• عکس
  • دیگر مسجل شد صلاحیت ندارم!
  • آئین توحید، اعتراض به رد صلاحیت
  • داستان محکومیت من
  • در باره خودم
  • ساده کرده ایم
  • حیف!
  • دو مقدمه و یک سوال در مورد آقای جنتی
  • مقدمه ای برای راه اندازی سایت
  • از "قولوا لااله الاالله تفلحوا" تا حکم اعدام محمدامین
  • ارزیابی آنچه در 22 بهمن گذشت
  • اعتراف رسمی به توهم انقلاب مخملی
  • اصل ولایت فقیه، جزء اصول دین است
  • چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود
  • آموزه هایی از سنگ نوردی برای عرصۀ سیاست
  • چفیه نشان چیست
  • آهای! آقای صلواتی
  • این هشدار را جدی بگیرند
  • يادگار دوران اصلاحات
  • انقلاب فرهنگی- چرا و چگونه آغاز شد
  • مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات
  • مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات
  • شكوري‌راد در مناظره با کوچک زاده: وقتی اعتراضات انقلاب مخملی نامیده شد نخستین اشتباه رخ داد
  • شکوری راد:«جنبش سبز» ادامه حرکت اصلاح طلبانه ملت ایران است
  • شکوری راد: جنبش سبز،ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو است
  • شکوری راد: ما می خواهیم هر کس را که مردم انتخاب کردند بر آنها حکومت کند
  • شكوري‌راد: اصولگرايان حق طلب هم در جنبش سبز حضور دارند
  • شکوری راد: ابعاد سياست زدگي گسترده شده است
  • يادگار دوران اصلاحات
  • تشکیل ساختار جدید مشکلی را حل نمی کند باید رفتارها را عوض کرد
  • سید مصطفی تاج زاده
  • سید مصطفی تاج زاده
  • امام، زیباترین نام
  • امام، زیباترین نام
  • محمد سروش
  • محمد سروش
  • شكوري‌راد در مناظره با کوچک زاده: وقتی اعتراضات انقلاب مخملی نامیده شد نخستین اشتباه رخ داد
  • مناظره با آقای ترقی-خبر ایلنا
  • عدالت و آزادی، خواستۀ مشترک چفیه و شال سبز هستند
  • دکتر شکوری راد: همه باید به قانون برگردند و به آن تمکین کنند
  • کسانی که عزت این مملکت را برده اند باید بروند و کسانی باید بیایند که موجب سربلندی مردم و کشور شوند
  • نگرانی موسوی از سوراخ شدن کشتی جمهوری اسلامی بدست دولت نهم است
  • پتانسیل میرحسین فرصت بسیار خوبی برای کشور است
  • خاتمی بهترین گزینه
  • شكوري راد: بازداشت قابل به دليل روحاني بودن اوست
  • شش سال پیش در چنین روزی
  • تاملی بر شعارهای جنبش سبز
  • بیانیه جبهه مشارکت دربارۀ ضرورت ابطال انتخابات
  • پاسخی به یک نظر
  • این مقالهء تاج زاده را بخوانید
  • پاسخ به یک نقد ارزشمند
  • رفع تهديد با تقويت دموکراسي
  • شكوري راد و وبلاگ نويسي
  • الهۀ مادر
  • داود
  • من چه شادم امروز
  • برای مهدی کروبی فرزند احمد
  • آنان که رفتند، شهید مسعود هاشم زاده
  • راهپیمائی اعتراضی(2): فاجعۀ کشتار مردم
  • راهپیمائی اعتراضی(1): فرشی از بشریت، دریایی از شعور
  • اهمیت رأی مردم کمتر از خون و ناموسشان نیست.
  • بزرگداشت شهید سید احمد رحیمی
  • مردان بزرگ
  • نظام بهداشت و درمان پر از وصله و پینه است
  •  

