« دعوت؟ | اول دفتر | با آنهایی که می گویند خاتمی در صورت پیروزی هم نمی تواند کاری کند موافق نیستم »

اصلاحات همان چيزي است كه خاتمي مي‌گويد

اواسط آذر ماه مصاحبه ای با خبرگزاری فارس داشتم که اخیراً بر روی سایت این خبرگزاری قرار داده شد.البته یک بار بطور اجمالی و پس از دو روز بطور مشروح و هر بار با یک تیتر. پذیرش مصاحبه با فارس بر اساس یک سوء تفاهم تلفنی صورت گرفت و این اولین بار است که با این خبرگزاری مصاحبه کرده ام چرا که دوستان ما تا کنون به این خبرگزاری اعتماد نکرده و با آن مصاحبه نمی کنند. با این حال با خبرنگار محترم قرار گذاشتم قبل از انتشار مصاحبه، آن را ببینم و همین طور هم شد.اماانتخاب تیتر مصاحبه ونحوه انتشار آن در دو مرحله بدون اطلاع من بود و طبیعتاً خالی از غرض نبود. متن مصاحبه را در زیر می خوانید.
با علي شكوري‌راد در يكي از بيمارستان‌هاي تهران به گفتگو نشستيم؛ بيمارستاني كه او در حال حاضر عضو هيئت علمي راديولوژي آن است. از زماني كه وي بر كرسي نمايندگي مجلس ششم تكيه زده بود حدود 5 سال مي‌گذرد. سئوال "سياست شيرين‌تر است يا طبابت؟"، سرآغازي بود براي شروع اين گفتگو. وي مي گويد، آقايان هاشمي و خاتمي كمترين مشكل را با همديگر دارند و اگر آقاي خاتمي بيايد چه رسمي و چه غير رسمي، قطعا مورد حمايت آقاي هاشمي رفسنجاني خواهد بود. شكوري‌راد بر اين باور است كه هاشمي رفسنجاني در دوران رياست‌جمهوري‌اش " سرعت توسعه را درست تنظيم نكرده بود به همين خاطر در دوره دوم دولت خودش مجبور شد در سياست‌هاي تعديل خودش، تعديل ايجاد كند". وي كه هم‌اكنون عضو شوراي مركزي حزب مشاركت هم هست بر اين عقيده است كه «اصلاحات يعني خاتمي». شكوري‌راد، عباس عبدي و محمد قوچاني را به خاطر طرح موضوع «رهبري جريان اصلاحات» مورد انتقاد قرار داد كه « دوستاني مثل آقاي عباس عبدي و محمد قوچاني نمي‌توانند براي پيشبرد اصلاحات دستورالعمل صادر كنند؛ زيرا حرف آنها حرف رسمي اصلاحات نيست». تحليل شكوري‌راد اين است كه خاتمي و ميرحسين موسوي همزمان با هم كانديدا نخواهند شد. او به طراحت در اين گفتگو اظهار كرد: « سكوت و غفلت اصلاح‌طلبان از او دردسرهاي زيادي را براي جبهه اصلاحات رقم زد. من اساساً نه گذشته آقاي گنجي و نه حال او را اصلاح طلب نمي‌دانم». مشروح گفتگوي خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس در پي مي‌آيد:

خبرگزاري فارس: آقاي شكوري‌راد! طبابت شيرين‌تر است يا سياست؟

شكوري‌راد: آنچه كه شيرين است احساس موثر بودن است. اين براي هر كسي شيرين است كه احساس كند اثر وجودي مثبتي دارد. اثر وجودي، هم در طبابت وجود دارد هم در سياست؛ منتهي اثر وجودي در سياست ابعاد بزرگتري نسبت به طبابت دارد. البته اين اثر وجودي در عرصه طبابت ملموس‌تر است، يعني اثرها در طبابت در كوتاه مدت و در سياست به صورت بلند مدت مشاهده مي‌شوند. بنابراين هر دو براي من لذت بخش هستند.

*فارس: در دوره هاي گذشته هميشه اصلاح طلب‌ها سراغ ميرحسين موسوي مي‌رفتند بعد او نمي‌آمد و اصلاح طلب‌ها به ناچار سراغ كانديداي ديگري مي‌رفتند. اما در اين دوره، آقاي مير حسين موسوي تلويحا اعلام كرده كه مي‌آيد؛ با وجود اين، گروه‌هاي اصلاح طلب ذي نفوذي مثل سازمان مجاهدين و حزب مشاركت رغبت چنداني به آمدن ايشان نشان نمي‌دهند و كماكان اعلام مي‌كنند كانديداي آنها آقاي خاتمي است. برخي معتقدند آمدن آقاي مير حسين موسوي به منزله اين است كه ايشان آقاي خاتمي را گزينه كاملي براي كانديداتوري نمي‌داند. تحليل شما چيست؟ شكوري‌راد: اطلاعات من منحصر به اخبار منتشر شده در رسانه‌ها نيست، بلكه اطلاعات من از منابع نزديكتر و مطمئن‌تر است. آنچه شما گفتيد اصل و واقعيت ماجرا نيست. اصل قضيه اين است كه هم آقاي خاتمي تمايل دارد آقاي موسوي بيايد تا او نيايد و هم آقاي موسوي تمايل دارد آقاي خاتمي بيايد تا تكليف از او رفع شود. اما در اينكه هر دو براي حضور در عرصه انتخابات احساس مسئوليت مي‌كنند شكي نيست. اگر تا به امروز هم آقاي موسوي و هم آقاي خاتمي كانديداتوري خودشان را رد نكرده اند به اين دليل است كه رد كردن را شانه از زير بار مسئوليت خالي كردن مي‌دانند. فضاي بين آقاي موسوي و آقاي خاتمي فضاي رقابت نيست بلكه فضاي تشريك مساعي براي عبور از وضعيتي است كه امروز در كشور وجود دارد. بنابراين به نظر من، آقايان مير حسين موسوي و سيد محمد خاتمي در فضاي رسانه اي با هم حرف نمي‌زنند بلكه خيلي راحت‌تر از اين ها با هم صحبت كرده و تفاهم مي‌كنند.

*فارس: با توجه به اينكه گفتيد اطلاعات شما از منابع مطمئن و نزديك است؛ تحليل شما از اين رويكرد "تعارف محور" بين آقايان موسوي و خاتمي چيست؟ فكر مي‌كنيد در نهايت كدام يك از اين دو شخصيت پيروز از ميدان تعارف بيرون مي‌آيد و كانديدا خواهد شد؟ شكوري راد: از نظر شخص من، اين دو بزرگوار هر دو مطلوب هستند هر چند ممكن است در بين اصلاح طلب‌ها عده‌اي آقاي خاتمي را ترجيح دهند و عده اي هم آقاي موسوي را ارجح بدانند اما شخصا هر دو را مطلوب مي‌دانم و هيچگونه نگراني از آمدن هر يك از اين دو ندارم به همين دليل خيلي راحت صبر مي‌كنم و بي قراري را جايز نمي‌دانم. بر اساس دريافت‌هاي خودم، تحليلم اين است كه آقاي خاتمي در نهايت خواهد آمد.

*فارس: بنابراين شما معتقديد آمدن آقاي خاتمي به منزله نيامدن آقاي مير حسين موسوي است. درست است؟

شكوري راد: بله طبيعتاً، منتهي اينكه آقاي خاتمي و آقاي موسوي چگونه با همديگر اين مسئله را حل مي‌كنند براي من فرقي نمي‌كند. اما تحليلم اين است كه آقاي خاتمي براي آمدن آماده‌تر از آقاي موسوي است، اما اين مي‌تواند تغيير كند.

