درک اصلاح طلبان از واقعیت توزیع قدرت در ایران
.اواخر مهرماه مصاحبه مفصلی با ایسنا داشتم که روز دوازدهم آبان در خروجی ایسنا منتشر شد. فراز های آن اینها هستند
:« اصلاحطلبان با استفاده از تجربيات گذشته و حركتي منطقي، توام با دورانديشي و مصلحت انديشي اردوگاه خود را سامان دادهاند و احتمال شكستشان خيلي كم است.»
اصلاحطلبان اصولگراترند
صلاحطلبان افرادي هستند كه به آزادي و عدالت اعتقاد دارند »
نياز به خويشتنداري ، زمان و ظرفيت بيشتري داريم
اصلاحطلبان واقعيتهاي توزيع قدرت را بيشتر شناختهاند
عملكرد اصلاحطلبان براساس قانون و درجهت منافع ملي خواهد بود
نگاه "حذف آدمها" نگاه غلطي در مديريت سياسي كشور است
دربين اصلاحطلبان نيز كساني بودند كه فرصتها را با طرح شعارهاي نابجا از بين بردند
استفاده از افراد شناخته شده در انتخابات
حزب بايد بتواند براي خود پايگاه اجتماعي ايجاد كند
صدا و سیما: تریبون غیر رسمی جناح راست
مشكل حفظ انسجام پس از پيروزي را نداريم
ابزارهاي رسانهاي ما در اين سالها محدود شده است
عملكرد مشاركت تندروي نبود
تحصن، اگرچه جهربالسوء بود اما خدا از آن راضی بود ...
"عبور از قانون اساسي" اصلاحطلبانه نبود
طرح شعار "جمهوري خواهي" را تندروانه و ساختارشكنانه ميدانم
«عبور از خاتمي» به معني شكستن چارچوبهاي نظام براي انجام اصلاحات بود
منابع اقتصادي ما را می بندند
باج دهي برخي وزراي خاتمي به طرف مقابل باعث شد كه انجام اصلاحات در اتاق بازرگاني ناموفق باشد
دولتهاي نفتي به اين راحتيها علاج نميشوند
ما الآن نفتی ترین دولت پس از انقلاب را شاهد هستیم
مجلسي كه هيچ كس درآن اكثريت قاطع نداشته باشد بيشتر ميتواند در ساختار موجود جواب دهد
مجلس آينده اقليت و اكثريتش به هم نزديك و رقابت هاي دروني آن جدي خواهد بود
درمجموعه اصلاحطلبان همه مستقل هستند
موضوع واردات بيرويه شكر
طرح مجدد اختلافات نفعی برای کسی ندارد
در زیر این مصاحبه را بخوانید
علي شكوري راد، عضو جبهه مشاركت ايران اسلامي، درباره وضعيت اردوگاه اصلاحطلبان به خبرنگار
ايسنا گفت:« اصلاحطلبان با استفاده از تجربيات گذشته و حركتي منطقي، توام با دورانديشي و مصلحت انديشي اردوگاه خود را سامان دادهاند و احتمال شكستشان خيلي كم است.»
نقش خاتمي درهمگرايي اصلاحطلبان
وي تاكيد كرد:« در همگرايي كنوني جبهه اصلاحات نميشود نقش برجسته خاتمي را ناديده گرفت.»
وي اعتقاد دارد كه يكي از دلايل همگرايي ايجاد شده بين اصلاحطلبان وضعيت كنوني كشور است.
شكوريراد ابرازعقيده كرد:« وضعيت نابسامان حال حاضر يك دليل كافي براي اين است كه همه بخواهند و اصرار داشته باشند كه وضعيت به اين شكل ادامه نيابد؛ چراكه با ادامه روند فعلي نه تنها دستاوردهاي دولتهاي پيشين در معرض تهديد است بلكه نگرانيم براي جبران مشكلات بعدي به صرف سالها سرمايه ملي، منابع مادي و زمان نياز داشته باشيم.»
