای عباس زاده مشکینی به هیچ کدام از سوالات من جواب منطقی ندادند.استناد قانونی کنند بگویند به استناد بند فلان.می گویند توقیف پروانه،همین الان احزابی داریم در کشور که پروانه نگرفتند و سی سال است در حال فعالیت هستند، کسی به آنها نگفته بالای چشم شما ابروست .چه کسی گفته توقیف پروانه یعنی جلوگیری از فعالیت سیاسی؟ این را از کجای قانون درآوده اند که در انتهای نامه شان گفته اند. مستندشان چیست؟ یک بندی، ماده ای از قانون بگویند و بگویند کجای قانون اساسی و کجای قانون احزاب گفته یک حزب برای فعالیت سیاسی خود باید پروانه اخذ کند. همان طور که عرض کردم وزیر کشور زمان آقای بشارتی گفتند این موضوع در قانون نیست و ما نمی توانیم اجبار کنیم حزبی حتماً برود پروانه اخذ کند، به خاطر اینکه در قانون نیامده که باید حتماً پرونه اخذ کند. 

رادیو گفت گو: اجازه دهید صبحتهای آقای مشکینی را در پاسخ به این سوال بشنویم. 

عباس زاده مشکینی: آقای شکوری راد، شما بالاخره می فرمایید، قوه قضائیه غیرقانونی است، دادگاه غیرقانونی است، کیفرخواست غیرقانونی است. تمامی تصمیماتشان، احکامشان غیرقانونی است. بالاخره آن مرجع و مستند شما کجاست؟ ما به آنجا بچسبیم. مثل این که شما غیر از خودتان هیچ چیز دیگری را قبول ندارید. رأی مردم 40 میلیونی را قبول ندارد. رأی شورای نگهبان را قبول ندارید. رأی دادگاه را قبول ندارید، رأی کمیسیون ماده 10 را قبول ندارید. رأی خودتان را قبول دارید، با کدام منطقی این حرفها را می زنید. کمی به شعور مردم اعتنا قائل شوید. این طوری برخورد می کنید که مردم ،گونه با شما رفتار می کنند.

سه سوال پرسیدید فرمودید چرا مستندات اخطار را به ما نمی گویید.آیا وقتی شما از سرعت مجاز فراتر می روید پلیس به شما اخطار می دهد؟ می گوید من جریمه تان نمی کنم، خودوری شما را هم متوقف نمی کنم، با سرعت نروید می زنید مردم را می کشید. طرف آیا باید یقه پلیس را بگیرید،بگویید شما باید اثبات کنید که من آدم می کشم. شما را باید بفرستند که آدم را بکشید ،جنازه را باید بفرستند خدمتتان؟ پدری که به فرزند خود تذکر می دهد نمی نشیند که پرده بین پدر و فرزند برداشته شود. می گوید که دارید به قانون نزدیک می شوید، از خط قرمز عبور می کنید مواظب باشید آنجایی که به مردم تفهیم اتهام می کنند و طرف حق دارد دفاع کند، در مقابل مستندات، دلیل مستند بیاورد آن دادگاه است.

