« شكوري‌راد: اصولگرايان حق طلب هم در جنبش سبز حضور دارند | اول دفتر | تاملی بر شعارهای جنبش سبز »

شکوری راد: ما می خواهیم هر کس را که مردم انتخاب کردند بر آنها حکومت کند

متن کامل و بدون دستکاری مصاحبۀ روزنامۀ "خبر" با اینجانب. این مصاحبه در روزنامۀ خبر مورخ پنجشنبه 28/8/88 چاپ شده است.

حامد طبیبی : شرایط احزاب ، فعالان سیاسی و در نمایی کلی تر فضای ایجاد شده در حوزه سیاسی و حتی اجتماعی پس از انتخابات پر مناقشه ریاست جمهوری دهم ، به شکلی بود که با گذشت بیش از 5 ماه از رخداد آن همچنان شرایط عادی بر کشور حاکم نشده است . هر چند این شرایط خاص به نوعی از فردای 3 تیر 84 کلید خورده و در طول 4 سال گذشته نیز رگه هایی از آن مشاهده شد اما در جریان انتخابات اخیر به اوج رسید . شاید به همین دلیل است که برخی تحلیلگران از 22 خرداد 88 به عنوان یک نقطه عطف در تاریخ پس از انقلاب نام می برند .

در این شرایط محدودیت های ایجاد شده برای منتقدان وضع موجود - حتی اصولگرایان منتقد و میانه رو – به انضمام بازداشت فعالان سیاسی باسابقه اصلاح طلب و تعدادی از مردم معترض و آسیب وارد شدن به برخی از آنها ، اختلاف نظر ها درباره تداوم وضعیت فعلی را افزایش داده است .

علی شکوری راد عضو شورای مرکزی یکی از احزابی است که در این مدت بیشترین میزان بازداشت اعضا را به خود دیده و اتهاماتی در خصوص آن مطرح است . نماینده مجلس ششم که از فعالان دانشجویی عضو دفتر تحکیم وحدت در دوران تحصیل نیز به شمار می رفت در گفتگو با خبر ، تحلیل خود از شرایط موجود را بیان کرده و در خصوص چرایی وقایع اخیر و ایراد برخی اتهامات به حزب مشارکت ایران اسلامی به بحث پرداخت . او تغییر فاز اصلاح طلبان و نیروهای معترض را رد کرده و همچنان به تداوم حرکت اصلاحی معتقد است . آنچه در پی می آید متن این گفتگوست.

*در چند ماه پس از انتخابات ریاست جمهوری با توجه به کم‌سابقه بودن اتفاقات رخ داده، گستردگی بازداشت فعالان سیاسی، محدود و یا پلمب شدن دفتر برخی احزاب منتقد و... برخی بر این باورند که فعالیت سیاسی منتقدانه در چارچوب نظام دچار تغییراتی خواهد شد. آیا احزاب اصلاح‌طلب که همواره اعلام کرده‌اند که در چارچوب قانون و آرمان انقلاب حرکت می‌کنند با توجه به اتفاقات اخیر، به نوعی تغییر فاز در حرکت سیاسی دست خواهند زد؟ فعالیت‌های سیاسی که تا پیش از انتخابات در کشور صورت می‌گرفت در دو سطح انجام می‌شد. یک سطح آن منتقدانی بودند که درون نظام تعریف شده و راه ورود به قدرت، اثر‌گذاری بر روند‌ها و سیاست های غلط و اصلاح امور را از طریق روش‌های قانونی و مسالمت‌آمیز، و فعالیت سیاسی برای در اختیار گرفتن نهاد‌های انتخابی و همزمان رایزنی و تحرکات‌مدنی در سطح جامعه دنبال می‌کردند. سطح دیگر اما نیرو‌هایی بودند که از امکان دستیابی به قدرت سیاسی و ورود به حاکمیت محروم شده و به شیوه‌های دیگری به کار سیاسی می‌پرداختند. به نظر می‌رسد اتفاقی که پس از انتخابات رخ داد این است که بخش اول تقسیم‌بندی فوق که به مبارزات سیاسی در چارچوب قانون اساسی و درون نظام معتقد بود با سد شدن راه خود مواجه شده‌اند. به بیان دیگر تلاش شده و می‌شود تا اصلاح‌طلبان و سایر نیرو‌های قانونی منتقد به سمت طیف دوم رانده شوند.
