• عکس
  • دیگر مسجل شد صلاحیت ندارم!
  • آئین توحید، اعتراض به رد صلاحیت
  • داستان محکومیت من
  • در باره خودم
  • ساده کرده ایم
  • حیف!
  • دو مقدمه و یک سوال در مورد آقای جنتی
  • مقدمه ای برای راه اندازی سایت
  • پاس بي بي سي و آبشار صدا و سيما
  • نامه به دکتر محسن کدیور
  • زنده باد مادر سهراب
  • دوباره، آن 9 روز
  • سید حسن، خمینی یا نصرالله
  • اسامي 175 نماينده هتاك را منتشر كنيد
  • علامت بدهيم كه هستيم
  • سال89، سال صبر و استقامت
  • از "قولوا لااله الاالله تفلحوا" تا حکم اعدام محمدامین
  • ارزیابی آنچه در 22 بهمن گذشت
  • هتك حرمت بيت امام (ره) محكوم است
  • انقلاب فرهنگی- چرا و چگونه آغاز شد
  • اتهامات تازه جنتی علیه مخالفان دولت
  • مناظره شکوری راد و دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در رادیو گفتگو بر سر لغو پروانه احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب
  • شکوری راد:قدرت اجتماعی در اختیار اصلاح طلبان است
  • مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات
  • مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات
  • شكوري‌راد در مناظره با کوچک زاده: وقتی اعتراضات انقلاب مخملی نامیده شد نخستین اشتباه رخ داد
  • شکوری راد:«جنبش سبز» ادامه حرکت اصلاح طلبانه ملت ایران است
  • شکوری راد: جنبش سبز،ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو است
  • شکوری راد: ما می خواهیم هر کس را که مردم انتخاب کردند بر آنها حکومت کند
  • شكوري‌راد: اصولگرايان حق طلب هم در جنبش سبز حضور دارند
  • سید مصطفی تاج زاده
  • سید مصطفی تاج زاده
  • امام، زیباترین نام
  • امام، زیباترین نام
  • محمد سروش
  • محمد سروش
  • جلوی سردار رادان را بگیرید
  • مناظرۀ شکوری راد و وحید جلیلی در دانشگاه علم و صنعت
  • مصاحبۀ مندرج در هفته نامۀ پنجره مغلوط و نادرست است
  • مناظره شکوری راد و دبیر کمیسیون ماده 10 احزاب در رادیو گفتگو بر سر لغو پروانه احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب
  • شكوري‌راد در مناظره با کوچک زاده: وقتی اعتراضات انقلاب مخملی نامیده شد نخستین اشتباه رخ داد
  • مناظره با آقای ترقی-خبر ایلنا
  • عدالت و آزادی، خواستۀ مشترک چفیه و شال سبز هستند
  • دکتر شکوری راد: همه باید به قانون برگردند و به آن تمکین کنند
  • کسانی که عزت این مملکت را برده اند باید بروند و کسانی باید بیایند که موجب سربلندی مردم و کشور شوند
  • نگرانی موسوی از سوراخ شدن کشتی جمهوری اسلامی بدست دولت نهم است
  • تاملی بر شعارهای جنبش سبز
  • بیانیه جبهه مشارکت دربارۀ ضرورت ابطال انتخابات
  • پاسخی به یک نظر
  • این مقالهء تاج زاده را بخوانید
  • پاسخ به یک نقد ارزشمند
  • رفع تهديد با تقويت دموکراسي
  • شكوري راد و وبلاگ نويسي
  • پاس بي بي سي و آبشار صدا و سيما
  • نامه به دکتر محسن کدیور
  • ريزش و رويش، حدیث استواری سبزها
  • الهۀ مادر
  • داود
  • من چه شادم امروز
  • برای مهدی کروبی فرزند احمد
  • آنان که رفتند، شهید مسعود هاشم زاده
  • راهپیمائی اعتراضی(2): فاجعۀ کشتار مردم
  • راهپیمائی اعتراضی(1): فرشی از بشریت، دریایی از شعور
  • نظام بهداشت و درمان پر از وصله و پینه است
  •  

    7 مرداد 89

    اتهامات تازه جنتی علیه مخالفان دولت

    (مصاحبه با تلویزیون فارسی بی بی سی)

    احمد جنتی دبیر شورای نگهبان، امام جمعه موقت تهران و از حامیان محمود احمدی نژاد است
    احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان قانون اساسی ایران در یک سخنرانی اتهام های تازه ای را علیه سران مخالفان دولت این کشور که از آنها به عنوان سران فتنه نام برده، مطرح کرده است.

