عدالت اقتصادی در جامعه پزشکی
متن مصاحبه زیر در ماهنامۀ "طبیب" شمارۀ آذر ماه چاپ شده است.
گفتوگو با دکتر علی شکوری راد، آن هم در آستانه برگزاری انتخابات پنجمین دوره سازمان نظام پزشکی، تا حد زیادی با مصاحبههای دیگر متفاوت است. رئیس این روزهای بخش رادیولوژی بیمارستان سینا، در سوابق خود مسئولیتهای ریز و درشتی دارد که از مهمترین آنها میتوان به عضویت در هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی دوره ششم و کمیسیون اصل 90 آن و ریاست شورای عالی نظام پزشکی در دوره سوم اشاره کرد. با او در بیمارستان سینا به گفتوگو نشستیم.
امروز که به عملکرد خود و همفکران خود در دوره سوم سازمان نظام پزشکی و مجلس ششم مینگرید، کارنامه خود را چطور ارزیابی میکنید؟
ما در دورهای که دکتر ظفرقندی رئیس سازمان بودند، با حضور در شورای عالی و مجلس شورای اسلامی حرکت رو به رشدی داشتیم و دو کار اساسی انجام دادیم. مرحوم دکتر نوری، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، نیز عضو شورای عالی نظام پزشکی بودند. این فرصت بسیار خوبی برای ما ایجاد کرد. وقتی وارد سازمان شدیم، دریافتیم که قانون ناتوان سازمان، امکان اثرگذاری آن را در مسائل صنفی جامعه پزشکی از بین میبرد.
براساس همین قانون، دو دوره با ریاست دکتر فاضل و دکتر صدر پشت سر گذاشته شده بود و اقدام مؤثری هم در کارنامه این دو دوره دیده نمیشد. حتی دکتر فاضل دریافته بود که این قانون اثربخش نیست، بنابراین از انتخابات دوره دوم کنارهگیری کرد. دکتر صدر هم به واسطه رویکردهای خاص سیاسی خود اقدام در خود توجهی در دوره دوم نظام پزشکی نداشت. ما با توجه به هماهنگی مجلس و تا حدی هم دولت، دست به کار شدیم. البته دولت و به طور ویژه دکتر عارف و دکتر پزشکیان چندان با تنفیذ اختیارات به سازمان نظام پزشکی موافق نبودند. به همین منظور سازمان طرحی را تهیه کرد که پس از بررسی در شورای عالی، در کمیسیون بهداشت مجلس هم بررسی و به عنوان طرح نمایندگان به مجلس ارائه شد. در نهایت این طرح در شور اول و دوم به تصویب رسید، اما پیش از تأیید شورای نگهبان، دوره مجلس به سر آمد و تأیید نهایی قانون در مجلس هفتم انجام شد. البته مواردی از این قانون که مورد اختلاف بود پس از مدتی به وسیله مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید.
در این قانون چه از نظر اجرایی و چه از نظر تصمیمگیری اختیاراتی به سازمان داده شد؛ از مهمترین آنها تصمیمگیری درباره تعرفه بخش خصوصی و صدور پروانهها بود. همچنین در آن مادهای وجود داشت که مطابق آن دولت میتواند بخشی از اختیارات حکومتی خود را به سازمان نظام پزشکی واگذار کند. البته این ماده تاکنون مورد استفاده قرار نگرفته است اما امکان بالقوهای برای افزایش اختیارات سازمان است. نکته دوم، به شفاف سازی و اصلاح سازمان برمیگشت.
اما از اقدامات مهم دیگر ما اینکه سازمان نظام پزشکی در دورههای پیشین به صورت هیئتی اداره شده بود. اسناد مالی و صورتحسابها مبهم بودند. شورای عالی از یک گروه حسابرس دعوت کرد تا صورت های مالی گذشته را بررسی کنند و تراز مالی سازمان را روشن کنند تا انضباط مالی جدی در سازمان ایجاد شود. شورایعالی با تسامح از مسائل گذشته عبور کرد. از سوی دیگر، روابط درون شورای عالی کاملاً دموکراتیک شد و شورای عالی از حالت زیر سایه چند نفر بودن درآمد و به یک شورای واقعی تبدیل گردید. رئیس نظام پزشکی در جلسات شورای عالی کاملاً در برابر اعضا پاسخگو بود و حق تصمیمگیری در اختیار شورای عالی قرار داشت.
