در باره خودم
حرفه ام پزشکی و تخصصم رادیولوژی است و بعنوان عضو هیات علمی در دانشگاه علوم پزشکی تهران مشغول به کار هستم. علاوه بر کارهای تخصصی و آموزشی در بیمارستان، مدیر اجرایی مجله رادیولوژی ایران هم هستم .مطب ندارم اما فعلا دو تا بعدظهر در هفته، در یک مرکز ام آر آی کار می کنم .فعالیت های سیاسی من عمدتا در جبهه مشارکت و کمی هم در انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران صورت می گیرد..
عضو شورای مرکزی این دو تشکل هستم. در جبهه مشارکت عضو شورای راهبردی انتخابات و در انجمن اسلامی جامعه پزشکی مسئول کمیته سیاسی هستم .
پیشتر نماینده مردم تهران در مجلس ششم بودم، در چهار سالی که در مجلس بودم عضو کمیسیون اصل نود ، عضو هیات رئیسه مجلس (دو سال به عنوان منشی و یک ماه آخربعنوان نایب رئیس )، عضو و نایب رئیس کمیسیون ویژه بررسی لایحه اختیارات رئیس جمهور، عضو و رئیس هیات تحقیق و تفحص حوادث خرم آباد(نشست دفتر تحکیم وحدت)، عضو هیات پنج نفره مجلس در گفتگو با قوه قضائیه ، نماینده فراکسیون مشارکت در هیات رئیسه فراکسیون جبهه دوم خرداد و نایب رئیس آن بوده ام .
تقریبا همزمان با دوره نمایندگی مجلس یک دوره عضو و رئیس شورایعالی نظام پزشکی کشور که نهاد مدنی و صنفی پزشکان کشور است بودم .
قبل از ورودم به مجلس در سال 79، از سال 76 و در زمان دکتر فرهادی مشاور وزیر و مدیر کل بازرسی، ارزشیابی و رسیدگی به شکایات وزارت بهداشت بودم .
در سال 1377 یکی از یکصدوده نفری بودم که جبهه مشارکت ایران اسلامی را تاسیس کردند .از تاسیس جبهه مشارکت تا کنون عضو شورای مرکزی و یک دوره معاون دبیر کل بوده ام .عضویت در دفتر سیاسی، مسئولیت کمیته دانشگاه، مسئولیت کمیسیون احزاب، مسئولیت ستادهای انتخاباتی هشتمین دوره ریاست جمهوری، دومین دوره شوراها، هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی را از طرف جبهه مشارکت و نیز مسئولیت ستاد انتخاباتی دکتر معین در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را بر عهده داشته ام.
چند سال نیز نماینده جبهه مشارکت در شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد بوده ام. به نمایندگی از جبهه مشارکت در دومین و چهارمین اجلاس احزاب آسیایی در بانکوک و سئول شرکت کردم و عضو هیات همراه دبیر کل مشارکت ، دکتر سید محمد رضا خاتمی در سفر به لبنان و سوریه که به دعوت حزب الله لبنان و حزب بعث سوربه در سال 81 انجام شد بودم .
در دوران مسئولیتم در وزادت بهداشت بعنوان مشاور وزیر به جلسات شورای فرهنگی اجتماعی و شورای سیاسی اجتماعی وزارت فرهنگ و آموزش عالی دعوت می شدم و پس از آن نیز تا پایان دوره وزارت دکتر معین در این جلسات شرکت می کردم و به همین دلیل از نزدیک در جریان مسائل سیاسی و فرهنگی دانشگاهها و دانشجویان قرار داشتم. همچنین با معاونت دانشجویی وزارت علوم در تدوین آئین نامه تشکل های دانشجویی همکاری نزدیک داشتم .
در زمان انتخابات دوم خرداد 76 نایب رئیس ستاد گروههای خط امام بودم(رئیس، آقای بهزاد نبوی بود ) و در ستاد آقای خاتمی نیزفعالیت داشتم .
