چفیه نشان چیست
متن ناقص و سانسور شدۀ این یادداشت با عنوان "در بارۀ چفیه" در آخرین شمارۀ روزنامۀ حیات نو ، قبل از توقیف، به چاپ رسیده است
چفیه انداختن من در هنگام مناظره با آقای ترقی در دانشگاه تهران نوعا بازتاب مثبتی در بین جوانها نداشت. دوستان جوانی که من نظراتشان را دریافت کردم اغلب مناظره را عالی ارزیابی می کردند ولی نسبت به انداختن چفیه، یا سکوت معنا دار داشتند یا صریحاً اظهار تعجب یا نارضایتی می کردند. من این کار را یک بار پیش از این در سال 79 و چهار ماه بعد از شروع به کار مجلس ششم انجام داده بودم که آن زمان با استقبال مواجه شده بود. یعنی بعضی ها خیلی استقبال کرده و بعضی هم سکوت کرده بودند و من با هیچ واکنش منفی مواجه نشده بودم(1). آن موقع بیش از شش ماه بود که مقام معظم رهبری در زیر عبا چفیه می انداختند. تا آنجا که یادم است ایشان پس از انتخابات مجلس ششم مبادرت به انداختن چفیه کرده و تا کنون به این کار ادامه داده اند. تحلیل این بود که ایشان با این کار می خواهند یک عزمی نشان بدهند و یا پیامی برای نیروهایی ارسال کنند که خود را پیرو و فدائی رهبری می دانستند اما با شکست درانتخابات ریاست جمهوری هفتم که ایشان مانع بروز تقلب در آن شده و سپس آن را حماسه نامیدند و انتخابات مجلس ششم که ایشان نقش مهمی در سلامت برگزاری آن داشتند(2)، افشای قتل های زنجیره ای که ایشان آن را محکوم کردند و حوادث بعد از آن و نیز ماجرای حمله به کوی دانشگاه و محکومیت آن توسط رهبری سر خورده شده بودند. نیروهایی که نوعاً در رفتار های گروهی از چفیه به عنوان نماد و علامت خود استفاده می کردند. مردم به یاد می آوردند گروه فشار که با این نماد و با نام انصار حزب الله در آن زمان بسیار فعال بود چگونه با استفاده از امکانات نهادهای عمومی و بخصوص بسیج تمام همت خویش را بکار بست تا خاتمی در دوم خرداد سال 76 رأی نیاورد و سپس همه کار کرد تا مانعی در برابر دولت و مجلس اصلاحات و حرکت اصلاح طلبانۀ ملت باشد. آنها تلاش می کردند خود را مردم بنامند و بنام مردم گروه فشار راه می انداختند. سازمان هرمی آنها قادر بود عده ای جوان چفیه به گردن و موتور سوار را در کوتاه ترین زمان برای بر هم زدن هر برنامه ای به راه بیاندازد و مطمئن نیز باشد که نیروی انتظامی ملاحظۀ آنها را در هر شرایط خواهد کرد و دستگاه قضایی هم اگر به صحنه بیاید به کمک آنها خواهد آمد نه شاکیان. حمله به سینماها، تجمعات قانونی، که تجمع 11 اسفند سال 76 دفتر تحکیم اولین مورد آن بود، حمله به وزرای کشور و ارشاد دولت اصلاحات در نماز جمعه، حمله به تجمع پارک لالۀ دانشجویان، حمله به میهمانان نشست دفترتحکیم وحدت در خرم آباد( آقایان سروش و کدیور) و حمله به کوی دانشگاه و نیز تهدید حمله به مجلس پس از مطرح شدن قانون مطبوعات نمونه هایی از کار های این گروههای فشار بود که نوعاً با استفاده از نماد چفیه انجام می گرفت.