*یعنی اصلاح‌طلبان به عنوان دسته‌اول تقسیم‌بندی شما به خروج از روند قبلی اعتقاد ندارند؟ پس چرا رسانه‌های حامی دولت آنها را به ساختار‌شکنی متهم می‌کنند؟ خیر، اصلاح‌طلبان و همه نیرو‌های دسته نخست، تلاش کرده و می‌کنند تا این فرصت و امکان همچنان محفوظ باقی بماند.
*چه کسانی و با چه هدفی در تلاش هستند تا منتقدان درون نظام به سمت گروه دوم یعنی اپوزیسیون رسمی «رانده» شوند؟
کسانی هستند که در هسته مرکزی و اصلی قدرت قرار داشته و کمترین توجهی به منافع کشور و حتی مصالح خود ندارند.
آنها در 12 سال گذشته و پس از دوم خرداد، دست به تحرکات و اتخاذ روش‌هایی زده‌اند که دایره شمول و چتر نظام را به طور مداوم، کوچک‌تر و کوچک‌تر می‌سازد. این دسته از صاحبان قدرت در تلاش هستند تا مخالفان سیاسی خود را که از نیرو‌های اصلی انقلاب به شمار می‌روند، به بیرون از چارچوب نظام پرتاب کنند و حوادث پس از انتخابات، بیش از گذشته، این استراتژی آنها را افشا کرد.

این بحث وجود دارد که اصلاح‌طلبان هم در صورت در اختیار گرفتن نهاد‌های انتخابی، به رقیب اجازه حرکت نمی‌دهند*.
خیر‌، ما به قاعده بازی دموکراسی پایبندیم و برای رقیب سیاسی خود حقوقی مشابه خود قائلیم و این را در عمل ثابت کرده ایم. در عین حال و به عنوان مثال آقای خاتمی برای گسترده کردن دایره نیرو‌های درون نظام شعار تبدیل معاند به مخالف و مخالف به موافق را مطرح کرد و امروز درست برخلاف آن تبلیغ و عمل می‌شود. گویی رسالت عده‌ای این شده است که موافق را به مخالف و مخالف را به معاند بدل سازند.
*چرا این سیاست دنبال می‌شود؟ این به ضرر سیستم تمام خواهد شد.
آنها به طور علنی و آشکار در پاسخ به این انتقاد و ابهام که اگر درب یک حزب قانونی با خیل نیرو‌های با سابقه روشن علمی، انقلابی و مدیریتی بسته شود، فعالیت‌ها به سمت زیر‌زمینی شدن سوق خواهد یافت تأکید کرده‌اند که دقیقاً به دنبال همین هدف هستند. به بیان دیگر چون برخورد خشن و حذفی با چنین تحرکاتی برای آنها بسیار راحت تر و توجیه پذیرتر است می خواهند صورت مساله را به این صورت عوض کنند.
*این «آنها» چه کسانی هستند؟ این گونه به نظر می‌آید که کلی‌گویی کرده‌اید.
یک بخش‌ کوچک و یک جریان غیر‌اصیل، بقای خود در قدرت را در حذف رقبای درون نظام – به هر قیمتی- می‌داند بنابراین سعی کرده‌اند راه اصلاح‌طلبانی را که در تلاش بودند از طریق ورود به ساختار رسمی، اصلاحات در حال حرکت در متن جامعه را تسریع ببخشند را بسته و بدین ترتیب سیاست یکپارچه و یکدست ‌سازی نهاد‌های رسمی را دنبال کنند. از طرف دیگر می‌بینید افرادی را که در دوران اصلاحات مدتی در زندان بودند را پس از آزادی از زندان در شرایطی قرار داده و حتی تحریک می کنند تا به خارج از مرز‌های ایران بروند. چرا که مشخص شده است که یک نیروی منتقد در خارج از مرز‌ها، اثر‌بخشی کمتری بر حرکت مردم می تواند داشته باشد. آنها می خواهند مخالفین موثر خود را به خارج از مرزها بفرستند تا کم اثر شوند.
*چرا این اثر‌بخشی کاهش می‌یابد؟ کم نیستند افرادی که علاقه‌مند به فعالیت در آن سوی مرز‌ها هستند. حتی در سال‌های گذشته شاهد خروج برخی از فعالان سیاسی از ایران بودیم.