در سال 74 به توصیه انجمن اسلامی جامعه پزشکی نامزد انتخابات پنجمین دوره مجلس شورای اسلامی از تهران شدم و در لیست انتخاباتی گروههای خط امام قرار گرفتم، اما انتخاب نشدم .
بورد تخصصی ام را در سال 73 گرفتم و یکسال دوران طرحم را در دانشگاه علوم پزشکی یزد گذراندم واز آن پس در دانشگاه علوم پزشکی تهران- بیمارستان سینا بعنوان هیات علمی مشغول بکارهستم. دوره تخصصی رادیولوژی را در بیمارستان شریعتی دانشگاه علوم پزشکی تهران گذراندم .
در سال 71 به همراه تعدادی از اعضاء جامعه پزشکی که عمدتا عضو هیات علمی دانشگاهها بودند در تاسیس انجمن اسلامی جامعه پزشکی شرکت داشتم و از آن زمان تاکنون عضو شورای مرکزی آن هستم. مسئولیت کمیته های تشکیلات و سیاسی و نمایندگی انجمن در شورای هماهنگی گروههای خط امام (ره) از جمله فعالیت های من در این انجمن بوده است .
از سال 57 که در رشته پزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شدم تا سال 1373 که دوران تخصصی ام را به پایان رساندم در دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران دانشجو بودم .در سال تحصیلی 68-67 که سال بسیار پر حادثه ای در تاریخ سیاسی کشور بود عضو شورای مرکزی اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجو یان سراسر کشور(دفترتحکیم وحدت) بودم وم پس از آن نیز تا سال 71 بعنوان ناظر به جلسات شورای مرکزی دعوت می شدم .
بیش از آن سالها بعنوان عضو شورای عمومی دفتر تحکیم ، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران وعلوم پزشکی ، عضو شورای عمومی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده پزشکی که در ابتدا "کانون فعالیت های اسلامی" نامیده می شد فعالیت داشتم .برای اولین بار در اواخر سال 58 بعضویت شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشکده در آمدم و تقریتا در تمام طول دوره دانشجویی فعالیت سیاسی داشتم. در بخشی از دوران دانشجویی عضو جهاد دانشگاهی دانشگاه علوم پزشکی تهران و مدتی نیز مسئول مالی ، اداری آن بودم .
در زمان جنگ هماهنگ کننده تیم های اعزام اضطراری دانشجویان پزشکی بعنوان پزشکیار به جبهه از دانشکده پزشکی بودم و بعضا نیز با آنها همراه می شدم.
در تعطیلات انقلات فرهنگی مدت 6 ماه در واحد سیاسی اجتماعی وزارت ارشاد و مدت کوتاهی نیزبصورت غیر رسمی در واحد فرهنگی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی فعالیت داشتم.
در همین تعطیلات بسیاری از دانشجویان به فکر ازدواج افتادند . من نیز در بهمن ماه سال 60
و در بیست سالگی با خانم صدیقه خدمت که خواهر یکی از دوستانم در انجمن اسلامی و اهل کاشان بود ازدواج کردم و اکنون دارای دو فرزند پسر هستم که در سال های 62 و 67 بدنیا آمدند .محمد دانشگاهش را تمام کرده و مصطفی دانشجوست .همسرم اکنون دندانپزشک و عضو هیا ت علمی دانشگاه است .
چند ماه پس از ماجرای تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در آبان 58 و بدنبال حوادث انقلاب فرهنگی به جمع دانشجویان مسلمان پیرو خط امام پیوسته و تا پایان ماجرا با آنها همراه بودم . پس از تعطیلی دانشگاه در جریان انقلاب فرهنگی در زمره یکصد دانشجویی بودم که در تابستان سال 59 یک دوره سه ماهه آموزشی فیلمسازی دیدند و وارد این عرصه شدند. اما پس از بازگشایی دانشگاهها ارتباط من با این عرصه قطع شد .البته پیش از آن در سال 58 از طریق فعالیت های فرهنگی که با عده ای از دانشجو یان در استادیوم کارگران در خزانه بخارایی داشتیم با " سینمای آزاد " که یک واحد آماتوری وابسته به صدا و سیما بود ارتباط پیدا کرده و با اصول کلی فیلمبرداری آشنا شده بودم .