حقیر همان زمان پس از دیدار هیأت رئیسۀ فراکسیون جبهۀ دوم خرداد مجلس ششم با رهبری بطور خصوصی انتقاد خویش را در مورد استفادۀ مستمر ایشان از چفیه خدمتشان عرض کردم و اکنون نیز بر این باورم که این کار موجب تخفیف جایگاه رهبری در کشور شد و ایشان را از موضع رهبر کل مردم به رهبر بخشی از آنها تنزل داد. رهبری علی رغم در اختیار داشتن دستگاه عظیم صدا و سیما، تریبون های نماز جمعه، سازمان تبلیغات اسلامی، نمایندگی های ولی فقیه در واحدهای نظامی باز هم ترجیح داده اند از چفیه به عنوان یک رسانه استفاده کنند. این رسانه اگرچه پیامی کلی و اجمالی به رده های مختلف نظامی، بسیج و فدائیان و پیروان رهبری ارسال می کند. اما این مجال را در اختیار می گذارد که واسطه ها از آن به سلیقه و زعم خود رمز گشایی کرده و آن را تفسیر کنند. طرح بصیرت که در سپاه و بسیج اجرا شده است ظاهراً به منظور آموزش رمز گشایی از این نوع پیامها بوده است. فجایعی مانند کشتار راهپیمایان معترض به نتایج اعلام شدۀ انتخابات، حمله به کوی دانشگاه یا مجتمع سبحان و یا آنچه در کهریزک اتفاق افتاد بنظر می رسد حاصل خطای عده ای از شاگردان بی دقت مدرسۀ بصیرت بوده است که برای خود و رهبری نظام درد سر درست کرده اند. این نکته را بخوبی می توان از خلال سخنان اخیر سردار علی فضلی فرمانده سپاه سید الشهداء استان تهران دریافت. واسطه ها یی که خود را مفسر پیام اجمالی رهبری از طریق رسانۀ چفیه می دانند و در سلسله مراتب نهادهای تحت امر رهبری قرار دارند حتی سخنان صریح رهبری را فرع پیام اجمالی چفیه قلمداد کرده و به زیر مجموعۀ خود گفته و القاء می کنند که آقا بدلایلی مجبور است این گونه بگوید ولی منظورشان این است که ما می گوئیم. آنها پس و پیش رفتن چفیه و میزان بیرون بودن آن از زیر عبا را در هر دیدار تفسیر می کنند و از آن، پیام های خاص در یافت و منتقل می کنند. وقتی ارسال پیام اجمالی از طریق این رسانه می تواند این همه خطا در پی داشته باشد چه اصراری باید باشد بر استفاده از آن!
جوان داانشجویی که اکنون 18 تا 22 سال سن دارد از آن زمان که بیاد می آورد رهبر را چفیه بر دوش دیده است. او اگر عضو بسیج و یا تشکل های متناظر آن نبوده است معمولاً پیام مثبتی از این رسانه دریافت نکرده است. او این چفیه را به گردن کسانی نیز دیده که رفتارهایشان آمرانه، خشن و بعضاً غیر قانونی بوده است. چفیه برگۀ عبور برای گذر از مرزهایی بوده است که مردم آنها را محترم می شمرده اند. او تشکل بسیج دانشجوئی را با نماد چفیه دیده است که از همه گونه حمایت های مالی و اداری حاکمیت برخوردار بوده و با تشکل های مستقل دانشجوئی نظیر انجمن های اسلامی واقعی که دستشان به هیچ جا بند نیست رقابت ناعادلانه می کند. جوان دانشجوی آرمان خواه به خود حق می دهد از چفیه خوشش نیاید. برای او چفیه مفهومی یافته است که با آنچه در ذهن کسانی با سن و سال من است کاملاً متفاوت است. من خون دل می خورم که می بینم نمادی که برای من معنی ایثار، از خودگذشتگی، خدمت به مردم، دفاع از ملت و وطن، و نهایتا شهادت و لقاء الله دارد و نوستالژی دوران خوش جوانی من است آلوده شده و می خواهم نگذارم و او به زعم خود می بیند که من نماد خشونت، حق کشی، قانون گریزی و... را به گردن خود آویخته ام و شبیه کسانی شده ام که در ماههای اخیر بدترین رفتارها را با مردم داشته اند.. من از این کار به خود می بالم و او از این کار من مشمئز می شود در حالی که فکرمان و راهمان یکی ست. او مرا می شناسد و نظراتم را می داند با این حال من برای اثبات این همراهی، شال سبز را در کنار چفیه به گردن آویخته ام اما او به این هم راضی نیست. چرا؟
به نظر من همان طور که مردم وقتی ستاد احمدی نژاد در برابر نماد سبز ستاد مهندس موسوی پرچم سه رنگ را به عنوان نماد خود بر گزید مردم نه تنها از پرچم روی گردان نشدند بلکه به حق شعار دادند "پرچم ایرانمو پس می گیرم" یا " پرچم ایران منو پس بده" واکنون هم از این پرچم به عنوان نماد ملی استفاده می کنند و آن را متعلق به احمدی نژاد نمی دانند در مورد چفیه نیز نباید بگذاریم این نماد ارزشهای والای دوران دفاع مقدس مصادره شود. چفیه نماد ایستادگی و مبارزۀ ملت بزرگ ایران در برابر تجاوز بوده است و عکس شهدای بزرگواری که همۀ ملت به آنان افتخار می کنند مزین به این نماد است. من و بسیاری از کسانی که توفیق حضور در جبهه ها را در دوران دفاع مقدس داشته اند دوست نداریم و نمی خواهیم وقتی عکس های دوران جبهه و جنگ خود را به فرزندانمان نشان می دهیم ما بناحق شرمنده بشویم و آنها بناحق مشمئز.