    17 اسفند 88

    مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات


    شکوری‌راد:تنها در یک مورد ما هفت دستگاه شنود از دفتر مشارکت کشف کردیم/ خواسته اولیه جنبش سبز اجرای قانون است
    پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، امید ایران‌مهر، مهراوه خوارزمی: تحزب ایرانی در سال جاری وضعیتی فراموش نشدنی را تجربه کرد. از انتخاباتی که پشت سر هیچ یک از کاندیداهایش یک حزب واحد و مشخص نایستاده بود تا پلمپ دفتر دو حزب و اعلام کیفرخواستی که در آن مشخصآ چند حزب اتهاماتی را متحمل شدند. اما این اتفاقات فارغ از درستی یا نادرستی‌شان می‌توانست این سوال را به ذهن بیاورد که اگر چنین مسائلی پیش نمی‌آمد و احزاب می‌توانستد با تمام موانع پیش‌رویشان همان کارکرد حداقلی را به جامعه ارائه دهند آنها چه تاثیری بر تنش‌ها و اعتراضات پس از انتخابات می‌گذاشتند و تا چه حد می‌توانستند نقش کاهنده یا حتی فزاینده داشته باشند. هر چند این روزها که اعضاء کادری حزب مشارکت در تکاپوی آن هستند که بتوانند کنگره سالانه این حزب را به رسم هر سال و پیش از پایان یافتن زمستان برگزار کنند و علی‌رغم در بند بودن دبیر کل حزب و تنی چند از دیگر اعضاء آن به عهد موعود عمل نمایند اما برای یافتن پاسخ پرسشهایمان گوشه دنجی با علی شکوری‌راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی یافتیم و به بررسی وضعیت احزاب اصلاح‌طلب و حزب مشارکت در سالی که گذشت و اما و اگرهای مشکلات بوجود آمده در فعالیت حزب متبوع او پرداختیم. بحث درباره اتفاقات پس از انتخابات ناخودآگاه ما را به مسیری کشاند که چشم‌آنداز جنبش مردمی پس از انتخابات را به میانه سخن کشید. علی شکوری‌راد که جنبش سبز را عصاره و حاصل تمامی تجربیات دوران اصلاحات می‌داند، معتقد است که اولین و مهمترین دستاورد جنبش سبز که همین حالا هم گوشه‌هایی از آن نمایان است، شکل‌گیری یک جامعه مدنی واقعی خواهد بود.

    شما عضو شورای مرکزی مشارکت بودید و بعد از وقایع انتخابات با دستگیری همفکرانتان و پلمپ دفتر حزب مواجه شدید؛ اگر این اتفاقات نمی‌افتاد و مشارکت می‌توانست همچنان به عنوان یک حزب سیاسی به کارکردهای معمول خودش بپردازد، فکر می‌کنید حزب شما در زمینه کنترل فضا و کمک به مطرح شدن اعتراضات در چاچوبی متفاوت چه کارکردی می توانست داشته باشد.

    انتخابات دهم ریاست جمهوری ویژگی‌های خاص خودش را داشت از جمله آن ویژگی‌ها این بود که کاندیدایی که به نوعی مورد اجماع جبهه اصلاحات قرار گرفت (حالا غیر از آقای کروبی که هواداران خاص خودش را داشت) کاندیدایی نبود که احزاب به دنبالش رفته و او را به عنوان کاندیدای خود معرفی کرده باشند. بلکه کسی بود که بخاطر سابقه و وزن شخصی خودش به میدان آمد و چون پتانسیل‌های خوبی داشت احزاب به این صرافت افتادند که از او حمایت کنند. بنابر این انتخابات ریاست جمهوری از این نظر یک رقابت حزبی نبود. در طرف های دیگر هم همینطور بود؛ آقای احمدی‌نژاد یک حزب شناسنامه دار ندارد، آقای رضایی هم حزب نداشت. اگر آقای کروبی هم حزبی داشت در محدوده مشخصی بود و حزبی فراگیر به حساب نمی آمد. بنابراین انتخابات این دوره ریاست‌جمهوری بر خلاف دوره قبل که نقش احزاب در آن پررنگ‌تر بود انتخاباتی غیر حزبی به شمار می آمد. جبهه مشارکت هم که از آقای مهندس موسوی حمایت کرد ستاد مستقلی تشکیل نداد و درحقیقت نیروها رفتند و در داخل ستادهای آقای موسوی و یا ستادهای مردمی و یا ستادهایی که با عنوان ستاد اصلاح طلبان تشکیل شده بود فعال شدند. بنابراین ما می‌توانیم بگوییم که در این انتخابات جبهه مشارکت با صبغه حزبی خودش وارد میدان نشد.
    اگرچه حمایت کرد و اگرچه در مراحل مختلف همراه بود اما بیشتر ترجیح داد در ستادهای آقای موسوی ادغام شود تا اینکه بخواهد بطور مستقل فعالیت کند. بنابر این نیروهایی که در این ستادها فعال شده بودند به این طریق قبل و بعد انتخابات به فعالیتشان ادامه دادند و به نظر من بستن جبهه مشارکت ناشی‌گری بود، در حقیقت کار بیهوده و لغوی انجام شد توسط کسانی که نه اطلاعات کافی دارند و نه شناخت کافی دارند و نه تحلیل درستی نسبت به مسائل دارند. من فکر می‌کنم بسته شدن در حزب هیچ مشکل خاصی برای ما ایجاد نکرد جز آنکه مجبور شدیم جلساتمان را در جای دیگری برگزار کنیم و الا آن دسته از نیروهای مشارکت که فعال بودند در همان پیوندهایی که قرار داشتند به فعالیتشان ادامه دادند. کما اینکه ساختمان سازمان مجاهدین انقلاب را پلمپ نکردند ولی شما مقایسه کنید ببینید میان جبهه مشارکت که دفترش پلمپ شده بود و مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب که دفترشان بسته نشده بود تفاوت چندانی دیده نمی‌شود یعنی این موضوع تآثیری در فعالیت حزب نداشت.

    .