*فارس: فكر نمي‌كنم بتوان اين قدر قاطع از آمدن آقاي خاتمي و نيامدن آقاي موسوي حرف زد. منابع نزديك به آقاي مير حسين موسوي از آمدن ايشان خبر مي‌دهند. از طرفي، چند روز پيش كه يكي از سايت‌هاي اصلاح‌طلب خبري مبني بر اعلام حمايت مير حسين موسوي از خاتمي منتشر كرد از سوي آقاي موسوي اين خبر رسماً و با قاطعيت تكذيب شد. از طرفي، با توجه به اختلاف نظري كه بين اصلاح طلب‌ها در زمينه معرفي كانديداي واحد وجود دارد آمدن همزمان آقايان موسوي و خاتمي بعيد نيست.

شكوري راد: من مطمئنم كه آقاي خاتمي و آقاي موسوي همزمان با هم كانديدا نمي‌شوند.

*فارس: آقاي شكوري راد! با توجه به اينكه در مقطع كنوني بر سر كانديداتوري آقاي خاتمي در جبهه اصلاحات اختلاف‌نظر وجود دارد و عده‌اي مثل آقايان عباس عبدي و محمد قوچاني با طرح مسئله رهبري جريان اصلاحات رسماً از خاتمي خواستند رهبري اين جريان را بر عهده بگيرد و رياست جمهوري را به شخص ديگري از اصلاح طلب‌ها واگذار كند. اين طيف از اصلاح طلب ها رسما از آقاي كروبي حمايت كردند و از طرفي گروه‌هاي ديگري همچون سازمان مجاهدين و حزب مشاركت كماكان آقاي خاتمي را كانديداي خودشان مي‌دانند. از سوي ديگر، طيف‌هاي ديگري از اصلاح طلبان مثل طيف موسوم به اصلاح طلبان جوان به شدت از آقاي خاتمي انتقاد مي‌كند و او را گزينه مطلوب اصلاحات نمي دانند. فكر مي‌كنيد دليل اين اختلافات چه هست و سرانجام آن چه خواهد شد؟
شكوري راد: ببينيد هر كسي كه راجع به اصلاحات صحبت مي‌كند و راه حلي براي پيشبرد اصلاحات ارائه مي‌دهد بايد ابتدا تعريف خودش را از اصلاحات ارائه كند. بنابراين اصلاحات مورد نظر آقايان عبدي و قوچاني با اصلاحات مورد نظر آقاي خاتمي لزوما يكي نيست. از نظر من، اصلاحات همان چيزي است كه خاتمي مي‌گويد. يعني تنها آقاي خاتمي هست كه رسماً اصلاحات را نمايندگي مي‌كند. البته افراد ديگري هم هستند كه از اصلاحات سخن مي‌گويند اما سخنان آنها غيررسمي است و آنچه مي‌گويند صرفاً نظر آنها به شمار مي‌آيد. مشكل اين دوره اصلاحات اين است كه هر كسي از ظن خودش يار اصلاحات شده است. به غير از خاتمي هر كسي از اصلاحات سخن مي‌گويد، غير رسمي بوده و از زاويه ذهن خودش درباره اصلاحات حرف مي‌زند. اين افراد هيچ وقت مثل آقاي خاتمي و بنام اصلاحات، 22 ميليون راي نياورده‌اند تا ما نظر آنها را نسبت به نظر خاتمي ارجح بدانيم. دوستاني مثل آقاي عباس عبدي و محمد قوچاني نمي‌توانند براي پيشبرد اصلاحات دستورالعمل صادر كنند؛ زيرا حرف آنها حرف رسمي اصلاحات نيست. بنابراين نمي‌توانند بگويند چه كسي رهبر اصلاحات باشد يا نباشد. بر خلاف نظر اين دوستان، معتقدم كسي مي‌تواند دولت اصلاحات را تشكيل بدهد كه با راي مردم و تحت عنوان رئيس‌جمهور اصلاح طلب انتخاب شده باشد. از نظر من، اصلاحات يعني آقاي خاتمي؛ چرا كه آنچه ديگران بنام اصلاحات مي‌گويند چه بسا از درونش انقلاب در مي‌آيد، مماشات در مي‌آيد و مسائل ديگري غير از اصلاحات فهميده مي‌شود.

*فارس: از حرف ها و مواضع كدام طيف از اصلاح طلب ها، انقلاب در مي آيد؟ از مواضع كدام گروه، مماشات در مي‌آيد؟

شكوري راد: در دوره اصلاحات بعضي از روزنامه‌هاي اصلاح طلب مطالبي را منتشر مي‌كردند كه اينها خواسته‌هايي را خارج از چارچوب قانون اساسي مطرح مي‌كرد. اين خواسته‌ها با اصلاحات ناسازگار بود اما اين روزنامه‌ها تحت عنوان اصلاحات اين خواسته ها و مطالب را منتشر مي‌كردند.

*فارس: منظورتان همان روزنامه‌هايي است كه توقيف شدند؟

شكوري راد: بله؛ البته برخي از روزنامه‌هايي كه توقيف شدند نه همه آنها. البته همين روزنامه‌هايي كه خارج از چارچوب حرف مي‌زدند هم نبايد توقيف مي‌شدند؛ زيرا اين توقيف‌ها با اصل آزادي بيان مخالف است. روزنامه‌ها مي‌توانند بنويسند اما تا زماني كه اقدام عملي انجام
نداده باشند مي‌توانند ادامه دهند. حتي اگر كسي از نظر تئوريك به انقلاب عليه نظام سياسي معتقد باشد تا زماني‌كه اقدام عملي مرتكب نشده باشد كسي نمي تواند او را باز خواست كند. بنابراين توقيف آن نشريات، غير قانوني بوده است. البته نوعا غيرقانوني بود؛ چرا كه بعضي از اين نشريات بندرت مطالبي هم منتشر كردند كه از نظر قانون جاري جرم يا خلاف شناخته مي‌شد.

*فارس: آقاي شكوري راد! در حرف هاي شما و استدلالي كه كرديد يك تضاد مي‌بينيم، شما گفتيد بعضي از روزنامه‌هاي توقيف شده خواسته‌هايي خارج از قانون اساسي داشتند و مطالبي خارج از چارچوب نظام سياسي - اجتماعي ايران منتشر مي‌كردند و از طرفي مي‌گوييد همين روزنامه‌هايي كه خواسته‌هاي غير قانوني داشتند نبايد توقيف مي‌شدند. اين وسط، حاكميت قانون چه مي‌شود؟ آيا مي‌توانيد به بهانه آزادي بيان، قانون اساسي را زير پا بگذاريم؟

شكوري راد: ببينيد؛ اگر كسي در جامعه اسلامي، خدا را قبول نداشته باشد كسي او را زندان نمي‌كند. از خدا بالاتر كه نداريم، داريم؟ همين الان، كتابهايي با انديشه‌هاي سوسياليستي و كمونيستي در ايران منتشر مي‌شود اما كسي با آنها برخورد نمي‌كند و توقيف هم نمي‌شوند.
بنابراين وقتي كسي مي‌تواند در اعتقاد داشتن يا نداشتن به خدا آزاد باشد طبيعتاً در مراتب پائين تر هم مي‌تواند مثلاً به نظام جمهوري اسلامي اعتقاد نداشته باشد، اما آزاد باشد و حتي حرف هايش را آزادانه بگويد، اما زماني كه حرف‌هايش جنبه اقدام عملي عليه نظام جمهوري اسلامي به خود گرفت آنگاه مي‌شود با او برخورد قانوني كرد.