به هر حال جامعه علاقه‌مند به حضور منتقدان و سران اصلاحات در داخل کشور وکنار خودشان و مبارزه مسالمت‌آمیز سیاسی برای اصلاح امور است. به نظر می‌رسد عده‌ای تحمل مخالف در کشور را ندارند، اما وقتی آنها از مرز خارج شدند حتی اگر به پای ثابت رسانه‌های برون‌مرزی هم بدل شوند، برای این صاحبان قدرت اهمیت چندانی ندارد. آنها می خواهند مخالفین خود را منفعل و یا به هر نحو شده از صحنه بدر کنند. وادار کردن آنها به خروج از کشور یکی از این راههاست.
اینکه دیده می‌شود این میزان اتهام به آقای مهندس موسوی نسبت داده می‌شود یا حتی به خانواده آقای هاشمی یا خود ایشان نیز رحم نمی‌کنند ناشی از همین دیدگاه است. این در حالی است که آقای مهندس موسوی یکی از نزدیکترین چهره‌های اصلاح‌طلب به مجموع نظام بود که این بار کاندیدا شد. حتی یکی از استدلال‌های هواداران وی برای انتخاب مهندس موسوی به عنوان کاندیدای نیروهای منتقد این بود که ایشان نسبت به سایرین برای تمامیت‌خواهان و برخی نهادهای قدرت قابل تحمل‌تر است. در واقع این نگاه وجود داشت که دنبال کردن اصلاحات با مهندس موسوی، در چارچوب بودن این حرکت را بیشتر اثبات می‌کند.
* پیش از انتخابات نیز این مباحث مطرح می‌شد اما به هر حال به آقایان موسوی و کروبی و نیروهای منتقد تا حدودی اجازه فعالیت داده شد. محافل مورد اشاره شما معتقدند که فعالیت‌های اعتراض‌آمیز، خارج از چارچوب نظام صورت گرفته است.
آنها به هیچ وجه نمی‌خواهند که هیچ جریانی جز خودشان، امکان در اختیار داشتن دولت و مجلس را به دست بیاورد و پنهان نمی‌کنند که اصلاح‌طلبان را فقط برای گرم کردن تنور انتخابات می‌خواستند نه برای اینکه یک رقیب جدی برای آنها باشد.
* اصلاح‌طلبان قبل از انتخابات این موانع را پیش‌بینی و نسبت به آن ابراز نگرانی می‌کردند. حتی عده‌ای تردیدهای سران اصلاحات برای کاندیدا شدن را به دانستن همین مسیر دشوار نسبت می‌دادند. اما به هر حال شما با علم به این موضوع وارد انتخابات شدید. سطح برخورد صورت گرفته با مهندس موسوی، هواداران ایشان و حتی اصولگرایان معتدل مانند آقایان ناطق، لاریجانی، رضایی و. . . چرا تا این حد بالا رفت؟
تفکری که امروز میدان‌دار است، انتخابات را از باب «اضطرار» می‌پذیرد. در درون اصلاح‌طلبان مدت‌ها بحث بر سر این بود که هر نوع برنامه‌ریزی که صورت بگیرد و هر چقدر حسن نیت نشان داده شود، تمامیت‌خواهان نخواهند گذاشت که تغییر خاصی صورت بگیرد.
این گروه وقتی با استدلال موافقان شرکت در انتخابات مواجه ‌شدند می گفتند که به فرض پیروزی نامزد ما، آنها اجازه نخواهند داد تا وی که مورد تأیید دستگاه‌های ذیربط قرار گرفته کار خاصی را صورت دهد. اما ما اعتقاد داشتیم که مشی‌اصلاح‌طلبی ایجاب می‌کند از فرصت‌هایی مانند انتخابات بهره گرفته شود.
* اگر شرکت نمی‌کردید چه اتفاقی رخ می‌داد؟
علاوه بر اینکه تمامیت‌خواهان در حذف اصلاح‌طلبان و حتی نیروهای معتدل جدی‌‌تر می‌شدند، مردم هم این بی‌تفاوتی ما به نیاز آنها برای تغییر مدیریت اجرایی را نمی‌پذیرفتند. بنابراین این نتیجه حاصل شد که باید تا جایی که مخالفان اصلاحات دیوار بتنی بکشند به پیش برویم. می گفتیم نباید از ترس مرگ، خودکشی کرد. خوشبختانه این ایده، غالب شد. به رغم اینکه همه قرائن و شواهد حاکی از برخی تصمیم‌گیری‌های قبلی برای انتخابات بود، همه نیروهای منتقد این بشارت را به هم می‌دادند که به پیش می‌رویم تا شاید راهی باز کنیم. یک نقطه امیدواری دیگر هم وجود داشت و آن اینکه اگر اختلاف آراء به حدی مطلوب برسد، احتمال برخی تخلفات خود به خود با حضور گسترده مردم از میان خواهد رفت. با این حال و بر خلاف تصور ما، پس از اعلام نتایج، ما با شرایط کاملاً تازه‌ای مواجه شدیم که مدلی جدید به حساب می‌آید.