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    مصاحبه با پارلمان نیوز: آینده جنبش سبز و عملکرد احزاب پس از انتخابات

    شکوری‌راد:تنها در یک مورد ما هفت دستگاه شنود از دفتر مشارکت کشف کردیم/ خواسته اولیه جنبش سبز اجرای قانون است
    پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، امید ایران‌مهر، مهراوه خوارزمی: تحزب ایرانی در سال جاری وضعیتی فراموش نشدنی را تجربه کرد. از انتخاباتی که پشت سر هیچ یک از کاندیداهایش یک حزب واحد و مشخص نایستاده بود تا پلمپ دفتر دو حزب و اعلام کیفرخواستی که در آن مشخصآ چند حزب اتهاماتی را متحمل شدند. اما این اتفاقات فارغ از درستی یا نادرستی‌شان می‌توانست این سوال را به ذهن بیاورد که اگر چنین مسائلی پیش نمی‌آمد و احزاب می‌توانستد با تمام موانع پیش‌رویشان همان کارکرد حداقلی را به جامعه ارائه دهند آنها چه تاثیری بر تنش‌ها و اعتراضات پس از انتخابات می‌گذاشتند و تا چه حد می‌توانستند نقش کاهنده یا حتی فزاینده داشته باشند. هر چند این روزها که اعضاء کادری حزب مشارکت در تکاپوی آن هستند که بتوانند کنگره سالانه این حزب را به رسم هر سال و پیش از پایان یافتن زمستان برگزار کنند و علی‌رغم در بند بودن دبیر کل حزب و تنی چند از دیگر اعضاء آن به عهد موعود عمل نمایند اما برای یافتن پاسخ پرسشهایمان گوشه دنجی با علی شکوری‌راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی یافتیم و به بررسی وضعیت احزاب اصلاح‌طلب و حزب مشارکت در سالی که گذشت و اما و اگرهای مشکلات بوجود آمده در فعالیت حزب متبوع او پرداختیم. بحث درباره اتفاقات پس از انتخابات ناخودآگاه ما را به مسیری کشاند که چشم‌آنداز جنبش مردمی پس از انتخابات را به میانه سخن کشید. علی شکوری‌راد که جنبش سبز را عصاره و حاصل تمامی تجربیات دوران اصلاحات می‌داند، معتقد است که اولین و مهمترین دستاورد جنبش سبز که همین حالا هم گوشه‌هایی از آن نمایان است، شکل‌گیری یک جامعه مدنی واقعی خواهد بود.

    شما عضو شورای مرکزی مشارکت بودید و بعد از وقایع انتخابات با دستگیری همفکرانتان و پلمپ دفتر حزب مواجه شدید؛ اگر این اتفاقات نمی‌افتاد و مشارکت می‌توانست همچنان به عنوان یک حزب سیاسی به کارکردهای معمول خودش بپردازد، فکر می‌کنید حزب شما در زمینه کنترل فضا و کمک به مطرح شدن اعتراضات در چاچوبی متفاوت چه کارکردی می توانست داشته باشد. انتخابات دهم ریاست جمهوری ویژگی‌های خاص خودش را داشت از جمله آن ویژگی‌ها این بود که کاندیدایی که به نوعی مورد اجماع جبهه اصلاحات قرار گرفت (حالا غیر از آقای کروبی که هواداران خاص خودش را داشت) کاندیدایی نبود که احزاب به دنبالش رفته و او را به عنوان کاندیدای خود معرفی کرده باشند. بلکه کسی بود که بخاطر سابقه و وزن شخصی خودش به میدان آمد و چون پتانسیل‌های خوبی داشت احزاب به این صرافت افتادند که از او حمایت کنند. بنابر این انتخابات ریاست جمهوری از این نظر یک رقابت حزبی نبود. در طرف های دیگر هم همینطور بود؛ آقای احمدی‌نژاد یک حزب شناسنامه دار ندارد، آقای رضایی هم حزب نداشت. اگر آقای کروبی هم حزبی داشت در محدوده مشخصی بود و حزبی فراگیر به حساب نمی آمد. بنابراین انتخابات این دوره ریاست‌جمهوری بر خلاف دوره قبل که نقش احزاب در آن پررنگ‌تر بود انتخاباتی غیر حزبی به شمار می آمد. جبهه مشارکت هم که از آقای مهندس موسوی حمایت کرد ستاد مستقلی تشکیل نداد و درحقیقت نیروها رفتند و در داخل ستادهای آقای موسوی و یا ستادهای مردمی و یا ستادهایی که با عنوان ستاد اصلاح طلبان تشکیل شده بود فعال شدند. بنابراین ما می‌توانیم بگوییم که در این انتخابات جبهه مشارکت با صبغه حزبی خودش وارد میدان نشد.
    اگرچه حمایت کرد و اگرچه در مراحل مختلف همراه بود اما بیشتر ترجیح داد در ستادهای آقای موسوی ادغام شود تا اینکه بخواهد بطور مستقل فعالیت کند. بنابر این نیروهایی که در این ستادها فعال شده بودند به این طریق قبل و بعد انتخابات به فعالیتشان ادامه دادند و به نظر من بستن جبهه مشارکت ناشی‌گری بود، در حقیقت کار بیهوده و لغوی انجام شد توسط کسانی که نه اطلاعات کافی دارند و نه شناخت کافی دارند و نه تحلیل درستی نسبت به مسائل دارند. من فکر می‌کنم بسته شدن در حزب هیچ مشکل خاصی برای ما ایجاد نکرد جز آنکه مجبور شدیم جلساتمان را در جای دیگری برگزار کنیم و الا آن دسته از نیروهای مشارکت که فعال بودند در همان پیوندهایی که قرار داشتند به فعالیتشان ادامه دادند. کما اینکه ساختمان سازمان مجاهدین انقلاب را پلمپ نکردند ولی شما مقایسه کنید ببینید میان جبهه مشارکت که دفترش پلمپ شده بود و مجمع روحانیون و سازمان مجاهدین انقلاب که دفترشان بسته نشده بود تفاوت چندانی دیده نمی‌شود یعنی این موضوع تآثیری در فعالیت حزب نداشت.