من تعجب می کنم شما با این همه ادعای کار حقوقی تجربه حقوقی، یک نکته بدیهی و آن همه تفاوت و روح کار کمیسیون ماده 10 احزاب با محکمه را این گونه دارید قضاوت می کنید. البته من به شما حق می دهم .احتمالاً دوستان عصبانی تشریف دارند ولی از یک فعال سیاسی، از یک آدم عاقل و بالغ می خواهند کار سیاسی کند. کار سیاسی که غیر از خود به فکر جامعه هم است. کار سیاسی در مبانی دینی ما مقدس است. قرار نیست که این گونه عصبانی شود. از شما به عنوان یک شخصیت حقیقی و یک فعال سیاسی، به عنوان یک آدم آشنا به مسائل حقوقی دعوت کردند در این ارتباط محترمانه نظرتان را بگویید جوابتان را بشنوید. من کجا گفتم، زنجیر،من کجا گفتم بسته شدن. من گفتم که طبق رأی و نظر محکمه مرجع قضایی دفتر شما پلمپ شده. وقتی دفتر شما پلمپ شده پستچی حتی نمی تواند به شما نامه ارسال کند. این پلمپ شده، یعنی فعالیت او توسط دستگاه قضایی متوقف شده. در نتیجه شما نمی توانید کنگره برگزار کنید. کنگره یعنی باز کردن این دفتر، دعوت ، تلفن زدن، پذیرایی کردن، دستور خواندن، جمع کردن 500 نفر در یک جایی و امنیت آنها را تأمین کردن، می شود فعالیت. این خود نقض قانون است. به تعبیری اگر به شما اجازه داده شود کنگره برگزار کنید، دلیل این کار در خود این کار وجود دارد،آنجا پلمپ شده. به طور طبیعی به کسی اجازه نمی دهند برود جایی را پلمپ کند،غیر از قاضی که دستور پلمپ را صادر کرده. مطلب سوم هم کاملاً مشخص است. کمی عنایت داشته باشید، خویشتنداری نشان دهید. طبق قانون پرونده شما قرار است به دادگاه ارسال شود، دادگاه تصمیم بگیرد. در دادگاه ان شاالله دفاع خوبی میکنید، ما امیدواریم و دعا می کنیم تبرعه شوید. اتهاماتی که متوجه دو حزبی که شما در یکی از آنها عضویت دارید، تعصب آن را دارید. ما دعا می کنیم ان شاالله تبرئه شوید و مجدداً در چارچوب نظام، در چارچوب قانون فعالیت کنید و خدماتتان،وجودتان، تحرکاتتان، موضع گیریتان ، اعتقادتان مبنای خیر و پیشرفت جامعه شود. این طور حرف زدن، این گفتمان، این هدف گیریها در بین یک ملت فرهیخته،که الحمدالله در کشور ما بیش از 90 درصد مردم با سوادند. حتی در 4میلیون از دانشگاههای ما فارغ التحصیل می شوند، این ادبیات مناسب ،این ملت با فرهنگ نیست. 

رادیو گفت وگو: متشکرم. ما با آقای حمیدرضا فولادگر عضو کمیسيون ماده 10 احزاب هم ارتباطمان برقرار شده. سلام شب شما بخیر.

فولادگر: سلام شب شما هم بخیر. 

رادیو گفت وگو: برنامه را شنیدید؟

فولادگر: خیر من ارتباط نداشتم. در جریان بحث نیستم.

رادیو گفت وگو: بحث درمورد کمیسیون ماده 10 احزاب مبنی بر متوقف کردن فعالیت احزاب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب است. آقای شکوری راد و آقای عباس زاده مشکینی با ما همراه هستند. بفرمایید که شما روند این درخواست را چه طور می بینید.شما موارد را یک برخورد سیاسی نمی دانید آن طوری که آقای شکوری اشاره داشتند.

فولادگر: خیر برخود سیاسی نیست. واقعاً از منظر قانون شکنی نگاه شده و یک سری تخلفات ماده 16 است. به هر حال احزاب زیادی در این کشورند که با سلائق مختلف کار می کنند.

رادیو گفت وگو: آقای شکوری اگر سوالی از آقای فولادگر دارید یا تحلیلی که از این بخش از برنامه دارید بفرمایید. 

شکوری راد: من بازهم متوجه نشدم که ورود آقای حسینیان و آقای فولادگر  به این بحث برای چیست. ولی چون ایشان هم 
....
رادیو گفت وگو: آقای فولادگر از اعضای کمیسوین ماده 10 احزاب هستند.

شکوری راد: بله. ایشان گفتند از ابتدا در جریان بحث نبودند. آقای مشکینی به جای اینکه به سوالات من پاسخ حقوقی دهندیک مقدارنصیحت کردند ما را. گفتند چرا بلند صحبت می کنی؟ خداوند در قران می فرماید :لا یحب الله الجهر بالسوء من القول الا من ظلم .ما چون مورد ظلم واقع شده ایم ممکن است صدایمان هم یک مقداری هم بلند شد. فکر می کنم که خدا هم این را می پسندد. هر کسی هم که به این مسائل اعتقاد دارد بر ما خرده نخواهد گرفت. این چیزهایی هم که اتفاق می افتد و مضایقی هم که برای حزب ایجاد شده و دستگیری دبیر کل و اعضا و جریان توقیف و جلوگیری از کنگره و این ها را همه امتحانات الهی می دانیم و امیدواریم در این امتحانات موفق شویم. ما داریم هزینه پافشاری بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی را می پردازیم و برای اجرای بدون تنازل قانون اساسی پرداخت هیچ هزینه ای سنگین نیست و جای نگرانی هم نیست.