* روشی که از سوی حامیان دولت برای انتخابات به کار گرفته شد از سوی نیروهای منتقد پیش‌بینی نشده بود؟ آیا این یک خطای محاسباتی نیست؟
آنها احتمال نمی‌دادند که حضور مردم به این میزان باشد یا آقای مهندس موسوی بتواند پس از چند سال فاصله نسبی از فضای سیاسی، به این سرعت با توده‌های جامعه ارتباط برقرار کند. سازماندهی آرای حامیان دولت و نهادهای حامی آنها بیشتر به سمت بسیج آرای توده‌ها بود و فکر می‌کردند با انجام برخی اقدامات توزیعی، می‌‌توانند رأی خاموش روستایی و شهرهای کوچک را به طور کامل به حساب کاندیدای مورد حمایت خود واریز کنند. استراتژی آنها این بود که در برابر آرای خاموش طبقه متوسط شهری که به سود کاندیداهای منتقد احمدی‌نژاد وارد صحنه شد، آرای خاموش نقاط کوچکتر و کم‌جمعیت‌تر را در مقیاس گسترده سازماندهی کنند. در عین حال به دلیل بالاتر بودن امکان دسترسی به اخبار و اطلاعات در مناطق شهری، آنها می دانستند در مناطق حاشیه ای امکان انجام روش‌های غیرقانونی امکان پذیرتر و ساده‌تر است. همین مسئله بود که باعث شد‌ در تهران ناگزیر شوند آرای مهندس موسوی را بالاتر اعلام کنند اگرچه اختلاف آرا بیش از اینها بود.
* می‌خواهید بگویید امکان ارتباط با مناطق دوردست و نظارت بر نقاط روستایی و شهرهای کوچک را نداشتید؟ اما ستادهای اصلاح‌طلبان در این مناطق هم کمابیش فعال بودند.
موانعی که برای کمیته صیانت از آرا ایجاد شد سبب شد تا اصلاح‌طلبان نتوانند‌ اطلاعات مربوط به مناطق روستایی و آنچه در آنجاها رخ داد را به موقع به تهران انتقال دهند. محافل مقابل منتقدان وضع موجود، پروژه رأی سازی ابتدایی خود را با پارامترهایی که مورد بحث قرار گرفت تعریف کردند. البته ما پیش بینی نکرده بودیم آنها بخواهند تا این حد در نتیجه انتخابات دست ببرند.
* این تاکتیک انتخاباتی به نظر شما در همه نقاط هدف آنها مؤثر افتاد؟ حامیان دولت تأکید می‌کنند فضای نقاط غیرشهری با شهرهای بزرگ متفاوت بود و برای همین آرای این مناطق متعلق به احمدی‌نژاد بود.
خیر، موج سبز این استراتژی آنها را با چالش مواجه کرد و تحت تأثیر قرار داد. این موج عملاً‌ تا بسیاری نقاط دور‌افتاده، بافت روستایی و شهرهای کوچک نیز رفت. به نظر می‌رسد روند انتخابات به گونه‌ای پیش رفت که مخالفان مهندس موسوی به این صرافت افتادند که تنها به آرای سازماندهی شده خود بسنده نکنند چرا که احتمال بالای شکست در مرحله اول از سوی تحلیلگران آنها داده می‌شد. آنها دریافته بودند که اگر انتخابات به مرحلۀ دوم برود موج سبز چنان فراگیر خواهد شد که دیگر چاره ای از دستشان بر نمی آید، به همین دلیل در همان مرحلۀ اول هر کار می خواستند کردند و به غائلۀ انتخابات به زعم خودشان خاتمه دادند. شگرد تبلیغاتی احمدی نژاد در طرح آقای هاشمی و پیوند دادن او با موسوی برای بر هم زدن شرایط شکستی بود که پیش چشمشان آمده بود.