    .

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    15 اسفند 88

    شكوري‌راد در مناظره با کوچک زاده: وقتی اعتراضات انقلاب مخملی نامیده شد نخستین اشتباه رخ داد

    مناظره علی شکوری‌راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و مهدی کوچک‌زاده نماینده مجلس شورای اسلامی با موضوع ”بررسی خط و اندیشه امام(ره)“ در نشست سراسری سالانه دفتر تحکیم وحدت(طیف شیراز) برگزار شد.

    به گزارش ایلنا، در ابتدای این مناظره شکوری‌راد با بیان اینکه به نظر من دفتر تحکیم وحدت خاتمه یافته است و هیچ‌کدام از دو تشکل باقی مانده به این نام نمی‌توانند پیشینه آن را نمایندگی کنند، خاطر نشان کرد: نام مسلمانان پیرو خط امام اولین بار به دانشجویان تسخیر‌کننده سفارت آمریکا اطلاق شد و از جمله آنها محسن میردامادی بود که هم‌اکنون در زندان به سر می‌برد.

    وی افزود: در اوایل انقلاب هر کس به استنباط خود از خط امام عمل می‌کرد و برای جریانی که به خط امام مشهور بود، کسی چارچوب ننوشت و تا زمانی که امام در قید حیات بود بر اساس رفتار امام عمل می‌شد که آخرین مورد آن در هنگام انتخابات مجلس سوم بود که دفتر تحکیم وحدت در پی این سخن امام که دانشجویان جوان مانند مجتهدین اجازه دخالت در سرنوشت خود را دارند، وارد انتخابات شد، زیرا تا آن هنگام فقط حزب جمهوری اسلامی و جامعه روحانیت مبارز لیست‌هایی را در انتخابات معرفی می‌کردند اما امام خواستار آن بود که رقابت در انتخابات جدی شود و لذا وقتی شورای نگهبان قصد ایجاد مانع در برابر این مسئله را کرد، ایشان نماینده‌ای را تعیین نموده و شورای حکمیت تشکیل شد تا اجازه زیاده‌خواهی به شورای نگهبان داده نشود.

    عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان اینکه ما به این خط امام که به دانشجو اجازه فعالیت می‌دهد افتخار می‌کنیم، تصریح کرد: بعد از رحلت امام کسانی که پایگاهی در میان دانشجویان نداشتند، می‌خواستند دفتر تحکیم وحدت را مخالف رهبری جلوه دهند و برای تعیین نام نشریه آنها با عنوان ”پیرو خط امام“ مانع ایجاد کردند در حالی که نمی‌دانستند ایجاد این تقابل بدین معنا است که رهبری مخالف امام است.

    شکوری‌راد با تاکید بر اینکه به برخی رفتارهای پس از سال ۷۶ دفتر تحکیم وحدت انتقادات مفصلی دارم،‌گفت: چاره‌ این مملکت و خروج از وضع فعلی بازگشت به راه و اندیشه امام است که در قانون اساسی بیان شده است و لذا اجرای بدون تنازل قانون اساسی به معنای خط امام است.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    14 اسفند 88

    از "قولوا لااله الاالله تفلحوا" تا حکم اعدام محمدامین

    سالروز ولادت محمد امین، پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) است و من به خبر صدور حکم اعدام محمدامین ولیان، فعال دانشجویی دامغان و از بازداشت شدگان روز عاشواری خونین تهران بر روی سایت های خبری خیره مانده ام.
    شعار دعوت محمد(ص) در ابتدای رسالتش در کوچه های مکه و در کنار خانۀ خدا که آن زمان بتکده بود این جملۀ کوتاه بود که بگوئید خدا یکی ست تا رستگار شوید. مشرکانی که این دعوت را پذیرفتند و "لا اله الا الله" گفتند رستگار شدند و آنها که بر شرک باقی ماندند رستگار نشدند.