*فارس: فكر مي‌كنيد آقاي هاشمي رفسنجاني با آقاي خاتمي هست يا نه؟ بعضي مي‌گويند كارگزاراني‌ها دو طرفه بازي مي‌كنند؛ از يك طرف تعدادي از آنها اعلام مي‌كنند با آقاي خاتمي هستند و از سوي ديگر، طيف ديگري از كارگزاراني‌ها از آقاي كروبي حمايت مي‌كنند. برخي اخبار حاكي از اين است كه آقاي غلامحسين كرباسچي قرار است به عنوان معاون اول آقاي كروبي معرفي شود. نشريه شهروند امروز هم با وجود اينكه نشريه يك ارگان خاص بود صراحتاً در شماره هاي اخيرش از آقاي كروبي حمايت كرد. فكر مي‌كنيد ماجرا چيست؟ آيا هاشمي رفسنجاني با خاتمي هست يا نه؟ شكوري راد: فكر مي‌كنم كه چارچوب هاي كلي مورد قبول آقايان هاشمي و خاتمي در زمينه توسعه كشور خيلي به هم نزديك است و مبرم‌ترين مسئله‌اي هم كه الان با آن مواجه هستيم وجود يك چالش جدي در مسير توسعه كشور است. بنابراين اينكه آقايان هاشمي و خاتمي به موضع مشتركي در زمينه توسعه كشور دست پيدا كنند به راحتي قابل پذيرش است. اين دو شخصيت كمترين مشكل را با همديگر دارند و اگر آقاي خاتمي بيايد قطعا مورد حمايت آقاي هاشمي خواهد بود چه رسماً و چه غير رسمي. كارگزاران هم به تبع، از آقاي خاتمي حمايت خواهند كرد. توضيح يك نكته هم لازم است و آن اينكه نشريه شهروند امروز ارگان حزب كارگزاران نبود زيرا در كشور ما از آنجا كه احزاب به رسميت شناخته نمي شوند شمول احزاب آن هم شمول كاملي، حتي بر اعضاي خودشان نيست. يعني ممكن است شما عضو يك حزب را بيابيد كه مواضعش كاملاً خارج از مواضع حزبي كه به آن تعلق دارد، باشد.

*فارس: آقاي شكوري راد! يك بحثي وجود دارد كه هميشه مطرح بوده و آن اين است كه برخي مي‌گويند سازمان مجاهدين "پدر معنوي" حزب مشاركت است. يكي از شواهد اين تحليل اين است كه از طرف مشاركتي ها آقاي تاج زاده كه عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين است به نمايندگي از حزب مشاركت در جلسات اصلاح طلب‌ها شركت مي‌كند؛ و اين موضوع سوال بر انگيز است كه مگر حزب مشاركت كسي را ندارد كه از آقاي تاج‌زاده مي‌خواهد به نمايندگي از اين حزب در جلسات شركت كند؟ شواهدي از اين قبيل باعث شده حتي عده اي بگويند، حزب مشاركت پياده نظام سازمان مجاهدين است زيرا مواضع سياسي، اقتصادي و اجتماعي حزب مشاركت كاملا هماهنگ با مواضع سازمان مجاهدين است. در اين زمينه اگر حرفي هست بفرماييد.

شكوري راد: ببينيد؛ در اينكه حزب مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اشتراك مواضع زيادي دارند شكي نيست، پيشينه همكاري سازمان مجاهدين و حزب مشاركت با همديگر بسيار زياد است چه در دوران مجلس ششم چه بعد از آن. البته مجاهدين انقلاب، سازماني است كه ريشه تشكيلاتي آن به قبل از انقلاب بر مي‌گردد و اساس كارش بر يك تشكيلات غير حزبي و خط امامي بوده است؛ به همين دليل سازمان مجاهدين محور نيروهاي خط امام در قبل از دوم خرداد محسوب مي‌شد و محور تشكيل شوراي هماهنگي نيروهاي خط امام بوده و هنوز هم هست. به همين دليل در بين گروه‌هاي اصلاح طلب، سازمان مجاهدين انقلاب نقش بسيار پررنگي دارد. جبهه مشاركت هم گروهي بر آمده از دوم خرداد 76 هستند و مجموعه‌اي از نيروهايي است كه نوعا سابقه خط امامي بودن را هم دارند، اما با يك چارچوب تشكيلاتي جديد، حزب مشاركت را پايه‌ريزي كرده اند. وجه تمايز سازمان مجاهدين و حزب مشاركت، بناي اوليه‌اي است كه هر كدام از اينها تشكيلات خود را بر مبناي آن تاسيس كرده‌اند. جبهه مشاركت، بنايش را بر يك كار جبهه اي و گسترده گذاشت و در پذيرش عضو با تسامح برخورد كرد اما سازمان مجاهدين همچنان عضويابي مي‌كند و به سختي عضو مي‌پذيرد. سازمان مجاهدين و حزب مشاركت به لحاظ تشكيلاتي مكمل همديگر و نه رقيب يكديگرند. نيروهايي كه حزب مشاركت را تاسيس كردند و عضو سازمان مجاهدين هم نبودند سابقه زيادي در فعاليت‌هاي سياسي و جريانات انقلاب اسلامي داشتند. به علت ماهيت جبهه اي بودن حزب مشاركت، تعدادي از اعضاي سازمان مجاهدين از جمله آقاي تاج زاده در تركيب هيئت موسس حزب مشاركت حضور داشتند. به عبارت ديگر، آقاي تاج ‌زاده، هم عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين و هم عضو هيات موسس حزب مشاركت است. از نظر طيف بندي نيروهاي سازمان مجاهدين، آقاي تاج زاده، مشاركتي ترين عضو سازمان مجاهدين است. البته نيروهاي ديگري هم هستند كه همزمان عضو حزب مشاركت و سازمان محاهدين هستند. آنچه كه تشكل‌ها را در ايران به هم پيوند مي‌دهد علاوه بر اشتراكات فكري، اشتراكات عاطفي هم هست.

*فارس: بر اساس اصل طبيعي بودن وجود اختلاف نظر بين آدم‌ها و گروه‌ها، دو مورد از اختلاف‌نظر بين سازمان مجاهدين و حزب مشاركت را اگر بيان كنيد خالي از فايده نيست.
شكوري راد: يك نمونه خيلي مشخص از اختلاف نظر بين جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين بعد از انتخابات سال 84 مشاهده مي‌شود. آن زمان بعد از تشكيل جبهه دموكراسي‌خواهي، حزب مشاركت به اين جبهه پيوست اما سازمان مجاهدين نپيوست و اين به دليل مشي سياسي اين دو بود كه پيوندها را به كدام سمت هدايت كنند. سازمان مجاهدين بيشتر تمايل‌ دارد كه با نيروهاي خط امامي پيوند برقرار كند اما مشاركت اين قيد را نداشته است، يعني حزب مشاركت علاوه بر ايجاد پيوند با نيروهاي خط امام ارتباطاتش را مقيد به قيد خاصي نكرده و حتي با نيروهاي ملي مذهبي ، نهضت آزادي و بعضاً ملي هم همكاري‌هايي را در برخي زمينه‌ها داشته است. بنابراين سطح ارتباطات جبهه مشاركت وسيع‌تر از سازمان مجاهدين است و همين، تاثيراتي در برخي موضع‌گيري هاي اين دو تشكل بر جا مي‌گذارد.