اين عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت در گفتوگوي تفصيلي با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران با تاكيد بر ائتلاف اصلاحطلبان گفت:« هركس كه فراتر از خود و به آينده كشور و منافع ملي ميانديشد چارهاي ندارد جز اين كه در روند پيشبرد اين ائتلاف نقش ايفا كند.»
اصلاحطلبان اصولگراترند
وي واژه اصولگرايي را بيشتر شايسته اصلاحطلبان دانست و گفت:« فكرميكنم اصلاحطلبان در پايبندي به اصول انقلاب و اصول اخلاقي و اصول مردمسالاري اصولگراتر هستند و من ترجيح ميدهم از اسم ديگري براي آنها استفاده كنم.»
شكوريراد درباره وضعيت اصولگرايان و احتمال همگرايي بين برخي از آنها با اصلاحطلبان نيز گفت:« شاخص اعتقاد به تحزب به نظر من مفصل و جداكننده اصولگرايان است. در درون جبهه راست يا محافظهكار مجموعهاي هستند كه وجودشان ميتواند براي كشور مفيد باشد اين مجموعه منافع ملي را برمنافع گروهي و شخصي خود ترجيح ميدهند و مسووليتپذير، شناسنامه دار و پاسخگو در قبال رفتار خود هستند. اينها قابل اعتنا هستند و اگر جايگاه خود را داشته باشند درعرصه سياسي نقش مثبتي خواهند داشت. اما آن بخشي كه تحزب را برنميتابد، ميتواند براي آينده سياسي كشور يك خطر باشد، اين بخش چون ابزارها و امكانات عمومي كافي در اختيار دارد و از سازمانها و نهادهاي عمومي براي پيشبرد نظراتش استفاده ميكند. خود را بينياز از تحزب دانسته و آن را تخطئه ميكند. اين بخش از جناح راست به صورت غيرشفاف و پنهاني و بيمحابا اقدامات خلاف منافع ملي انجام ميدهد و چون شناسنامهدار نيست و ردي از خود به جاي نمي گذارد، مسووليت تبعات کارها و رفتار خود را نيز نميپذيرد.»
صلاحطلبان افرادي هستند كه به آزادي و عدالت اعتقاد دارند
وي با بيان اينكه مبناي تقسيمبندي جناحهاي سياسي دراين سالها چندان تغيير نكرده است و همان رقابت اصلي و ديرينه در جامعه، ما بين "چپ و راست" اسلامي همچنان ادامه دارد، گفت: «كساني كه آزادي را دركنار عدالت ميخواهند و به درستي به اين دو شعار پايبندند، بخش عمدهاي از اصلاحطلبان را تشكيل ميدهند و درمقابل كساني هستند كه عدالت و آزادي را چندان برنميتابند.»
وي ابراز عقيده كرد: « تقسيمبندي سالهاي قبل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران برمحور اعتقاد به عدالت و آزادي صورت گرفت كه مبنا به نظر من همان مبناست. اما شدت وضعف آن تغيير كرده است بر همان مبنا جناح چپ يا اصلاحطلبان افرادي هستند كه به آزادي و عدالت اعتقاد دارند و جناح مقابل آنها، راستها، كساني هستند كه عدالت و آزادي برايشان مبنا نيست و امروز به مقتضاي مسايل روز آن هم در حرف و شعار دم از عدالت ميزنند، درحالي كه عملكرد چيز ديگري است. در آزادي هم صراحتا مخالفت خود را اعلام ميكنند.»
وي به خبرنگار ايسنا گفت: «جناح راست يا به تعبير شما اصولگرا در كلام بيشتر ازعدالت ميگويند، درحالي كه اصلاحطلبان بيشتر به عدالت اعتقاد دارند اما كمتر بيان ميكنند. البته تجربيات به دست آمده براي هر دو جناح باعث شد كه همه در تفكرات خود تغييراتي داشته باشند، اما همان تفكرات قبلي است که شدت و ضعف يافته است.»