پاورقی ها:
1- قسمتی از نطق پیش از دستور من در مجلس ششم:
ما نسلي هستيم كه همواره غبطه ياراني را مي خوريم كه از ما سبقت گرفتند و يك شبه ره صد ساله رفتند و ما مانده¬ايم محكوم به دست و پا زدن در دنيايي كه جز خون دل نصيبي براي آرمانخواهان و حق طلبان ندارد . بايد ماند و ديد كه چگونه آرمانهاي بلند شهيدان به مسلخ برده مي شود و افتخارات آن عزيزان مصادره به مطلوب كساني مي شود كه دانسته يا ندانسته به سوداگري ارزشها مشغولند.
دلم مي خواست در اين فضاي غبار آلود، هم خود را بپيرايم و هم غبار مظلوميت از چهره عزيز شهداء بزدايم ، خواستم تا تجديد عهدي با شهيدانمان داشته باشم و بگويم ما همچنان درجستجوي آرمانهاي انقلاب اسلامي و شهداي گرانقدر، مسير دوم خرداد را يافته ايم و با همان عشقي كه انقلاب و جنگ را سپري كرديم مسير اصلاحات را مي پيماييم .
ما درهمان نقطه كه شهدايمان پرواز كردند نمانديم ، با متقضيات زمان و مكان كه امام آموخت به آنها بي اعتناء نباشيم، پيش آمده ايم و امروز نير همان نيت و عزم را براي همان مقصود در برنامه دوم خرداد دنبال مي كنيم .
چفيه ام را سالها بود كه بقچه كفنم كرده بودم و به كناري نهاده بودم ، خواستم بياد دوران جنگ و براي گراميداشت هفته دفاع مقدس آن را به گردنم بياويزم. آن را برداشتم و توفيقي شد تا تجديد عهدي نيز با كفنم داشته باشم ، امروز اين چفيه را به گردنم آويخته ام تا اين يادگار شهيدان و فرهنگ ايثار غريب نماند .
چفيه حق بزرگي بر گردن ما دارد در سرماي زمستان جبهه هاي غرب ، شال گردن و درآفتاب گرم جبهه هاي جنوب سايبان شهيدانمان بوده است. عرق جبين آنها را پاك كرده وآب وضوي آنها را گرفته است. زخم بند مجروحان و اسباب همرنگي رزمندگان بوده است . چفيه براي خود نمايي نبود . چفيه براي ايجاد رعب نبود . چفيه نشان مهرباني بود ، ايثار بود ، از خود گذشتگي و تواضع بود. چفيه را مردم دوست داشتند . اكنون هم دوست دارند . اگر ما مدعيان چفيه را نيالاييم و تحت لواي آن خشونت نورزيم و آن را نشان باند و گروه خود نكنيم و مردم ببينند چفيه به گردنها به قانون احترام مي گذارند، آبروي مردم را پاس مي دارند و حريم انساني و آزادي آنان را نگه مي دارند . اگر چفيه زينت ماست ، ما نيز زينت چفيه اين يادگار شهيدان باشيم. تا چفيه به گردنها ، همچون هميشه پناه مردم و مظلومان باشند و مرضي نظر روح ناظر شهيدان.2- جبهۀ مشارکت با صدور نامۀ سرگشاده ای خطاب به رهبری در تاریخ 30/11/78 از حسن تدبیر ایشان در برگزاری انتخابات ششمین دورۀ مجلس شورای اسلامی که منجر به مشارکت گستردۀ مردم در آن شد قدر دانی نمود.

نظرات
سعيد :
بعد از حركتهاي 16 , 17 آذر من فكر ميكنم بعضيها درون حاكميت كم كم حوصله شان سر رفته و انتظاري كه داشتند برآورده نشده است. ظاهرا آقاي اژه اي هم خيلي عصباني شده و مردم را تهديد به برخورد كرده است.صداو سيماي اقا هم كه ميفرمايد حدود 40 يا 50 نفر اغتشاشگر شعار انحرافي دادند كه مردم حزب الله برخورد كردند و 204 نفر از آنها را بازداشت كردند. واقعا عجب جوكي شده اين وقايع ايران و اظهار نظرهاي مسؤولان محترم!