.
در سال 56 دیپلم طبیعی گرفتم اما از آنجا که هدفم ورود به رشته پزشکی بود بدان موفق نشدم یکسال توقف کردم و رشته ریاضی را نیز خواندم و در کنکور سال بعد موفق شدم .
بدنبال دولتی و رایگان شدن مدارس ملی در سال 54، توانستم در دبیرستان خوارزمی شماره یک که نزدیک دانشگاه تهران بود ثبت نام نمایم و همین باعث شد که بعضا ناظر برخی اعتراضات دانشجویی به رژیم شاه باشم .
پیش از آن در دبیرستان دکتر نصیری و صائب در جنوب تهران درس می خواندم . پدرم، که خدایش رحمت کند، معمم بود وپیش از دولتی شدن مدارس، چند مدرسه ملی که شعارشان " دین و دانش، با هم " بود تاسیس کرده بود و از طریق اداره این مدارس امرار معاش می کرد . او علاوه بر تحصیلات حوزوی در دانشگاه نیز درس خوانده و فوق لیسانس الهیات داشت. من دوران دبستان خود رادر یکی از آن مدارس بنام "نوردانش شماره 2" گذراندم.
بهمن ماه سال 1340 من ششمین فرزند خانواده بودم که در تهران دیده به جهان گشودم و پدرم نامم را علی گذاشت. پس از من یک دختر و یک پسر دیگر نیز بدنیا آمدند تا ما سه برادر و پنج خواهر باشیم که به لطف خدا از لذت دوست داشتن یکدیگر بر خورداریم .
پدرم که مراد و الگو ی اخلاقی من بود، در سال 1381 پس از یک دوره بیماری چشم از جهان فروبست و این در حالیست که غم فقدانش هنوز هم جانم را می خراشد .
نام "گلجه" که برای وبلاگ خود برگزیده ام، نام روستای زادگاه پدرم در استان زنجان است .این نام برای من الهام بخش و هویت زاست . در دوران کودکی و نوجوانی تابستانها چند برهه را درآن روستا بسر برده ام که جمعا چند ماهی بیشترنبود .اما زیبا ترین خاطرات دوران کودکی و نوجوانی من متعلق به گلجه است . صفا ، زیبایی و طراوت زندگی را در دامان طبیعت آن تجربه کرده ام و طبع بی پیرایه وصادق اهالی آن را لمس کرده و از آن توشه گرفته ام. به همین دلیل همیشه خودم را متعلق به آن روستا حس می کنم . تجربه سه ماهه زندگی در آن روستا مرا قادر می سازد که اشعار "حیدربابایه سلام" شهریار را با تمام و جود حس کنم و لذت ببرم. بدلیل همین علاقه اگرچه در تهران بزرگ شده ام و در خانه نیز فارسی صحبت می کرده ایم، زبان ترکی را فرا گرفته ام و میتوانم بدان صحبت کنم

نظرات
محمد معینی :
سلام. من هم زنجانی ام و شما را هم واقعا دوست دارم! از نام وبلاگتان خیلی خوشم آمد چرا که برایم آشنا بود؛ آشناتر شد! ... بیایید که بمانیم
محمد معینی - December 16, 2007 3:43 PM
jafar :
باسلام و آرزوي موفقيت،وبلاگ خوبي طراحي كرده ايد،آنچه كه لازم است از سوي دوستان شما و ديگر نيروهاي انقلابي مورد توجه قرار گيرد سوابق درخشان در قبل و بعد از انقلاب شكوهمند اسلامي به رهبري آن رهبر فرزانه،به نسل جوان معرفي تا، كيد و حربه نابخردان و اتهام نا روا مبني بر مخالفت با دين و يا اصول انقلاب نقش بر آب شود.و هم جوانان و نسل جديد از سوابق درخشان نسل اول و دوم انقلاب آشنا شوند. بدرود عزت زياد
jafar - December 16, 2007 7:30 PM
محمد حسين ياسين :
سلام
توي روزنامه ها كه محدوديت قلم اجازه حرف زدن رو از كسايي كه بايد حرفهاشون رو بشنويم تا بفهيم دورو برمون چي مي گذره گرفتن ،ولي خوبه كه توي وب هر چه مي خواهد دل تنگت ميتوني بگي!!!