    بر اساس گزارش خبرگزاری کار ایران، ایلنا آقای جنتی طی سخنرانی در مسجد جمکران در روز سه شنبه ۵ مرداد (۲۷ ژوئیه) گفت که سندی را به دست آورده مبنی بر اینکه ایالات متحده آمریکا از طریق عربستان سعودی یک میلیارد دلار به "سران فتنه" داده است.

    او که به تازگی از سوی رهبر ایران در سمت دبیر شورای نگهبان ابقا شده بود، گفت: " همین سعودی ها که به نمایندگی از طرف آمریکا صحبت می کردند، (به سران فتنه) گفتند که اگر توانستید نظام را منقرض کنید، تا پنجاه میلیارد دلار دیگر هم می دهیم، اما خداوند این فتنه را به دست بندگان صالحش خاموش کرد."

    آقای جنتی توضیح بیشتری درمورد سند مورد اشاره اش نداد.

    علی شکوری راد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت در این مورد به بی بی سی فارسی گفت که حرف های آقای جنتی "بی پایه است" و نباید آنها را خیلی جدی گرفت.

    او با ابراز تاسف از اینکه فردی با موقعیت و سمت آقای جنتی چنین حرف هایی می زند گفت: "فکر می کنم آنقدر این ادعا باورنکردنی و غیر واقعی است که نیازی نیست حتی در رد آن هم صحبتی بشود."

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    2 مرداد 89

    پاس بي بي سي و آبشار صدا و سيما


    برخي دوستان دلسوز پس از بیانیه جبهه مشارکت و مصاحبه من با بی بی سی در بارة عمليات تروريستي اخير در زاهدان و پخش گزينشي آن در اغلب بخش هاي خبري شنبه گذشته تلویزیون فارسی بي بي سي و جوسازي صدا و سيما در مورد آنها در برنامه بیست و سی روز بعد و هم سو خواندن آن موضعگیری ها با ماجرای ترور، به من انتقاد كردند كه نمي بايست آن مصاحبه را انجام می دادم. آنها البته نمي گويند آن حرف يا نظر نادرست بوده است بلكه مي گويند منظور انتقادی شما در چنین مورد حساسی درست فهميده نمي شود و يا هوچي گرانی مثل كيهان، صدا و سيما و برخي سايت هاي حامي دولت از آن آتوی تبلیغاتی می گیرند و با اضافه کردن دروغ و دغل به تخريب شما و يا اصلاح طلبان می پردازند، کما اینکه پرداختند و شما هم رسانه اي كه بتواند تبليغات آنها را خنثي كند، نداريد بنابراين بهتر است از اول وارد مباحثی که استعداد حاشیه سازی در مورد آنها وجود دارد نشوید. انتقاد و توصیه آنها پذیرفتنی ست با این حال از فرصت استفاده می کنم تا نکاتی را بازگو کنم.

    در شرایط امنیتی که دستگاههای حاکمیتی در کشور ایجاد کرده اند و در حالی که بهانه جویی ها و بگیر و ببندها همچنان در جریان است نفس مصاحبه با رسانه های خارجی ریسک بالایی پیدا کرده است.با این حال عملکرد انحصاری صدا و سیما و فقدان یک رسانه فراگیر که بتواند صدای اصلاح طلبان و یا جنبش سبز را به مردم برساند موجب شده است که بعضا فرصت مصاحبه و گفتگو با رسانه پر بیننده ای مانند بی بی سی از دست داده نشود. فرق این رسانه با سایر رسانه های صوتی و تصویری فارسی زبان غیر دولتی یا وابسته به دولتهای خارجی در عملکرد کاملاً حرفه ای آن است. به این معنی که این رسانه اگر چه فاقد موضع سیاسی نیست اما خود کمتر به موضعگیری می پردازد و تلاش می کند نظرات مختلف را انعکاس داده و از خلال انعکاس نظرات آنها اهداف خود را تامین نماید.همچنین تلاش می کند استقلال خبر را از تحلیل آن رعایت کند که همین امر موجب ایجاد اعتماد در مخاطب می شود. علاوه بر اینها، پس زمینه ذهنی موجود در مورد نقش و رفتار رادیوی فارسی بی بی سی در دوره انقلاب، که موجب ایجاد فرصت اطلاع رسانی در مورد حوادث انقلاب شده و مورد استفاده وسیع مردم قرار گرفته بود نیز وجه دیگری از تمایز این رسانه با دیگر رسانه هاست. گویندگان و خبرنگاران تلویزیون بی بی سی اغلب در دوران اصلاحات در داخل کشور فعالیت روزنامه نگاری داشته اند و نوعا پس از بسته شدن فضای روزنامه نگاری و مضایقی که در داخل کشور برای آنها پیش آمد ناگزیر جلای وطن کرده و جذب رسانه بی بی سی شده اند. آشنایی های سابق آنها با نیروهای سیاسی داخل کشور نیز بی تأثیر در اعتماد سازی های این رسانه نبوده است.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    26 تیر 89