همین الان حزب عدالت و توسعه که در ترکیه بر سر کار است که رئیس جمهور و رئیس دولت از این حزب هستند، قبلاً اسمش حزب رفاه بود. و دبیر کل آن هم آقای نجم الدین اربکان بود. نظامیان تحمل نکردند حزب را به دادگاه فرستادند، دادگاه حزب را منحل کرد. آقای اربکان را هم به زندان انداخت ، ازفعالیت سیاسی محروم کرد، اعضای حزب یک حزب دیگری تأسیس کردند به نام &quot;عدالت و توسعه&quot; و الان الحمدالله سر کار است و اسلام گرایانی هستند که جمهوری اسلامی هم از آنها رضایت دارد که آنها آنجا بر سر کار باشند. مردم هم خوشحالند، به خاطر اینکه پایگاه مردمی آنها نهایتاً توانست آنجا این موقعیت را ایجاد کند. من هم فکر می کنم برای ما جای نگرانی نیست.

دوستان می گویند برخورد حقوقی است برخورد سیاسی نیست. اساساً آنچه که ظرف 9 ماه گذشته در این کشور اتفاق افتاده یک چالش سیاسی بزرگی بوده. من تعجب می کنم که چرا این گونه صحبت می شود و این اعتراضاتی که صورت گرفته نایده گرفته می شود وهمه اش دنبال عناوین حقوقی هستند برای کسانی که اعتراض منطقی داشتند با آنها این گونه برخورد شود. من فکر می کنم که اگر پرونده ما به دادگاه برود و بر اساس قانون اساسی و در حضور هیئت منصفه یک دادگاه علنی برگزار شود ما فرصت خواهیم داشت که از مواضع به حق و اصولی خودمان دفاع کنیم و من فکر می کنم درآنجا مستنداتی که آقای مشکینی و کمیسیون ماده 10 ارائه خواهند کرد، مستنداتی نخواهد بود که بتواند چه قاضی دادگاه و چه افکار عمومی را متقاعد کند. ما درست است که در محکمه دستگاه قضایی هستیم که به آن هم انتقاد داریم بابت عملکردهایش، نهایتاً رأی آن را خواهیم پذیرفت اما در محضر الهی هستیم و در محضر افکار عمومی هم هستیم وما خوشحالیم که خودمان را در پیشگاه الهی رو سفید می بینیم و در پیشگاه مردم هم، شاهدیم هر روز مردم چگونه قضاوت می کنند و چگونه دارند داوری می کنند در عرصه سیاسیدر مورد کسانی که در مقابل هم قرار گرفتند و انتقاد میکنند. ماانتقادات خودمان را انتقاداتی می دانیم بر اساس دلسوزی برای اسلام، بر اساس دلسوزی برای ایران، بر اساس قانون اساسی و بر اساس دلسوزی برای جمهوری اسلامی ایران که بسیاری از دوستان ما عمر و جوانی خودشان را برای استقلال این نظام صرف کردند و الان دارند می سوزند و می سازند به خاطر اینکه می بینند نظامی که با این همه خون دل برقرار شده اکنون دستخوش التهاب و بحرانی است که متأسفانه دستی هم برای حل آن از آستین بیرون نیامده و همچنان دارد ادامه پیدا می کند. 

رادیو گفت و گو: آقای شکوری اگر نکته خاصی دارید بفرمایید . 

شکوری راد: خواهش می کنم موفق باشید. 

رادیو گفت و گو: آقای فولادگر بخش پایانی صحبتهای شما را بشنویم. 