دوست من هم زنجاني!!!!
مطمئن هستم كه خوشحال ميشه ببينه يكي از همشهرياش به شهرش و استانش افتخار مي كنه!!!
محمد حسين ياسين - December 17, 2007 3:41 PM
farzad moshiri :
با سلام و تهیت ،به رغم مرز بندی ومخالفت با آرای شما در خصوص جنبش دانشجویی و تحکیم،ورود شما را به عرصه بلاگستان فارسی تبریک می گویم و توفیقتان را از درگاه احدیت خواهانم.
farzad moshiri - December 22, 2007 7:54 PM
رضوان مهدوی ازساری :
باسلام تاسیس وبلاگتان راتبریک میگویم
رضوان مهدوی ازساری - December 24, 2007 9:16 PM
قاسمی :
باسلام از دیدن وبلا گ تان خیلی خوشحال شدم به خصوص از انتخاب نام "گلجه" که برایم واقعا جالب بود. برایتان آرزوی موفقیت روز افزون دارم.من هم یک زنجانی هستم و دوستتان دارم.
قاسمی - December 26, 2007 8:50 AM
رئیس دانا :
با سلام ، از آشنائی با شما خوشحال شدم ، خوشحال خواهیم شد به جمع دکتر نصیری بپیوندید .
شکوری: چشم . از دیدن اینکه دوستان دوران دبیرستان دارند همدیگر رو پیدا می کنند و ارتباط می گیرند خوشحال شدم.
رئیس دانا - December 29, 2007 9:12 AM
Mohamadreza :
از خواندن مطالب ساده و شفاف شما لذت بردم و از اينكه با هم خويشيم خوشحالم
Mohamadreza - December 29, 2007 3:32 PM
سید رضا رییس کرمی. :
اقای دکتر شکوری سلام امیدوارم موفق باشید. دکتر رییس کرمی
سید رضا رییس کرمی. - January 1, 2008 4:19 PM
امیر یقین لو :
آقای دکتر سلام :
افتخار همکاری با شما را از ستاد دکتر معین در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری داشتم اما نمیدانستم مثل من به زنجان زادگاه آباء و اجدادمان اینقدر علاقمند هستید که در دنیای مجازی حاضر شده اید خود را با نام آن روستای زیبا معرفی نمائید.بسیار خوشحالم و به داشتن چنین هموطنانی افتخار می کنم(رئیس ستاد دکتر معین در شهرستان شهریار)
امیر یقین لو - January 3, 2008 11:31 AM
سجاد اقدامي راد :
سلام، به طور اتفاقي با سايت شما آشنا شدم. کارشناس آب هستم و بر روي پروژه احداث سد گلجه کار مي کنم. در بازديدهايي که از ساختگاه سد داشتيم، من هم طبيعت روستاي گلجه را بسيار زيبا يافتم. برايم جالب بود که يک آشنا در آنجا پيدا کردم. موفق باشيد. در پناه خدا.
شکوری : من هم از آشنایی با شما خرسندم. موفق باشید
سجاد اقدامي راد - January 4, 2008 9:22 PM
عبدالمطلب طاهری :
سلام دو سه جلسه ای در زنجان در خدمتتان بوده ام ولی نطقتان درمورد چفیه هیچ موقع ازیادم نمی رود وملا قات مرحوم آیت ا...موسوی امام جمعه فقید زنجان یکی از بهترین و معنویترین خاطراتم با یک معمم می باشد.
شکوری: آیت الله موسوی و به زبان ما حاج میرآقا از روحانیون وارسته و حقیقی بود که متاسفانه استان زنجان ایشان را از دست داد.ایشان از دوستان نزدیک مرحوم پدرم بودند. رحمت خدا بر آنان باد.