* وضعیت احزاب سیاسی اصلاح‌طلب با توجه به اتفاقاتی که برای آنها و اعضایشان رخ داد دچار وقفه شده اما این روزها فعالیت‌های حزبی معمول اصولگرایان منتقد دولت هم با وقفه مواجه شده و نوعی سکون را نشان می‌دهد. حتی در مجلس نیز چهره‌های شاخص اصولگرا، سیاست صبر و انتظار را در پیش گرفته‌اند. آیا امکان بازگشت شرایط فعالیت عادی حزبی وجود دارد؟ چرا، ببینید کشور دچار یک تلاطم سیاسی شده است و در این شرایط، بسیاری ترجیح می‌دهند که سیاست صبر و انتظار را در پیش بگیرند. البته بخش‌هایی که در مرکز این تنش‌ها قرار گرفته یا بهتر بگویم قرار داده شده‌اند، همچنان به فعالیت مشغول هستند. به عنوان مثال جبهه مشارکت بدون اینکه خود خواسته باشد با دستگیری اعضای ارشد، برخی اتهامات عجیب و غریب و حتی طرح انحلال، عملاً در نقطه مرکزی تلاطم سیاسی قرار داده شد. به هر حال حزب، امروز، گزینه و چاره ای جز تلاش، حرکت، اظهارنظر و انتقاد از وضع موجود ندارد. علاوه بر پرداختن به موضوع اصلی که "تصرف در آراء مردم" و تقلب در انتخابات است حزب موظف است از حقوق کلیه بازداشت شدگان و بخصوص اعضاء زندانی خود دفاع و از آنان حمایت کند.
*در متن کیفرخواست قرائت شده در دادگاه، درخواست انحلال احزابی مانند سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت مطرح شد. آیا این اتهامات را قبول دارید؟
در خواست انحلال حزب خیلی خام و پوچ است. اساساً طرح این در خواست در آن دادگاه وجاهت قانونی ندارد. دو جریان در جناح حاکم در پیش برد قضایای پس از انتخابات نقش داشتند که با یکدیگر تحلیل مشترکی نداشته و اختلافات جدی میان آنها وجود دارد. دستگاه رسمی امنیتی کشور وزارت اطلاعات است که تحلیل‌ها و رصد کردن این وزارتخانه هر چند در حوزۀ نفوذ دولت قرار داشت بیشتر در راستای مدیریت و کنترل بحران بود. تحلیل و دیدگاه دوم به قرارگاه ثارالله، که از طرف شورای عالی امنیت ملی مسئولیت کنترل کشور را به عهده گرفته بود، متعلق بود. این دیدگاه فاقد پشتوانۀ کارشناسی بود و دامنۀ برخورد را بسیار گسترده کرد و در عمل به دنبال حذف کامل جریان‌های سیاسی منتقد و بازداشت فعالان سیاسی بود. آنها به شرایط پس از انتخابات به عنوان یک فرصت مغتنم نگاه می کردند تا نوعی یکدست‌سازی سیاسی را که از پیش دنبال آن بودند به نتیجه برسانند در حالی که بسیاری از مسئولان گذشته و حتی فعلی نظام با این کار مخالف بودند. شما اگر به سخنان دو سال پیش سردار جعفری مراجعه کنید نشانه های آشکاری از این تحلیل و اراده را در آن می یابید.
*اما آنها تأکید داشته و دارند که اگر اتفاقات پس از انتخابات رخ نمی‌داد، با اصلاح‌طلبان و مردم برخوردی صورت نمی‌گرفت.
شواهدی وجود دارد که برخوردهای صورت گرفته، چندان به انتخابات ریاست جمهوری و حوادث قبل و بعد از آن ارتباطی نداشته و بیشتر اجرای تصمیماتی از پیش گرفته شده بوده است. بدنه کارشناسی وزارت اطلاعات به دلیل قوت بیشتر تحلیل‌ها و دسترسی به آمار و شواهد دقیق، نگاه معتدل تری به معترضان و اصلاح‌طلبان داشته و بسیاری تغییرات رخ داده در سطح مدیریت کلان این وزارتخانه را بی‌ارتباط با این موضوع نمی‌دانند. حتی در باز‌داشت‌ها نیز این تفاوت عملکرد دیده می‌شد و خانواده‌‌های باز‌داشت‌شدگان از برخوردهای مأموران وزارت اطلاعات نارضایتی کمتری داشتند. به هر حال در آنها نوعی آشفتگی دیده می شود. آنها امروز نمی‌دانند با برخی از بازداشت‌شدگان چه کنند؟ کاری کرده اند که امروز خودشان گرفتار شده اند.