نياز به خويشتنداري ، زمان و ظرفيت بيشتري داريم
اصلاحطلبان واقعيتهاي توزيع قدرت را بيشتر شناختهاند
شكوريراد تصريح كرد: « رويكرد فكري و برنامهاي اصلاحطلبان با قبل تغييراساسي ندارد ولي به لحاظ عملي تغييراتي حاصل شده است. از جمله اين كه ظرفيتهاي اصلاح در جامعه بيشتر شناخته شده است. يعني در گذشته، بعد از دوم خرداد ،اين احساس وجود داشت كه ميتوان با راي مردم همه خواستههاي آنها را عملي كرد، اما متوجه شدهايم كه نياز به خويشتنداري، زمان و ظرفيت بيشتري داريم. اصلاحطلبان به نظر من واقعيتهاي توزيع قدرت در ايران را بيشتر شناختهاند و مجاري اصلاح امور را هم بيشتر دريافتهاند و حدي كه براي اصلاح در هر زمينهاي وجود دارد را بيشتر درك كردهاند.»
عملكرد اصلاحطلبان براساس قانون و درجهت منافع ملي خواهد بود
وي گفت: «اولويت هاي برنامهريزي در اصلاحطلبان معطوف به جاهايي است كه امكان اصلاح بيشتر وجود دارد و ديگر تمايلي به چالش با برخي از پايگاههاي قدرت ندارند كه از چالش با آنها توفيقي كسب نكردند. عملكرد آنها بيشتر برنامهاي، براساس قانون و در جهت منافع ملي و رفاه مردم خواهد بود. اين رويکرد راهي پيش روي اصلاحطلبان قرار ميدهد كه گشوده است، و ميشود براي پيمودن آن بسيج نيرو و امكانات كرد و نتيجه گرفت. اگر اصلاحطلبان به قدرت برسند اين بار از قدرت به نحو بهتري استفاده خواهند كرد.»
نگاه "حذف آدمها" نگاه غلطي در مديريت سياسي كشور است
وي در ادامه توضيح خود درباره سياستهاي اصلاحطلبان درصورت بازگشت دوباره به قدرت گفت: «اساسا نگاه "حذف آدمها" نگاه غلطي در مديريت سياسي كشور است. چه اين كار از سوي كساني كه در قدرت هستند اتفاق بيفتد و چه ازسوي كساني كه در نهادهاي مدني هستند. اگر كسي بخواهد برنامههاي درستي را اجرا كند و براي رسيدن به هدف بيمحابا افرادي كه در بخشهاي مدني ومديريتي کشورهستند را حذف كند، نتيجه نخواهد گرفت.»
وي گفت:« نگاه درستتر اين است كه از نيروهاي موجود بخواهيد متناسب با آراي مردم برنامهها را اجرا كنند و اگر هم اشتباهي بود فرصت جبران داده شود. اين بهترين روش مديريتي است.»
دربين اصلاحطلبان نيز كساني بودند كه فرصتها را با طرح شعارهاي نابجا از بين بردند
شكوريراد در بخشي ديگر از اين مصاحبه به رفتار تندروانه برخي افراد در بين اصلاحطلبان اذعان كرد و گفت:« در بين اصلاحطلبان نيز كساني بودند كه با طرح شعارهاي نابجا و موضعگيريها و اظهار نظرها فرصتهاي گذشته را از بين بردهاند. رفتار اينان كمكي به روند اصلاحات نكرد و حتي آسيبهايي زد.»
استفاده از افراد شناخته شده در انتخابات
وي بر استفاده از افراد شناخته شده و تجربه شده در انتخابات تاكيد كرد و گفت: « بايد قابليتهاي افراد را مد نظر قرار داد. افرادي كه تجربيات مثبتي دارند و مردم به آنها راي ميدهند و آنها را ميشناسند، ميتوانند كانديدا شوند. در ميان مديران گذشته و بخصوص دوران اصلاحات افرادي هستند كه اين قابليتها را دارند.»