    اکنون محمد امین ولیان که خودش و جد اندر جدش قائل به وحدانیت خدا بوده اند و علاوه بر آن به رسالت پیامبر و قرآن او و امامت امامان دوازده گانه(ع) ایمان داشته اند، خود وخانواده اش عامل به احکام اسلام هستند و در نمازهای روزانه بارها لا اله الا الله می گویند و بر رسالت رسولش نیز گواهی می دهند، نظام جمهوری اسلامی را قبول دارند و به قانون اساسی وفادارند، دانشجویی بیست ساله وعضو انجمن اسلامی دانشجویان است که در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کرده و به یکی از نامزدهای رسمی انتخابات که مورد تأیید شورای نگهبان نیز قرار گرفته بوده است رأی داده ولی فقط به نتایج اعلام شده اعتراض داشته و اکنون حداکثر خواسته اش اجرای بدون تنازل قانون اساسی ست، به جرم آنکه در تظاهرات روز عاشورای حسینی در اقتداء به او و با قصد اعتراض به آنچه ظلم می دانسته است شرکت کرده و با مانع نیرهای انتظامی مواجه شده است و در جریان برخوردهایی که پیش آمده سنگی پرتاب کرده که معلوم نیست به جایی اصابت کرده و یا موجب خسارتی شده باشد در دادگاه منتسب به رسولی که دعوتش به گفتن لا اله الا الله و وعده اش رستگاری بوده است به محاربۀ با خدا و رسول متهم و حکم اعدام برایش صادر شده است.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    24 بهمن 88

    ارزیابی آنچه در 22 بهمن گذشت

    جنبش سبز در زورآزمایی سیاسی خود با جناح حامی دولت در راهپیمائی 22بهمن موفق به غلبه نشد و سبزها که اعلام کرده بودند با نماد سبز در این راهپیمائی شرکت می کنند علی رغم حضور گسترده نتوانستند بطور عمومی از نماد سبز استفاده کنند و این مسأله موجب شد حامیان دولت جمعیت آنها را به نفع خود مصادره کنند و در تبلیغات رسمی آنها را موافق وضعیت موجود قلمداد کنند. این یک زورآزمائی در شرایط برابر نبود که نتیجۀ آن بتواند ارزیابی واقعیت جامعه را بدست بدهد و آنچه نصیب جناح حامی وضع موجود شده است صرفا یک برد تبلیغاتی است و نه از میدان بدر کردن جنبش سبز.
    در حالی که آنها از ابزار و امکانات و امنیت بسیار زیاد برای برنامه ریزی و سازماندهی برخوردار هستند معترضین از هرگونه امکانی محروم شده اند و از هیچ امنیتی حتی برای یک تلفن زدن برخوردار نیستند. با این حال هشت ماه است که جنبش اعتراضی مردم زنده است و علی رغم همۀ فشارها بالیده است و این خود پیروزی کمی نیست. پیروزی واقعی برای آنها خاموش کردن اعتراضات مردمی است و برای جنبش اعتراضی بقا و بالندگی. آنها پیروز نیستند چرا که نتوانسته اند جنبش سبز را خاموش کنند و برای جلوگیری از بالندگی آن در 22 بهمن ناگزیر شده اند همۀ ظرفیت خود را بکار بگیرند و با این حال همچون تلاش ناکامشان برای مصادرۀ 40 میلیون شرکت کنندۀ ادعایی در انتخابات گذشته نمی توانند انبوه شرکت کنندگان در راهپیمائی 22 بهمن را به نام خود ثبت کنند. حضور اعضاء جنبش سبز در راهپیمائی 22بهمن همانند شرکتشان در انتخابات گذشته اشتباه نبوده است و اگر کسانی در این راهپیمائی شرکت نکرده باشند اشتباه کسانی را مرتکب شده اند که در انتخابات گذشته شرکت نکردند ولی پس از آن خود را جزء جنبش سبز نامیدند. همانها که اکنون بیشترین سرخوردگی ها را فریاد می کنند و خواسته یا نا خواسته در جهت تبلیغات رسمی دولت حرکت می کنند.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    21 بهمن 88