    جلوی سردار رادان را بگیرید

    نمی دانم چرا در بین فرماندهان نیروی انتظامی فقط سردار رادان است که این همه مصاحبه می کند و همیشه هم برای این و آن خط و نشان می کشد. او هنوز پاسخ قانع کننده ای بابت مسئولیتش در فاجعه کهریزک و کوی دانشگاه به ملت نداده است. مصاحبه او پس از عملیات تروریستی اخیر در زاهدان همان چیزی است که از او بر می آید. تهدید و خط و نشان کشیدن، آن هم نه فقط برای تروریست های جنایتکار بلکه برای همسایه شرقی. مسائل سیاست خارجی و اظهار نظر در مورد آن و نیز سرنوشت روابط دیرینه و استراتژیک ما با پاکستان حساس تر از آن است که به یک نیروی نظامی در سطح رادان سپرده شود. قبلاً بارها در مورد رادان و صلاحیت های وی هشدار داده شده است ولی کسی توجه نکرده است. تو را به خدا این بار جلوی او را قبل از آنکه کاری بکند که پشیمانی به بار بیاورد بگیرید.

    12 تیر 89

    نامه به دکتر محسن کدیور

    بنام خدا

    دوست گرامی و دانشمند فرهیخته

    جناب حجت الاسلام والمسلمین دکتر کدیور

    با سلام وتحیت


    یادداشت "تکثر مطالبات جنبش سبز در ارتباط با خاورمیانه" شما را در سایت تاثیر گذار جرس خواندم و علاوه بر استفاده از متن که بنظرم توضیح غیر ضرور برای گفته ای بود که حکمت آمیز بودن آن را براحتی می توان در گرماگرم جنبش سبز در داخل کشور دریافت و تحسین کرد، پی به رنجی بردم که در لابلای خطوط آن نوشته موج می زد. ظاهرا فشار غیر مسئولانه کسانی که از پیچیدگی و ظرافت شرایط کنونی جنبش در داخل مطلع نیستند و سیاست را نه از باب دستاورد آن برای کشور و ملت ،بلکه برای ارضای نفس و یا کسب وجهه وموقعیت، دنبال می کنند شما را وادار به دفاع از خود کرده است. شما به چنین دفاعی نیاز ندارید. عقلانیت و ادب شما و بخصوص احساس مسئولیت عمیقتان به سرنوشت جنبش سبز و نقشی که در این راستا اکنون برعهده گرفته اید ستودنیست.


    در دوران وانفسایی که عملکرد بسیار غلط برخی متولیان امور دینی، عرصه را بر مدافعان راستین اندیشه دینی سخت کرده است نقش شما در موقعیتی که دارید، به عنوان یک روحانی آزاد اندیش، بی بدیل است. این موقعیت شما از نظر ها دور نیست و بدون تردید شما در آینده حملات سخت تری را از ناحیه کسانی که نتوانسته اند ملت ایران و تعلقات دینی آنها را بدرستی بشناسند و می خواهند یافته های ذهنی خود را بر آنها تحمیل کنند تجربه خواهید کرد. حرف شما و ما این است که اگر کسی به گمان خود نسخه شفابخشی برای دردهای ملت دارد، ایرادی ندارد، آن را در اولین فرصتی که فراهم شود به رأی مردم می گذاریم. اگر مردم پذیرفتند همه از رأی مردم تبعیت خواهند کرد ولی تا آن زمان کسی نمی تواند خواسته و نظر خود را خواسته و نظر مردم بنامد. فعلاً آنچه به عنوان میثاق ملی در دست ماست همین قانون اساسی است که اگر بدون تنازل اجرا شود بخش مهمی از خواسته های ملت محقق خواهد شد. پس از آن، و در شرایط استقرار آزادی بیان تضمین شده در قانون اساسی، تفکرات مختلف فرصت خواهند داشت خود را عرضه کرده و با مراجعه به رأی مردم هر اصلاحی، در هر جایی، لازم باشد صورت بگیرد. بنابراین دعوای زودرس بر سر موضوعاتی که بدون مراجعه به آرای عمومی فیصله نمی یابد بی حاصل و فرصت سوز است.