*فارس: آقاي شكوري راد! شما از جمله كساني هستيد كه در مقطعي عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت بوديد اما زماني كه عضو مشاركت شديد انتقاداتي را عليه تحكيم وحدت مطرح كرديد و تحكيمي‌ها هم عليه شما موضع گرفتند. دليل اين تقابل چه بود؟ قطعا دليل اين تقابل، حضور شما در مشاركت نبود زيرا تحكيمي ها با عموم مشاركتي ها از جمله سيعد حجاريان ارتباط خوبي دارند.

شكوري راد: پيشينه حضور من در انجمن هاي اسلامي و دفتر تحكيم وحدت يك پيشنه بسيار طولاني مدتي است؛ من با فاصله كمي از ابتداي تاسيس دفتر تحكيم وحدت با اين دفتر ارتباط داشتم و اين ارتباطم 16 سال طول كشيد. آنچه كه باعث اين تقابل ظاهري شده، گسستي هست كه بين پيشينه دفتر تحكيم وحدت با آنچه كه امروز آن را به عنوان تحكيم وحدت مي‌شناسيم وجود دارد. در واقع كساني كه امروز عضو تحكيم وحدت هستند نسبت به پيشينه اين دفتر كه من هم جزء آن پيشينه هستم اعلام برائت مي‌كنند و طبيعتا آن پيشينه هم نسبت به كساني كه امروز تحت عنوان دفتر تحكيم وحدت فعاليت مي كنند، ابراز برائت مي‌كند. ابراز برائت من به عنوان عضوي از پيشينه دفتر تحكيم وحدت نسبت به كساني كه الان تحت اين عنوان فعاليت و گذشته خودشان را نفي مي‌كنند باعث حساسيت آنها روي اين موضع شده، كساني كه در اين زمينه مانند من فكر مي‌كنند زياد هستند اما كمتر اين نظرشان را ابراز كرده و يا انتشار داده‌اند. كساني كه امروز بنام دفتر تحكيم وحدت فعاليت مي‌كنند دانشجوهايي هستند كه فاجعه كوي دانشگاه باعث سرخوردگي آنان شد. اينها تا قبل از كوي دانشگاه خودشان را حامي نظام مي‌دانستند اما پس از برخورد تندي كه با آنان انجام شد پيوندهايشان با نظام به تدريج گسسته شد. آنچه كه امروز به عنوان دفتر تحكيم وحدت وجود دارد هويت شفافي ندارد و اين هويت غير شفاف باعث شده كه كارآيي و توانمندي‌هاي تحكيم وحدت به شدت كاهش پيدا كند. امروز اثر بخشي تحكيم وحدت در دانشگاه ها به حداقل طول حياتش رسيده است. انتقاد من به تحكيم وحدت ناشي از همين گسست تاريخي و انديشه اي بين پيشينه تحكيم وحدت با دفتر تحكيم وحدتي است كه امروز وجود دارد.

*فارس: كساني كه دفتر تحكيم وحدت را تشكيل دادند همان‌هايي بودند كه سفارت آمريكا را تسخير كردند و شديدترين مواضع را عليه آمريكا، امپرياليسم و استعمار اتخاذ كردند. سالياني گذشت و كساني وارد تحكيم وحدت شدند كه همزمان با ورود آمريكا به عراق و اشغال اين كشور توسط ايالات متحده، بيانيه "بهار بغداد" را صادر كردند ورود آمريكا به عراق را بهار اين كشور قلمداد نمودند. دليل اين دگرديسي و تغيير ماهيت را چه عواملي مي دانيد؟ چه شد كه دفتر تحكيمي ها از تسخير سفارت آمريكا به بيانيه بهار بغداد رسيدند؟
شكوري راد: ببينيد؛ اين جا دو بحث قابل طرح است؛ اول اينكه آيا آنچه به سر عراق آمد به سود عراق است يا به زيانش كه من وارد اين بحث نمي شوم. البته به طور اجمالي معتقدم كه اگر چه صدام به دست آمريكا سقوط كرد اما همه ملت ايران از اين اتفاق خوشحال شدند و اين
خوشحالي را نمي شود انكار كرد. از طرفي هر چند حضور آمريكا در عراق محكوم است اما نمي‌توان به طور قاطع گفت كه آيا ماندن صدام براي عراق بدتر بود يا اكنون حضور امريكا بدتر است. در حال حاضر مجموعه اي از بهترين شيعيان عراقي، دولت اين كشور را اداره مي‌كنند. دولت شيعه عراق كاملا بر شيعه‌هايي مثل مقتدا صدر و گروهش ارجحيت دارد؛ چرا كه مقتدا صدر مي‌تواند حتي به يك معضل براي شيعيان عراق بدل شود. مقتدا صدر و گروهش بسيار شبيه به گروه مجاهدين خلق هستند و ممكن است در آينده به مجاهدين خلق عراق تبديل شوند. در كل وضعيت حكومت در عراق را وضعيت خوبي مي‌بينيم اما حضور آمريكا در اين كشور را بسيار بد مي‌دانم. اما اين معنايش اين نيست كه اگر آمريكا همين امروز عراق را ترك كند وضعيت عراق فوراً بهتر مي شود. حتما خروج آمريكا از عراق بايد به تدريج و با برنامه صورت گيرد تا كمترين خسارات را براي ملت عراق در پي داشته باشد. خروج ناگهاني و بي‌برنامه آمريكا از عراق مي‌تواند منافع ملي اين كشور را تهديد كند. اين در عين حاليست كه حضور فعلي آمريكا در عراق نامشروع و محكوم است.

*فارس: اگر اجازه بدهيد به سوال برگرديم. بحث در مورد بيانيه بهار بغداد بود. شكوري: دانشجوياني كه بعد از فاجعه كوي دانشگاه در دفتر تحكيم وحدت حضور داشتند مجموعه‌اي از دانشجويان بودند كه مواضع شان عمدتاً ناشي از سرخوردگي بود نه از سر مسئوليت شناسي. بنابراين مواضعي كه از سَرِ سرخوردگي باشد توام با افراط و تفريط خواهد بود. من افراط تحكيم وحدتي‌ها را در صدور بيانيه بهار بغداد ناشي از سرخوردگي آنها از كوي دانشگاه مي‌بينيم نه ناشي از اتخاذ يك موضع با چارچوب مشخص. البته من عمده مواضع تحكيم وحدت فعلي را ناشي از آن سرخوردگي‌ها مي دانم كه بتدريج دارد با ورود دانشجويان جديد برطرف مي‌شود.