    اعتراف رسمی به توهم انقلاب مخملی

    گفتگوی ویژۀ خبری شبکۀ دو با دکتر محمد رضا تاجیک اعتراف رسمی به این واقعیت بود که اتهام انقلاب مخملی به رهبران و هواداران جنبش سبز یک توهم و تحلیل غلط بوده است. تاجیک این تحلیل را در پاسخ به سوال اصراری مجری محترم ارائه داد. معنای اصرار او این است که صدا و سیما و هدایت گران سرکوب اعتراضات پس از انبوه تبلیغات در مورد انقلاب مخملی به این نتیجه رسیده اند که این تحلیل از ابتدا درست نبوده و بیهوده جار و جنجال می کرده اند و حالا از زبان آقای تاجیک به اشتباه خود اعتراف می کنند. بگذریم که با آن توهم چقدر احساسات و هواداران خود را تحریک کردند و آنها را وادار به چه کارها که نکردند.
    در همان ابتدا در نیمۀ مرداد یادداشتی در وبلاگم نوشته بودم با عنوان اعترافات در تقدیرکه بد نیست اکنون بازخوانی بشود. در اینجا نمونۀ اول را می آورم و در دنبالۀ این نوشته متن کامل آن یادداشت را نیز می گذارم.
    نمونه اول: " من ..... متولد سال 1355 دریکی از محله های شهر ری هستم، پس از چندین ساعت گفتگو که با آقایان نبوی ،تاج زاده، حجاریان وبرادران دیگر، در زندان، داشتم پی بردم که چگونه در یک مسیر غلط افتاده بودم و اگر لطف این برادران نبود اکنون در ورطه سقوط و خیانت به ملت و کشورم بودم. من هیچوقت قصد خیانت نداشتم اما به ما القاء کرده بودند که در ایران یک انقلاب مخملی در حال انجام است و هدف آن سرنگونی نظام است. از ما خواسته بودند که با بازجویی و اعتراف گیری از افرادی که بازداشت شده و در اختیار ما قرار داده شده بودند ثابت کنیم توطئۀ انجام انقلاب مخملی وجود داشته است. ما دقیقا نمی دانستیم منظور از انقلاب مخملی چیست اما آنچه از ما خواسته شده بود این بود که ثابت کنیم افراد بازداشت شده در ارتباط با بیگانگان بوده، از آنها پول گرفته اند یا توسط آنها آموزش دیده اند. ما خیلی زود موفق شدیم ازامیرحسین مهدوی که جوانترین عضوسازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود اعتراف بگیریم و او را وادار کنیم مصاحبه کند ولی پس از انتشار مصاحبه معلوم شد در آن مصاحبه چیزی که بتواند انقلاب مخملی را ثابت کند وجود ندارد به همین دلیل خیلی سرزنش شدیم .
    من در گفتگو با متهمانی که در زندان در اختیارم بودند کم کم متوجه شدم اگر ما ثابت بکنیم در ایران انقلاب مخملی در حال انجام بوده است باید چیزهای زیادی از جمله فقدان پایگاه مردمی حکومت و وابستگی به روسیه را علیه خودمان پذیرفته باشیم و به همین دلیل فهمیدم راهی که ما می رویم غلط است .در عوض متهمانی که در اختیار من بودند مرا متوجه این موضوع کردند که کاری که من در آن مشارکت دارم کودتایی خشن علیه مردم کشور خودم است و به همین دلیل به خود آمدم و اکنون لازم می دانم این اعترافات را در پیشگاه ملت ایران بکنم تا اگر کسانی هستند که مانند من فریب خورده اند تا دیر نشده است به خود بیایند و به ملت خود خیانت نکنند . من دردرجه اول از خدا که فرصت مهم فهم اشتباه را به من داد و پس از او از کسانی که در جریان بازجویی ها مرا متوجه اشتباهاتم کردند سپاسگزارم .من از ملت شریف ایران بابت حقوقی که از آنها ضایع کرده ام عذر خواهی می کنم و امیدوارم در بقیه عمر بتوانم خدمتگزار آنها باشم .

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    20 بهمن 88

    شکوری راد:«جنبش سبز» ادامه حرکت اصلاح طلبانه ملت ایران است

    این یادداشت شفاهی در روزنامه اعتماد مورخ دوشنبه, ۱۹م بهمن, ۱۳۸۸با عنوان ” جنبشی که باید اصلاح طلب بماند” به چاپ رسیده است و سپس در سایت کلمه با عنوان فوق منتشر شده است.

    آیا «اصلاح طلبی» و «جنبش سبز» دو مفهوم متناقض اند یا بالعکس دو مفهوم همپوشان یکدیگرند؟ پاسخ به این سوال نیازمند آن است که در قدم نخست آنچه را از بیان این دو مفهوم مراد می شود، بازشناسی کنیم. اگرچه برخی «جنبش سبز» و «اصلاح طلبی» را دارای چارچوب های کاملاً متفاوت با یکدیگر ارزیابی می کنند اما بسیاری آن دو را مطابق با یکدیگر می دانند و تفاوتی میان این دو مفهوم قائل نیستند. شاید بتوان در این میان برای پاسخ به پرسش نخست راه سومی را برگزید؛ راهی که نه در میان این دو قائل به تمایز کامل است و نه بر انطباق نعل به نعل اصلاح طلبی و جنبش سبز پا می فشارد.