حزب بايد بتواند براي خود پايگاه اجتماعي ايجاد كند
وي با انتقاد از برخي تفكرات ضد حزبي در سطوح مديريتي گفت:« حزب بايد بتواند فعاليت كند تا براي خود پايگاه اجتماعي ايجاد كند. اگر به احزاب اجازه فعاليت درخور بدهند پس از چند دهه ما احزاب مقتدري خواهيم داشت که ضامن اقتدار ملي باشند. از آنجا كه تاكنون احزاب فرصت فعاليت فراگير و همه جانبه نداشتهاند و نتوانستهاند براساس پايگاه اجتماعي مشخصي شكل بگيرند، هنوز به معناي کامل حزب نشدهاند. حزب كارگزاران سازندگي با تكيه بر تكنوكراتها و جبهه مشاركت ايران اسلامي با تكيه بر طبقه متوسط شهري تشكيل شدهاند و به پايگاه خود اعتنا دارند اما در عين حال ميبينيم كه مثلا حزب اسلامي كار كه تكيهاش بر كارگران است ائتلافي ديرينه با كارگزاران دارد. اين نشان ميدهد كه احزاب ما هنوز بر اساس ارتباطات و سابقه ارتباطي رهبرانشان كار ميكنند نه يك نظام فکري و عملي استقرار يافته.»
شكوريراد درباره اختلافات و تفاوتهاي دو جناح عمده كشورمان ابراز عقيده كرد: « يك جناح بر اساس دريافتش از دين و اسلام حركت ميكند و هيچ التزامي به معيارعدالت و آزادي ندارد، بلكه معيارش به ظاهر فقه و رساله و مسايل اسلامي است. نه اين كه طرفدار آزادي و عدالت نيستند، بلكه آزادي و عدالت آنها براساس احكام تعريف ميشود در حالي كه جناح چپ قديم و بخش عمده اصلاحطلبان مبناي عدالت و آزادي را پذيرفتهاند و شان اين دو را مبنائي ميدانند، آنها متدين هستند، اما عدالت و آزادي را ضرورت دين ميدانند. بنابراين جناح اصلاحطلب واز جمله جبهه مشاركت كه نمايندهاي از چپ مدرن است، با توجه به مقتضيات زمان عدالت و آزادي را مبناي فعاليت خود قرار دادهاند.»
صدا و سیما: تریبون غیر رسمی جناح راست
وي در ادامه صداوسيما را به صورت غيررسمي تربيون «جناح راست» دانست و با بيان اينكه در آموزههاي ديني آن، جهتگيريهاي خاص ديده ميشود ادامه داد: « شما ببينيد كه نهج البلاغه و منش حضرت علي(ع) در حكومتداري در اين آموزهها سهم كمي دارد. البته صداوسيما به نظر من در ترويج فرهنگ ديني رشد خوبي داشته است و مشي اثباتي آن در خور تحسين است، اما بطور مثال اين ضعف را دارد كه عدالت علي(ع) در حكومت و نحوه برخورد با مخالفانش كمتر مورد توجه است. يا در آموزههاي اخلاقي صدا و سيما اين مردم هستند كه خطا ميكنند و بايد خود را اصلاح کنند اما قانونشکني، خلف وعده و يا دروغگويي يک نهاد حاکميتي، يك مدير ارشد و يا يك قاضي هرگز ديده و تقبيح نميشود.»
مشكل حفظ انسجام پس از پيروزي را نداريم
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا اصلاحطلبان در صورت پيروزي انسجام خود را پس از انتخابات نيز حفظ خواهند كرد؟ گفت:« در اين زمينه ما كمترين مشكل را داريم. يعني ما كمترين چالش را در ميان خود در تصويب و اجراي قوانين و برنامههاي اقتصادي داشتيم و به نظر من دستاوردهاي دولت اصلاحات و مجلس ششم در عرصه اقتصاد بسيار بزرگ و ارزشمند بوده است و وجوه توفيق اصلاحطلبان بسيار زياد بوده است. ما عموما سند چشمانداز بيست ساله را به عنوان مبنا پذيرفتهايم و همين ضامن هماهنگي و وحدت ماست در حالي كه دولت فعلي با اجراي سند چشمانداز مشكل دارد.»