*فارس: ايامي نه چندان دور، اصلاح طلب‌ها و رسانه‌هاي اصلاحات تندترين حملات، انتقادها و تخريب ها را عليه آقاي هاشمي رفسنجاني سازماندهي مي‌كردند. فكر مي‌كنيد آلان چه اتفاقي افتاده كه اصلاح طلب ها موضعي كاملاً بر عكس اتخاذ كرده‌اند و پشت سر آقاي هاشمي قرار گرفته اند؟ اصلاح طلب‌ها تغيير كرده اند يا آقاي هاشمي تغيير كرده؟ البته با توجه به اين صحبت آقاي هاشمي كه گفته است اصلاح طلب‌ها به آنچه من مي‌گفتم رسيده اند، فكر مي‌كنم آقاي هاشمي بدون تغيير ارزيابي شود. شكوري راد: من فكر مي‌كنم كه تحول در هر دو طرف حاصل شده آقاي هاشمي آن موقع به توسعه سياسي بسيار بي‌توجه بود و از اين بابت ما هزينه هاي زيادي داديم و نهايتاً دولت آقاي خاتمي وقتي با شعار توسعه سياسي آمد با استقبال مردم مواجه شد. اگر شعارهاي زمان آقاي هاشمي مورد انتقاد طيف چپ قرار مي‌گرفت به اين خاطر بود كه آنها مي‌گفتند اين شعارها به موقع و به درستي ارائه نشده است. آقاي هاشمي خواهان توسعه همراه با سرعت زياد بود اما جناح چپ آن روزها خواستار توسعه با عنايت به عدالت اجتماعي و سرعت كمتر بودند تا مردم فشار كمتري را متحمل شوند. بنابراين به نظر من انتقادهاي جناح چپ به آقاي هاشمي كاملا وارد و به جا بود، ولي اين انتقادها زماني كه رنگ و بوي نفي كامل آقاي هاشمي و تخريب ايشان را به خود مي‌گرفت غير قابل قبول بود. آن دسته از جناح چپي‌ها كه به طور كامل آقاي هاشمي را نفي كردند كاملاً اشتباه كردند. آقاي هاشمي، سرعت توسعه را درست تنظيم نكرده بود به همين خاطر در دوره دوم دولت خودش مجبور شد در سياست هاي تعديل خودش تعديل ايجاد كند و به يك عقلانيت جديدي رسيد كه همين عقلانيت به همراه برخي مواضع مردم گرايانه ديگر بعدها بستر را براي قضاوت عادلانه چپي ها در مورد آقاي هاشمي فراهم كرد. آقاي هاشمي اين نكته را فهميد كه بدون توسعه سياسي نمي‌شود توسعه اقتصادي را عملي كرد، بنابراين اين رويكرد مثبتي نسبت به توسعه سياسي از خودش بروز داد و اينجا بود كه چپي‌ها و آقاي هاشمي به هم رسيدند. به همين دليل زماني كه خاتمي بر سر كار آمد از بسياري از سياست‌ها و نيروهاي دوران آقاي هاشمي استفاده كرد.

*فارس: پس مي‌توانيم بگوييم كه مشاركت و كارگزاران به هم رسيده و پيوند خورده‌اند؟ شكوري راد: نه، مشاركت و كارگزاران به هم نرسيده‌اند. اين‌ها دو حزب مستقل با ويژگي هاي متفاوت هستند و افق آينده آنها هم يكي شدن نيست. اگر چه اشتراك نظرهاي زيادي با هم پيدا كرده‌اند اما پايه و بناي آنها يكي نيست.

*فارس: آقاي شكوري راد! از منظر افكار عمومي، غايت و نهايت اعتقاد به اصلاحات و جريان اصلاح طلبي رسيدن به نقطه‌اي است كه اكبر گنجي به آن رسيده، افكار عمومي، حرف‌ها و رفتارهاي اخير آقاي گنجي را اوج و غايت اصلاح طلبي مي‌دانند. نظر شما درباره حرف‌هاي اخير اكبر گنجي در خصوص همجنس بازي، عبور از دين و امام زمان(عج) چيست؟

شكوري راد: آقاي گنجي كاراكترش از همان ابتدا يك كاراكتر انقلابي و خواهان تغييرات اساسي بود. در حقيقت او يك انقلابي بود كه فقط لباس اصلاح طلبي پوشيده بود. سكوت و غفلت اصلاح طلبان از او درد سرهاي زيادي را براي جبهه اصلاحات رقم زد. من اساساً نه گذشته آقاي گنجي و نه حال او را اصلاح طلب نمي‌دانم.

*فارس: يعني اكبر گنجي از آن دسته به اصطلاح اصلاح طلب‌هايي بود كه در لباس اصلاح طلبي به دنبال انقلاب و تغييرات بنيادين در نظام سياسي، اجتماعي و ديني كشور بود؟ شكوري راد: بله دقيقا. اگر چه آقاي گنجي از الفاظ و واژه‌هاي اصلاح طلبانه استفاده مي‌كرد اما در بطن خودش انقلاب را پرورش مي‌داد. اكبر گنجي را به هيچ وجه يك اصلاح طلب نمي‌دانم.

*فارس: آقاي شكوري راد! بعضي از اصلاح طلب‌ها مثل آقاي حجاريان مي‌گويند در حال حاضر ما معتقد به حاكميت دو گانه يعني جمهوري اسلامي هستيم اما اگر شرايط فراهم شود ما از حاكميت تك واحدي يعني جمهوري محض استقبال مي‌كنيم.

شكوري راد: من تا حالا چنين حرفي از آقاي حجاريان نشيده‌ام.

*فارس: اين صحبت آقاي حجاريان در ماهنامه آفتاب منتشر شد.

شكوري راد: من اين نوشته را نديده‌ام و تا حالا هم از ايشان چنين بحثي را نشيده‌ام.

*فارس: سئوال من اين است كه آيا دوستان مشاركتي با حاكميت دوگانه يعني همين جمهوري اسلامي موافقند يا خواهان حاكميت تك پايه يعني "جمهوري محض" هستند؟
شكوري راد: حزب مشاركت به دنبال جمهوري اسلامي است نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد. حزب مشاركت خودش را در چارچوب نظام جمهوري اسلامي تعريف كرده و خودش را مدافع نظام جمهوري اسلامي مي‌داند اما با يك قرائت دموكراتيك از قانون اساسي.

*فارس: نظر شما درباره انتقادهايي كه آقاي كروبي به اصلاح طلبان دارد و از تندروي و ساختار شكني اين جريان، مدام سخن مي‌گويد چيست؟

شكوري راد: من انتقاد خيلي شفاف و روشني كه پايه فكري روشني داشته باشد و نيازمند جواب باشد از آقاي كروبي نشنيده‌ام. صحبت‌هاي آقاي كروبي بيشتر به اختلاف در روش‌ها و تلقي‌ها بر مي‌گردد.

*فارس: اما عده‌اي بر اين باورند كه اختلاف آقاي كروبي با اصلاح طلب‌ها به ويژه سازمان مجاهدين و حزب مشاركت كاملاً اختلافات مبنايي و ريشه‌اي است. اگر اختلافات آقاي كروبي با مشاركت و مجاهدين مبنايي و مهم نبود هيچوقت ايشان از آن‌ها جدا نمي‌شد و رسماً اقدام به تاسيس حزب اعتماد ملي و موضع‌گيري عليه مشاركتي ها و سازمان مجاهدين نمي‌كرد. شكوري راد: ببينيد؛ آقاي كروبي كاملاً يك شخصيت عملگرا است و طبيعتاً اختلافاتي هم كه پيش آمده بيشتر به عملگرايي ايشان بر مي‌گردد. همكاري آقايان عباس عبدي و محمد قوچاني با آقاي كروبي هم به عملگرا بودن آقاي كروبي بر مي‌گردد؛ زيرا عباس عبدي و محمد قوچاني در منتهي‌اليه سمت چپ اصلاحات هستند اما آقاي كروبي در منتهي‌اليه سمت راست اصلاحات قرار دارد. بيشتر جنبه‌هاي عاطفي، روشي و شخصي باعث به وجود آمدن اين مسائل شده است.