درباره مسائل مالی نیز برای اولین بار بودجه یک ساله تنظیم و درآمدها، هزینهها و برنامهها مشخص شد. هیچ یک از هزینه ها و درآمدها در طول آن چهار سال بدون نظارت شورای عالی نبود. علیرغم همه این دستاوردها در انتخابات بعد، ترکیب سازمان به دلیل مسائل مختلف از جمله ائتلاف های نادرستی که شکل گرفت به گونهای رقم خورد که پویایی آن از بین رفت و به عقیده من سازمان در دوره چهارم اشتباههای فاحشی را مرتکب شد.
بزرگترین نقاط قوت و ضعف سازمان در آن چهار سال چه بود؟
جدا از این دو دستاورد مهم، ما جهتگیری اصولیای انجام دادیم و آن این بود که به گونهای عمقی با بحث تعرفه برخورد کردیم. در دورههای قبل، اعضای سازمان به علت ناگزیر مخالفت دولت به درخواست افزایش منطقی تعرفه بیتوجه بودند. در یک بررسی دریافتیم که دلیل اصلی مخالفت دولت، پایین بودن سرانه بهداشت و درمان در بودجه کل کشور است. در کنار آن، تعرفههای پیشنهادی پیشین مبنای کارشناسی نداشت. ما این مشکل را نیز برطرف و همایش «اقتصاد درمان» را برگزار کردیم. همه اینها سبب شد که ما بر قضیه سرانه بهداشت و درمان فشار وارد کنیم تا اقتصاد درمان دوباره پویا شود، اما در دوره پس از ما، دوباره جهتگیری صحیح به فراموشی سپرده شد و همان موضعگیریهای اشتباه و سنتی و بیفایده را تکرار کردند. همین سبب شد که در دوره چهارم، فضای کدورت و نزاع بین سازمان و دولت به وجود بیاید که برای هیچ یک سودی نداشت. من پیش از این طی یادداشتی در "طبیب" به این مسئله پرداختهام و خاطر نشان کردهام که در شرایطی که وزارت رفاه به عنوان متولی سازمانهای بیمه کشور تأسیس شده، دلیلی ندارد که وزارت بهداشت خود را متولی بیمهها بداند بلکه باید به عنوان متولی درمان، از فشار نظام پزشکی برای اصلاح سرانه استفاده کند. جهتگیری های سیاسی هم سوی رئیس کل نظام پزشکی با مجلس و دولت، هیچ سودی برای سازمان نظام پزشکی ندارد. حتی میتوانم بگویم وضعیت امروز سازمان نسبت به روزهای آغازین فعالیت ما بسیار بدتر است. در عملکرد دوره فعلی نظام پزشکی، شاهد هیچ دستاورد مؤثری نیستیم و اهمیت این مسئله در توجه جامعه پزشکی به نتایج انتخاب خود است. جامعه پزشکی در دوره قبل به اشتباه هدایت شدند. ائتلافی که بین جناح فرهنگستان و جناح راست در دوره گذشته صورت گرفت، بر مبنای هیچ برنامهای نبود و صرفاً در چارچوب یک لابی سیاسی شکل گرفت. این مسئله باعث شد چهار سال فرصت طلایی برای سازمان نظام پزشکی از دست برود و حرکت فرسایشی و قهقرایی جانشین آن حرکت پویا شود.
نقطه ضعف سازمان در دوره سوم به برخی از انتصابها برمیگشت. سعه صدر رئیس سازمان سبب شد که برخی از مدیران دوره قبل را نگه دارد و این مدیران سبب کندی اصلاح ساختار درونی سازمان نظام پزشکی شدند. پس از یکی ـ دو سال، رئیس سازمان به صرافت تغییر افتاد. اشتباه دیگر در انتخاب «دکتر بیطرف» به عنوان قائم مقام سازمان بود که انتخاب شایستهای نبود.