*این عملکرد چه تبعاتی داشته است؟
حساسیت‌های زیادی ایجاد و جامعه بسیار ملتهب شده است. ضمن اینکه نفس تداوم جنبش سبز نیز بی‌ارتباط با این عملکرد نیست. به بیان دیگر بخش‌ اصلی اعتراضات مردم بر پایه نوعی آگاهی شکل گرفته که بسیاری از اصولگرایان معتدل نظیر آقای رضایی و دیگران خواستار توجه به این اعتراضات شده‌اند. بخش دیگر رفتار های اعتراضی مردم اقدام واکنشی نسبت به برخوردها و خشونت‌های صورت گرفته ای است که آنان را بشدت عصبانی کرده است.
*درخصوص حزب چطور؟ فکر می‌کنید در دو ماه اخیر، نگاه متفاوتی در سطح دستگاه قضایی و سایر نهادهای مرتبط به نگاه تندروها غالب شده است؟ از مواضع اصلاح‌طلبان اینگونه بر‌می‌آید که نسبت به رئیس جدید، خوشبین هستند.
نه. هنوز این طور نیست. چه در مورد کسانی که بازداشت کرده‌اند و چه در مورد احزاب اصلاح‌طلب، آنقدر ناگهانی به طرح موضوع اتهامات و انحلال پرداختند که حتی احزاب اصولگرا نیز در خانه احزاب نسبت به آن واکنش نشان دادند. این در حالی است که حزب مشارکت به عنوان «حزب»، حضوری حداقلی در انتخابات ریاست جمهوری دهم داشت و این اعضای حزب بودند که با تصویب شورای مرکزی به ستادهای انتخاباتی رفته و در چارچوب قانون برای مشارکت حداکثری تلاش کردند. بنابر این وقتی موضوعات مرتبط «تشکیلات» و «سازمان» حزب مشارکت در کیفرخواست موضوعیت داده شد، بسیاری آن را بی‌ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری و نوعی رفتار سیاسی و نه حقوقی دانستند. من فکر می‌کنم اتهامات واهی ست و حکمی که بخواهد براساس آن احزابی مانند مشارکت یا مجاهدین انقلاب منحل شوند، صادر نخواهد شد.
*درباره این مسئله تاکنون در میان اعضایی که بازداشت نشده‌اند بحثی صورت گرفته است؟
خیر، به طور رسمی به آن نپرداختیم. در عین حال اگر بر فرض محال چنین حکمی هم صادر شود به سرانجام نرسیده و ابطال خواهد شد.
*در صحبت‌های خود به مجمع اخیر خانه احزاب اشاره داشتید. کمتر کسی احتمال می‌داد همایش اخیر با این میزان استقبال از سوی همه احزاب اعم از اصلاح‌طلب، اصولگرا و مستقل برگزار شود. این ارتباط میان احزاب چه پیامی دارد؟احزاب اگر واقعا بخواهند فعالیت حزبی داشته باشند منافع مشترکی در حفظ فضای رقابتی دارند. در شرایط حاضر احزاب اصولگرا نیز در یافته اند که سیاست های دولت پوپولیستی و نافی فضای رقابتی ست. اگر وضع به همین صورت پیش برود آنها نیز آینده ای را برای خود متصور نمی بینند. من فراتر از این وارد بحث نمی‌شوم. اینکه نماینده حزب مشارکت در خانۀ احزاب به عنوان رئیس انتخاب می شود پیام روشنی دارد. احزاب جناح مقابل عملاً اتهاماتی که به احزاب اصلاح طلب وارد شده است را قبول ندارند هر چند این را بر زبان نیاورند. حتی معتقدم خود اتهام‌زنندگان، اتهاماتی که به آقای موسوی و حامیان ایشان نسبت می دهند را قبول نداشته و تنها آن را به صورت زبانی بیان می‌کنند. نه تنها در خانه احزاب که حتی در همان هسته مرکزی تصمیم‌گیری وقایع اخیر نیز افرادی هستند که حاضرند پشت اصلاح‌طلبانی که به آنها اتهام زده اند نماز بخوانند.