    در مورد امام خمینی و اندیشه و راه او نیز چه جای بحث و مناقشه است. امام خمینی در تمام طول زمامداری اش مستظهر به حمایت قاطبه ملت بود و تشییع جنازه با شکوهش سند متقنی بر حمایت مردم از او در هنگام مرگش بود. موضوع و حوزه بحث های سیاسی، حق و باطل بودن اندیشه ها نیست، عملکردهاست. عملکردها نیز نهایتا با داوری مردم ارزشگذاری می شود. امام از دنیا رفته است و نام او در تاریخ این ملت به بزرگی ثبت شده است. نام، اندیشه و شخصیت او سرمایه ای ملی است و وزن او در موازنه جناح های سیاسی در هر سو قرار بگیرد تعیین کننده است. حقیر نمی فهمم و نمی توانم ضرورت ورود به این بحث ها را در شرایطی که جنبش سبز سیر امیدوار کننده ای دارد و اختلافات حقیقی در طرف مقابل و وضعیت شکننده ای که دولت به علت عملکرد غلط خود با آن مواجه شده، افق پیروزی را در برابر جنبش قرار داده است، درک کنم. جنبش سبز از این بحث ها حتی اگر با ادعای آگاهی بخشی انجام بشود رنج می برد. نگاهی به سایت جرس بیاندازید. برخی مقالات اخیر آن چه چیزی به هواداران جنبش سبز داده است. مشغول شدن به خود و نقادی در موضوعاتی که محل اختلاف است حاصلی جز فارغ گذاشتن کسانی که در برابر مردم قرار گرفته اند، نخواهد داشت.

    استراتژی جنبش سبز شمول حداکثری ملت است و در این راستا ظرف ماههای اخیر توفیقات شگرفی بخصوص در بین اقشار متدین جامعه از جمله روحانیت و حوزه ها داشته است. رفع دغدغه های این بخش مهم از جامعه و مردم وظیفه ای مبرم است و نباید نسبت به آن کوتاهی صورت بگیرد. خوب است علاوه بر شما همه کسانی که حقیقتا خواستار فراگیری جنبش سبز، که لازمه پیروزی آن است، هستند به این مهم توجه داشته باشند. البته رشد آگاهی ها و استفاده از تجربیات گذشته رمز رسیدن تا به اینجا بوده است و همه بخوبی می دانند که اگر اختلاف نظرها را به رسمیت نشناسند و همدیگر را تحمل نکنند و در دام نفی یکدیگر بیافتند بهترین هدیه را به طرف مقابل داده اند.

    امیدوارم جسارت وتصدیع مرا ببخشید.

    در این سال "صبر و استقامت" ، شما را به صبر و استقامت در برابر نا ملایمات دعوت می کنم.

    پیروز و سربلند باشید.
    علی شکوری راد
    89/4/11

    25 خرداد 89

    زنده باد مادر سهراب


    یک سال پیش وقتی خون سهراب 19 ساله اش را بخاطر آن که پرسیده بود " رأی من کو؟ " بر زمین ریختند و جنازه اش را به یغما بردند او به گمان اینکه فرزندش زنده است روزهای طولانی سرگردان و حیران در شهری که مقام ها فقط در آن حکومت می کردند و کسی مسئول و پاسخ گو نبود، فرزندش را جستجو کرد تا آنکه پیکر پاک او را یافت و در شرایطی که جنازه تحویل کسی نمی دادند، آن را ستاند و در آن وانفسای رعب و وحشتی که برای خانواده های عزادار درست کرده بودند با شهامت و افتخار به خاک سپرد و صدای مظلومیت فرزندش را به گوشها رساند. از آن پس او شد "مادر سهراب" و برای سهرابهای سرزمینش که بی گناه کشته شده بودند مادری کرد. به خانواده های آنان روحیه داد تا اجازه ندهند خون جوانانشان با سکوت آنان به فراموشی سپرده شود. خانه مادر سهراب شد خانه امید خانواده های دردمند و عزادار و او که خود عزادار جوان رعنایش بود تسلی بخش مادرانی شد که با تکیه بر او کمر راست می کردند و فریادگر پیام خون شهدایشان می شدند.
    پس از ندا که فیلم و تصویر لحظه شهادتش پیام جنبش سبز را جهانی کرد. نام سهراب و آن تصویر اسطوره ای اش، با شال و سر بند سبز، الهام بخش ادامه راه برای کسانی شد که پای در مسیر آزادی و اعتلای کشور نهاده و با جنبش سبز همراه شده بودند. در آن تصویر این خانم فهیمی است که فرزندش را در کنار دارد. وقتی سهراب شهید شد از آن پس خانم فهیمی شد مادر سهراب. اگر او نبود و چنان که کرد، نمی کرد و آنچه گفت، نمی گفت وسر در لاک خود فرو می برد، سهراب مرده بود. اما اکنون مردم او را نماد شهدای جنبش سبز دانسته و در شعارهایشان فریاد می زنند: سهراب ما نمرده، این دولته که مرده.
    سهراب شهید شد. شهدا زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند. نام سهراب الهام بخش حرکت جوانان این مرزو بوم و جاودانه شده است. او رفته است اما مادرش، سر شار از آگاهی و پر از انگیزه آگاهی بخشی، همچون زینب پیام رسان اوست. پس زنده باد مادر سهراب
    او و سایر مادران عزادار در سالگرد شهادت فرزندشان به عزا می نشینند. آنها در این عزاداری تنها نخواهند بود. به یقین جنبش سبز با آنها همراه است.