اگر ترکیب شورای عالی دوره سوم، در دوره چهارم نیز رخ میداد چه حرکتی ادامه پیدا میکرد؟
ما در زمان انتخابات با جناح فرهنگستان و دکتر نوبخت دو جلسه داشتیم و از ایشان دعوت کردیم که با ما ائتلاف کنند. در رأس آن جناح، دکتر فاضل قرار داشت که به نظر من عملکرد ایشان چندان مسئولانه نبود و به جای توجه به نکات اساسی، صرفاً به فکر زنده کردن یک سری کدورتهای گذشته بودند تا آنجا که با مناسبتهای سیاسی غلط، با جناح راست ائتلاف کنند. البته از ما هم دعوت می شد تا ائتلافی سهگانه تشکیل شود، اما ما براساس اعتقادات خود، این پیشنهاد را نپذیرفتیم. برای ما ائتلاف و توافق با جناح فرهنگستان امکان داشت، اما این امکان برای ما در تعامل با جناح دکتر صدر وجود نداشت. به نظر من با آن ائتلاف در حق جامعه پزشکی جفا شد. بخشی از جامعه پزشکی را دکتر فاضل نمایندگی میکند که از عمق جریان ائتلاف مذکور بیخبر بودند. در دوره چهارم، صحبتهایی بیان میشود که اعتقادی به آنها نیست. ما هر چه کردیم صادقانه و صمیمی بود. اگر از منافع صنف پزشکی دفاع میکردیم، نمیخواستیم از آنها به عنوان پلی برای مطالبات سیاسی خود استفاده کنیم. در چهار سالی که در سازمان نظام پزشکی بودیم، حتی یک موضعگیری سیاسی نیز از طرف نظام پزشکی رخ نداد و ما پای هیچ نامزد و فهرست انتخاباتی را هم امضا نکردیم. در حالی که در دورههای دکتر فاضل و دکتر صدر، امضای سازمان پای نامزد ریاست جمهوری و نامزدهای مجلس شورای اسلامی قرار گرفت و این در شأن سازمان نظام پزشکی که اساساً یک سازمان صنفی است، نبود. من نگران تکرار این اشتباهها در دوره بعد هستم و اگر این اشتباه رخ بدهد، آینده خوبی برای سازمان متصور نیست.
بسیاری معتقدند که نقش پزشکان عمومی در انتخابات نظام پزشکی مانند نقش مردم است در انتخابات دوره قبل، توجه شما به پزشکان عمومی چگونه بود؟ما در راستای دموکراتیک کردن روابط درونی سازمان حق رأی بیشتری برای شهرستانها قائل شدیم. انتخاب رئیس کل را هم بر عهده مجمع عمومی گذاشتیم و به سمت نقش آفرینی اعضای سازمان در تصمیمگیریها رفتیم. در شهرستانها و تهران قیدی برای متخصص بودن کاندیداها نداریم، هرچند در شورای عالی شاهد حضور اکثریت متخصصان هستیم اما در مجمع عمومی حضور پزشکان عمومی بیشتر است. همین افزایش قدرت در بدنه سازمان به افزایش اهمیت پزشکان عمومی در سازمان نظام پزشکی میانجامد و در راستای همین دغدغه بود که بحث محدود کردن دانشگاههای آزاد و دولتی را در پذیرش دانشجوی پزشکی مطرح کردیم. متأسفم که این روند در دوره بعد دنبال نشد و سازمان در دام مناسباتی که رئیس کل با دولت داشت، گرفتار شد و قدرت تحرک و پویایی خود را از دست داد.
معمولاً در بحث تعرفه سازمان نظام پزشکی، مجلس، دولت و سازمان مثلثی تأثیرگذار را ایجاد میکنند. جایگاه سازمان در دوره شما در این مثلث کجا بود؟متاسفانه، در نهادهای مختلف نظام، دیدی منفی نسبت به جامعه پزشکی وجود دارد و این تلقی در ذهنها شکل گرفته که پزشکان درآمدهای سرسام آور دارند. علت این ذهنیت آن است که سران نهادها معمولاً به پزشکانی مراجعه میکنند که نوعاً درآمدهای بالایی دارند. به عقیده من تنها 3 درصد جامعه پزشکی درآمدهای هنگفت دارند. درآمد60ـ50 درصد آنها متوسط است و مابقی به معنای واقعی کم درآمد و مستأصل هستند. آنها شأن اجتماعی بالا اما درآمد نا متناسب وپایین دارند و صورت خود را با سیلی سرخ نگه میدارند.