*اما خود آنها این را قبول ندارند. آنها اعلام می‌کنند اسنادی را در اختیار دارند که اصلاح‌طلبان در اندیشه تغییری فراتر از انتخابات بودند.پس چرا این اسناد را منتشر نمی‌کنند؟ چرا حاضر نیستند در یک مناظره در برنامه‌ای زنده، به اعتراضات مهندس موسوی، آقای کروبی و نمایندگان آنها پاسخ دهند؟ به نظر می‌رسد این اتهامات در حد شوخی است و خود آنها نیز این را خوب می‌دانند. نمونه بارز این مدعای من، مطلبی‌ است که بازجو یا به قول خودشان «کارشناس» پرونده آقای ابطحی در وبلاگ ایشان منتشر کرده است. او در این پیام مدام می خواهد خود را تبرئه ‌کند. او خود را در جایگاه «دوست»‌ و «کارشناس» نشانده و از وب‌نوشت اعلام می‌کند که ما آدم‌های بدی نیستیم. در ذهن لایه‌های سخت جناح مقابل نیز اعتقادی به این اتهامات وجود ندارد. در خانه احزاب نیز همین اتفاق رخ داد. من جزو سه نفری بودم که در دوران اصلاحات، منشور و‌فاق احزاب را تدوین کردند. ما...
*دو نفر دیگر چه کسانی بودند؟
آقایان مرتضی نبوی و مرتضی مبلغ. این منشور مورد تأیید همه احزاب قرار گرفت و اصلاح‌طلبان به آن پایبند بوده و هستند. اما اصولگرایان دور قبل تلاش کردند انتخابات خانۀ احزاب را مخدوش جلوه دهند و این دوره هم همین‌طور.
*البته یکی از اعضای یکی از احزاب اصولگرا بوده و بقیه به قانونی بودن انتخابات تأکید کردند.
به هر حال بسیاری از احزاب راست گرا نیز به این نتیجه رسیده‌اند که به اصول رقابت سیاسی پایبند باشند. اصلاح‌طلبان نیز همواره به گردش آزاد قدرت بر اساس رای باور دارند. این نگاهی راهبردی است که مخالف و رقیب سیاسی، جزئی از شاکلۀ مردمسالاری است و مردمسالاری بدون آنها امکان‌پذیر نیست. باید وجود منتقد به عنوان یک نعمت شناخته شود. اصلاح‌طلبان به همین دلیل از وجود و حق مخالف سیاسی دفاع می‌کنند. احزاب اصلاح‌طلب به همین دلیل و به رغم اینکه می‌توانستند هیأت‌رئیسه خانه احزاب را به طور یکدست انتخاب کنند، نایب‌رئیس و منشی را از میان اصولگرایان برگزیدند. در عین حال رأی اصولگرایان به انتخاب آقای کاشفی برای ریاست خانه احزاب، به عنوان نماینده حزب مشارکت دارای پیام‌هایی است که امیدوارم از سوی بخش‌های تندرو درک شود.
*به عنوان یک نماینده پیشین مجلس، موضوعات پارلمان را دنبال می‌کنید؟
تا حدی. امروز یکی از اصلی‌ترین مباحث به طرح هدفمند کردن یارانه‌ها باز‌می‌گردد که مخالفان زیادی نیز داشته که شبهات درستی را درباره به نتیجه رسیدن آن مطرح می‌کنند.
*اما از زمان دولت سازندگی و به ویژه در دولت اصلاحات به دنبال پیاده کردن این ایده اقتصادی بوده‌اند. مگر این‌طور نیست؟
شرایط کاملاً متفاوت است. در زمان آقای خاتمی این لایحه مطرح شد و جالب است که روزنامه کیهان و رسانه‌های وابسته به جریان مخالف اصلاحات، همه توان خود را به کار گرفتند تا در به نتیجه رسیدن این طرح کارشکنی شود. آنها حتی در مجلس هفتم طرح تثبیت قیمت‌ها را در مقابل حذف تدریجی یارانه ها به تصویب رساندند در حالی که امروز همه به غلط بودن آن اعتراف می‌کنند. آنها اجازه ندادند تا حرکت پلکانی دولت اصلاحات برای حذف یارانه ها به نتیجه برسد و جالب است که این کار را با شعار حمایت از اقشار فرودست را سر می‌دادند. امروز مثل اینکه دیگر اقشار فرودستی در جامعه وجود ندارد! چون هیچ صدای مخالفی از اصولگرایان حامی دولت شنیده نمی‌شود.