*فارس: و به عنوان آخرين سئوال بفرماييد كه تا به حال به اين فكر كرده‌ايد كه كانديداي رياست جمهوري باشيد؟

شكوري راد: خير. به اين عنوان كه شخصاً كانديدا بشوم فكر نكرده‌ام. اما بنظر مي‌رسد پس از رئيس جمهور شدن آقاي احمدي‌نژاد هزاران نفر هستند كه پتانسيل رئيس جمهور شدن را در خود مي‌بينند. البته بنده هم گاهي به اين فكر كرده‌ام كه اگر من بودم چه كار مي‌كردم. الان هم طبعاً چنين قصدي ندارم و به عنوان يك عضو جبهه مشاركت هميشه خود را با تصميمات حزب هماهنگ مي‌كنم.


دنبالك

TrackBack URL for this entry:
http://gollejeh.com/cgi-bin/mt334/mt-tb.cgi/104

نظرات

احسان :

جناب دکتر با سلام دو کنایه بر مصاحبه شیوای شما دارم. -مشکل این است که شما همین انتقادهای کروبی در روش ومنش را جدّی نمی پندارید من به دفعات سایت نوروز و امروز و گفتگوی اعضاء جبهه مشارکت و مجاهدین را بازدید کرده ام کمتر سخنی یا گفتاری در زمینه بررسی کلام کروبی داشته اند البته این دو نکته که پاسخ ما به ایشان موجب سوءاستفاده رقیب میشود و و او هم باید در این زمانه از این مطالب حرفی نزد موجب طفره رفتن دوستانتان از پاسخگویی شده است. - این گنجی که امروز اصل و ذات خویش هویداکرده همانی است که بعضی دوستان شما برای آزادیش از زندان مجلس دعا و ذکر گرفتند یا مقالاتش رابا تیتر درشت بر صفحه اول روزنامه می زدند

 

lمصطفی رسته مقدم :

سلام
با این نظر شما که "اصلاحات یعنی خاتمی" به شدت مخالفم. این دوباره ما را به دام ایدئولوگ پروری و ساختن شخصیت کاریزماتیک می اندازد. همان بلایی که سر انقلاب آمد.شما به امام بسیار عشق می ورزید و من هم البته برای اشان احترام قائلم ولی معتقدم که "شخص" اما خوب بود ولی وقتی از امام "بت" ساختند، ما با شمکل مواجه شدیم و کارها خراب شد. امام فرد محترمی بود و بر اساس همان اصل آزادی عقیده که خود نیز بدان اشاره کردید، نظراتی داشت ولی این دلیل نمی شود که من نوعی تمام آنها را تمام و کمال بپذیرم. به قول امام محمد غزالی "هم رجال و نحن رجال" غرض این که در جریان اصلاحات هم همین گونه است، "بت" ساختن از آقای خاتمی و حرف و نظر ایشان را وحی منزل دانستن و اصلاح طلبی را تبدیل به ایدئولوژی کردن، عین عافت برای اصلاحات هست. به نظر من اساس اصلاح طلبی بر پذیرش پلورالیسم است و هرکس که نظراتی عنوان داشت که در ذیل قانون ارزش هایی چون حقوق بشر، آزادی عقیده و بیان، پلورالیسم فکری، عقیدتی و روشی به صورت واضح در آن پذیرفته شده بود، وی در دایره اصلاح طلبی جای دارد و باید به قول معروف اندیشه اش را داخل دور بریزد. این من و شما نیستیم که اندیشه اش را فیلتر کنیم یا نکنیم بلکه اگر از دایره نقد و انتقادات و مصاف با سایر نظریه ها پیروزمند و آبدیده بیرون آمد، همان می شود وجه غالب اصلاح طلبی. جه بسا کسانی بهتر از خاتمی نظرات اصلاح طلبانه ارائه کنند-که می کنند- و چه بسا که نظرات آنها با اقبال بیشتری مواجه شود -که می شود- اما با این تحلیل شما عملاً راه برای ورود آنها بسته می شود. خاتمی فرد محترمی است. اما ایشان می تواند برای خودش عقیده ای داشته باشد که ما هم بنا به اصل آزادی عقیده به آن احترام می گذاریم ولی "هم رجال و نحن رجال" ما هم شاید برای خویش نظری داشته باشیم. بهتر است از خاتمی بت نسازیم و اصلاح طلبی را تبدیل به ایدئولوژی نکنیم.
شکوری: با این نظر شما موافقم که نباید خاتمی را مطلق دانست. منظور من هم این نبود.منظور من این است که خاتمی که پس از شناخت کافی مردم از او 22 ملیون رای آورده است می تواند آن مجموعه را نمایندگی کند و نظرات او در نقطۀ محوری جنبش اصلاح طلبی قرار دارد و میتواند صدای رسمی آن جنبش باشد. والبته همه می توانند نظر بدهند و نظرشان محترم و چه بسا موثر است اما تا زمانی که ما مکانیسمی برای سنجش وزن این نظرات نداریم ناگزیر باید بپذیریم نظر خاتمی محور باشد.

 

امین :

جناب آقای دکتر شکوری راد،
من از همان نسل دانشجویانِ سرخورده هستم. مختصر و صریح بگویم: تمام مشکل جریان اصلاحات را ادعای پیروی از خط امام می دانم؛ ادعایی که به واقع ریشه ی تناقض در افکار اصلاح طلبان است و باعث گفتار مشوش و کردار سردرگم از آنان می شود. بنا به تعریف خودتان، امام خمینی هرگز یک شخصیت اصلاح طلب نبودند و به کم تر از بر انداختن نظام سلطنت رضایت ندادند. در برخورد با مسائل روزمره ی جامعه هم بسیاری از اوقات روش های انقلابی در پیش گرفتند. ایشان اعتقادی به آزادی نداشتند و اغلب آزادی را به مفهوم آزادی از استعمار (یعنی همان استقلال) تعبیر می کردند. برخوردهای جدی با آزادی بیان را از همان ابتدای قدرت یافتن شروع کردند (مثل برخورد با روزنامه ی آیندگان) و برخورد نظام کنونی دقیقاً امتداد و نتیجه ی منطقی نظرات ایشان است.
این مختصر را از آن رو عرض کردم که به عنوان برادری کوچک تر بگویم: برادر من، اصلاحات تعریف مشخص دارد. نمی شود که آن را به یک فرد فروکاست!
اصلاً اصلاحات به کنار، که شعار سید خاتمی هم در سال 76 اصلاحات نبود و جامعه مدنی و قانونمداری بود. آخر این سید به چه حقی جامعه ی مدنی را که همه جا تعریف مشخص دارد به مدینه النبی تقلیل داد؟ به چه حقی قانونمداری را تقلیل داد به اطاعت از حکم ولایت؟ مثل این است که شما با قول دادن چلوکباب به مردم رأی بیاورید و بعد بگویید چلوکباب ما همان نان و نمک امیرالمومنین علیه السلام است!
این دیگر آخر کیش شخصیت است که بگوییم اصلاحات همان است که جناب خاتمی می فرمایند. آقای خاتمی به دلیل دلبستگی شان به اندیشه های حضرت امام خمینی نمی توانند اصلاح طلب واقعی باشند؛ چون دکتر احمدی نژاد نتیجه ی طبیعی تفکرات ایشان است. آخر نظر آقای خاتمی این می شود که حضرت امام را مهم ترین اصلاح طلب معاصر ایران بدانند؛ در حالی که ایشان به هیچ وجه من الوجوه - چه از لحاظ پرهیز از خشونت، چه از لحاظ پرهیز از تغییرات بنیادی و براندازی، چه از لحاظ اعتقاد به آزادی - اصلاح طلب نبوده اند.