قشر کم درآمد جامعه پزشکی باید طعنه مردم به درآمدهای کلان آن بخش ثروتمند را بشوند. چرا که آنها در تماس مستقیم با توده مردم هستند. این دید منفی در دوره ما هم وجود داشت اما با تلاش زیاد، افراد زیادی از مسئولان را قانع کردیم که آسیب اصلی نابسامانی اقتصاد درمان را، بیماران تحمل میکنند. ما برای افزایش سرانه بهداشت در بودجه سالانه دولت تلاش زیادی انجام دادیم و برای وادار کردن دولت به توجه بیشتر به این مسأله به سمت اصلاح آن ذهنیت غلط رفتیم. بسیار سخت بود که مجلس را توجیه کنیم تا اختیار تعرفهگذاری را در بخش خصوصی به سازمان نظام پزشکی واگذار کند چون آنها فکر می کردند این کار صرفاً برای افزایش درآمد پزشکان است در حالی که بیشترین نفع از پویا شدن اقتصاد درمان نصیب مردم می شود. دکتر پزشکیان نیز در دولت اگرچه با دیدگاه مردمی به مقوله اقتصاد سلامت مینگریست اما به پیچیدگی های آن توجه نمی کرد و این کار ما را بسیار سخت تر کرده بود. در دولت جدید هم متأسفانه تفکر کمیته امدادی حاکم است و گمان میکنند که کمک مستقیم به مردم راه حل مشکلات است. این در حالی است که کمک مستقیم به مردم زیرساخت اقتصاد و تدبیر معاش را در خانوادههای ضعیف از بین برده است.
به نظر شما جدا از ائتلاف بندی در دوره چهارم، چه اشتباهی در ائتلاف اصلاح طلبان و موضعگیری انتخاباتی رخ داد؟
ما در فضای سرخوردگی عمومی اصلاحطلبان شاهد برگزاری انتخابات سازمان نظام پزشکی بودیم و در اطلاعرسانی و پیام رسانی ضعیف عمل کردیم. به گمانم عملکرد سازمان در دوره ما آنقدر شفاف بود که اگر رأی دهندگان پای صندوقها میآمدند، افرادی شایسته انتخاب میشدند. چون فضای انتخابات نظام پزشکی محدود است، رابطه چهره به چهره بسیار مؤثر است. شبکه بیمارستانهای خصوصی تهران حدود 300 رأی دارد و این رأی در شرایطی که پزشکان عمومی تهران منفعل باشند، بسیار اهمیت می یابد. اگر پزشکان عمومی به پای صندوقهای رأی بیایند، حال و هوای انتخابات دیگرگون خواهد شد. ما باید رویکرد و شیوه پیام رسانی خود را تغییر دهیم و پیام شفاف نیاز به عدالت اقتصادی در جامعه پزشکی را منتقل کنیم. به این معنا که چوب درآمدهای چند ده میلیونی عدهای قلیلی از پزشکان را پزشکان عمومی با درآمد حداقلی نخورند. اگر خواستار تحول در مدیریت نظام پزشکی هستیم، باید این قشر مظلوم جامعه پزشکی را پای صندوقهای رای بیاوریم. حمایت از این قشر کم درآمد را در کنار مبارز با زیاده خواهی ها و قانون گریزی های بخش بسیار پر درآمد و اجحاف کار را در متن این پیام قرارداد تا اجحافات آن قشر زیاده خواه مردم را وادار نکند تا برای درمان، زندگی و خانه خود را بفروشند. چرا باید برای عملی که حد اکثرسه ساعت طول میکشد و دو هفته مراقبت پس از عمل دارد، چهل میلیون تومان تقاضای دستمزد شود؟ چه نهادی جز سازمان شایسته تر است تا با این روند مبارزه کند؟