سعيد - December 9, 2009 8:08 AM
حدیث :
متاسفانه تمیز دادن بین بسیجیان و انقلابیون واقعی بسیار سخت شده، به نظر بنده کار عاقلانه ای شما انجام دادید با تکرار این کار بسیجیان واقعی مشخص میشوند.
حدیث - December 9, 2009 12:07 PM
:
شما انسان متشرع و معتقدی هستید پس بهتر بود از رفتار و نمادهای شبه انگیز دوری میکردید و حساسیت ایجادنمیکردید. چرا استفاده از جفیه در زمان دفاع از ایران نقد نشد. آیا ایران و ایرانی اینقدر از نماد و هویت تهی شده که چفیه عربی یا نمادی که بیشتر یه اعراب تعلق داره شده نماد رشادت و دلیرمردی. پس اکه اینطور باشه کلاه چه روهم رو سرمون بذاریم و پرچم کاوه رو بذاریم توهمون شاهنامه بمونه. ما تلاش میکنیم تا پرچم سه رنگ ایران عزیز رو از دست غاصبان خارج کنیم شما هم سعی کنید اولین منتقد خودتون باشید و بجای نوشتن برای توجیه از خدتون بپرسید چرا؟ آقای شکوری راد عزیز استفاده آقای خامنه ای از چفیه چه توجیهی است که شما به کاربردید. مگر واقعا معتقید که ایشان متر و معیار ما هستند ایشان یک انسان معمولی با مختصاتی زمینی هستند. بهتر نیست قدری به مقوله "آسیب زایی پدیده شخص پرستی" بپردازیم. ایران و ایرانی اگر شخص پرستی و بت سازی را کنار بگذارد آسان تر از پدیده استبداد رها خواهد شد.
Anonymous - December 10, 2009 12:05 PM
رضا ترکه :
بعدازدفاع مقدس همانطورکه ذکرشداستفاده ازچفیه کاربردفیزیکیش راباکاربرداطلاعاتی تعویض کرده.
رضا ترکه - December 10, 2009 4:51 PM
مینا زند :
دوست عزیز مقاله شما من را هم که از نسل خودتان هستم متاثر کرد. نه برای اینکه جفیه را در کنار پرچم سه رنگ ایران قرار داده بودید و همپای ان که واقعا تاسفی است این مقایسه، بلکه بخاطر این همه انتظار داشتن از جوانانی که با این چنین شجاعت و دلیری بی نظیر در دفاع از میهن عزیزمان از ایثار جان خود هم دریغ ندارند. البته من این انتقاد دو لبه شما را بخوبی درک میکنم و همچنین نوستالژی که این جفیه برای شما بهمراه دارد. اما بعنوان یک تاریخ هنر شناس که مطالعات وسیعی در مینیاتور های ایران دارد باید خدمتان عرض کنم که من حتی یک تصویر ندیده ام که در ان جفیه بگردن یک ایرانی اویزان باشد . و اینکه چه عاملی باعث شده که در زمان دفاع مقدس این البسه بعنوان سمبل انتخاب شود بشما و رهبر و بقیه مربوط است. جوانان ما امروز ظاهرا هویت مشخص تری از انچه که نسل ما داشت دارند و احتیاجی در این نمیبینند که البسه ملی و یا مذهبی ملتهای دیگر را بعاریه بگیرند. جای تعجب است که شما که خود فداکاری را خوب تجربه کرده اید این حد اقل از انتظار انها را بی جواب میگذارید. نسل شما کار خود را انطور که مایل بود و درست میدانست انجام داد و پاداش خود را هم گرفت و این نسل دارد طرح نوی خود را قلم میزند و انتظارات خویش را دارد. با نهایت تاسف دوران من و شما سپری شده و این نسل جوان نیست که مجبور باشد انتخاب نه چندان مناسب ما را هنوز هم ارج بگذارد. باور کنید که اگر یک کمی خوش سلیقگی کرده بودیم مجبور نمیشدیم که نگران شرمندگی اینده باشیم. امیدوارم که خداوند به همگی ما عمری عنایت کند که باشیم و ببینیم که این جوانان هرگز از انتخابشان ، از رنگ سبز و انگشتان بعلامت پیروزیشان ، هیچ روز شرمنده نخواهند شد. ا
مینا زند - December 10, 2009 7:54 PM
رضا ترکه :
سردبیرمحترم درنظرقبلی هیچ اساعه ادبی نداشتم کمی شهامت داشته باشید.رهبری بااستفاده ازچفیه به روشنی این بیام رامیدهند که تنها یک قرایت وتفکررامیبسندند.
رضا ترکه - December 11, 2009 10:58 AM