فولادگر: من بسیار خوشحال و امیدوار شدم که آقای شکوری راد به یک آیه از قرآن تمسک جستند و من واقعاً هم خوشحال شدم هم امیدوار از این بابت که این برادران عزیز حداقل به مرجعیت قرآن به حمدالله اعتقاد دارند. بله خیلی خوشحال شدیم و می پذیریم که انسان اگر خدای ناکرده مورد ظلم قرار گیرد اصولاً باید فریاد بزند و آن فریاد ارزشمند است و خدا خوشش می آید. اما خدا بسیار بدش می آید، انسان ظلم کند به ملت و حتی خودش بعد داد هم بکشد، خدای ناکرده، اتفاقاً ملت هم بدش می آید. شبیه خون زدن به سرمایه ،اعتماد مردم، تهمت و افترا بستن به رأی 40 میلیون نفر، قانونگریزی، عبور از قانون، مظلوم نمایی، آتش زدن به سرمایه اعتماد ملت و جریحه دار کردن دشمنان نظام انقلاب، جریحه دار کردن دشمنان خدا، قانونگریزی اینها اتهامات بسیار بدی هستند و خدا و ملت هم بدش می آید. و ملت هم در رفتارهای خودش می آید این ناراحتی خودش را ابراز می کند و من خوشحال شدم از تمسک جناب آقای شکوری راد عزیز به آیه ای از قران و عرض کردم بسیار امیدوار شدم باز هم توصیه میکنم که ان شاالله به همه آیات قرآن عنایت فرمایید آیات قران فقط این یکی نیست شما وقتی قرائت میفرمایید لااله بلافاصله به دنبالش الا الله راهم ان شاءالله بیاورید.امیدوارم دوستان به جای این گونه تقلاها خودشان را آماده کنند که در مسیررسیدگی به پرونده به محکمه مستندات و دلایل خود را ارائه کنند و ان شاالله اگر خداخواست برگردند به گردش کار و انقلاب و نظام و ملت از ثمره وجود این عزیزان استفاده کند. از خدا هم بخواهند که همه ما را هدایت کند. برخی اوقات لطف خدا باید باشد که انسانها هدایت شوند و حضورشان برای ملتشان مثمر ثمر شود.

   </content>
</entry>
<entry>
   <title>شکوری راد:قدرت اجتماعی در اختیار اصلاح طلبان است</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/04/post_169.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.198</id>
   
   <published>2010-04-05T12:12:08Z</published>
   <updated>2010-04-05T12:13:26Z</updated>
   
   <summary>دوشنبه, ۱۶م فروردین, ۱۳۸۹ چشم انداز پیش روی اصلاح طلبان این است که مطالبات مردمی، به کرسی خواهد نشست و چگونگی آن چندان مهم نیست/ گفتمان غالب امروز، گفتمان اصلاح طلبی است. کلمه:عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت گفت: گفتمان غالب...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="interview" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      دوشنبه, ۱۶م فروردین, ۱۳۸۹

چشم انداز پیش روی اصلاح طلبان این است که مطالبات مردمی، به کرسی خواهد نشست و چگونگی آن چندان مهم نیست/ گفتمان غالب امروز، گفتمان اصلاح طلبی است.


کلمه:عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت گفت: گفتمان غالب امروز، گفتمان اصلاح طلبی است و قدرت اجتماعی نیز در اختیار اصلاح طلبان است.

علی شکوری‌راد در گفت‌وگو با ایلنا، در پاسخ به سوالی در مورد موقعیت کنونی اصلاح طلبان در جامعه، با بیان اینکه موقعیت جناح های سیاسی در کشور را بر اساس دو مولفه قدرت حاکمیتی و قدرت اجتماعی می‌توان ارزیابی کرد، اظهار داشت: اصلاح طلبان هم اکنون فرصت زیادی را برای حضور در حاکمیت ندارند و در سطح سه قوه در قالب فراکسیون اقلیت مجلس، بدنه کارشناسی دولت و هیات علمی دانشگاهها حضور دارند.

وی افزود, در سطح جامعه، گفتمان غالب امروز، گفتمان اصلاح طلبی است و از این نظر قدرت اجتماعی در اختیار اصلاح طلبان و قدرت حاکمیتی در دست اصولگرایان است.

عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت تصریح کرد: چشم انداز پیش روی اصلاح طلبان این است که مطالبات مردمی، به کرسی خواهد نشست و چگونگی آن چندان مهم نیست.