ابزارهاي رسانهاي ما در اين سالها محدود شده است
وي در پاسخ به اين سوال كه پايگاه مردمي شما در اين سالها تغييري كرده است يا نه؟ گفت:« ابزارهاي رسانهاي ما در اين سالها محدود شده است. حزب ما روزنامه ندارد و صدا و سيما هم خبري از اصلاحطلبان نقل نميكند مگر اينكه عليه آنها باشد. با اين حال فكر ميكنم خاطره خوشي كه مردم از دوران اصلاحات دارند باعث شده است كه در ميان تودههاي مردم خيلي اظهار محبت و علاقه ببينيم در حالي كه در سال 84 مجبور بوديم كه پاسخگوي سوالات جدي و شنونده برخي کنايه ها در جامعه باشيم ولي الان بيشتر با تعريف و تمجيد مردم از آن دوران بخصوص در قياس با وضعيت امروز مواجه ايم. بسياري از دوستان جناح راست در مواجه با ما به زمان اصلاحات غبطه ميخورند.»
عملكرد مشاركت تندروي نبود
شكوري راد در پاسخ به اين سوال كه برخي از سياسيون معتقدند جبهه مشاركت طيف تندروي اصلاحطلبان است گفت: « واقعيت اين است كه در انتخابات مجلس ششم ليست جبهه مشاركت و روزنامهنگاران اصلاحطلب بيشترين آراء را به خود اختصاص داد. فراكسيون مشاركت 150 عضو در مجلس داشت. به همين دليل عملكرد مجلس ششم عمدتا عملكرد فراكسيون مشاركت بود. هرچند كه اين فراكسيون در برخي جاها خواستههايش را عملي نكرد اما تمام كارهاي صورت گرفته با حمايت جبهه مشاركت بود . به نظر من اين عملكرد موجب سرافرازي بوده است و به هيچ وجه تندروي نبود.»
تحصن، اگرچه جهربالسوء بود اما خدا از آن راضی بود ...
وي درباره تحصن با بيان اين كه «اگرخلاصه تاريخ انقلاب را بنويسند حتما يك جمله يا عبارت آن به تحصن نمايندگان اختصاص خواهد يافت و گفته خواهد شد اين حرکت در واکنش به ظلمي بود که بر مردم و نمايندگان واقع شد» ابرازعقيده كرد: « تحصن يك حركت كاملا متناظر و متناسب با عملكرد بدي بود كه در شوراي نگهبان صورت گرفت. جداي از بسياري از اصلاحطلبان کمتر شناخته شده در سراسر کشور، شوراي نگهبان تركيبي از نمايندگان مجلس را رد صلاحيت كرد كه در آن سه نايب رييس مجلس حضور داشت. تعدادي ديگر از اعضاي هيات رييسه مجلس و روساي کميسيونهاي مجلس و افراد شاخص مجلس بودند. آيا در برابر چنين كاري، تحصن تندروانه تلقي ميشود؟ تندروانهترين حركت را آنها كردند كرد كه حريم مجلس را پاس نداشتند و در بررسي صلاحيت نامزدهاي نمايندگي، قانون مصوب مجمع تشخيص مصلحت نظام را زير پا گذاشتند. اگر دست و پا زدن آن كه سرش را ميبرند، تندروانه بدانيد تحصن نمايندگان هم تندروي بود.»
شكوريراد گفت: «تحصن نمايندگان اگر چه جهر بالسوء بود اما به گمان من خدا از آن راضي بود. البته درست است، براي کل نظام خسارت و اگر اتفاق نميافتاد بهتر بود، خسارتي كه نظام در قبال اين عملكرد پرداخت خسارت كمي نبود، اما اين خسارت از سوي شوراي نگهبان تحميل شد.»
وي گفت: « برخي با سياست مرگ يك بار شيون يك بار آن كار را مورد تشويق قرار دادند ولي تبعات اين كار را درست نسنجيده بودند و فكر ميكردند كه اصلاحطلبان هم شبيه گروههاي ديگري هستند كه كنار رفتند و آب از آب تكان نخورد.»