در دوران آقای خاتمی طراحی شده بود تا در یک پروسه زمانی مناسب این اتفاق رخ دهد. این در حالی است که بهترین زمان برای اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها، دوران اصلاحات بود چرا که هر دو جناح در حاکمیت حضور داشته و اقتصاددان‌های شاخص در کنار دولت اصلاحات قرار داشتند. با حمایت رهبر انقلاب تقریباً همه نیروها می‌توانستند برای به نتیجه رسیدن این طرح عظیم ملی مشارکت کنند. امروز با حذف اصلاح‌طلبان و بی‌ثباتی سیاسی و اقتصادی، امکان اجرای طرحی به این بزرگی نیست و اعتراضات مردمی را در پی خواهد داشت. امروز اگر با اصولگرایانی که در مجلس ششم به عنوان «اقلیت» حاضر بودند سخن بگویید، به اتفاق خواهند گفت که مجلس ششم را بهتر از مجلس هفتم و هشتم می دانند. چون در آن روز همۀ نیروهای سیاسی در اداره کشور نقش داشتند. البته شاید حاضر نباشند این را علنی اعلام بکنند‌.
*به عنوان آخرین سؤال، چقدر به تغییر فاز حرکتی جبهه اصلاحات و منتقدانی که شما در ابتدای این گفت‌وگو به عنوان «سطح اول» از آنها یاد کردید اعتقاد دارید؟ آیا برای حرکت اصلاحی باید الزامات دیگری را اندیشید؟
جنبش سبز یک پدیده است که به نظر می‌رسد همه اصلاح‌طلبان ویژگی ممتاز آن را پذیرفته‌اند. این ویژگی ممتاز، عمومیت دادن به رهبری جنبش در سطح مردم است. امروز این مردم هستند که تصمیم می‌گیرند چه بکنند و اگر کسانی هم به عنوان رهبران جنبش اصلاحات یا جنبش سبز شناخته می‌شوند در حقیقت نوعی همراهی با مردم است.
*اما کم نیستند منتقدانی که حرکت بدون چارچوب مشخص و رهبری شاخص را نقطه ضعف جنبش سبز می‌دانند. شما به این اعتقادی ندارید؟
خیر مردمی بودن حرکت، هم آسیب پذیری آن را به حداقل رسانده، هم بقای آن را تضمین کرده و هم پویایی آن را برقرار کرده است. به نظر من نیازی به تغییر فاز اصلاحات نیست. اصلاحات باید گسترش وتداوم یابد و به نظر می‌رسد این امر در سطح جامعه همانند چهار سال گذشته در حال پیشروی است. روش‌های مسالمت آمیز قانونی واصلاح‌طلبانه، روش‌هایی قابل تغییر نیست و این، مورد تأیید آقایان خاتمی، موسوی و کروبی قرار گرفته است.
*با این اوصاف، خود را ملزم به حرکت در چارچوب قانون اساسی می‌دانید؟
کاملاً. قانون اساسی اگرچه بدون ایراد نیست اما ظرفیت‌های قابل توجهی دارد که می توان از آنها بهره برد. به نظر می‌رسد مردم نیز همانند ماه‌های اخیر حرکت اعتراضی خود را به صورت کاملاً مسالمت‌جویانه و برای اصلاح امور ادامه می دهند. آنها بر سر خواسته های حداقلی اعلام شده از طرف مهندس موسوی به اتحاد و وحدت بزرگی دست یافته اند
*حرکت اصلاحی اصلاح‌طلبان از نظر شما امکان دستیابی به نتیجه را دارد؟
بله دارد و به نتیجه خواهد رسید اما زمان آن مشخص نیست. به هر حال اگر جناح مقابل به این صرافت بیفتد که رفتارهای صورت گرفته با مردم نادرست است ممکن است در رفتار خود تجدید نظر کند. اگر این اتفاق بیفتد می‌توان به فاز قبل از انتخابات بازگشت.
*فاز قبل از انتخابات، چه ویژگی‌هایی داشت؟
ما خواستار بازگشت به فاز قبل از انتخابات هستیم، یعنی رقابت سیاسی در اوج قرار داشته و همه جریانات بتوانند در چارچوب قانون اساسی فعالیت کنند تا اصلاحات از این طریق دنبال شود. ما می خواهیم انتخاباتی آزاد و سالم داشته باشیم تا هر کس را که مردم انتخاب کردند بر آنها حکومت کند. فکر می‌کنم این تبی است که از طرف جناح حاکم به جامعه تحمیل شده و ممکن است خود آنها به صرافت بیافتند آن را درمان کنند. اگر این اتفاق بیفتد، بهترین اتفاق در شرایط فعلی است و اگر نکنند، اعتراضات که اکنون به وجدان عمومی جامعه تبدیل شده است تداوم خواهد یافت. اگر هدفی به عنوان خواست عمومی مردم در بیاید، دیر یا زود شاهد تحقق آن خواهیم بود.

دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/175

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007