      
   </content>
</entry>
<entry>
   <title>علامت بدهيم كه هستيم</title>
   <link rel="alternate" type="text/html" href="http://gollejeh.ir/2010/03/post_168.shtml" />
   <id>tag:gollejeh.ir,2010://1.196</id>
   
   <published>2010-03-31T13:41:26Z</published>
   <updated>2010-03-31T13:42:33Z</updated>
   
   <summary> هنگامي كه خانم منصوري را كه بيش از شش ماه بود در زندان بسر برده بود از داد گاه به زندان بر مي گرداندند. او از داخل ماشين دستانش را كه دستبند به آنها زده بودند بالا آورده بود...</summary>
   <author>
      <name>علي شكوري راد</name>
      <uri>www.gollejeh.com</uri>
   </author>
         <category term="note" scheme="http://www.sixapart.com/ns/types#category" />
   
   
   <content type="html" xml:lang="en" xml:base="http://gollejeh.ir/">
      
هنگامي كه خانم منصوري را كه بيش از شش ماه بود در زندان بسر برده بود از داد گاه به زندان بر مي گرداندند. او از داخل ماشين  دستانش را كه دستبند به آنها زده بودند  بالا آورده بود و از پنجره  به آنهايي كه در بيرون زندان ايستاده بودند علامت پيروزي نشان داده بود.آن علامت نشان دادن، خودش پيروزي بود.
جنبش سبز در حقيقت هنگامي شكل گرفت كه مردم يكديگر را يافتند و دريافتند كه همه با هم هستند. مردم احمدي نژاد را نمي خواستند و وقتي بر خلاف خواسته آنها نام احمدي نژاد از صندوق راي بيرون آورده شد آنها يك صدا فرياد زدند &quot;راي من كو&quot;. اينجا بود كه همديگر را پيدا كردند. از آن به بعد مردمي كه با هم  شده بودند تبديل به كابوسي شدند براي كساني كه اصرار داشتند تاييد شوراي نگهبان اصل است نه جمعيت معترض حاضر در خيابان. شوراي نگهبان چشمش را بست و انتخابات را تأييد كرد ولي مشكل آنها حل نشد. نه ماه همه امكانات خود را بكار بستند و از همه روش هاي قانوني و غير قانوني بهره جستند تا اعتراض مردم را بخوابانند. آنها البته موفق نشدند مردم را از اعتراض منصرف كنند ولي بالاخره توانستند خيابانها را به كنترل خود در بياورند و از تجمعات جلوگيري كنند. اكنون سبز ها در حسرت يك فرصت تجمع هستند و آنها در هراس از آن. يك حالت انتظار بوجود آمده است. نه آنها خيالشان راحت است و نه سبز ها بي خيال. همه هم مي دانند همينطوري نمي ماند. هر يك منتظرند ديگري خسته شود.
سبز بودن جرم نيست. سبز بودن افتخار است، هويت است. سبز ها خواستار اجراي قانون هستند. اجراي بدون تنازل همين قانون اساسي. سبزها مي خواهند انتخابات آزاد و سالم برگزار شود و كسي در رأي آنها دست نبرد.
سبز ها براي اينكه خسته و دلسرد نشوند بايد به هم علامت بدهند كه هستند. چرا كه دلخوشي آنها به بيشمار بودنشان است و همين است كه به آنها قوت قلب مي دهد. بنابراين بايد به يكديگر علامت بدهند و اعلام بكنند كه هستيم و همچنان سبز هستيم. اگر مي توانيم از نماد سبز استفاده كنيم  ولي اگر استفاده از نماد سبز مقدور نبود با دست به هم علامت بدهيم. سواره و پياده، از دور و از نزديك، به آشنا و غير آشنا هر جا چشممان به هم افتاد انگشتانمان را به علامت پيروزي شكل بدهيم و به يكديگر نشان بدهيم. اگر كسي به ما علامت داد ما نيز به او علامت بدهيم و البته هر يك سعي كنيم در دادن علامت بر ديگري پيشي بگيريم.
 اين كار را مي توان از همين سيزده بدر كه همه با هم به دامان سبز طبيعت مي روند آغاز كرد.

      
   </content>
</entry>

</feed>