عبدالمطلب طاهری - January 5, 2008 8:41 AM
نقی عبدالجوادی دستجردی :
پس سنده ترک سن.
نقی عبدالجوادی دستجردی - January 6, 2008 10:04 AM
محمدرضا زمانیان :
آقای دکتر سلام، شاید مرا به یاد نیاورید، اما از جنابعالی یک سوال دنباله دار دارم: اگر با اعلام عدم صلاحیت گسترده کاندیداهای چپ روبرو شوید (که احتمالا اینچنین است) چه می کنید؟ در این صورت منافع ملی چه ایجاب خواهد کرد؟ اصولا تعریف منافع ملی از نظر حزب جنابعالی چیست؟
شکوری: در آن مورد همان موقع تصمیم خواهیم گرفت زیرا همه شرایط آن موقع از الآن قابل ارزیابی نیست. ضمنا این به این معنا نیست که به اینگونه مسائل فکر نکرده ایم. همه چیز را هم نمی شود پیشاپیش بیان کرد.منافع ملی نیز ناظر بر منافع سرزمینی، مردمی و حاکمیتی است و هر کدام در جای خود مهم و قابل تشریح هستند . حالا اگر شما سوالتان را ریز کنید در این مجال قابل پاسخ گویی است. من برای پاسخ های مفصل فعلاً مشکل تایپ دارم.
محمدرضا زمانیان - January 6, 2008 9:57 PM
م.م.زاده :
بی تردید که زادگاه هر کسی الهام بخش و هویت زاست. اولین راه تسخیر یک ملت جداکردنشان از هویت های پیشینیانش و تحقیر پدرانش در نظر اوست. من هم یک ایرانی مقیم خارج هستم و با تمام وجود تعلق خاطرم را به سرزمینم لمس می کنم. و با تمام وجود از کسانی که به هر نحوی به تحقیر هویت ملت ها و اقوام دیگر دست می یازند متنفرم.و از صممیم قلب آرزوی تحقق شعار «ایران برای همه ایرانیان» را دارم.
م.م.زاده - January 6, 2008 10:23 PM
سيدمحسن موسوي :
سلام آقاي دكتر آرزوي موفقيت و سلامتي برايتان دارم هرچند درمورد مسائل سياسي باشما اختلاف نظردارم ولي از اين كه درعرصه فرهنگي مشغول هستيد خوشحالم .
سيدمحسن موسوي - January 23, 2008 10:23 AM
تقی محمدی :
باعث تاسف است که شما در خانه تان فارسی حرف میزدید. آیا بچه هایتان هم حمیت شما را برای یادگیری زبان که نه گنجینه و دریای ترکی دارند؟ نمیدانم
تقی محمدی - February 18, 2008 12:47 PM
امراه شاه محمدی :
باسلام خدمت دکتر شکوری راد
جناب دکتر شکوری از زادگاه تان (گلجه) هزاران سلام دارم وخیلی خوشحالم که نام زادگاه پدری تان را بر روی وبلاگتان گذاشته اید
آی آنا یوردوم وطنیم گلجه
اورگیم ایستیور داغلارین گَزم
سنون شئنوه نِچه بیت شعر یازام
بهار وقتی بولاغلارین جوشاردی
جوتجی لَرین جوت چخاردوب قوشاردی
قویون قوزی مَلشردی قاچاردی
کهلیک لرین داغدان داغا اوچاردی
گل بنفشه بُلاغ اُوتی چخاردی
سیل و سو گلوب اَرخلری یخاردی
تره یِملیک، گل بنفشه تُکلجه
شهرت وارنیدی منطقه ده گلجه
از طرف هم محلی ات امراه شاه محمدی
امراه شاه محمدی - March 11, 2008 11:36 PM
عليرضا منصوري :
ازآشنايي باشما خوشحالم اگرچه همشهري نيستيم اماهموطنيم و همفكر
مطالب جالبي بود
منتظر مطالب بعدي شما هستم
بدرود
عليرضا منصوري - March 19, 2008 1:43 AM
کریمی :
با سلام منهم با شما همکار هستم(متخصص داخلی)شما که در جامعه اسلامی پزشکان هستید چرا در جذب همکاران ضعیف عمل می کنید
شکوری: من عضو انجمن اسلامی جامعه پزشکی هستم. اگر هر یک از همکاران بخواهند عضو انجمن بشوند باید در استان مربوطه از طریق همان استان به عضویت انجمن در بیایند.