    چنان که نیک می دانیم «اصلاح طلبی» عنوانی است که تقریباً یک سال و نیم پس از خرداد سال ۷۶ که در آن سیدمحمد خاتمی به سمت ریاست جمهوری برگزیده شد و به دنبال بحث های مطول فکری و رسانه یی زاده شد و بعدها در بازیابی ریشه های آن، کسانی زادروزش را با پا گرفتن جناح چپ و نیز انشعاب مجمع روحانیون مبارز پیوند زدند و دیگرانی در جست وجوی رگه های نخستین اصلاح طلبی به تغییر سیاست های اقتصادی و توسعه یی دوران سازندگی در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی نقب زدند. اما به هر روی آنچه از اصلاح طلبی مستفاد می شد و می شود چیزی نیست جز تغییر و اصلاح روندها و فرآیندها در چارچوب قانون و با استفاده از امکاناتی که خود قانون در اختیار اصلاح گران قرار می دهد.

    تا اینجای کار به نظر می رسد نباید تفاوت چشمگیری میان اصلاح طلبی و جنبش سبز وجود داشته باشد زیرا این جنبش نیز در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم در شرایطی زاده شد که اغلب نیروهای سیاسی چه اصلاح طلبان و چه اصولگرایان سابقه دار، چه چپ و چه راست به حاکم شدن روندهای فراقانونی و رخت بربستن تعهد به قانون از قوه یی که باید مجری در قوانین باشد، اعتراض داشتند؛ در موقعیتی که بسیاری اذعان داشتند کشور در بسیاری از وجوه از جمله در وجوه اقتصادی، سیاست خارجی، اجتماعی و… در مسیری بحرانی قرار گرفته است.

    بنابراین خواه ناخواه جنبش سبز که خود را با حمایت از میرحسین موسوی و نمادها و نشانه های کمپین انتخاباتی حمایت از او پیوند زده بود، در نخستین گام بر آن بود تا با استفاده از مکانیسم انتخابات و تغییر کارگزاران و به قدرت رساندن دوباره نیروهای اصلاح طلب ذیل پیروزی کاندیدایی که اگرچه خود را اصلاح طلبی اصولگرا می خواند اما قرائت اش از مسائل و آرمان ها، اهداف و برنامه هایش به او سبقه یی اصلاح طلبانه می بخشید، به روند اصلاحات بازگردد و به پیگیری همان اهداف بپردازد. بنابراین اگرچه اعلام نتایج انتخابات و مشخص شدن نتیجه یی برخلاف انتظار رای دهندگان سبب شد جنبش سبز وارد فاز اعتراضی خود شود اما طبیعی بود که حتی این روند اعتراضی نیز در راستای همان اهداف اصلاح طلبانه یی باشد که از نخست با جنبش سبز پیوند خورده بود.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    8 بهمن 88

    شکوری راد: جنبش سبز،ائتلاف اصلاح طلبان و اصولگرایان میانه رو است


    اعتماد: مهراوه خوارزمی- با دکتر علی شکوری راد نه از جایگاه حزبی یک عضو شورای مرکزی حزب مشارکت بلکه به عنوان یک اصلاح طلب به گفت وگو نشستیم و البته پلمب دفتر حزب، ما را به گفت وگویی در اتاق کار وی در بیمارستان سینا کشاند. با شکوری راد درباره موضع گیری های اخیر مثلث کروبی، خاتمی و موسوی و تاثیرات آن بر فضای سیاسی کشور و نیز طیف بندی های تازه یی که در جناح اصولگرا به وجود آمده است، صحبت کردیم.

    -به اعتقاد بسیاری وضعیت جدید جریان های سیاسی در حال حاضر با سال های قبل تفاوت چشمگیری یافته است چنان که برخی معتقدند اگر در گذشته ما با یک دوگانه اصلاح طلب و اصولگرا مواجه بودیم اما حالا جریان های تازه یی شکل گرفته اند چنان که شاهد عرض اندام اصولگرایان میانه رو هستیم که ظاهراً در بعضی مواضع پشت سر اصلاح طلبان می ایستند یا آن گونه که نشان می دهد میان این دو جریان نزدیکی مواضع وجود دارد و از سوی دیگر یک اصولگرایی رادیکال وجود دارد که منویاتش حتی مورد قبول «راست سنتی» نیز واقع نمی شود و به گونه یی با یکدیگر تقابل دارند. آیا شما به این جریان ها اعتقاد دارید؟ در این صورت عرض اندام اصولگرایان میانه رو را چگونه و از چه منظری تعبیر می کنید؟خب در پاسخ شما باید اذعان کنم اساساً من اطلاق واژه اصولگرا را برای جناح مقابل اصلاح طلب درست نمی دانم چون اصلاح طلبان اصولگراتر از آنها هستند. اگر اصولگرایی یعنی پایبندی به مبانی، اخلاق، حقوق ملت، قانون اساسی و مبانی نظام جمهوری اسلامی، اصلاح طلب ها به مراتب از اصولگرایان به این مسائل پایبندترند. البته لفظ اصولگرایی چیزی بود که آقای احمدی نژاد به جناح راست هدیه داد. جناح راست که همیشه زیر بار انگ راست بودن و محافظه کاری قرار داشت این عناوین را برای خود نمی پسندید اما اطلاق واژه اصولگرا که با پیدایش احمدی نژاد و طیف او استفاده شد آنها را از زیر بار نامی که همیشه از آن اجتناب می کردند نجات داد. ولی بعدها معلوم شد این عنوان، عنوان صحیحی برای آقای احمدی نژاد نیست اما جناح راست ترجیح می دهد از این نام استفاده کند.