"عبور از قانون اساسي" اصلاحطلبانه نبود
طرح شعار "جمهوري خواهي" را تندروانه و ساختارشكنانه ميدانم
«عبور از خاتمي» به معني شكستن چارچوبهاي نظام براي انجام اصلاحات بود
وي با رد وجود تندرو در ميان اصلاحطلبان گفت: « ما در جبهه اصلاحات تندروي نداشتيم، اما كساني بودند كه خواستار انقلاب بودند و اينها به چارچوبهاي نظام وفادار نبودند و صداي خود را به دليل نداشتن تريبون ازميان اصلاحطلبان بلند ميكردند. من طرح شعار "جمهوري خواهي" را تندروانه و ساختارشكنانه ميدانم. كساني كه اين را مطرح كردند اساسا اصلاحطلب نبودند. چون لازمه اصلاحطلبي چشماندازي است تا بتوان با طرح آن مسيري را پيمود و به تحولاتي دست پيدا كرد. اين شعار هيچ چشمانداز روشني جز عبور از يك پروسه انقلابي ندارد؛ بنابراين طرح اين شعار اصلاحطلبانه نبوده است. "عبور از قانون اساسي" به نظر من اصلاحطلبانه نبود. چون كسي كه قانون اساسي را خوانده باشد ميداند كه در حال حاضر اصلاح قانوني قانون اساسي نتيجه مورد نظر آنها را در برنخواهد داشت. همچنين چون آقاي خاتمي خود را ملتزم به حداكثر دستاورد اصلاحطلبانه در چارچوب نظام ميدانست، «عبور از خاتمي» به معني شكستن چارچوبهاي نظام براي انجام اصلاحات بود كه ديگرخود شعار اصلاحطلبانهاي نميتوانست باشد. اين شعارها را افرادي كه اساسا اصلاحطلب نبودند و يا با اصول اصلاحطلبي آشنا نبودند، مطرح كردند اين شعارها هرگز از سوي جبهه مشاركت مطرح نشد. كساني كه پرچمداري آقاي خاتمي در عرصه اصلاحات را پذيرفتند و آهنگ حركت خود را با آن هماهنگ كردند و تند و کند نکردند اصلاحطلبان واقعي بودند.»
وي گفت: « ما در دوره اصلاحات از جابهجايي نقش احزاب و روزنامهها و فعاليت جريان دانشجويي در قامت يك حزب، با وجود برخي جهات سودمند آنها، ضربه خورديم.»
منابع اقتصادي ما را می بندند
عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي در ادامه درباره علت پيروزي اصلاحطلبان تركيه در مواجهه با نظام لائيك ميزان تاثير بدنه اقتصادي در پيروزي حزب عدالت و توسعه تركيه گفت:« مزيتي كه در تركيه وجود دارد نظام دموكراتيك جا افتاده است. در اين نظام حزب عدالت و توسعه آزادي عمل خوبي داشت و اين فرصت را براي برقراري ارتباط با بدنه اقتصادي داشت ما الان به شدت تحت فشار هستيم و يكي از كارهاي ضدحزبي که به شدت در جريان است اين است که منابع اقتصادي ما را ببندند . رقباي ما به شدت اين كار را دنبال ميكنند. روزنامههاي ما نوعا زماني تعطيل شدند كه به ارزش افزوده و سوددهي رسيدند و الان ميفهميم كه بهانههاي سياسي تنها بهانه بود. البته اين مساله در مورد ساير روزنامههاي اصلاحطلب نيز صدق ميكند.»
وي گفت: « اگر رد پايي پيدا كنند كه كسي از صاحبان صنايع و قدرت اقتصادي به عنوان پشتوانه اقتصادي و مالي مشاركت مطرح است ،به نوعي با او برخورد ميكنند که منصرف شود. اين باعث ميشود كه عملا امكان مراوده با بخشها و نيروهاي اقتصادي جامعه براي جبهه مشاركت به حداقل برسد.»
باج دهي برخي وزراي خاتمي به طرف مقابل باعث شد كه انجام اصلاحات در اتاق بازرگاني ناموفق باشد
شكوريراد در پاسخ به اين كه آيا جبهه مشاركت تلاشي براي فعاليت در نهادهاي صنفي و کاري براي به دست آوردن كرسي در اين تشكلها كرده است؟ گفت:« دور قبل نقش اصلي براي سازماندهي يك رقابت جدي در اتاق بازرگاني را جبهه مشاركت بر عهده داشت هر چند كه اين نقش با اسم و رسم نبود. اما نتيجه اين تلاشها راه يافتن برخي افراد مستقل بود البته باجدهي برخي وزراي خاتمي به طرف مقابل باعث شد كه انجام اصلاحات در اتاق ناموفق باشد. جبهه مشاركت قدرت سازماندهي بالايي دارد و از فرصتهاي موجود استفاده خواهد كرد و هر جا كه بتواند فعال خواهد شد.»