کریمی - August 7, 2008 8:21 AM
ندا فدائي :
سلام،
من امروز مطالب وبلاگتون رو خوندم
هم من هم رويا كلي لذت برديم...
شکوری: ممنون از لطفتون
ندا فدائي - January 4, 2009 2:43 PM
:
من سیدجعفر امینی هستم با شما از یک دیارم
واز دیدن نام مسقط الراس شما خوشحال شدم
Anonymous - February 21, 2009 11:02 PM
علي :
من هم از ديدن نام وبسايت شما خوشحال شدم.انصافا خوش ذوقي به خرج داده ايد.
علي - April 7, 2009 10:13 AM
حمید :
آقای شکوری هر زمان صحبت یا مقالات شماوبعضی از دوستانتان را می خوانم
بی اختیاری کلمات زشت بر زبانم جاری می شود لطفا حلالم کنید.
شکوری: من حلال می کنم. ولی بدون شوخی و قصد بد خدمتتان عرض می کنم این یک بیماری شناخته شده در روانپزشکی ست که با ید درمان شود. این نوع بیماران گاهی به مقدسات خویش و یا نزدیکان خویش دچار چنین حالتی می شوند.شاخه ای از حالت وسواسی ست. دارو دارد و درمان می شود.
حمید - April 8, 2009 1:56 PM
حمید :
دکتر جان سلام باز هم از آن حرفای زدی که ....
دکتر رادیو شما را به روانپزشکی چه؟
حمید - April 12, 2009 12:45 AM
حسام الدين فضيلت :
با عرض سلام
اميد وارم در زمان خفقان هم به روشنگري خودادامه دهيد
به اميد پيروزي اصلاحات
حسام الدين فضيلت - April 17, 2009 7:54 PM
:
با سلام . نام روستاي پدرتان را اشتباه نوشته ايد . لطفا اصلاح بفرماييد .
گوللوجه به معني گلزار
شکوری: حق با شماست ولی در مکاتبات اداری نیز همین طور که من نوشته ام می نویسند.تشکر
Anonymous - July 20, 2009 7:06 PM
رقیه :
سلام. من هم از دهات اطراف زنجان خاطراتی دارم ، من هم حیدربابا را خوب میفهمم. پدرم دفتر ازدواج داشت و شیرینی عروسی اهالی گلجه را بسیار خورده ام. اگر یک روز نام اوچ تپه را دیدی آن وب سایت من است که به زودی ایجادش میکنم. به امید روز نو و پر از عدل و داد.
خواهر کوچک شما از لندن
شکوری: از آشنائی تان خوش وقتم. منتظر دیدن وبلاگتان هستم.
رقیه - August 8, 2009 9:00 PM
Faraz :
سلام
به قول وبسایت دکتر خزعلی در این مضمون:
چون میدانید باید بنویسید...!
Faraz - November 1, 2009 11:48 AM
قاسم دارابي :
برادر گرامي دکتر شکوري راد من دامپزشک هستم25سال درجهادوکشاورزي خدمت کرده وپنج سال هست که درعرصه توليد دراستان زنجان منطقه خدابندهفعاليت دارم باشما ازسال 74زماني که پسرم ميثم درمدرسه راهنمايي مفيد امتحان داده بود براي پيگيري کار ايشان دربيمارستان شريعتي اشناشدم ويکي ازدوست داران شما بوده وهستم
قاسم دارابي - February 18, 2010 1:07 PM
یک دانشجوی اخراجی سال 1360 :
سلام شما به گذشته خودتان مراجعه کنید./
یک دانشجوی اخراجی سال 1360 - April 18, 2010 8:15 AM