    و به این ترتیب بود که این عنوان را به کل جناح راست اطلاق کردند و الان سعی می کنند بگویند احمدی نژاد اساساً اصولگرا نیست . من فکر می کنم بخشی از جناح راست که به هر حال صادقانه به مبانی و افکار حضرت امام(ره) توجه دارد امروز به میانه روی گراییده است زیرا می گویند این امکان ندارد که بگوییم ما امام(ره) را قبول داریم ولی حاضریم کل یاران امام(ره) را کنار بگذاریم. چگونه می شود اینها را از یکدیگر جدا کنیم بعد عده یی تازه به دوران رسیده، سنگ امام را به سینه بزنند و همه یاران اصلی امام را به انحراف و دوری از مشی و مرام متهم کنند. به همین دلیل آنها اساساً این رویکرد را نپذیرفته اند و فکر می کنند باید در کشوری که جمهوری است دست کم دو جناح سیاسی اصلی وجود داشته باشد و به مرور جناح های فرعی نیز پدید بیایند.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    25 دی 88

    اصل ولایت فقیه، جزء اصول دین است


    مناظره هایی که این شبها با عنوان "رو به فردا" در شبکۀ سوم سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار می شود اگرچه نوشداروی بعد از مرگ سهراب و سهرابهاست اما به هر حال یک قدم رو به جلو حساب می شود. صرافت رئیس و مسئولان صدا و سیما در مورد ضرورت فرصت دادن به صدای معترضان تا از رسانۀ ملی شنیده شود هر چند به دنبال ناتوانی در خاموش کردن صدای آنان پدید آمده است، به هر حال یک اقدام مثبت است. این مناظره ها یک تعامل برد برد است. صدا و سیما از حضور معترضان و اصلاح طلبان در برنامه های خود کسب مشروعیت و اعتبار می کند و مخاطبانی را که از آن رویگردان شده بودند به تماشای خود وا می دارد و معترضان و اصلاح طلبان نیز فرصت می یابند برای مخاطبانی که به اینترنت و ماهواره دسترسی ندارند و تنها کانال اطلاع گیری آنها صدا و سیماست از مظلومیت خود و واقعیت آنچه بر ملت رفته است سخن بگویند و بخصوص تبلیغات یکسویۀ رسانۀ ملی علیه جنبش سبز و رهبران آنها را که طی هفت ماه گذشته یک نفس ادامه داشته است خنثی نمایند.
    در آخرین برنامه که با حضور دکتر اطاعت نمایندۀ مجلس ششم و دکتر زاکانی نمایندۀ فعلی مجلس برگزار شده بود آقای زاکانی حرفهای آقای اطاعت را تکراری خواند اما توجه نداشت که شنیدن این حرفهای به زعم او تکراری برای بینندگان صدا و سیمای جمهوری اسلامی چقدر تازگی دارد و برای بندۀ نوعی هم که تمام اخبار را دنبال می کرده ام، شنیدن آنها چقدر وجد آور بود. در جلسۀ قبلی مناظره با حضور دکتر کواکبیان، وه که چقدر کیف داشت که یکبار در سیمای جمهوری اسلامی کسی این واقعیت را گفت که جمعیت راهپیمایان 25خرداد از میدان امام حسین بود تا میدان آزادی تا بلکه مخاطب اسیر تبلیغات به این فکر بیافتد که آن جمعیت از جمعیتی که روز نهم دی ماه آمده بودند به مراتب بیشتر بوده است و بفهمد که نسبت دادن آن جمعیت بزرگ به بیگانگان و منافقان امکان ناپذیر است.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    8 دی 88

    چاره ای بیاندیشند، پیش از آنکه دیر شود

    روز عاشورا نه فقط یک مصیبت بزرگ برای شیعیان در ایران بلکه یک روز ملی عزا برای همه ایرانیان است. این روز نه فقط پس از انقلاب بلکه از قرنها پیش توسط ملت ایران پاس داشته می شده است و حفظ حرمت آن نه فقط توسط حکومت ها بلکه توسط خود ملت و آن هم نه فقط متدینین بلکه حتی بی ایمانها رعایت می شده است. مردم مراسم جشن و شادی خود را بدون هیچ اجباری از طرف حکومت، نه فقط در این روز بلکه در تمام روزهای محرم و صفر که عمدتا به عزای حسین و یارانش تعلق دارد تعطیل می کرده اند. اتهام بی حرمتی به عاشورا توسط جمعی کثیر آنهم با قصد بی حرمتی اساساً بی مورد است و به هیچ بخشی از ملت نمی چسبد.

    ادامه مطلب را اینجا بخوانید

    all right reserved for dreamdesign.ir  - © Copyright 2007