شکوری: اصلاح طلبی یک مفهوم نسبی است .یک خواسته در یک زمان وشرایط می تواند اصلاح طلبی و در یک زمان وشرایط دیگر می تواند انقلابی باشد.
امام خمینی در برابر رزیم شاه یک انقلابی و در چارچوب اندیشه اسلامی یک اصلاح طلب پیشرو بودند و در هر دو جهت فوق هم موفق بودند. ارزش کار امام هم در این است که بخوبی تشخیص دادند کجا باید انقلابی کار کرد و تند رفت و کجا باید قدم آهسته رفت. امام در مسیر درست خویش بدرستی گام برداشت و نتیجه گرفت.مفروضات شما بسیار قابل خدشه هستند و در آن یکسو نگری وجود دارد.اگر می خواهید قدمی به پیش بردارید باید همۀ واقعیت ها را که بر سرعت حرکت تاثیر می گذارند دید.وقتی از جامعۀ مدنی عده ای تلقی خداحافظی با اصول وارزش های اسلامی را تلقی و بعضاً ترویج می کنند برای رفع سوءتفاهم با متدینین جامعه که بسیار مهم هستند بسیار طبیعی است که باید عدم مغایرت آن با اسلامی بودن جامعه به نحوی اعلام شود.آیا شما از جامعۀ مدنی وداع با ارزشهای اسلامی را تلقی کرده بودید؟

 

مصطفی رسته مقدم :

ُسلام دوباره
راستی یادم رفت بگم که این فرمایش شما-اصلاحات دقیقاً همان چیزی است که خاتمی می گوید- بازگشت دوباره به شیخوخیت محوری و پدر سالاری است که این خود عافیت دیگریست که خوشبختانه جبهه مشارکت تا کنون هوشمندانه از افتادن به دام آن جسته است.

 

احسان :

جناب امین با سلام این گونه تجزیه وتحلیل اندیشه های شخصیت اثر گذار اجتماعی, سیاسی ,و دینی همچو مرحوم آیةالله العظمی خمینی منطقی به نظر نمیرسد. -- شما باید زمانی یک نفر را به خاطر عملش سرزنش ومؤاخذه کنید که حداقل در ابتدا اندیشه وطرزتفکر اورا در آن زمینه بررسی و با دیگرتفکرات مطرح در آن مقوله بسنجید. --چگونه شما با بیان یک مثال وبدون بیان حداقل یک سخن از مرحوم آقای خمینی حکم به تکفیر او در زمینه آزادی می دهید! -در مسئله اصلاحات,اگر شما به پاراگراف اول جواب آقای شکوری راد توجه کنید از این تند روی وشتاب شما کاسته می شود --نمیدانم شما با انسانهایی که دارای دیدگاه سنتی در زمینه عقائد دینی هستند برخورد کردید یانه؟ انصاف بدارید مرحوم حاج آقا خمینی یک آزاداندیش و عالم متجددی هستند؟نظرات ایشان درباره تحصیل و فعالیت اجتماعی زنان ,موسیقی ,شطرنج ,بحث توجه به زمان ومکان در اجتهاد, اهمیت مجلس شورا خود بیانگر نگاه روشنگر آن بزرگوار است. --البته به هیچ وجه قائل به معصومیت وعدم خطاء و اشتباه فکری وعملی برای مرحوم آقای خمینی نیستم. --اگر افرادی برای سرپوشی بر جهل و نادانی خودشان از کلام و اندیشه متفکری سوءاستفاده کرد ,ما باید با آن متفکر و عقائدش برخورد حذفی داشته باشیم؟!

 

نقی عبدالجوادی :

آقای دکتر کاش سران حزب شما هم لااقل شجاعت آقای کروبی را داشتید و با شناسنامه حزبتان فرد مورد نظرتان را معرفی می کردید. تا کی می خواهید دنبال آقای خاتمی بیفتید و با تو بمیری من بمیرم ایشان را وارد گود انتخابات ریاست جمهوری کنید؟
از این که آقای خاتمی فرد مناسبی برای این پست هست شکی نیست. ولی حزب شما تا کی می خواهد خود را پشت آقای خاتمی پنهان کند؟ اگر آقای خاتمی نیامد آیا شما جرات این را دارید که فرد دیگری را با شناسنامه حزب نامزد کنید؟ اصلا کسی را دارید که مناسب این کار باشد و بتواند از صافی (فیلتر) شورای نگهبان بگذرد؟
آیا آرای آقای معین را در دوره پیشین تجزیه و تحلیل کردید؟ آیا می دانید چند نفر از این 4 میلیون نفر به آقای معین به خاطر شخصیت اش رای دادند؟ چند نفر به خاطر حزب اش رای دادند و چند نفر به خاطر اصلاح طلبی رای دادند؟
آیا در جلسات حزب تان غیر از میوه و شیرینی و چای و گل گفتن و گل شنیدن در باره چیز دیگری بحث می کنید؟
آیا می دانید در میان مردم کوچه و بازار پایگاه کوچکی دارید؟
آیا می دانید در این چهار سال گذشته برای معرفی خودتان چه تلاش هایی می کردید که نکردید؟ آیا می دانید مردم امیدی به شما ندارند؟ آیا می دانید حزب شما بیش تر شبیه یک شرکت سهامی خاص است تا حزب؟

 

امین :

جناب آقای دکتر شکوری راد،
از پاسخ شما متشکرم. گمان نمی‌کردم که نظر بنده را قابلِ پاسخ بدانید، به همین دلیل دیر مراجعه کردم و اکنون که دیدم پاسخ داده‌اید و به علاوه سوآلی مطرح فرموده‌اید که می‌تواند به معنای گشایش در ادامه‌ی دیالوگ باشد، شرمنده شدم. از این تأخیر عذر می‌خواهم. هم‌چنین پیشاپیش از تصدع اوقات‌تان با توضیح ذیل که می‌دانم دراز خواهد شد عذرخواه‌ام.

نخست این که پدر بنده از دانشجویان خط امام بوده‌اند و از اعضای هیأت مؤسس جبهه‌ی مشارکت ایران اسلامی هستند. فضای خانه‌ی ما را خود حدس بزنید. بنابراین موضع دشمنانه‌ای ندارم و آن چه دریافته‌ام را خدمت حضرت‌عالی عرض کردم. به تعبیری می‌توانید بنده را - دور از جان شریف‌تان - به جای فرزند ناخلف خود بگیرید!