    21 خرداد 89

    دوباره، آن 9 روز


    جنبش سبز که اینک یک ساله و ستبرشده است در آن نه روز، از 22 تا 30 خرداد سال 88، پدیدار و سپس ماندگار شد.
    در جمعه 22خرداد با رأی هایی که به صندوق ریخته شد پیوندها برقرار شد.
    در شنبه 23 خرداد با شنیدن نتیجه غیر واقعی برای انتخابات در حیرت فرورفت و اعتراض در او جوانه زد.
    در یک شنبه 24خرداد با شنیدن سخنان آنکه مردم به او رأی نداده بودند ولی اکنون خود را پیروز انتخابات می نامید و آنان را تحقیر می کرد و خس و خاشاک نامیدشان بپا خاست.
    هنگامی که در 25 خرداد مردم به خیابان آمدند و به راه افتادند، جنبش سبز نام خود را یافت. مردم در آن روز همچون خون تازه در رگهای شهر حیرت زده جاری شدند و حیاتی نو به آن بخشیدند. آنان اگرچه بر اساس طبیعت اجتماعات می بایست می خروشیدند اما سکوت کردند تا ثابت کنند که این حرکت از شعوری بسیار فراتر از یک واکنش برخوردار است. دوشنبه 25 خرداد نمایه شعور ملت ایران در مسیر آزادی شد. این روز از یک سو در نزد آزادیخواهان احترام برانگیخت و در سوی دیگر خشم مخالفان آزادی را برانگیخت و همان بود که موجب شد در پایان آن روز نمایش بزرگی و شعور ملت با خون آنان امضا و جاودانه شود. انبوه جمعیت خودجوش مردم در 25 خرداد برای کسانی که ایمان به امداد الهی دارند، جز چنین مفهومی نداشت و کسی نبود که از آن انبوهی و شعور خود انگیخته به حیرت در نیامده باشد. گمان برآن است، بزرگترین آن نه روز که جنبش در آن زاده شد همین 25 ام است که شباهت عجیبی به 15 خرداد دارد و از همین رو می توان از آن انتظار فرج کشید.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    18 خرداد 89