دولتهاي نفتي به اين راحتيها علاج نميشوند
ما الآن نفتی ترین دولت پس از انقلاب را شاهد هستیم
وي با تاكيد بر لزوم ايجاد فضاي آزاد رقابتي در كشور در همه عرصهها ابرازعقيده كرد:«مديريت در جامعه ما هنوز ضرورت و سود رقابتهاي عادلانه و آزاد را درك نكردهاست. به عنوان مثال دخالت دولت در مسايل اقتصادي فوقالعاده زياد است و اين مانع رقابت ميشود در دولت اصلاحات تلاش شد كه اين دخالتها كاهش بيابد اما دولتهاي نفتي به اين راحتيها علاج نميشود. در دو سال اخير دوباره دولت ما چندين برابر نفتيتر از دولت قبلهاي شد. ما الان نفتيترين دولت پس از انقلاب را شاهد هستيم كه حتي از زمان جنگ هم نفتيتر است. اين واقعيت چشمانداز را خراب كرده است. با اين شرايط مديريتي که الآن شاهد هستيم افزايش قيمت نفت را به جاي اين كه يك نعمت بدانيم، بايد نقمت بدانيم.»
مجلسي كه هيچ كس درآن اكثريت قاطع نداشته باشد بيشتر ميتواند در ساختار موجود جواب دهد
اين نماينده سابق مجلس شوراي اسلامي درباره مجلس و نماينده مطلوب نيز گفت:« براي جمهوري اسلامي ايجاد يك مجلس برآمده از راي مردم مطلوب است. جداي از اين شايد بشود گفت كه در شرايط كنوني جامعه ما با توجه به توزيع قدرت در جامعه، مجلسي كه همهي جناحها در آن نماينده خود را ببينند و هيچكس اكثريت قاطع نداشته باشد بيشتر ميتواند در ساختار موجود جواب دهد. در اين شرايط جناحهاي درون مجلس باهم رقابت و تفاهم ميكنند. مجلس زنده ميشود و براي رسيدن به مصوبهاي در مجلس، صداها شنيده ميشود،بحث ميشود و پس از تصويب در مجلس مشكل تاييد شوراي نگهبان هم كمترخواهد بود والبته جامعه هم كم تنشتر ميشود. مجلس اگر كاملا هم جهت با دولت باشد از خاصيت ميافتد هيچ دورهيي از مجلس مثل مجلس هفتم بيخاصيت نبود.هر چند اين اواخر قدري فرق کرده است.»
مجلس آينده اقليت و اكثريتش به هم نزديك و رقابت هاي دروني آن جدي خواهد بود
وي يك دستي در مجلس ششم و دولت هفتم را استثنا دانست و گفت: «در مجلس ششم اكثريت در دست اصلاحطلبان بود، اما خود آنها يكدست نبودند و چالشها در درون اصلاحطلبان وجود داشت. ضمن اينكه خود مجلس در معرض چالشهاي نفسگير بخشهايي از حاكميت بود كه آن را از حالت خمودي در ميآورد. مجلس مرتب در معرض تهاجم مصادر قدرت بود. ولي مجلس هفتم داراي يک اکثريت كم خاصيت و مرده بوده است. فكر ميكنم مجلس آينده با وجود تمام مصلحت انديشيها اقليت و اكثريتش به هم نزديك و رقابتهاي دروني آن جدي خواهد بود.»
شكوريراد در پاسخ به اين سوال كه به نظر شما چه دستهيي از اصولگرايان احتمال راي آوردن بيشتري دارند؟ گفت: « دو گروه ازاصولگرايان براي حضور در مجلس آينده شانس دارند.يك گروه كه از رانت بيشائبه بخصوص از جانب شوراي نگهبان برخوردارند و گروه ديگري كه واقعا در اين سالها مردمدار بودند و به كار مردم رسيدگي كردند.»