دوم: نسبیت در مفاهیم نمی‌تواند به قلب و تغییر آن‌ها منجر شود. اصلاح‌طلبی و رفورم، هیچ‌گاه به معنای از بنیان ویران کردن و از نو ساختن، فلک را سقف شکافتن و طرحی نو در انداختن نبوده‌است. بنابراین نمی‌توان گفت که امام خمینی اصلاح‌طلب بوده‌اند. ایشان به هیچ وجه به ماندن در چارچوب قانون اساسی مشروطه (که در جای خود قانون خوبی بود و حتی پیش‌بینی حضور فقها در رد قوانین مغایر با شرع در آن شده بود) رضایت ندادند و گفتند اگر پدران ما چیزی را پذیرفته‌اند چرا ما بپذیریم؟ همین سخن ایشان امروز مورد استناد و استفاده‌ی انقلاب‌خواهان امروز است که از رفورم خسته شده‌اند.

سوم: این که فرموده‌اید مفروضات بنده قابل خدشه هستند، می‌پذیرم. شما خدشه را بفرمایید کجاست؟ آقا احسان گفته‌اند که حکم به تکفیر امام خمینی در زمینه‌ی آزادی داده‌ام. شما یک نقل قول بیاورید که امام خمینی نظری آزادی‌خواهانه داده باشند. اگر گفته‌اند مثلاً کمونیست‌ها هم آزادند، بلافاصله مقید کرده‌اند به شرطی که توطئه نکنند. و لابد همان بیان و تبلیغ کمونیستی هم توطئه‌ای علیه اسلام محسوب خواهد شد و استثنا به قاعده تبدیل شده و آزادی آن‌ها کأن لم یکن خواهد شد چنان که شد.
اصولاً از درون فقه سنتی اندیشه‌ی آزادی در نمی‌آید.
برای مثال این ویدئو را ببینید از بیانات ایشان:
http://uk.youtube.com/watch?v=xy5iV5MS9uQ
استدلال ایشان در محدود کردن آزادی بیان همان استدلالی است که امروز هم بیان می‌شود.

چهارم: ارزش‌های اسلامی اگر جهان‌شمول باشند همان ارزش‌های اخلاقی هستند که مورد پذیرش هر انسان منصف و بی‌غرضی قرار می‌گیرند. اما اگر جهان‌شمول نباشند، عموماً بهانه‌ی تبعیض بین مسلم و غیر مسلم هستند. کار به این‌جا هم محدود نمی‌شود و مسلم ناب و مسلم غیر ناب (امریکایی!) هم داریم و تازه بین مسلمانان ناب هم محرم و نامحرم، خواص و عوام ایجاد می‌شود! هر کسی علاوه بر التزام عملی خود باید اعتقاد قلبی‌اش را نیز ثابت کند چرا که ارزش‌های اسلامی با این تعریف ایمانی و اعتقادی هستند. به علاوه در این گونه ارزش‌های اسلامی، انسان نیازمند قیم و سرپرست و ولی است که از بنیان با مفهوم جامعه‌ی مدنی متضاد است (جامعه‌ای که در فرضیه متشکل است از انسان‌های رشید و آگاه به مصالح خود و آزاد برای عقیده، بیان و عمل تا جایی که به دیگران آسیبی نرسانند).
شما که صابون این روش تحقیرآمیز و تفتیش عقاید شورای نگهبان به تن‌تان خورده و رد صلاحیت‌ها را دیده‌اید لابد تفصیل این ماجرا را بهتر از این بنده می‌دانید.
بنابراین وقتی می‌پرسید «آیا شما از جامعه مدنی وداع با ارزشهای اسلامی را تلقی کرده بودید؟» باید عرض کنم که ارزش‌های اسلامی به مفهوم جهان‌شمول خود بنیان جامعه‌ی مدنی هستند (چرا که بنیان این جامعه بر اصل عدم تبعیض، حقوق برابر انسان‌ها و رعایت اخلاقی آن‌ها نسبت به یک‌دیگر بنا شده) اما به مفهوم دوم، آن ارز‌شهای اسلامی که هر کس برای عضو بودن در جامعه اعتقاد قلبی‌اش را به آن‌ها ثابت کند و کار را به پیروزی متظاهران و مردم‌فریبان می‌رساند، بله، جامعه‌ی مدنی وداع با چنین ارزش‌های بی‌ارزشی است.
حتماً شایسته می‌بود که آقای خاتمی برای آن که مرزشان را روشن کرده باشند جامعه‌ی مدنی را به مدینه‌النبی تقلیل نمی‌دادند. مدینه‌النبی آرمان‌شهر بنیادگرایان مسلمان است و نمی‌توانست و نمی‌تواند هم‌زمان آرمان‌شهر مسلمانانی باشد که در جست‌وجوی توسعه و دموکراسی و حقوق انسانی خود هستند. اصولاً آرمان‌شهر اینان در آینده است و نه در گذشته. آقای خاتمی اگر اخلاقاً و اصولاً جامعه‌ی مدنی را مستدل می‌کردند، نیازی به رشوه دادن به بخش‌های متحجر جامعه با این تعبیر نمی‌داشتند چرا که آن تعبیر به خودی خود از اقناع‌کنندگی کافی برخوردار بود. به علاوه دیدیم که آن بخش‌های متحجر با این رشوه هم نرم نشدند و نخواهند شد.
اصولاً آن متدینین که به قول شما باید برای رفع سوءتفاهم‌شان کوشید، تماماً و بالذات مستعد سوءتفاهم‌اند و در تاریخ معاصر این ملک همواره با هر چیز نویی مخالفت ورزیده‌اند: قانون و مجلس شورا و مشروطه و کت و شلوار و تلگراف و بلندگو و رادیو و تلویزیون و حق رأی زنان و روزنامه و مدارس جدید همگی روزگاری برای اینان حرام بوده‌اند. به نظر نمی‌رسد که وظیفه‌ی رئیس جمهور تقلیل مفاهیم به سطح سلیقه‌ی این گروه برای رفعِ سوءتفاهمِ درمان‌ناپذیر آنان باشد.

پنجم: فرموده‌اید «امام در مسیر درست خویش بدرستی گام برداشت و نتیجه گرفت». دکتر عزیز هنوز آن آخر پاییزی که فصل جوجه‌شماری است نرسیده است! ادعای بنده این است که بسیاری از ناسازگاری‌های کنونی در اثر همان گام‌های نخستین است و نتیجه گرفتن‌های مقطعی را نمی‌توان دلیل درستی مسیر دانست. متأسفانه باید گفت این ناسازگاری‌ها به مرحله‌ای بحرانی رسیده‌اند و به همین دلیل برای این بنده به نتیجه رسیدن گام‌های امام و درستی مسیر ایشان در معرض سوآل جدی است.

شکوری: خیلی علاقمند بودم که بتوانم به اینگونه بحث ها ادامه بدهم. اما وقتی اینکار را دنبال کردم بسیار بیشتر از وقتی که می توانستم به آن اختصاص دهم طلب می کرد. ناگزیر مجبور شدم فعالیتم را در وبلاگ مدتی متوقف کنم. فرق بنده و شما در این بحث در مبانی و روش کار است. من یاد گرفته ام مطلق انگاری و مطلق خواهی نکنم.سیاه و سفید نبینم. نه فکر کنم که دنیا را می شود کاملاً اصلاح کرد ونه از اصلاح به هر میزان نا امید باشم. اگر فرصت کردم قصد دارم یادداشتی تحت عنوان "سنگ نوردی" بنویسم که درس مهمی برای من در عالم سیاست و اعتقاد بوده است.

 

ارسال نظرات

(If you haven't left a comment here before, you may need to be approved by the site owner before your comment will appear. Until then, it won't appear on the entry. Thanks for waiting.)

 

all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007