    سید حسن، خمینی یا نصرالله

    این یادداشت برای روزنامه شرق ارسال شده بود که با مختصر تغییراتی که بتواند امنیت روزنامه را تامین کند در روز سه شنبه 18/3/89 به چاپ رسیده است
    سایت های طرفدار دولت از چند روز قبل ازمراسم 14 خرداد به هواداران خود خط داده بودند که از شعار " نواده روح الله، سید حسن نصرالله" استفاده و به این ترتیب سید حسن خمینی را نفی کنند. البته آنان که این شعار را در آن روز سردادند، هیچ یک، این دو بزرگوار را بدرستی نمی شناسند اما آنها که می شناسند، بخوبی می دانند که اگر سید حسن خمینی و سید حسن نصرالله هر كدام به جای آن ديگري قرار بگيرد بمانند او سخن گفته و يا عمل خواهد كرد.
    سید حسن نصرالله را بار اول در زمستان سال 79 در بیروت ملاقات کردم. آن زمان نماینده مجلس بودم و برای ماموریتی به لبنان اعزام شده بودم. فارغ از آن مأموریت، اظهار تمایل کردم به عنوان یک عضو جبهه مشارکت دیداری با سید حسن نصرالله داشته باشم. حزب الله در آن سال موفق شده بود اسرائیل را از جنوب لبنان بیرون براند و محبوبیت زیادی در لبنان و نیز کشورهای اسلامی بدست آورده بود. این محبوبیت زمانی اوج گرفت که حزب الله بجای آنکه نام خود را به عنوان پیروز میدان مطرح کند، آن پیروزی را حاصل " مقاومت لبنان" مطرح کرد و افتخارش را متعلق به کل جامعه لبنان دانست. پیروزی اخلاقی حزب الله در آن زمان کمتر از پیروزی نظامی بدست آمده نبود.
    گفته شد آقای نصرالله دچار کمردرد است و به توصیه پزشکان در استراحت مطلق، اما وقتی درخواست مرا مشخصا به عنوان عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت به وی اطلاع داده بودند بلادرنگ پذیرفته بود و فردای آنروز در ضاحیه موفق به دیدارش شدم. هنوز هرگاه آن دیدار را به یاد می آورم حلاوت آن در جانم زنده می شود. فارسی را خوب بلد بود و ما ساعتی به راحتی با هم گفتگو کردیم. او می خواست از ما، به عنوان حزبی نوپا که توانسته بود اکثریت نسبی پارلمان را در ایران بدست بیاورد، بیشتر بداند و من هم جویای چگونگی توفیقات و محبوبیت شعف آور حزب الله در میان مردم متکثر لبنان بودم. در کلام او عقلانیت و تواضع موج می زد و از عمق جان من این ندا مرتب بر می آمد که او یک "خاتمی دیگر" است. در جامعه 72 ملتی لبنان او برای شیعیان و حزب الله احترام برانگیخته بود. احترامی که زائیده ترس و یا چشم داشتی نبود. حزب الله در کارهای خدمات شهری و رسیدگی به مشکلات مردم چنان کارآمد و بدون تبعیض عمل کرده بود که مردم از هر دین و آئینی به آن اعتماد کرده بودند. حزب الله بجای نفی دیگران خود را اثبات کرده بود و آن همه، حاصل رهبری سید حسن بود. حاضر بودم بر دستانش هزار بار بوسه بزنم که چهره اسلام و تشیع علوی را آنچنان زیبا ترسیم کرده بود که نه تنها شیعیان و مسلمانان به آن افتخار می کردند بلکه در بین سایر ادیان، از صمیم قلب، محترم داشته می شد.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    14 خرداد 89

    هتك حرمت بيت امام (ره) محكوم است


    در هنگام سخنراني پیش از خطبه های آيت الله سيد حسن خميني در مرقد امام و در سالروز رحلت آن امام بزرگوار، عده اي كه بطور سازمان يافته در مقابل تريبون جاي داده شده بودند با شعارهاي پي در پي مانع ادامه سخنراني وي شدند و بدين وسيله به حريم بيت امام تعرض كرده و در حالي كه هنوز بيست و یک سال از رحلت جانسوز آن امام بزرگوار كه با قيام خويش انقلاب اسلامي را پايه گذاري كرد نگذشته است با نواده او رفتاري كردند كه در صدر اسلام پنجاه سال طول كشيد تا چنان كنند.
    سيد حسن خميني امروز تاوان همراهي با مردم، در درد و رنج يك سال گذشته آنان، را مي پردازد. هزينه عدم همراهي با آنان را كه مي خواستند او را همراه خود داشته باشند تا با مردم گستاخانه تر برخورد كنند. او هزينه و تاوان دلجويي ازآسيب ديدگان حوادث پس از انتخابات و هزينه ديدار با فرزند شهيد بهشتي پس از آزادي از زندان را مي پردازد، هزينه تنها نگذاشتن ياران امام را كه در يك سال گذشته آماج همه گونه تهمت و افتراي ناجوانمردانه ای بوده اند تا حدي كه رهبري نيز در سخنان خود هواداران را از بي تقوايي و زياده روي بيش از حد در اين وادي بر حذر داشتند.
    بدون ترديد روح امام امت امروز از رفتاري كه در جوار مرقد شريفش با نوادة فاضل و پرهيزگارش، كه از هر لحاظ به خود او شبيه است، شد آزرده است و از ناسپاسي آنانی كه با قصد وغرض ناپاك در آنجا گرد آورده شده بودند و چنين رفتاري را از خود نشان دادند در رنج است.
    پيروان راستين امام ساكت نخواهند نشست تا نام و راه امام توسط كساني مصادره شود كه در زمان حيات امام راهي به سوي او نمي جستند و امام نيز هرگز آنان را محرم خود نمي دانست.
    سزاوار است پيروان راستين امام در روزي كه مي تواند جمعه آينده باشد، با حضور در حرم امام از نوه گرامي او كه توليت حرم را بر عهده دارد و در خانه خويش مورد هتك حرمت ناسپاسان قرار گرفته است دلجويي و از اينكه در پاسداري از راه و روش امام همچون خود او ثابت قدم و استوار است تجليل و قدر شناسي نمايند