درمجموعه اصلاحطلبان همه مستقل هستند
وي درپاسخ به اين سوال كه آيا اصلاحطلبان درانتخاب خود به پاكدستي افراد نيز توجه خواهند كرد؟ گفت: «درمجموعه اصلاحطلبان هيچ كس مريد كس ديگري نيست و همه مستقل هستند و اين استقلال در مجموع مثبت است. كسي دنيا و آخرت خود را در ميان اصلاحطلبان فداي ديگري نميكند. مريد و مرادي معنا ندارد. بنابراين معمولا كساني كه صرفا در چارچوب منافع خود كار ميكنند خيلي زود طرد ميشوند و كسي از آنها حمايت نميكند. نه اين كه اين افراد وجود ندارند و در جبهه اصلاحات فرصتطلبي نميكنند اما فرصت رشد و بروز و ظهور چنداني در جريان اصلاحطلب نمييابند. به علاوه كساني در معرض فساد هستند كه از رانت قضايي برخوردار باشند. اين در حالي است كه چشم چپ نهادهاي قضايي و ناظربسيار باز و هشيار است و فرصت تخلف به کسي نميدهد، اما اين چشم راست آنها معمولا بسته و خمار است و اين فرصت را به عدهاي ميدهد که دنياي خود را آباد و آخرت خود را خراب کنند.»
موضوع واردات بيرويه شكر
وي با اشاره به رانتخواريهاي فعلي و با انتقاد از واردات بيرويه شكر گفت: «خوب است كه پيگيري شود چرا در حوزه شكر ميزان تعرفه كاهش يافت و به صفر رسيد تا به اندازه نياز شش سال آينده، شكر وارد و انبار شود و درعين حال کنترل شود كه قيمت اين كالا به هيچ وجه به نفع مردم كاهش نيابد. سود اين رانت به جيب چه کساني رفته است. كشاورزان چغندر قند و نيشكرکه دارند نابود ميشوند صدايشان به جايي نميرسد. خبرنگاري هم اين موضوع را پيگيري نميكند تا به راحتي در اين زمينه دروغ گفته نشود. در صنعت قند و شكر به خاطر اين كارها 8 هزار نفر از كساني كه شاغل مستقيم بودند و توليد ميكردند هم اكنون در معرض بيكاري هستند و صنعت رو به پيشرفت شكر درحال ورشكستگي استد.»
شكوريراد افزود: «رانت به اين ميگويند كه سه ميليون تن شكر انبار شده است و وزير ميگويد اين را براي كنترل قيمت قند و شكر آوردهاند اما با اين وجود قيمت قند و شكر نه تنها کاهش نيافته بلکه افزايش هم يافته است و هيچ كنترلي هم در بازار نيست وخيري هم به مردم نرسيده است. آنهايي سود كردهاند كه شكر را با تعرفه صفر وارد كردهاند و در بازار با قيمت بالا به فروش ميرسانند و احتمالا رد پول اين سودها در تبليغات انتخاباتي برخي كانديداها پيدا خواهد شد.»
طرح مجدد اختلافات نفعی برای کسی ندارد
وي در پايان درباره طرح برخي اختلافات گذشته ازسوي برخي اصلاحطلبان گفت: «در رابطه با اختلاف اصلاحطلبان، سه سال قبل در جلسات هفتگي جبهه دوم خرداد اين مباحث مطرح شد و پاسخهاي مبسوطي به آنها داده شد و نيازي نبوده و نيست كه اينها دوباره مطرح شود چون اگر همان حرفها يك بار ديگر در جامعه پاسخ داده شود كسي از طرح آنها نفعي نخواهد برد. همه اين بحثها پاسخهاي درخور خود را دارد اما در طرح مجدد آن مباحث نفعي وجود ندارد.همين كه صدا و سيما بر آتش اين اختلافات ميدمد كافي است که دانسته شود چه کساني از آن سود ميبرند.»