    7 خرداد 89

    ريزش و رويش، حدیث استواری سبزها

    خانم سرمدي، همسر مقاوم برادر عزيزم حسين نوراني ن‍‍ژاد تلفن زده بود تا بعد از ملاقات اخيرشان سلام حسين را به من برساند. خيلي خوشحال شدم. حسين از جوانان نازنين و اصيلي ست كه از عمق جان، مسئولانه و از روي اعتقاد خالصانه سياست ورزي مي كند و به همين دليل، خيلي زياد، در هر كاري قابل اعتماد است. او در عين حالي كه امروزي است به ارزشهاي پيشينيان پشت نكرده است و بين اصالت ها و ارزشهای دوران هاي انقلاب، جنگ ، اصلاحات و اكنون جنبش سبز پل زده است. خيلي مودب است و حرمت ها را پاس مي دارد. به لحاظ فكري نيز مولف است و به همين دليل كاريزماي خاص خود را در بين هم نسلانش دارد. از زمان انتخابات مجلس هفتم كه وي و دوستانش را براي همكاري در ستاد انتخابات جبهه مشاركت دعوت كردم و ابتدا مسأله داشتند و انتخابات را بي حاصل مي دانستند تا بعد كه متقاعد شدند و بسيار فعال، و تا بعد كه به علت رد صلاحيت گسترده نامزدهايمان از شركت در انتخابات بازمانديم و پس از آن تا امروز كه مدت نه ماه است در زندان است و همديگر را نديده ايم رابطه وثيقي بين ما برقرار بوده است تا جائي كه با همه محدوديت هاي زندان دوبار از آنجا با من تلفني صحبت كرده است. نظراتش هميشه برايم معيار درك واقعيت هاي جامعه بوده و از آنها تأثير گرفته ام. همو بود كه دو سال و نيم پيش مرا تشويق كرد تا وبلاگ داشته باشم و پس از آن به من در مورد مطالب آن بازخورد مي داد و خيلي وقتها هم من مطالبم را قبل از انتشار براي او مي فرستادم تا اگر لازم باشد در آنها اصلاحاتي انجام دهم. بيشتر اوقات مجري و پاي كار برگزاري مراسم مناسبت هاي مذهبي جبهه مشاركت بود و شور و شوق خستگي ناپذيري از خود نشان مي داد و همه را به همراهي وا مي داشت. پس از انتخابات كه شرايط بسيار امنيتي شده بود او پيش قدم شد تا مراسم دعاي كميل دارالزهرا ي آقاي محتشمي پور رونق بيشتري يافته و رنگ سبز بگيرد و عاقبت هم به همين دليل او و مهدي اقبال كه به دعوت او قاري دعاي كميل هاي پر شور آن ايام بود را بازداشت و به زندان محكوم كردند. حسين در مرحله تجديد نظر به يك سال حبس قطعي محكوم شده است. از خانم سرمدي پرسيدم حسين كه الآن شرايط استفاده از آزادي مشروط را دارد. گفت آري نه ماه از يك سال خود را گذرانده است ولي به او اجازه استفاده از اين حق را نمي دهند ، تازه اسمش جزء كساني بود كه قرار است هفته آينده به مرخصي بيايند ولي حذفش كرده اند. از او خواسته اند عليه موسوي موضع بگيرد و بگويد موسوي اشتباه كرده است ولي او نپذيرفته است و از موسوي حمايت كرده است. بخاطر همين نه تنها با آزادي مشروطش مخالفت كرده اند بلكه از مرخصي هم محرومش كرده اند. من چه بايد به خانم سرمدي مي گفتم. گفتم من به حسين و به شما تبريك مي گويم. ديانت، سياست و استقامت حسين را مي ستايم و برايش آزادي هر چه سريعتر آرزو مي كنم. با خانم سرمدي هم بابت شرايط سختي كه مي گذراند اظهار همدلي كردم. او گفت: ما كه سختي نمي كشيم. كساني هستند گمنام، و به ده، پانزده سال زندان محكوم شده اند و ايستاده اند. تلفن خانم سرمدي كه تمام شد موضوعی كه چند روزي بود مرا به نوشتن فرا مي خواند دوباره به سراغم آمد. ريزش و رويش نيروها.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    6 خرداد 89

    مناظرۀ شکوری راد و وحید جلیلی در دانشگاه علم و صنعت

    به دعوت مجمع حزب الله دانشگاه علم و صنعت مناظره ای بین بنده و آقای وحید جلیلی در دوم خرداد سال 60 برگزار شد که بازتاب نسبتاً گسترده ای در خبرگزاریها و رسانه های مجازی داشت.البته بنده انعکاسی در روزنامه ها ندیدم که علت آن ترس روزنامه های اصلاح طلب از تیغ هیات نظارت بر مطبوعات بود و روزنامه های جناح راست نیز لابد موضوع را به نفع خود ندیدند.
    در زیر خبر خبرگزاریهای ایلنا، ایسنا، فارس و برنا که مکمل هم هستند به ترتیب آمده است. خبر سایت جرس نیز که با میان تیترهای متعدد خبر ایلنا را باز تنظیم کرده است در ادامه امده است. خبری نیز از حاشیه مراسم در سایت ها آمده بود که برای نکته ای از آن توضیحی داده ام که در ابتدا قرار داده ام.

    سردبیر محترم سایت نوروز
    سلام
    در خبر حاشیه های مناظره در دانشگاه علم و صنعت ذکر شده که گویا من در مقابل تقاضای کسی برای امضای اعتقاد به ولایت فقیه گفته باشم "نه امضا نمی کنم". اصلا چنین دیالوگی وجود نداشته است. البته در آن ازدحام که کسانی با هتاکی و بعضا فحاشی به سوی من هجوم می آوردند به یکی از مهاجمین که خیلی به من نزدیک شده بود صورتم را نشان دادم و گفتم بزن که او نیز امتناع کرد. بنظر می رسد آنها نظر من را در مورد ولایت فقیه می دانستند و می خواستند مرا وادار کنند که مطابق سلیقۀ آنها سخن بگویم که من نخو.استم چنین بکنم و این موضوع آنها را عصبانی کرده بود.
    خواهشمندم این توضیح را به نحو مقتضی در سایت نوروز بگذارید.
    شکوری راد

    حاشیه های مناظره علی شکوری راد با وحید جلیلی
    مناظره ی روز یکشنبه دوم خرداد 89 در دانشگاه علم و صنعت بین دکتر شکوری راد و وحید جلیلی، در حالی با سخنرانی شجاعانه و بی سابقه ی دکتر شکوری راد و حضور گسترده ی دانشجویان سبز همراه شد که در انتهای مراسم و در حالی که دکتر شکوری راد قصد ترک دانشگاه را داشتند، اوباش بسیجی که در ضرب و شتم دانشجویان سبز علم و صنعت در 8 دی و نیز سرکوب های خیابانی مردم سابقه دارند و از سخنان ایشان به شدّت برآشفته بودند با همکاری حراست دانشگاه به وی حمله ور شده و به هتّاکی و فحّاشی به وی پرداختند.
    مسئولان دانشگاه علم و صنعت روز شنبه 31 اردیبهشت پوسترهایی در سطح گسترده در دانشگاه با مضمون برگزاری مناظره بین دکتر علی شکوری راد نماینده ی مجلس ششم و عضو شورای مرکزی جبهه ی مشارکت و وحید جلیلی مدیر دفتر مطالعات جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی در روز دوم خرداد 1389 پخش نمودند. به دنبال اعلام این خبر و دعوت از علی شکوری راد دانشجویان سبز دانشگاه علم و صنعت به صورت خودجوش روز یکشنبه در سالن آمفی تئاتر شهید بهرامی حضوری گسترده به هم رسانیدند به طوری که در سالن 600 نفری شهید بهرامی دانشگاه، نهایتاً 100 نفر از دانشجویان بسیجی حضور داشته و مابقی را دانشجویان سبز تشکیل می دادند.

    متن سخنرانی طرفین در خبرگزاری های مختلف مانند فارس و برنا و ایلنا و غیره موجود می باشد امّا در ذیل به مطالبی و نکاتی از این مناظره که در خبرگزاری ها ذکر نشده است می پردازیم

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007